nofoz

 مقدمه :کلید واژه نفوذ که انگار بعد از واژه فتنه ابداع شده است در ادامه سیری  بی نهایت رفتارهای استبدادی حاکمان است که رقیب را دشمن عنوان می کنند تا آن را نابود کنند، بعد هم عنوان می کنند که پالایش از بالا و رویش از پائین را انجام داده اند. این رویه از  ۳۷ سال گذشته در ایران رخ داده است در حالیکه انقلاب قرار بود که در ظرفی به نام ایران همه جریانات و افراد از حقوق برابر در استفاده و بهره بردن از امکانات ملی برخور دار باشند  اما چنین نشد.چرا؟

واژه نفوذی دشمن سازی جدید اما تکراری

برای حفظ اقتدار، استبداد به دشمن نیاز است. برای حفظ نظم دموکراتیک  به رقیب نیاز است.

 بعد از پیروزی انقلاب در ایران حاکمان ترجیح دادند که به دشمن بیشتر نیاز داشته باشند تا رقیب ، چرا که رقیب را دشمن دانستن می تواند زمینه عدم شایسته سالاری  حاکمان را توجیه کند و هم امکان رقابت برای از دست دادن مقام را هم منتفی کند چرا که هر جریانی که رقیب شد با نام دشمن حذف شدنی است.

در این مورد سخن مهندس سحابی از همه روشن تر است که گفت آقای خامنه ای ما را دشمن می سازد تا حذف کند در حالیکه ما رقیب بودیم.

 با این همه قرار بود که بعد از انقلاب همه سهم مساوی برای کسب موقعیت در جامعه داشتند اما این شدنی نبود. باید این حق زیر سوال می رفت و رقابت که همراه با رفاقت دموکراتیک بود تحت شعاع دشمن سازی  قرار می گرفت که گرفت.

واژه نفوذی و نفوذ که در ردیف هم می آید دارای معنی یکسانی نیست. در واژه نفوذ قرار است که جریان رقیب مورد حمله قرار بگیرد یعنی بوروکراتی به نام روحانی و جریانش که  معتقد است که مناسبات با جهان باید تغییر کند. تمام ادعای روحانی در کتاب امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران منعکس است.

چرا که این مناسبات فعلی باعث انزوا و پسرفت اقتصادی با جهان گشته است. این شعار در حال حاضر که برنامه دولت روحانی است با کاهش تنش هسته ای ایران با غرب جلوه و مانور بیشتری پیدا کرده که جریان نظامی و هم راست افراطی که از مناسبات قبلی سود اقتصادی و سیاسی و اجتماعی می برد را وادارکرده که با واژه نفوذ برای کنترل بورکرات ها در حکومت چاره ای بیندیشند.

نفوذ با نفوذی فرق دارد . در جریان نفوذ خودی ها غیر خودی که نه، بلکه پایگاه دشمن می شوند دشمن مشخص امریکا و بعد غرب است.

زمینه این دشمن سازی هم مشخص است پس اگر عده ای معترف و معتقد باشند که روحانی انگلیسی است پس باید این نفوذ را یا خنثی یا کنترل کنند. در نتیجه  بحث نفوذ با سخنان رئیس قوه قضائیه بحث جدی تر می شود، چرا که برخورد با نفوذی ها می تواند با قوه قضائیه به مسئله حقوقی تبدیل شود.

 برای مقابله با اصلاحات در ماه اول سال ۱۳۷۹ قوه قضائیه وارد عمل شد و دستگیری ها را سازماندهی کرد. نهاد امنیتی  متعلق سپاه پاسداران هم عامل اجرای این برنامه بود. به نظر می رسد که تجربه دوره اصلاحات که  با عنوان براندازی خاموش به عنوان پروژه سرکوب کلید خورد  تجربه پیش روی موافق و مخالفان برنامه نفوذ است که می تواند درس آموز شود. پروژه نفوذ را باید مخالفان آن هم جدی بگیرند، چرا که طراحان این پروژه برنامه دارند.

در دوره اصلاحات رئیس قوه قضائیه انگیزه کافی برای برخورد با اصلاح طلبان نداشت اما امروز رئیس این قوه از مدعیان رهبری آینده است و هم در اجرای برنامه های سپاه در عمل کم نمی گذارد .

 این پروژه دو بازو دارد اطلاعات سپاه و بخشی از قوه قضائیه با حمایت کلی رهبری نظام که همراه این دو بخش است. با در نظر گرفتن این نکته است که این پروژه را باید موثر دانست .

