نخل تقی شهرکی است چسبیده به عسلویه ، یکی از درآمد های این شهرک بندری، علاوه بر ماهی گیری و کارگری در کشتی های ماهی گیری(جاشویی) برای حمل بارهای تجاری، باشیخ نشینان آن سوی آب. اجاره دادن خانه به کارگرانی است که با خانواده دراین منطقه صنعتی زندگی می کنند. برخی شرکت ها نیز با اجاره کردن تعدادی خانه دریک کوچه خوابگاه های کارگری را تشکیل داده اند. مردم بومی نخل تقی عرب زبان و شافعی مذهب هستند. نزدیک به 3 سال دراین شهرک و درکنارمسجد عمر بن خطاب درخوابگاه زندگی کردیم ولی هرگز در این مدت برخوردی نامناسب توسط سه خوابگاه ما یا مردم بومی، پیش نیامد، روابط دوستی این گروه از نیروی کار با مردم بومی آن میزان دوستانه بود که از ما دعوت به رفت و آمد به خانه هایشان را می کردند، و گاهی غذا های بومی را به خوبگاه ها می فرستادند. ولی تغیرات به مرور به وجود می آیند و بعد به صورت جهشی خود را نشان می دهند. روند گرانی، کم بازدهی کار ماهی گیری که کار اکثر مردم بومی است، به دلیل قایق های کوچک و عدم همیاری دولت، با مردم کم درآمد، فقر و گرانی که دولتی ها با آمار پردازش شده، می خواهند از دید مردم پنهان کنند؛ دوری و به مرور نفرت از ساختار دولت های مدافع 1 در صدی جامعه را، بنا نهاد.

در اینجا هم مانند 99 درصد جامعه ایران، جوانان (دختر و پسر) نا توان از اشتغال و تشکیل خانواده و ایجاد یک زندگی ساده هستند. ازاین رو به مرور از این ساختار که نا توان از حل مشکلات اجتماعی است، فاصله می گیرند. شیعه ها به سوی نگرش های دیگر شیعی . . . . گرایش می یابند و یا، به سوی دیگر ادیان. و تسنن، به صورت پنهان از طریق نهاد های مذهبی جذب وهابی گری می شوند، که با فرستادن پول از آن سوی آب به خانواده های کم درآمد کمک مالی می کنند.(مانند پرداخت هزینه ازدواج و تشکیل خانواده) سیر این جریان به مرور، نیروی جدیدی را به وجود می آورد که کور و کر، علت این کاستی ها را نه در نوع مناسباتی که دولت های پس از جنگ و سرسپرده سرمایه داری کار بردی کرده اند می دانند، بلکه علت آن را به نوع مذهب نسبت می دهند؛ به گونه ای که شایعه رفتن 50 جوان از منطقه شافعی مذهب به گروه داعش برای دریافت حقوق های کلان در میان مردم این منطقه وجود دارد. درگیری های اخیر با کارگران و حمله مسلحانه به خوابگاه کارگران این شایعه را تقویت کرده است.

چند ماهی بود که کارگران اعلام می کردند شب ها و هنگام خرید از بازار در کوچه ها بوسیله برخی موتور سواران مورد حمله قرار می گیرند. به نیروی انتظامی شکایت بردند ولی پاسخ آنها این بود : شما هم آنهارا بزنید. تکرار حمله ها ابعادی خطر ناک گرفت و چند کارگر باچاقوی موتور سواران زخمی شدند. پولهای وهابی های آن سوی آب برای شافعی های فقیر این سوی آب برای تدارک مقدمات تشکیل خانواده در میان جوانان، توسط امام های جماعت روند این ناهنجاری ها را شدت بخشید، آیا بذر و هسته ی گروهای داعشی بدین وسیله در ایران در حال پاشیدن است؟! این روند را باهیچ بگیر و به بندی نمی توان سر کوب کرد و مانع گسترش آن شد. زیرا ریشه این روند در بی عدالتی اقتصادی است که دولت های پس از جنگ به صورت خزنده و با حذف غیر قانونی اصل 44 قانون اساسی ایران انجام داده اند و می دهند. درست مانند ماده 10 ای که رضاخان بی سواد و قلدر به قانون اساسی مشروطه ایران وارد کرد ودیکتاتوری پهلوی را با این ترفند به گور سپرد.

به هر حال کارگران که از همه سو زیر فشارپیمانکاران وبی اغتنایی دولت با قانون زدایی ازبازار کار هستند. مجبور شدند خود اجرای قانون مدنی – قضایی را به عهده بگیرند. بدین صورت، برای این جوانان داعشی کمین گذاشتند و آنها را با موتور هایشان دستگیر و مضروب نموده و تحویل نیروی انتظامی نخل تقی دادند. در نهایت نیروی انتظامی این جوانان را آزاد کرد. شب پس از آزادی، یک گروه 20 نفری از این افراد با قمه و چاقو ویک مسلسل یوزی و کلت به خوابگاه کارگران حمله می کنند. کارگران با سنگ و چوب به دفاع می پردازند،مهاجمان با شلیک اسلحه ی گرم، رگبار یوزی و کلت وارد حیاط خوابگاه می شوند ویکی از کارگران را با ضربات قمه و چاقو به سر، کتف، دست ها و پاهایش به شدت مضروب می کنند. کارگر مزبور به اغما می رود. پس از رساندن او به درمانگاه حقیر این منطقه صنعتی، مجبور شدند او را به شیراز اعزام کنند، دیگر از وضعیت او اطلاعی در دست نیست.

پس از کشتار 5 تن از کارگران هفشجانی ایران در عراق به دست داعش و یکی دو ماه بعد، قتل 4 کارگر نصب پایه های فشار قوی برق در عراق، اینک نوبت به عسلویه رسیده است.هسته های خشم کور از سیستان و بلوچستان و خوزستان به سواحل خلیج پارس رسیده است. این حوادث بیانگر یک چشم انداز تیره و تار است که راه حل آن در دستان سازمان اطلاعات یا نیروی انتظامی نیست. راه حل این واقعیتهای اجتماعی در باز گشت از مناسبات اقتصادی تعدلیل ساختاری و خصوصی سازی است، که چرخهای زندگی مردم را در هم شکسته تا چند دلال و واسطه با فرصت طلبی به غارت منابع ملی ایران بپردازند. آقایان اصول گرا و به اصطلاح اصلاح طلب؛ راه مبارزه با امپریالیست مشت گره کردن و در توهم مشت بر دهان او زدن نیست، راه مبارزه استقلال اقتصادی است، که شما از یک سو درشکل با امپریالیسم می جنگید ولی با پیاده کردن مناسبات اقتصادی امپریالیستی پای او را برای دخالت درسرنوشت این ملت باز می گذارید، و به سادگی در دستان فرا ماسیونهای سرمایه داری جهانی شکل مورد نظر آنها را به خود می گیرید. وباید طی این 37 سال به این شناخت رسیده باشید که استقلال اقتصادی، بدون آزادی و مشارکت همه ی مردم ایران در سرنوشتشان هم غیرممکن است، آزادی که قانون اساسی انقلاب مردمی 22 بهمن بر آن تاکید دارد.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
20 مهرگان 94

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)