روسیه از عملکرد متحدانش در قبال سوریه ناراضی است. ایران نتوانست از بشار اسد نگهداری کند برای همین خودش مستقیم وارد جنگ با مخالفان سوری گشت. تضعیف و زبونی دیگر مدافعان رژیم اسد کار را به جایی کشاند که پوتین پوتین به پا کرد و وارد جنگی خطرناک گشت. خشم روسیه از بی کفایتی هم پیمانانش توسط موشک ها و هواپیماهایش به سمت مردم سوریه شلیک می شود.
متحدان موافق و مخالف دارند گرد هم جمع می شوند. یاران حلقه های قدرت یک به یک به یکدیگر می پیوندند. چین نیز دارد آرام – آرام در مورد سوریه از لاکش بیرون می خزد.
پ ک ک نیز نتوانست رضایت حامی اصلیش روسیه را جلب کند. آنها تقریبن درب و داغان و مستاصل به اربابان خود روسیه و ایران چشم دوخته اند. روسیه چاره ای به جز انداختن خود وسط این باتلاق نداشت. از سمت خزر و از داخل سوریه مردمی را هدف قرار داده که مصمم بر تغییر سرنوشت سوریه و سرنگونی بشار اسد هستند. مشکل اما بشار اسد نیست.
در این بخش از خاورمیانه اتحادی شکل گرفته است که دین ایدئولوژیک را همسو با بنیان مارکسیسم قرار داده است. از سویی رادیکالیسم تشیع با رادیکالیسم ارتدوکس بدجوری همخوانی دارد. با مطالعۀ مبانی این دو رادیکالیسم شباهت های آنها بیشتر به چشم می خورد. از یاد نبریم که ارتدوکس روسی و ارمنی با رادیکالیسم شیعی همیشه پیوند خوبی داشته است. نمونه اش خاله خانباجی بودن ایران و روسیه و ارمنستان.
تقریبن حال و احوال روسیه با حکومت های شیعی خوش است و برای همین نمی خواهد این نوع حکومت های دینی از خاورمیانه برچیده شوند. این حکومت ها بهترین متحدان و مدافعان منافع روسیه می باشند. از دیگر سو، حکومت های شیعی به شدت یکدیگر را حمایت و تقویت می کنند.
اوضاع جبهۀ سنی ها اگر چه قاریشمیش است اما به نظر می رسد که یواش یواش دارند جمع و جور می شوند. قطب ها دارند دوباره در برابر هم صف آرایی می کنند. جنگ سرد بین حکومت ها در موضوع سوریه دارد خودش را آرام آرام گرم می کند. آنها در ظاهر دارند داعش را می کوبند و در باطن منافع یکدیگر را. آیا موضوع سوریه به جنگی بزرگ تبدیل خواهد شد؟ جوابش سخت است اما درک یک نکته چندان سخت نیست و آن اینکه، یاران و متحدان هر دو سو دارند به یکدیگر نزدیک تر و نزدیک تر می شوند.
از این منظر مناطق ما دچار دگردیسی خواهد شد. سرزمین هایی جدید زاده خواهند شد و سرزمین هایی چند، بخش هایی از بدنۀ خویش را از دست خواهند داد. در پیچ و تاب رادیکالیسم حاکم بر منطقۀ ما، هویت جویی و زبانها و ملت های تحت اشغال متغیر های اصلی این دگردیسی خواهند بود. آزربایجان جنوبی در بطن این متغیرها قرار دارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)