۰۹ آبان ۱۳۹۴

تونی بلر که در میان سرخوشی طیف گسترده‌ای از محافل و جریانات ایرانی گفته بود «میوه جنگ عراق را در ایران می‌چینیم» بالاخره پس از ۱۲ سال اعتراف کرد که داعش یکی از میوه‌های جنگ عراق است. آش عراق آن‌قدر شور است که خان هم فهمیده. با این وجود، برخی‌ها با ارائه تحلیل‌های غیرواقعی و ذهنی هنوز این واقعیت را نادیده می‌گیرند… غلط یا درست، سنی‌های منطقه به این باور رسیدند که تصمیم بلر برای پیوستن به جنگ بوش سرآغاز یک چرخش تاریخی بسوی احیای سلطه فارس‌ها بود. آن‌ها  در دفاع از ادعاهای خود یک سلسله شکایات داشتند، از جمله بعث‌زدایی، که هدف آن از بین‌بردن نفوذ صدام بود، اما به ابزاری برای سرکوب سنی‌ها مبدل شد، و هم‌چنین برگماردن رهبران عراقی که پیشینه برتری‌طلبی شیعی داشتند. شاید حتا بطور مستقیم مرتبط‌تر با ناخشنودی‌های سنی‌ها و عروج «دولت اسلامی در عراق و شام» دستگاه زندان‌هایی بود که توسط ایالات متحده اداره می‌شد، و با بدرفتاری‌های گسترده در ابو غریب آغاز شد و به بازداشت‌ گسترده، البته ار هر دو فرقه، انجامید. جهادگرایان سنی گفتند که دستگاه زندان‌ها مؤثرین ابزار سازماندهی آن‌ها ب

 

 منبع: ائتلاف جنگ را متوقف کنید

 حق با تونی بلر است: بدون جنگ غیرقانونی عراق «دولت اسلامی» وجود نمی‌داشت

تونی بلر که در میان سرخوشی طیف گسترده‌ای از محافل و جریانات ایرانی گفته بود «میوه جنگ عراق را در ایران می‌چینیم» بالاخره پس از ۱۲ سال اعتراف کرد که داعش یکی از میوه‌های جنگ عراق است. آش عراق آن‌قدر شور است که خان هم فهمیده. با این وجود، برخی‌ها با ارائه تحلیل‌های غیرواقعی و ذهنی هنوز این واقعیت را نادیده می‌گیرند. به عنوان مثال، نگاه کنید به «چرایی عروج فاشیسم درکشورهای دربند پیرامونی ( جنوب ): داعش» نوشته یونس پارسا بناب، «عصرنو»، ۴ آبان ۱۳۹۴.

*****

داعش از ناخشنودیی‌هایی که از زمان ورود ارتش‌های بریتانیا و ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ حل‌نشده مانده تغذیه کرده است.

فقط یکی از مسئوولیت‌پذیری‌های تونی بلر در مصاحبه او با سی.‌ان.‌ان حقیقتاً اهمیت دارد: اذعان او به این‌که بدون جنگ عراق «دولت اسلامی» (داعش) وجود نمی‌داشت.

بلر تاکنون از مرتبط دانستن این دو امتناع می‌کرد، و بالعکس در زمان تدارک جنگ اصرار می‌ورزید که اعزام نیروهای غربی جهادگرایان را از میدان فعالیت محروم خواهد کرد و مانع از آن خواهد شد که صدام حسین در درگیری با غرب از آن‌ها بمثابه نیروهای نیابتی استفاده کند.

دوازده سال گذشته نادرستی این ادعاها را دائماً نشان داده است. شش ماه پس از ورود نیروهای بریتانیایی، نیروهای هوایی ویژه برای حمله به جهادگرایانی که در رمادی سنگر گرفته بودند به حومه غربی بغداد اعزام شدند. در آن‌زمان، آن‌ها گروهای خارجی و عراقی بودند که از نارضایتی سنی‌ها از تجاوز به عراق تغذیه می‌کردند، پیشاهنگ خوش‌اقبالی که کمی بعد «القاعده در عراق» را تشکیل داد، و بعداً از اواسط ۲۰۱۳ «دولت اسلامی در عراق و شام» (داعش) شد.

طی همه مراحل رشد گروه ناخشنودی‌های آن عمدتاً ثابت بوده است. محور آن این باور است که حمله به عراق یک نظم منطقه‌ای را از بین برد، یک تهمتن حاکمیت سنی را ساقط کرد، و فرقه شیعی رقیب را به گرفتن قدرت دعوت کرد. احساس باخت بسیار عمیق بود، و بسیاری از سنی‌ها با همه وجود معتقد بودند که ایالات متحده و بریتانیا می‌دانستند چه می‌کنند.

