609b0ad955bcfb06c3fa44c49c14a1424bea6f3429d3ef6ee8eaae4d43a305c4
اگر بخواهیم به روابط دو کشور ایران و عربستان نگاهی بیاندازیم، باید گفت روابط دو کشور هیچگاه در سطح مطلوب برقرار نبوده است. بعد از سرنگونی نظام پیشین ایران در سال 1357 روابط دو کشور تیره‌تر و خصمانه‌تر شد و تاکنون بارها منازعات نظامی و دیپلماتیک بین دو کشور رخ داده است.حمایت عربستان از صدام حسین در جنگ ایران و عراق و همینطور حمایت رژیم ایران از گروه های شیعه منطقه مثل حوثی ها،حزب الله و… نمونه ای از درگیری و اختلافات دو کشور را نشان میدهد. البته دو کشور ایران و عربستان بر سر برخی مسائل منطقه ای دیگر مانند اختلافات مرزی در خلیج فارس و مدعی بودن رهبر مسلمانان در منطقه سر ستیز دارند.

در سال های بعد از سرنگونی نظام پیشین، ریاض و تهران به دنبال بهانه و بهره برداری سیاسی از اتفاقات منطقه علیه هم بوده اند که نمونه این اتفاقات ساختن داستان تعرض به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده توسط حکمرانان ایران،حادثه چند روز گذشته منا که به عنوان یک فاجعه انسانی جهانی عنوان شد و اگر بخواهیم پا را عقب تر بگذاریم میتوان به کشتار و زخمی شدن حجاج ایرانی در 28 سال پیش اشاره کرد.
اما در دهه دوم انقلاب ایران از شدت تنش‌ها میان ریاض و تهران کاسته شد و مناسبات تا حدودی شکل عادی به خود گرفت، ولی از سال 2003 چالش‌های تازه‌ای بر روابط دو کشور سایه‌انداز شد. با سرنگونی رژیم صدام حسین در این سال و فرادستی بی‌سابقه نیروهای شیعی نزدیک به ایران در عراق و نیز به سبب تلاش ایران در پیشبرد یک برنامه هسته‌ای، عربستان بیش از پیش خود را در برابر رقیب تاریخی خود در موضع ضعف می‌دید. سیاست‌ها و تبلیغات کم و بیش تنش‌زای دولت احمدی ‌نژاد در منطقه نیز بر ابعاد نگرانی‌های ریاض و متحدان عربش در حاشیه جنوبی خلیج فارس می‌افزود.
مقامات عربستان بارها در مورد تلاش ایران برای گسترش نفوذ در منطقه ابراز نگرانی کرده اند. افشاگری های ویکی لیکس نشان داده که بعضی مقامات عربستان، در اوج بحران هسته ای ایران، همه تلاش خود را کرده بودند تا آمریکا را به حمله نظامی به ایران متقاعد کنند.اما توافق جامع اتمی ایران و قدرت های جهانی، مقامات عربستان را از وقوع چنین حمله ای ناامید کرده است. آنها شاهد کم شدن تدریجی فشار بر ایران و بازگشت این کشور به جامعه جهانی هستند. آنها می دانند که رونق گرفتن اقتصاد ایران به معنای بازتر شدن دست این کشور برای حمایت از گروه هایی است که نفوذ ایران را در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، یمن و… نمایندگی می کنند.پادشاه جدید عربستان از زمان به قدرت رسیدن تلاش کرده که خود را در مواجهه با تهدید ایران مصمم و قاطع نشان دهد. وارد شدن به جنگ در یمن یکی از نخستین اقدامات او در این راستا بود.در یمن ما شاهد یک جنگ نیابتی بین عربستان و متحدانش علیه ایران هستیم.
نگرانی عربستان از ضعف بیشتر در رقابت منطقه‌ای با حکومت اسلامی ایران و به خصوص نگرانی از رویکردهای آمریکا در قبال ایران در تصمیمگیری عربستان به دخالت نظامی در تحولات یمن هم تاثیر عمده‌ای داشته است.عربستان یمن را پیوسته حیاط خلوت و حوزه امنیتی بلاواسطه خود میداند. از این رو برآمد حوثی‌ها و افتادن سهم عمده قدرت به دست این نیرو که می‌تواند به متحد تنگاتنگ ایران بدل شود و در عین حال به تشویق و تشدید اعتراضات احتمالی مناطق شیعه‌نشین شرق عربستان بیانجامد ابدا برای حکام عربستان قابل قبول نیست. در عین حال، این که ایران با حوثی‌های زیدی‌مذهب یمن که قرائتشان از شیعی‌گری با قرائت رایج در جمهوری اسلامی تفاوت اساسی دارد از در حمایت و اتحاد درآمده، خود نشانه‌ای دیگر از آن است که رقابت با عربستان بر سر هژمونی در منطقه فراتر از چالش‌ها و مناقشات مذهبی است و ورای سابقه تاریخی، بیش از همه جنبه سیاسی و ژئوپلتیک به خود گرفته است.
