۱- با همۀ تبلیغات کر کننده ای که بر سر اعلام عدم اعزام دختران فوتسالیست به بازی های گواتمالا راه افتاده بود؛ حتی یک درصد هم شک نداشتم که این یک بازی طراحی شده است و دختران به گواتمالا خواهند رفت. اما چیزی نگفتم و ننوشتم که کار به نقطۀ تعیین شدۀ “روحانی در نقش ناجی” برسد. و دستور او صادر شود تا پروژه لو نرود؛ قبل از محصول نهایی؛ و بدخترهای فوتسالیست لطمه نخورد. اما حالا که دستور رییس جمهور صادر شده برای اعزام بچه ها به بازی های گواتمالا، دیگر درنگ جایز نیست که بدجوری کلافه ام از دستور خامنه ای برای ممنوعیت اجرای موسیقی در دانشگاه ها که امروز و با تأکید از طرف نماینده اش در دانشگاه ها اعلام شده است.

۲- ماجرا بسادگی این است که اعزام دختران به بازیهای جهانی گواتمالا هیچگونه مانع شرعی و مذهبی و مزاحمت جبهۀ متحجر و زن ستیز را  نداشت. زیرا:

الف- این دخترها همین چند وقت پیش بود که به بازی های آسیایی اعزام شدند و با قهرمانی برگشتند و رأی مذهب فرقی نمی کند که دختران آسیا بروند یا امریکا، دور بروند یا نزدیک و … بلکه متحجران اگر زورشان برسد حق حیات از زنان را سلب می کنند. – چنانکه افتد و دانی –

ب- فوتسال آن هم در قالب زنان رشته ای بی اهمیت و دور از زوم کردن های پیوسته بر روی آن از سوی مراجع تحجر و خشکه مقدسی است. زیرا عوامل میدانی آنان چنین ورزشی را جدی نمی گیرند و اهمیتی به آن نمی دهند. تا بولتن ها و گزارش ها و سر و صدای آنان باعث تحریک روحانیان ضد زن شود و دخالت پرزور بکنند برای حذف بانوان تیم فوتسال.

پ- و اتفاقاً نوع پوشش صد در صد پوشیدۀ آنان نوعی تشویق را هم سبب می شود در مراکز زن ستیز و ایدئولوژیک که با نمایش آنان در میادین جهانی اتهام زن ستیزی از خود را ضدیت با مذهب نمایش بدهند. ضمن اینکه بدنیاهم نشان بدهند که ارزش های مورد تأکید آنان برای محدودیت زنان (حجاب) مانع از ورزش کردن آنان نشده و نمی شود.

۳- پس ماجرا هر چه بود ارتباطی به حوزۀ ممنوعیت مذهبی نداشت. بلکه این سناریو از آن جهت اجرا شد که روحانی بتواند سربزنگاه بعنوان ناجی وارد شده و بعنوان هوادار آزادی زنان و ورزش و حقوق شهروندی آنان خودش را “من هوادار مدرنیته هستم” نشان دهد. چرا اطرافیان روحانی چنین سناریویی را تدارک دیدند هم کاملاً روشن است. و آن عبارت از این است که روحانی تا اینجا نه تنها هیچکدام از وعده های مدنی و اجتماعی و حقوق شهروندی وعده داده اش را جامۀ عمل نپوشانده؛ بلکه از آزادی های زمان احمدی نژاد هم بسیار عقب نشینی کرده است. کافی است یک مقایسۀ آماری انجام بدهید از همۀ حوزه های فرهنگی و هنری اعم از کنسرت و موسیقی و سینما و … در دولت دوم احمدی نژاد و عملکرد دو سال و نیمۀ روحانی تا معلوم شود که چه تفاوت معناداری دارد عملکرد اینان در موسیقی و هنرهای دیگر و حتی برنامه های رادیو تلویزیون بنفع زمان احمدی نژاد. برای من مثال نیاورید از بستن خانۀ سینما و خانه نشین شدن سینما گران فاخر و این قبیل موارد. زیرا خودم می دانم و این را هم می دانم که دعوای خانۀ سینما و قهر هنرمندان نخبه بیشتر جنبۀ سیاسی داشت و نه منع و جلوگیری احمدی نژاد. منتها چون روشنفکران کسر شأن خود می دانستند با احمدی نژاد و دولتش کار کردن را. لذا حاضر نمی شدند با دولت او همکاری کنند. و الا حبیب و چند هنرمند لس آنجلسی و امثال سعید راد و …- بعنوان رادیکال ترین ممنوع الکارها – فقط بعرضۀ (بخوان کله خری. چه اشکالی دارد) احمدی نژاد بود که توانستند برگردند به وطن و کار کنند. یاد عکس مشایی با هدیه خانم تهرانی بخیر!

