انتخابات ریاست جمهوری آینده که شاید به لحاظ شرایط ،مهم ترین انتخابات ایران بعد از انقلاب  باشد،نزد طیف های  متنوع و متکثردموکراسی خواه،رویکرد متفاوتی دارد.از شرکت بی چون وچرا گرفته تا تحریم مطلق …! برخی نیز حضور مشروط را دنبال می کنند که این نیز در سلایق مختلف اما و اگرهای متفاوتی دارد.در این نوشته بدون پرداختن به شاخص ها و تعیین شروط مشارکت به رهیافت بهبود شرایط اکنون از دریچه ی انتخابات می پردازد.

۱-    برخی این پرسش را دارند که : چه اتفاقی بدتر از این باید بیافتدکه اصلاح طلبان با انتخابات خداحافظی کنند؟ طیفی که کاسه ی صبرش سر آمده و کارد به استخوانش رسیده از هر آنچه  بر همگان گذشته ، که واگویه اش مجال نیست. اما وقتی سئوال می شود که چه باید کرد؟ گاه با گزینه های خام و عجولانه  ای مواجه می شویم .

تحول خواهی آرمان گرایانه که نزد برخی به ساختار شکنی پهلو می زند،این روزها در داخل و خارج کشور، کم طالب ندارد. اما با لحاظ تمام شرایط قابل شرح ، بیشترین اتفاق نظر برای گذار به مدرنیته ، هنوز هم بهبود خواهی و اصلاحات هرچند گام به گام و حداقلی ست  که خود با تعدیل طیف های رادیکال ،تعریف و اولویت بندی خواسته ها با لحاظ امکانات میسر می کردد.

۲-    با نگاهی به شرایط جاری در سوریه و با لحاظ اشتراکاتی که وجود دارد می توان گفت که شاید استمراردیکتاتورینسبی در این کشور یا کشورهایی که دموکراسی نیم بندی دارند و یا قائل و حاضر به مذاکره و پذیرش آن هستند، زیان کمتری دارد از آن چه امروز در این کشور هم پیمانشاهد هستیم .وقتی پای جان انسان ها و تجزیه ی سرزمین مادری در میان باشد،می توان با تکیه بر حداقل گزینه های مسالمت آمیز آتش افروزی را کم کرد و  با  پشتوانه ی اجتماعی،مذاکره،چانه زنی و توازن قدرت،حاکمیت را محدود،پاسخگو و وادار به عقب نشینی کرد.

اگر به شرایط جاری و ساری در ما به ازای بیرونی مان خوب بیاندیشیم و از طرفی وقوع هرچه بیشتر تحریم های ویرانگر و خطر نابودی قشر متوسط جامعه که دغدغه های سیاسی و اجتماعی اش، رفته رفته به تامین مایحتاج زندگی نزول می یابد و از طرف دیگر با رصد وقوع جنگ احتمالی که البته با انتخاب مجدد اوباما و سایر کنش های بین المللی قدری کاهش یافته ،درمی یابیم که شرایط فروتر از خواست تغییرات آرمانی و دغدغه های فانتزی ست و در وهله ی اول باید با الحاق به حداقل اتصالات مدنی، “ایران” را نجات داد.

۳-   در بزنگاهی که غم نان مهم ترین دغدغه و مانوس طیف قالب جامعه است و از طرفی تریبون های روشنگری و تنویر اذهان، عادلانه تقسیم نشده ، فضای انتخابات ،مهم ترین فضایی ست که توجه عمومی جامعه به مسائل سیاسی معطوف است ،حسی که هر از گاهی درعموم تحریک شده و مردم را جستجوگرانه به سمت کنشگران و سیاسیون معطوف می سازد ،تحلیل ها و اخبار را می شنود و موضع خود را مشخص می کند.در چنین شرایطی ست که قطب بندی جامعه و تغییرطیف خاکستری و یا ممتنع  به طیف پیگیر و صاحب تحلیل شکل می گیرد. باید اذعان داشت که جنبش های اجتماعی، جنبش های دانشجویی،اعتراضات مسالمت آمیز و تشکیل یک قشر متوسط   فربه و پیگیر کهدغدغه های مدنی در آن پررنگ تر است و بسیاری دیگر،محصول انتخابات است.

با نگاهی به گذشته این روند را باز می یابیم که طیفی از جناح راست ،طبق عادت مالوف خود طی سالهای گذشته ،با تکیه بر ابزارهای مالی و معیشتی ،وعده های عامه پسندو قطب بندی هایی که گاه بر پایه دروغ و افترا  شکل می دهد ،با نزدیک شدن به انتخابات نقشی پررنگ تر می یابد و می تواند توده ای را به شکل فصلی و مقطعی مجاب کند ،که این رویه با غیبت یا  تخفیف صدای روشنگر و چالشگر اصلاح طلبان ، استمرار و تشدید می یابد.

