آزادی های یواشکیبرداشتن حجاب و انتشار تصاویر بی حجاب در ایسنتاگرام از طرف صدف طاهریان و چکامه‌ چمن‌ماه از بازیگران سینما و تلویزیون در شبکه‌ اجتماعی اینستاگرام و واکنش دستگاه های سرکوب ایدئولوژیک و عقیدتی رژیم از مسایل مورد توجه هفته اخیر بود. حسین نوش آبادی سخنگوی وزارت ارشاد در کمال بی شرمی این دو بازیگر سینما و تلویزیون را به خاطر برداشتن حجاب تهدید کرد و گفت اگر عکس های بی حجاب خود را برندارند، دیگر اجازه بازیگری در ایران نخواهند داشت. جالب تر این که همین آدم ادعا کرده که برداشتن حجاب از طرف این دو هنرمند نشانه «خلا شخصیت و کمبود عاطفی» است. در چهارچوب افکار پوسیده داعشی های حاکم بر جامعه، همه مفاهیم و ارزش ها وارونه اند. زنان اگر از ترس اسیدپاشی، محرومیت از حضور اجتماعی، بیکاری و اخراج از محیط کار و هزار و یک رفتار فاشیستی و متحجرانه دیگر از طرف ایادی سرکوبگر رژیم، مجبور به حفظ حجاب باشند و ظاهرسازی کنند، لابد کمبود عاطفی ندارند، ولی لحظه ای که بخواهند به این اجبار تن ندهد و بر اساس اراده آزاد خودشان عمل کنند، و چنین امکانی پیدا کنند، از نظر قشریون یک دفعه خلا شخصیت پیدا می کنند. این جور واکنش ها از طرف مسوولین به اصطلاح فرهنگی رژیم نشان می دهد که خیلی از نماینده گان رسمی حوزه فرهنگی کشور عقب مانده های قشری و فناتیک هستند که در برابر حق آزادی پوشش زنان جز اسیدپاشی و راه انداختن گشت های ارشاد و اتهام زنی و توهین به شخصیت زنان کار دیگری از دستشان بر نمی آید.

واکنش هایی که انتشار تصاویر بی حجاب دو هنرمند سینما و تلویزیون ایجاد کرد، دردسر بزرگی را که فضای مجازی برای رژیم فراهم کرده است را نشان می دهد. جمهوری اسلامی و دست اندرکارانش خود بهتر از همه می دانند که مردم تا چه حد از این نظام نفرت دارند. اینها فهمیده اند که هیچ پایگاهی در بین مردم ندارند. نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است به یک پوسته توخالی که هر لحظه ممکن است در اثر اصابت ترکش های یک انفجار خودانگیخته اجتماعی شیرازه هایش بکلی از هم بپاشد. اما در شرایطی که سرپا ماندن این نظام قبل از هر چیز به خاطر وسعت دامنه سرکوب است، هر کنش فردی یا جمعی که بتواند پوچی و بی تاثیر بودن سرکوب ها را در شکل دادن به نگرش واقعی مردم نسبت به بایدها و نبایدهای حکومت را نشان دهد، بی شک یک ضربه روانی برای رژیم خواهد بود. می دانیم که وارد کردن این جور ضربه های روانی یکی از کارکردهای طبیعی و عادی شبکه های اجتماعی و فضای مجازی است. چون این شبکه ها جایی است که بخش زیادی از مردم در خیلی از زمینه ها حس می کنند که می توانند خودشان باشند. و از این جهت مجبور نباشند مورد مواخذه قرار گیرند. یا مثل مورد صدف طاهریان و چکامه‌ چمن‌ماه از کشور خارج شوند و حجاب اجباری را علنا کنار بگذارند. حضور مردم در شبکه های اجتماعی و حد پرهیزشان از رعایت امور مختلف تحمیلی رژیم در این شبکه ها، ظرفیت شکل دادن به یک بستر فرهنگی متکثر، دنیوی و تا حدودی رها از اجبارهای رژیم را فراهم می کنند. و این چیزی است که رژیم از آن نگران است؛ برای اینکه می داند چنین فرهنگی بر رفتار مردم در فضای واقعی هم تاثیر خوهد گذاشت. مردم هر جا که حس کنند می توانند بدور از فشار دستگاه سرکوب، خودشان باشند، صرفا از طریق همین ترک موقت هنجارها و رفتارهایی که جزء باید های رژیم است، فشارها را عقب می زنند، ناکارایی دستگاه سرکوب در فرم دادن به فکار و عقاید عامه را نشان می دهند و در زندگی واقعی حوزه های حرکت و پیشروی برای خودشان به وجود می آورند. یک نمونه آن برداشتن حجاب در خودروهاست. آنقدر این موضوع عمومیت پیدا کرد که رژیم به سراغ جریمه کردن رانندگان خودروهایی که سرنشین بی حجاب داشته باشند، رفته است تا بتواند با این عمومیت مقابله کنند. برداشتن حجاب اجباری از طرف دو هنرپیشنه سرشناس سینما و تلویزیون، صرفنظر از تفکر و نظرات آنها، نشانه دیگری است از ورشکستگی جباریت و قشریت نظام ایدئولوژیک حاکم. کسانی که سالها در درون همین نظام به خاطر حفظ شغل و زندگی، ناچار از حفظ حجاب بوده اند، لحظه ای که امکان پیدا کرده اند، خود را بلافاصله از این اجبار خلاص کرده اند.

پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۴ برابر با ۰۵ نوامبر ۲۰۱۵

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)