به تازگی از سوی یک مدیر وزارت بهداشت جمهوری اسلامی گفته شده ۱۸ میلیون ایرانی دچار آشفتگی و نابسامانی ( اختلال) روان هستند (1)، اینکه جمهوری اسلامی همیشه آمارهای چیزهای بد و منفی را کم ،و موردهای به سود خود را بیشتر می گوید برهمگان هویداست،

bimarبرای نمونه دست کم برای شمار معتادان سه آمار از سه جا به چشم می خورد، رسول خضری نماینده مجلس شورای اسلامی می گوید شمار معتادان چهارونیم میلیون تن اند (2) و وزارت بهداشت سه میلیون و ششصد هزار (3)و وزارت کشور و نیروی انتظامی هم کمتر از دو میلیون (4) می دانند، ولی آمار درست بیشتر ازین شمارهایی است که مدیران حکومتی می گویند و شنیده ها و تخمین میدانی به رقم های بزرگ و ترسناکی اشاره دارد، تنها کافیست در شهرهای ایران راه رفت تا به نادرست بودن همه این آمارها پی برد، داستان آمارهای دوگانه و چندگانه در ایران خود داستانی ا ست بلندبالا ، از آمار دروغ کشته ها و آنچه پیش از انقلاب و در پیوند انقلاب رخ داد تا آمار آنچه در جنگ گذشت و آمار اختلاس ها ، بزه ،خودکشی ، محیط زیست ، بهداشت و بیماری ها ، بویژه سرطان و صدها نمونه دیگر
آنچه هست، این آمارها در همین اندازه گفته شده از سوی مدیران حکومت که می خواهند آن را به میانگین های جهانی پیوند دهند هم ترسناک و شرم آوراست وگرچه برای ایران دوستان دردآور و ناراحت کننده است ولی برای برای مسببان آن ، یک پیروزی و دستاورد به شمار می رود ،هستند در ایران ، کسانی که برای این آمار جشن پنهانی می گیرند و لوح سپاس دریافت کردند، چنین نیست که این محصول و برداشت 18 میلیون بیمار روانی و دیگر موردها ،یک شبه ، تصادفن ، سرسری و خو بخودی بوجود آمده باشد ، بلکه کوشش، کاشت و داشت بیش از سه دهه برنامه ریزی ، اختصاص بودجه کلان و بهره گیری از همه ابزارهای نرم افزاری و سخت افزاریست، از پول نفت ، صداو سیما و شبکه گسترده مراکز و نهادهای دینی ، سیاسی و امنیتی ، مراکز دانشگاهی و هرآنچه گمانش را بریم در خدمت مغشوش و پریشان کردن فکر و روان ایرانیان بوده و خواهد بود و یک نظم متاسفانه منطقی برنامه ریزی شده در میان بی نظمی را می توان دید ،وحشتناکی این آمارها آن هنگام بهتر به دیده می آیدکه می بینیم، همه جمعیت کشور هلند کمتر از 17 میلیون تن است وکشورهایی مانند سوید،اتریش، سویس و بسیاری های دیگر کمتر از ده میلیون جمعیت دارند ، دریغا که ایران بیش از جمعیت بسیاری از کشورها ، مردم دچار پریشانی و نابسامانی روان دارد و ایرانیانی که با مردم این کشورها در پیوند هستند گاهی با شگفتی و پرسش آنها روبرویند که ایران چگونه کشوری است و شاید واژه ای که همواره از سوی آنها می شنویم ترس است
ترس، والبته ترس هم دارد ، بسیاری از جوانان ایرانی امروز بسیار عصبی و تند خو هستند و دست به کارهای خشن ، خطرناک و غیرقابل پیش بینی می زنند که طبیعی است هم برای ایرانیان درون کشور و هم بیرون کشور بدترین بازخورد را داشته باشد که برای پرهیز از به درازا نکشیدن این نوشته بدانها نمی پردازیم و همگان از آن آگاهند ولی این روزها که همه جا سخن از پناهجویی و پناهجویان است می توان رد پای همین آمار 18 میلیون را در میان ایرانی های پناهجو دید، که مشتی از خروار است
بیشتر ایرانی هایی که در این چندماه به اروپا آمده اند دچار همین پریشانی و آشفتگی روان هستند به گونه ای که، با وجود آنکه شمارشان در برابر دیگر پناهجویان کم است ولی گاهی رفتارهایی از آنها سر می زند که از پناهجویان پرشمار عرب، کرد، افغان و اروپایی ،مانند آلبانی یا کوزو که به آلمان پناه آورده اند، نمی بینیم ،برای نمونه در بسیاری از دعواها که در رسانه ها گزارش شده ایرانی ها یک سوی درگیری بودند از نقطه آغازین در یونان تا مجارستان و آلمان و این آخرین که پنج ایرانی در میان تعرض کنندگان جنسی و سرقت در شهرهای آلمان بودند،
به همین شمار 18 میلیون بیمار روانی در ایران خوب بنگریم و و از کنارش به سادگی نگذریم ،هرچند آمار راستین بسیار بیش ازین است و به اینها بیماری های جسمی ، و مردم درگیر دادگاههای گوناگون که برپایه گزارش قوه قضاییه بیش از 11میلیون پرونده قضایی در سال 93 تشکیل شده (5) و شهروندان بدهکار بانکها و گرفتاری های دیگر را اگر بیافزایم ، ایران کنونی کشوری شده است بسیار متفاوت از لحاظ جان و روان شهروندانش ، مردمی با نمایی و درونی دیگرگون و آشفته و بیمار ،چیزی که در هیچ کجا ، حتا در کره شمالی به دلیل تفاوتهای فرهنگی و کم آگاهی مردمشان و نیز غیردینی و به عبارتی کمتر در سوگ و عزا بودن ،دیده نمیشود.
رژیم چه سودی از این شمار شهروندان دچار انواع بیماری و گرفتاری های دیگر می برد؟
پاسخ روشن است ، حکومتی که برپایه خواست درست و انسانی بنیاد نیافته باشد و تنها هدفش نگهداشت قدرت و نظام مورد نظرش باشد و نه هیچ چیز دیگر آنگاه حکومت بر انسان های سالم، نیرومند،آزاد اندیش،فرهیخته و روشنفکر بسیار سخت است و وارونش ؛ حکومت بر انسانهای بیمار،معتاد ،بدهکار، پرونده دار، فاسد ،خائن، وابسته به سیستم و مانند آن بسیار آسان و بادوام خواهد بود و بر این پایه افزوده شدن ، 18 میلیون بیمار یک پیروزی برای عوامل پشت پرده برنامه ریزی کننده است ، هرچند به دنبال آمارهای بزرگتری هستند!


* حسن احمدپور ( امید ) ، ژانویه 2016 آلمان
عضو پیشین هیات مدیره سازمانهای غیردولتی زیست محیطی ایران
، عضو پیشین شورای سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی ایران
مدیرعامل پیشین انجمن دوستی ایران و تاجیکستان


منابع :
1_
http://khabarfarsi.com/ext/15494793
2 _
http://www.amarestan.com/vdcfa.djww6dviig.html
3
http://www.rahesabz.net/story/67858/4

http://www.radiofarda.mobi/a/f4_iranian_newspapers_review_esfand_28_1391/24931574.html
5
http://shafaonline.ir/fa/news/65887/%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-11%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%82%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-93

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)