مقدمه مترجم

مقاله حاضر نقش کثیف غرب در شکل‌گیری و تداوم بحران در سوریه و عراق را مطرح می‌کند. اما سؤالی که در پایان این مقاله ضمن مطرح شدن، بی‌جواب مانده است چرایی و چگونگی هجوم پناهندگان، نه تنها از سوریه بلکه از عراق و افغانستان و برخی کشورهای افریقایی به‌مرزهای اروپا است.

در این میان صدها سؤال با طرح این مسئله روز یعنی هجوم پناهندگان به میان می‌آیند: پناهندگان سوری و عراقی به چه طریقی به مرزهای اروپا می‌رسند؟ اگر در نقل و انتقال این جمعیت به اروپا توافقی وجود دارد، پس چرا حضور آنها به عنوان یک «مشکل» در رسانه‌ها مطرح می‌شود؟ اینهمه تبلیغات رسانه‌ای و اینترنتی و «خیریه» حول محور پناهندگان از کجا آب می‌خورد؟ حضور فعال ترکیه در انتقال این پناهندگان چه منافعی را دنبال می‌کند؟ و…

اینها سؤالاتی هستند که نوشتۀ حاضر با طرح آن پایان یافته است. سعی ما بر این خواهد بود که بخش ناتمام این مقاله را با ترجمه‌ها و نوشته های دیگری در آینده تکمیل کنیم.

 —————

در ماه‌های اخیر وضعیت مدیترانه، به‌طور چشمگیر یادآوری است از آنچه رهبران آروپا سخت در پی فراموش کردن آن برآمده‌اند.  بحران سوریه به‌اروپا رسیده است.

اگرچه بحث‌های بیشماری دربارۀ تعداد و درصد پناهندگانی که هر کشور ممکن است  قبولشان کند یا نه وجود دارد؛ ولی بیایید فراموش نکنیم که پشت آن آمار و احساسات زرق و برق‌دار سیاست‌مداران جنبۀ زشت سیاست جهانی پنهان است.

 

ARTESH

 

برنامه‌های سرنگونی رژیم «مزاحم»  در خاورمیانه زمانی آغاز شد که عقاب‌های جنگی واشنگتن و متحدان اروپایی‌اش، نخستین جنگ عراق را تدارک دیده بودند. طی سخنرانی‌ای  درسال 2007، وسبی کلارک ژنرال امریکایی، گفتگویش در سال 1991 با پل ولفویتز معاون وزیر دفاع را بازگو کرد.

در این گفتگو، دبیرکل گفت که پنتاگون جهت دستیابی به‌اهدافش برای تغییر رژیم عراق، سوریه و ایران از پیش برنامه‌های خود را ریخته است. قبل از آنکه ابرقدرت بزرگ بعدی ما را به‌چالش بکشد برای پاکسازی سوریه، ایران و عراق؛ پنج تا ده سال وقت خواهیم داشت.

ژنرال کلارک در ادامه آشکار ساخت که شش هفته پس از حمله به‌برج‌های دوقلو در سال 2001، یکی از مقامات وزارت دفاع به‌او گفته‌است که پنتاگون سندی سری مبتنی بر شرح استراتژی ایالات متحده به‌منظور براندازی رژیم در هفت کشور به‌مدت پنج سال صادر کرده است. نقطه آغازین عراق خواهد بود و در پی آن سوریه، لبنان و سپس لیبی، سومالی، سودان، و در نهایت ایران.

این دعویات توسط رونالد دومانز وزیر سابق امور خارجۀ فرانسه نیز تائید شد. وی در طی مصاحبۀ تلویزیونی با کانال فرانسوی اذعان داشت که بریتانیا در مدت حداقل دو سال قبل از شورش برای سرنگونی اسد از قدرت؛ آموزش و پشتیبانی شورشیان سوری را شروع کرده بود.

پولی که جنگ را حمایت میکند

بین سال‌های 2006 تا 2010، آمریکا 12 میلیون دلار جهت حمایت و تحریک تظاهرات و تبلیغات علیه دولت سوریه صرف کرده است. ویکی لیکس با بیش از 7000 کانال دیپلماتیک سری، اسناد آن بودجه را فاش کرد.

این کانال‌ها نشان دادند که به‌جنبش عدالت و توسعه، یعنی یک سازمان مخالف سوریه مستقر در لندن، مبلغ 6.3 میلیون دلار از سوراخی رسانده شده است. این جنبش، کانال ماهواره‌ای BARADA را می‌گرداند.  کانالی که تبلیغات ضد دولتی در سوریه را منتشر و نقش مهمی در تظاهرات ضد اسد در نوامبر 2011 ایفا می‌کرد.

6 میلیون باقی‌مانده توسط ایالات متحده به‌منظور حمایت از شورشیان و فعالین و آموزش روزنامه‌نگاران، به‌هدف دستکاری اخبارمربوط به‌بحران سوریه به‌نفع شورشیان، صرف شد.