 کاررهبری با دولت  به جایی رسیده است که رهبری نظام حاضر به برنامه عمرانی دولت نیست. این موضع هم قابل اعتنا است.

 اما مسئله این است که این پروژه چند منظوره است چرا که اگر به دشمن نیاز است داستان فتنه را عقب می برد و پروژه دیگری را باز می کند که در واقع فرق زیادی با هم ندارند اما به دلیل تعویض سوژه باز این ادعا که انقلاب دشمن دارد و مدام برنامه ریزی  علیه نظام می شود جناح افراطی میدان مانور به دست می آورد. این پروژه در چند مرحله طراحی شده است:

۱- مرحله اول برای مرعوب کردن دولت روحانی و ناامیدی مردم در حمایت از وی برای فضای باز است، تا انتخابات دو مجلس از دست جریان راست خارج نشود.

۲- اگر این برنامه موفق شود مرحله بعد کنترل کامل برنامه روحانی است به حدی که دولت  بی تاثیر شود.

۳-در مرحله آخرانتساب  اتهام نهایی است مانند این که رئیس دولت انگلیسی است و باید برکنار شود یا  در دور بعدی روحانی انتخاب نشود.

زمینه سازی برای فراگیر کردن واژه نفوذ از طرف جریان راست افراطی ـآغاز شده است تا ابعاد آن را گسترده تر سازند. کافی است به بررسی تاریخی نفوذ ها در سال های گذشته در رسانه های این جریان توجه کنید که با زمینه سازی تاریخی،توجیه عقیدتی برخورد با نفوذ را هموار می کند.

رفتار روحانی و دولت

توان روحانی به دلیل دید امنیتی که دارد در شرایط مقابله ها بالا است، به خصوص  زمانی که خودش مورد هجوم قرار بگیرد میدان مانور دارد. در حالیکه در مواقع دیگر چنین میدان مانور یا تمایلی را از خود نشان نمی دهد

مواجهه رئیس شورای امنیت ملی با نفوذ امر مهمی بود و بعد موضع روحانی و ورود دولت از منظر امنیتی به داستان و نفوذ یک رویه قابل دفاع است.

تا کنون وزارت کشور و هم روحانی و دبیر شورای امنیت ملی به مسئله از منظر امنیتی ورود کرده اند. اما در این مواجهه دولتی که ورودی هوشیارانه  است باید نکته ای مورد توجه قرار بگیرد که رفع موردی مسئله از سوی دو طرف که به آزادی دستگیر شدگان ختم شود یا برخورد اصولی با پروژه نفوذ و افشای کامل این موضوع در دستور کار قرار بگیرد.

بابد به فکر برخورد اصولی بود، چرا که قوه قضائیه و نهاد امنیتی سپاه میدان مانور در اختیار دارند. روحانی می تواند پروژه نفوذ را به افشاگری حقوقی بکشاند، مدارکی که به عنوان نفوذ از آن یاد می شود بسیار سست  است. علنی شدن مدارک مورد ادعا افکار عمومی را هوشیار می کند. اصرار سپاه برای جلسات غیر علنی دادگاه های سیاسی هم به این دلیل  دلایل سست و ضعیف است. در این مورد خاطره دردناکی دارم. سر بازجو در اطلاعات سپاه معتقد بود که هر پژوهشی اطلاعات دادن به غربی ها است. او تحقیقات هدی صابر را در مورد ورزش فوتبال که با سفارش فدراسیون انجام گرفته بود را در خدمت آمریکا می دانست. این عمل را نوعی اتهام و جرم از سوی هدی می دانست.

در این دادگاه ها به  خاطر غیر علنی بودن اتهام اصلی ثابت نمی شود، اما قاضی تحت فشار با نفوذ مقامات امنیتی احکامی صادر می کند که بحث برانگیز است. باید جلوی این احکام گرفته شود. روحانی باید خواستار برگزاری علنی دادگاه ها باشد و  مسئله نفوذ را به سطح افشاگری بکشاند. در این مورد دست وی خالی نیست.

اما دیگران یعنی فعالان سیاسی و مدنی مستقل هم می توانند مستقل از دولت کار خود را انجام دهند و به افشاگری بپردازند. پرونده های ساخته شده برای اصلاح طلبان،  ملی –مذهبی ها و وبلاگ نویسان دوباره  می تواند به عرصه افکار عمومی بیاید. چرا که در طرح نفوذ همه فعالان مدنی سیاسی زیر ضرب هستند اگر چه دولت و شخص روحانی در مرکز این پروژه برخورد قرار دارند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)