دیباچه مترجم:

به رغم شهرت فراوان سالوادور دالی در ایران، چیز زیادی از او به فارسی منتشر نشده. تصور ما ایرانی ها از او یک آدم خط شکن خشک و بی پرواست که هیچ قید و بندی را رعایت نمی کند. اما این دیدگاه درباره ی او درست نیست. او آمیزه ای است از فروتنی و غرور و افتادگی و کیش شخصیت پرستی و طنز. مگر خود او نگفته: ” مثل همه ی استادان مدرسه ی سن فرناندو من برای قضاوت درباره ی کار خودم، بی صلاحیتم. خب من هم پا پس می کشم. کاری که بسیار خوب کشیده شده باشد، کار من نیست.” آیا شنیدن این سخنان از دهان دالی برای شما شگفت انگیز نیست؟ دالی مغرور و دالی خودخداانگار و چنین حرفی؟ وانگهی جملات قصار طنز او در میان اهل فرهنگ گیتی شهره اند و همه جا نقل می شوند. جملاتی نظیر: “در نقاشی، آنچه سنت شده است، سرقت است.”

dali

حال ما بر اساس همان نقل قول خود او از نیچه که گفته:” آن که باید بسازد، هماره ویران می کند.” بر آن شده ایم تا تصور خودمان از او را ویران کنیم تا بتوانیم از او تصور دیگری که به واقعیت نزدیک تر باشد در ذهن بسازیم. به همین روی  چندی پیش من یک گفتگو مفصل از او را با اوریانا فاللاچی خبرنگار به فارسی برگرداندم. ولی چندی پیشتر از آن این گفتگوی کوتاه را هم از او یافته و از اسپانیایی به فارسی برگردانده بودم که جایی منتشر نشده . حیفم آمد دوستداران دالی از خواندنش محروم بمانند.

یک مصاحبه ی کوتاه با سالوادور دالی

  • پس از دریافت جایزه، چه احساسی دارید؟
  • هر روز خودم را پیرتر می یابم. اما خیلی خشنود شدم. زیرا هر روز رویای رسیدن به پیری را دیده ام. من ضد فائوستم.
  • چه ارتباطی هست میان نقاشی شما و قوانین کائنات؟
  • هیچ. هیچ ارتباطی نیست. چون نقاشی من هیچ ارزشی ندارد.
  • شما از چه فرم معماری بیشتر خوشتان می آید؟
  • من از همه ی گنبدها خوشم می آید. زیرا همه گی کمالی را متجلی می کنند. آنها نمادی از سلطنت آسمانی اند.
  • شما درباره ی نقاشان چه فکری می کنید؟
  • نقاشان عادت دارند به دیوانگی……وقتی خوان گریس، به پاریس آمد، همه داشتند یک جمله از براک را تکرار می کردند که می گفت: من از قاعده ای خوشم می آید که هیجان را تصحیح می کند و دکارتی های فرانسه  تفسیر می کردند: چه استعدادی! بعد خوان گریس آمد و درست عکس آن را گفت: من از هیجانی خوشم می آید که قاعده را تصحیح می کند.
  • شما چه چیزی از بوهم سالهای دهه ی بیست یادتان می آید؟
  • هیچ. زیرا من هرگز با سبک بوهم درنیامیختم.
  • گالا چه نقشی در زندگی شما دارد؟
  • او عسلی است که من با آن نقاشی ام را تغذیه می کنم.
  • زنان دیگر چطور؟
  • زنها همیشه توهم زدایانی بسیار بزرگ اند.
  • شما با اینشتین در این باب موافقید که گیتی شعورمند است؟
  • نه. زیرا تنها شعورمند موجود، خداست….اما هربار خود را کوچکتر می کند. الان شبیه یک ذره ی خاص است و دقیقاً به خاطر همین است که در همه جا حضور دارد. حتا نوک دماغ شما.
  • شما نظرتان درباره ی بوچّونی چیست؟
  • او یکی از نقاشان نابغه است. زیرا فهمیده که حتا سخت ترین ماده، قابل انعطاف است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)