فضای هر چند نا برابر و تریبون های حداقلی انتخابات می تواند به انقطاع یا تعدیل این سیکل معیوب بیانجامد و ارتباط تحول خواهان را با بدنه اجتماع بیشتر و محکم تر کند ،چرا که  به ،در حال حاضر با یکدست شدن هرچه بیشتر حاکمیت ،رویکرد بیش از پیش اصلاح طلبان بر بدنه ی اجتماعی و طیف های مختلف جامعه ،اثر بخشی بیشتری نسبت به نظریه  “اصلاحات پارلمانی ”  خواهد داشت.

۴-    طیفی از تمامیت خواهان به دنبال آن است که بخشی از جامعه در انتخابات شرکت نکند ، چرا که حضور حداکثری در یک انتخابات سالم است که راه تغییر و تحول را باز می کند، به نظر می رسد که دغدغه ی میزان حضور و مشارکت در این گروه ،محلی از اعراب ندارد.سناریویی که با احتساب تسلط بر شرایط برگزاری انتخابات و تکیه بر تجمیع انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شوراها که  حضور فعال ،مبتنی بر عصبیت های بومی و وزن کشی های قومی و فامیلی ست ،کارگردانان خود را اقناع می کند.

بخش دیگری از حاکمیت به دنبال حضور اصلاح طلبان در انتخابات  هستند،البته در نقش یک بازنده  ! آن هم با یک اصلاح طلب فرعی ، بدلی و خنثی که احتمالا چنین رقابتی را نیز در رقابت با یک هم مسلک منتقد و نافرمان خود ترجیح می دهند.

در این میان عقلای اصلاح طلب هستند که باید با تکیه بر پتانسیل اجتماعی خود و اجماع بر روی  گزینه ای مقبول با هویت اصیل و مستقل اصلاحگری، بازی و خواست رقیب را بهم بزنند و با اتفاق بروی نامزدی  مشترک و بدون شائبه ، هزینه ی رد صلاحیت را بالا برده ، احتمال تاثیر بر سلامت انتخابات را منتفی و همفکران را برای حضور متقاعد کنند.

راهبردی که هم تنگناهای حکومتی و هم وسعت و تنوع جریان دموکراسی خواه در آن لحاظ شده باشد، و با کاستن از تقابلات درون گروهی ،سهم خواهی های تنش آفرین و تکثرات مسبوق به سابقه،شرایط گذار مسالمت آمیز به دموکراسی را فراهم آورد.

۵-    تصلب فصای داخلی و تساهل در مواجهه خارجی ، رویکردی ست که طیفی از حاکمیت آن را دنبال می کنند . تفکری که به این نتیجه رسیده است که تسامح بین المللی و عدول از شعارهای رادیکال خود در مورد ارتباط با غرب زیان کمتری نسبت به انبساط فضای داخلی و واگذاری دولت به رقیب دارد.چرا که با  پیروزی اصلاح طلبان ،آنها هم عنان فضای داخلی را از دست داده اند که به گشایش اجتماعی و بروز و تقویت دغدغه های مدنی می انجامد و هم اصلاح نحوه ی ارتباط برون مرزی محتمل است.پس گمان می رود در روزهای آتی منتج به خرداد ۹۲، در پی توافقی هر چند شکننده در سیاست خارجی باشند که پیامد آن بروز محدودیت و فشارهای بیشتر داخلی ست که این خود می تواند در ماههای آینده  ،امید به اصلاح را برای دگر اندیشان کمرنگ  کند ،و بایسته است با پرهیز از انفعال و قهر سیاسی و بهره گیری از التهابات و فضای بحث و روشنگری نزدیک به انتخابات ،دریچه ی توافق اجباری که به  انسداد بیشتر  فضای داخلی توسط  صاحبان این تفکر می شود را تنگ تر کرد و با فشار بر حاکمیت و رساندن پژواک  جامعه  به مجامع بین المللی،راه دیپلماسی بدون پشتوانه مردمی و حضور تمام سلایق در تصمیم گیری های ملی را ناهموار کرد .

۶-    در پایان باید گفت که آنچه این روزها از سوی دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا  رسانه ای می شود به نظر می رسد  لزوما” دیدگاه قلبی و تثبیت شده ی دو طرف نباشد و خاصه ی شرایط ، نگرش هایی چون چانه زنی با رقیب و حاکمیت، اختلافات و توافقات شخصی و درون حزبی ،سهم خواهی اشخاص و تشکلها،کوچک انگاشتن هیمنه ی اجتماعی و اندیشگی و در کل شاخ و شانه کشیدن و رجز خوانی های مرسوم بوده که فضای تصمیم گیری صحیح در این شرایط موهوم را برای عامه و حتی برخی سیاسیون سخت،تاریک و نا امیدانه ساخته است که البته با نزدیک شدن به انتخابات ، دیدگاه اشخاص و احزاب شفاف تر و ملموس تر خواهد شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)