۱- نفرت منجر به نزاع و جنگ و خونریزی در بین مذاهب منشعب از یک دین حتی فجیع تر است از همین ستیز و نبرد بین دو دین مختلف.- بروایت مطلق تاریخ و البته به تأیید منطق نیز مثل جنگ های کاتولیک ها و پروتستان ها –


۲- ایران تنها کشوری است که حکومت مذهبی تشکیل داده و بخودش لقب “ام القرای” اسلامی داده است.


۳- ایران تنها کشوری در بین مسلمانان است که اکثریت مطلق شیعی دارد. و شیعه تنها مذهب عمده ای در بین مسلمانان است که اقلیت مطلق است.


۴- عربستان سعودی سرزمین وحی و زادگاه و خاستگاه حضرت محمد (ص) پیامبر مسلمانان است و بدیهی است که لقب “ام القرای اسلام” را فقط و فقط حق مذهب خود بداند و هر ادعای”کشور و مذهب دیگری”؛ مسلمانان سنی و وهابی مذهب را تحریک کند و آشفته سازد.


۵- عربستان سعودی کشوری با عقبۀ مستقل تاریخی ضعیفی است و “حضرت محمد” پررنگ ترین و شاخص ترین نماد “هویت” تاریخیش است. و بطور بدیهی حاضر به اجازۀ مصادرۀ تنها هویتش “محمدامین” نباشد.


۶- راه حل فقط یکی است: یا باید ایران از ادعای اسلامی بودن حکومت خود دست بشوید – ترتیبش مهم نیست.بهرطریق – یا سنی های وهابی باید بتوانند در یکی از کشورهای عمده اسلامی مثل پاکستان، افغانستان و … [سوریه و عراق] حکومت اسلامی بروایت “مذهب وهابی” تشکیل بدهند. و هویت بسرقت رفته شان از طرف شیعیان ایران را بازپس بگیرند.


۷- هر وقت حکومت در ایران بسوی عرفی شدن رفته روابط با اعراب هم بسرعت بهبود یافته و هر زمان شعارهای رژیم ایران مذهبی و رادیکال شده؛ بلافاصله اعراب را نگران و آشفته کرده است. فارغ از تحریکات عملی شیعیان از سوی حکومت ایران حتی.


۸- تروریسم القاعده، تفکرطالبانی، دعوا بر سر نام ها و مالکیتهای ارضی مثل خلیج فارس و خلیج عربی، تنب ها و ابوموسی، اروندرود و شط العرب – و حتی مصادرۀ ملای رومی و فارابی و این سینا و … – و هر آنچه می تواند تحت عنوان کلی “مصادرۀ هویت ها” خلاصه شود راه حلی ندارد غیر از اینکه ایران باید از ادعای ” تنها حکومت رسمی بنام “محمد امین” عرب دست بردارد. – چون هم پول زیاد است نزد عرب ها و هم “طالب” [داعش] در بین مسلمان ها –


۹- البته که این مشکل بیشتر نرم افزاری و ناپیدا اینک در اقدامات سخت افزاری طرفین ابعادی هول انگیز جهانی یافته و نخواهد توانست بسرعتی که سی سال پیش می توانست مؤثر باشد نوشدارویی عمل کند. ولی چون تنها راه ممکن است باید روزی اتفاق بیفتد. جنگ و لشکرکشی و سرکوب سخت افزاری قطعاً پاسخی نخواهد گرفت.


۱۰- و این طنز نیست که بگویم: زمانی که پرزیدنت کارتر در مجمعی از ضعیف ترین هیئت حاکمه های طول تاریخ مدرن در غرب مثل جمیز کالاگان بریتانیایی و ژیسکاردستن فرانسوی و … و با سیاست های مذبذب و متزلزل و بلاتکلیف – طرفه اینکه در همین لحظۀ تاریخی هم غرب دچار وضعیتی کاملاً مشابه زمان کارتر است – با خوشحالی از فروپاشی رژیم شاه ایران استقبال می کردند باید می دانستند که خدای ایرانیان! فقط آنان را با پرتاب شدن ایران به اعماق تاریک تاریخ پاداش! نخواهد داد؛ بلکه با تغییر نقشۀ خاورمیانه و تظاهرات مسلمانان سلفی در کوچه خیابانهای نیویورک و لندن و پاریس و … هم آنان را عقوبت خواهد کرد.


۱۱- و ختم کلام با یک حس ناگزیر: آیا دنیا تقاص “آه” ایرانیان گیرافتاده در پیشا تاریخ حاکمیت بالفعل ایران را نمی دهد!؟ 

۱۲- من از علت تامه می گویم و همۀ دلایل دیگر می تواند معتبر باشد؛ مشروط به اینکه در نفی و انکار و تضعیف این علت تامۀ روانی نباشد. یا…هو


متن بالا را برای اولین بار در ۵ اسفند ۱۳۸۸ منتشر کرده ام و پس از آن نیز بدفعات در اینجاها (+) (+) (+) (+) بازنشر کرده ام. حالا که با ظهور پیشرفته ترین و اصیل ترین و فراگیرترین و مدرن ترین ورژن نهایی این رویارویی ناگزیر بنام داعش مواجه هستیم می توان نوید بدهم که به آخر پروژه رسیده ایم و غرب ناچار برای تأمین امنیت خود باید داعش را و قبل از آن جمهوری اسلامی را به سیاست زدایی از اسلام وادارد. و واخواهد داشت. زیرا چاره ای غیر از این ندارد. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)