۴- اینک چون روحانی نمی تواند – اراده و جرأت ریسک پذیریش را ندارد – از حوزۀ فرهنگ عمومی مردم مدرن و پایگاه رأیش دفاع و از عقب رانی روزمره و پیش روندۀ آن توسط متحجران و خامنه ای جلو بگیرد. دست بدامن یک سناریوی ساختگی اعزام دختران فوتسالیست شده تا با رد گم کردن و فریب مردم؛ بی عملی خود در حفاظت از حداقل آزادی های هنری و فرهنگی و اجتماعی – گسترش آن پیشکش – متعهد شده اش  در هنگام انتخابات را بپوشاند. و نه تنها بپوشاند بلکه برای خودش اعتبارِ “دیدی رییس جمهور چجوری جلو مخالفان اعزام دختران در آمد و ناجی حقوق زنان شد” را هم کسب کند. متأسفم اگر خیلی سیاه و سخت گیرانه شد برای رییس جمهوری که شدیداً تحت فشار همه جانبه است از سوی مخالفانش. اما واقعیت این است که اگر این سناریوی ساختگی را نپذیریم و اشکال بوجود آمده را همان کمبود بودجه و سختی ویزا  که رسماً دلیل عدم اعزام عنوان شده بود در نظر بگیریم؛ نتیجه بهتر که نمی شود. بلکه بسیار بدتر هم می شود. و پرسش های بی پایانی بدون پاسخ می ماند. زیرا دعوت از تیم فوتسال بانوان ایران به بازیهای گواتمالا مدت ها پیش انجام شده است:

الف- اگر امکانات و سختی راه و ویزا سد راه بود چرا در بدو رسیدن دعوتنامه آن را پذیرفته اند.

ب- چرا در این مدت طولانی اقدامات لازم را انجام نداده و از مبادی ذیربط مثل وزارت خارجه، مجلس و سازمان برنامه و بودجه کمک نخواسته اند. چون همۀ دست اندرکاران نامبرده اعلام کرده اند که چنین مشکلی  نه خود مشکل و نه درخواست حل آن به آنان اعلام نشده است.

پ- چرا بعد از اینهمه قصور و فوت وقت؛ مسئولان ورزش اعم از وزارت و فدراسیون بطور رسمی و از طریق سلسله مراتب اداری یا در جلسات کابینه مشکل بوجود آمده را به اطلاع رییس جمهور نرسانده اند

ت- چرا رییس جمهور در بدو رسانه ای شدن مشکل بلافاصله وارد نشده و گذاشته یک هفته روی خبر عدم اعزام مانور و پروپاگاندای منفی شدید بشود و سپس با تأخیر مثل ناجی وارد قضیه شده است.

ث- اگر علل عدم اعزام اعلانی از سوی مسئولان درست بوده چرا خود رییس جمهور همۀ ترتیبات قانونی و اداری را ایگنور کرده و دستور به اعزام دختران داده است. مگر نه اینکه روحانی خودش را حقوقدان و مقید بقانون می داند و متعهد است که دلبخواه و هیجانی و برای خوش آمد و بدآمد کسی ترتیبات دیوانی و چرخۀ تصمیم گیری را از کار نیاندازد.

ج- و بالاخره اگر این مشکل در اثر کوتاهی در انجام وظیفۀ مسئولان ورزش بوجود آمده و رییس جمهور را در نقطۀ بی بازگشت و ناچار از دخالت قرار داده؛ چرا مسئولان خطاکار تنبیه و از کار اخراج نشده اند. حداقل این را می دانیم که نصب و برکناری وزارت خانه ای کم اهمیت و غیر سیاسی همچون وزارت ورزش دست خود رییس جمهور است.

۵- اما علت اینکه موضوع بعد از حل شدن و دادن حق بانوان فوتسالیست برای من مهم شد – بغیر از خود ماجرا که مهم هم است – این بود و است که حسن روحانی با این دست فرمان بسیار محتاط  در مقابل خامنه ای و اصحاب تندرو اش؛ در موضوعات کلان مثل اجرای برجام و آوردن سرمایه و رونق اقتصاد و تولید و ایجاد شغل و صدها مشکل عمده ای از این دست بطریق اولی موفق نخواهد شد. پایگاه رأی او و مدرن ها و جوانان زندگی خواه نیازی به فیلم بازی کردن روحانی ندارند که فریب بخورند و گمان کنند که “ایول چه رییس جمهور بیستی. دیدی بانوان را خودش فرستاد”. زیرا آنان با پوست و گوشت و استخوان شان همه چیز رو به اضمحلال را لمس و زندگی می کنند. گیرم که تازه چند صباحی هم به این ترفند گنجشگ رنگ کنی بجای بلبل فریب خوردند؛ با موسیقی که حرام تر شد رسماً امروز، با کنسرتی که ندارند، با تفریحی که مجاز نیست، با فیلمی که نمی توانند بسازند، با دانشگاهی که نفس هایشان را می شمارد، با کاری که ندارند، با شکمی که گرسنه تر می شود و ده ها از این معضلات رنگارنگ که حکایت مثنوی هفتاد من است چه داوری خواهند داشت در فردای برخاستن از فریب “اعزام بانوان فوتسالیست توسط دکتر روحانی. هورا”. روحانی فقط دارد فرصت ها را از دست می دهد و هر روز به بی آبرویی نزدیک تر می شود. و روزی که دیگر روز عمل نیست مثل همۀ رؤسای جمهور پیش از خودش بدم خر ایدئولوژیست ها بسته خواهد شد. آقای روحانی عزیز؛ مقابله با خامنه ای و روحانیت سیاسی – سنتی قم اصل است و دو گانگی ناگزیر ذاتی جمهوری اسلامی بی سر و ته احمق نباش که تو می توانی بین خدا و خرما جمع جبری برقرار کنی. فریب مردم به این قبیل بی قانونی ها و منم زدن های شعاری کمکی به نجات نه کشور و نه خود تو نخواهد کرد. سفت باش مرد. اگر مردی هستی که شعارش را داده ای. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)