در آوریل 2011 مارک تونرسخنگوی وزارت امور خارجه اعتراف کرد که اسناد ویکی لیکس معتبر بودند و همچنین ادعا کرد که آمریکا چندین «جنبش مدنی در سوریه»  را باهدف تقویت آزادی بیان، پشتیبانی کرده است.

در سال 2012 لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه، همراه با انگلستان، برای تعلیق تحریم‌های تسلیحاتی اتحادیه اروپا دربرابر سوریه، برای فعال کردن «سلاح‌های دفاعی درجهت حمایت مبارزان مخالف» تحت فشار قرار داده شد.

فرانسه اولین قدرت اروپایی بود که «ائتلاف ملی مخالفان و نیروهای انقلابی سوریه» را به‌رسمیت شناخت. یعنی ائتلاف چند گروه شورشی در دوحه، که از نظر فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه، «تنها نمایندۀ مردم سوریه» بودند.

این ائتلاف همچنین توسط کشورهای همسایه؛ ترکیه  و اتحادیۀ عرب به‌عنوان «نمایندۀ مشروع آرمان های مردم سوریه» شناخته شد. در دسامبر 2012، ایالات متحده طی جلسه‌ای در مراکش،  از ائتلاف ملی به‌عنوان دولت انتقالی سوریه حمایت کرد. در آن زمان بیش از100 کشور، از جمله اتحادیۀ اروپا، با وجود ترس از اینکه به‌گروه‌های مرتبط  با القاعده نسبت داده شوند؛ اپوزیسیون سوریه را به‌رسمیت شناختند.

به‌گفته لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه، مقادیر «کمک های مالی» در جلسه اعلام شد: عربستان سعودی 100 میلیون دلار، آمریکا 14 میلیون دلار بیشتر درجهت کمک‌های پزشکی  و آلمان 29 میلیون دلار پیشنهاد کردند.

دو سال بعد، در سال 2014، فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه، بدبینانه به رسانه‌های فرانسه گفت که ‌فرانسه برای یک دورۀ مشخص مشغول تجهیز و آموزش شورشیان سوریه بوده است؛ به‌دلیل آنکه «آنها تنها کسانی هستند که در روند دموکراتیک شرکت دارند.»
وی در مصاحبه ای با روزنامه فرانسوی لوموند، اعتراف کرد که فرانسه به‌تنهایی نمی‌تواند پیش برود و «این به‌معنی تفاهم خوبی با اروپا و آمریکا خواهد بود». در واقع همین‌طور هم  بود.

 

OBAMA

ارتباط با لیبی

در سپتامبر سال 2012، کنسولگری آمریکا در بنغازی و یک محل سازمان سیا واقع در یک مایلی  کنسولگری، توسط شبه نظامیان محلی مورد حمله قرار گرفتند. این حملات منجر به‌مرگ چهار نفر، از جمله کریستوفر استیونز سفیر آمریکا در لیبی گردید.

رئیس جمهور اوباما و هیلاری کلینتون به‌شدت برای عدم امنیت در کنسولگری و تعویق پاسخ مورد انتقاد قرار گرفتند. اما روایت رسمی موفق به‌روشن ساختن موضوعات کلیدی نشد؛ چرا سازمان سیا مورد حمله قرار گرفت؟  و کنسولگری در منطقه‌ای که بخشی از آن توسط شبه نظامیان محلی کنترل می‌شد، نقش دقیقش چه بود؟

نقش رسمی کنسولگری ایجاد یک مرکز فرهنگی و کتابخانه در بنغازی بود. اما گزارش‌های رسانه‌ها نشان می‌دهد که کنسولگری نقش بسیار مبهم تری نیز داشته است.

بلافاصله پس از جنگ برای سرنگونی معمر قذافی در لیبی، در فوریه 2011، سازمان سیا پایگاهی برای عملیات جاسوسی خود در بنغازی راه‌اندازی کرد. پایگاه سیا به‌عنوان یک «پایگاه ضمیمه» شناخته شده بود و براساس نوشتۀ وال استریت ژورنال تنها هدف از ایجاد کنسولگری «ارائه پوشش دیپلماتیک به‌این پایگاه ضمیمه» بود.

ساندی تایمز لندن گزارش داد که ایالات متحده مخفیانه سلاحهای انبار قذافی از جمله موشک‌های ضدهوایی SA-7، ضد تانک، راکت‌انداز و خمپاره را خریداری کرده بود. از طریق یک کانال با کشورهای خاورمیانه که در آن زمان از گروه‌های مخالف مختلف در سوریه حمایت می‌کردند، برخی از این سلاح‌ها به‌سوی شورشیان هدایت شد. خبرنگار محقق سیمور هرش برندۀ جایزه پولیتزر نیز فاش کرد که پرزیدنت اوباما و اردوغان رئیس جمهور ترکیه، درآغاز سال 2012 معامله‌ای سری انجام داده بودند.