این نظرات، در امتداد گسل‌های معاصر قدرت و امتیاز شکل‌گرفت، و مقاومت گسترده سنی ‌را موجب شد، ترکیبی از غیرایدئولوژیک‌هایی که با از دست‌دادن کار، موقعیت و احترام بخشم آمده بودند، و دیگرانی مانند جهادگرایان که معتقد بودند جنگ در آموزه‌های اسلامی مقدر است. با فروپاشی عراق، و بعداً با توجه به آن‌چه که در سوریه رخ داد، نظر دوم غالب شد.

غلط یا درست، سنی‌های منطقه به این باور رسیدند که تصمیم بلر برای پیوستن به جنگ بوش سرآغاز یک چرخش تاریخی بسوی احیای سلطه فارس‌ها بود. آن‌ها  در دفاع از ادعاهای خود یک سلسله شکایات داشتند، از جمله بعث‌زدایی، که هدف آن از بین‌بردن نفوذ صدام بود، اما به ابزاری برای سرکوب سنی‌ها مبدل شد، و هم‌چنین برگماردن رهبران عراقی که پیشینه برتری‌طلبی شیعی داشتند.

شاید حتا بطور مستقیم مرتبط‌تر با ناخشنودی‌های سنی‌ها و عروج «دولت اسلامی در عراق و شام» دستگاه زندان‌هایی بود که توسط ایالات متحده اداره می‌شد، و با بدرفتاری‌های گسترده در ابو غریب آغاز شد و به بازداشت‌ گسترده، البته ار هر دو فرقه، انجامید. جهادگرایان سنی گفتند که دستگاه زندان‌ها مؤثرین ابزار سازماندهی آن‌ها بود.

یک فرمانده ارشد «دولت اسلامی در عراق و شام» به «گاردین» گفت که بدون «اردوگاه بوکا» در جنوب عراق، که در یک نقطه‌زمانی بلند‌پایه‌ترین رهبران در آن‌جا زندانی بودند، امروز «داعش» وجود نداشت. او در دسامبر گذشته به «گاردین»گفت «آن اردوگاه همه چیز را ساخت، ایدئولوژی ما را ساخت. ما هرگز در بغداد یا هر جای دیگر چنین باهم جمع نبودیم. چنین‌کاری غیرممکن و خطرناک بود. در این‌جا، ما نه تنها در امن بودیم بلکه فقط  چندصد متر از رهبری القاعده فاصله داشتیم.»

در حالی‌که عراق در اوائل سال ۲۰۰۵ در هرج‌ومرج غرق می‌شد، مواضع فرقه‌گرایانه پیوسته شدت می‌گرفت. رزمندگان سنی، گرچه در سال ۲۰۰۶ با پیوستن سران قبائل به نیروی آمریکایی مهار شدند اما هرگز شکست نخوردند. در سال‌های پس از ۲۰۱۱، زمانی‌که نیروهای آمریکایی از عراق خارج شدند، و در پی «بهار عربی» داعش توانست از ناخشنودیی‌هایی که از زمان ورود ارتش‌های بریتانیا و ایالات متحده- هشت سال پیش از آن از طریق بصره- حل‌نشده مانده تغذیه کند. این بحث متحدکننده که تجاوز بریتانیا-ایالات متحده موجب همه این‌ها شد بسیار فراتر از هواداران داعش پژواک دارد.

یک احساس باخت، بی‌حرمتی و بی‌عدالتی دائم در یک‌سو، و کمک به استقرار مجدد افتخارات از دست‌رفته در سوی دیگر، عمل مضاعف نیرومند داعش است که علناً سال ۲۰۰۳ را بمثابه علت وجود خود گرامی می‌دارد. این احساس امروز همان‌قدر یک اصل متحدکننده است که دیروز بود. با توجه به رویدادهای سوریه و لبنان، که در آن‌جا ایران از نقطه نظر سیاسی و نظامی بالا آمده است این نظر جذابیت بیش‌تری کسب کرده است. این رخ نمی‌داد اگر  جنگ عراق براه نیفتاده بود.

روز یک‌شنبه در بغداد، جهاد محاند یکی از اهالی سنی غرب شهر گفت «اعتراف بلر چنان واضح بود که تعجب‌آور است چرا به خود زحمت گفتن آن‌را داد.» وی افزود: «واقعیت این است که نمی‌توان نتیجه دیگری گرفت. بدون تجاوز، ما داعش را نمی‌داشتیم، این مثل روز روشن است.»
http://stopwar.org.uk/index.php/news/tony-blair-is-right-without-his-illegal-iraq-war-there-would-be-no-islamic-state

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)