قرار آنها براین بود که سازمان سیا و ام آی 6 بریتانیا متعهد به‌حرکت سلاح‌های سنگین قذافی از لیبی شوند و از آنها برای تآمین ارتش آزاد سوریه استفاده شود. ترکیه، عربستان سعودی و قطر می‌بایست بودجۀ این عملیات را تامین کنند. عملیاتی که تحت نظارت یک نهاد استرالیائی بود.
احتمال زیادی وجود دارد که آن سلاحها به‌دست جبهه النصره، یک گروه افراطی مرتبط با القاعده در سوریه رسیده باشد. زمانی که آمریکا و متحدان اروپایی و خاورمیانه‌اش سلاح‌های سنگین را به‌‌دست شورشیان سوریه می‌رساندند ، تا 9 درصد از کل جنگجویان ارتش آزاد سوریه متعلق به‌جبهه النصره بودند.

در سال 2012 واشنگتن پست گزارش داد که گروه جهادی در حال رشد سریعی است «چرا که مبدل به‌تهاجمی‌ترین و موفق‌ترین بازوی جناح شورشی شده است». در واقع تا سال 2013، جهادی‌ها تمامی مناطق شورشیان درسوریه را تحت کنترل داشتند.

قتل عام غوطه

در آگوست 2013 تمام منطقۀ تحت کنترل شورشیان را در حومۀ غوطه و نزدیک دمشق را دود زردی فرا گرفت. چند ساعت بعد، اجساد بیجان 1000 نفر، از جمله 300 کودک در خیابانها افتاده بود. این یکی از بدترین حملات شیمیائی (گاز سارین) در تاریخ جنگ داخلی سوریه بود.

رئیس جمهور اوباما رژیم سوریه را متهم به‌عبور از «خط قرمز» کرد. خط قرمزی که او در سال 2012 در مورد استفاده از سلاح‌های شیمیایی و مداخلۀ نظامی آمریکا در سوریه  وضع کرده بود.

به‌هرحال دو روز قبل از حملۀ برنامه‌ریزی شده، اوباما گفت که از کنگره برای شروع دخالت، تأییدیه می‌خواهد. بنابراین چه‌چیزی باعث تغییر نظر رئیس جمهور آمریکا شده است؟ سیمور هرش تحلیل متفاوتی از وضعیت می‌دهد؛ سازمان اطلاعات آمریکا از آن ترس داشت که ترکیه  قبل از آنکه حمله صورت گیرد گاز سارین را به‌شورشیان برساند. این اطلاعات هرگز علنی نشدند.

هرش می‌نویسد که سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا پنج صفحۀ فوق‌سری از دلایل مهم بحث و گفتگو درنامه نوزدهم  ژوئن  را صادر کرد، که در آن قید شده بود که النصره گروه شورشی سوریه هستۀ تولید گاز سارین را نگهداری می‌کرده است.

در این نامه آمده است «مراکز تولیدی تسلیحات شیمیائی وابسته به‌ترکیه و ‌عربستان، در تلاش بودند تا پیش‌سازهای سارین را به‌صورت فله، دهها کیلو، بدست آورند. به‌احتمال زیاد برای تولید مقادیر بزرگ پیش‌بینی شده در سوریه.»

با توجه به‌افشای هرش، در سال 2012 سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا معتقد بودند که شورشیان در جنگ شکست می‌خورند. این موجب برانگیخته شدن سازمان امنیت ملی و نیروی شبه‌نظامی پلیس ترکیه یعنی ژاندارمری گردید تا با جبهه‌النصره در سوریه به‌منظور کمک به‌توسعۀ تسلیحات  شیمیائی همکاری کند.

اردوغان اذعان داشت که امیدوار است استفاده از سلاحهای شیمیائی در میان غیرنظامیان سوری به‌واکنش نظامی از سوی ایالات متحده در برابر اسد منجر شود. گزارش هرش، جنجال برانگیخته است و نیویورکر و واشنگتن از چاپ آن سر باز زدند.

سال‌ها طول خواهد کشید تا بازی‌های سیاسی و نظامی پیرامون درگیری‌های سوریه فاش شوند. در همین حال، 4 میلیون سوری مجبور به‌فرار از این جنگ شده‌اند و در آگوست 2015 بیش از 250.000 نفر سعی کرده‌اند خود را به‌اروپا برسانند. کشورهای غربی حاضر به‌اعطای پناهندگی هستند، اما حاضر نیستند از اقداماتی جلوگیری کنند که جنگ را دامن می‌زند. به‌نظر می‌رسد که اجساد کودکان غرق شده سوری شوکی به‌وجدانها وارد آورد باشد، اما هیچ سیاستی را تغییر نداده است.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)