البته ایران هم نگرانی های خود را دارد، تا جایی که رهبر ایران علی خامنه ای نگران است که نرمشی که ایران در بحران هسته ای نشان داده و رویکرد مسالمت جویانه دولت حسن روحانی در سیاست خارجی، در نهایت باعث تضعیف موقعیت ایران در منطقه شود، به همین دلیل است که او بارها تأکید کرده که ایران بدون توجه به نظر دیگران، به دفاع خود از “مردم مظلوم” فلسطین، یمن، سوریه، عراق، بحرین و لبنان ادامه خواهد داد. به همین دلیل است که او به صراحت در قبال عربستان لحنی ستیزه جویانه انتخاب می کند. پیام او این است که “نرمش” ایران به برنامه اتمی ایران محدود می شود و او از سایر مواضعش عقب نخواهد نشست، چه در منطقه و چه در داخل کشور.
البته درگیری ها یی که بین عربستان و ایران رخ داده اینبار پای افغانستان را هم به میان کشیده،طوری که رئیس جمهور افغانستان دست به ریسک بزرگی میزند و از حملات عربستان علیه حوثی ها که تحت حمایت رژیم ایران هستند حمایت میکند،طوری که غنی رئیس جمهور افغانستان از ماه آوریل تا بحال دو بار به عربستان سفر کرده است.این تصمیم رئیس جمهور افغانستان میتواند این کشور را تا مرز ورود افغانستان به جنگ نیابتی شیعه و سنی در یمن وارد کند.در صورتی که افغانستان برای برقراری توازن در روابطش بین عربستان و ایران کوتاهی کند، احتمال خطر دو قطبی شدن مردم این کشور به‌شکل قوی وجود دارد. از سوی دیگر این موضوع زمینه مداخلات کشورهای منطقه را نیز مهیا می‌سازد.
از آنجایی که افغانستان همیشه میدان جنگ کشورهای دیگر بوده و تلاش دارد خود را از جنگ های داخلی خودش نجات دهد، رقابت ریاض و تهران می‌تواند خطرات بزرگی را برای افغانستان به‌وجود آورد. حتی اگر جنگ جاری نیابتی ایران و عربستان، در درون مرز‌های یمن باقی بماند، تاثیرات و چالش‌های فرقه‌ای آن می‌تواند به افغانستان سرایت کند. کشوری که ایران و عربستان، تاثیرات گسترده‌ای به آن دارند. این تاثیرات روی رهبران مخالف قبیله‌ای و مذهبی افغانستان قابل دید است. از طرفی دیگر ایران از 3 میلیون مهاجر افغانستانی در ایران استفاده کرده و با اخراج بسیاری از آنها در ماه اخیر به نوعی سعی بر بی ثبات کردن افغانستان دارد.
این دو قطب ارتجاعی درعین حال وجه تشابه زیادی در عملی کردن خواستها و منافع خود دارند. بسته نگهداشتن جامعه، زن ستیزی عمیقا مذهبی و ایدئولوژیک، سرکوب عریان و بی محابای مخالفین سیاسی در کنار ایجاد و تقویت و نقطه اتکا انواع سازمانهای تروریستی اسلامی در سطح بین المللی، در کنار تجارت صنعت دین و تاکید بر نمانیدگی قطبی از اسلام سیاسی با هزینه کردن هر جنگی علیه طرف مقابل بخش اصلی صورت مسئله بحران در خاورمیانه اند.
و اما حادثه اخیر منا که بسیار هم خبر ساز شد بار دیگر دست آویزی برای بهره برداری های سیاسی حکمرانان رژیم اسلامی ایران شد تا با دامن زدن به اختلافات میان تهران و ریاض، عربستان سعودی را مقصر و متهم این حادثه جلوه دهند. به نظر می رسد حضور نظامی عربستان به نفع دولت یمن و بر علیه شبه نظامیان حوثی طرفدار ایران که از حمایت گسترده سپاه پاسداران برخوردار هستند، بر فرماندهان این ارگان بسیار گران تمام شده و قصد دارند با تغییر زمین بازی و متهم کردن عربستان به بی تدبیری، حوادث یمن را تحت الشعاع قرارداده و امنیت و مدیریت داخلی عربستان را ضعیف و متزلزل نشان دهند.
تا جایی که خامنه ای که در ابتدا موضعی نرم تر و تا حدودی بینابینی گرفته بود، برای جا نماندن از رقبای داخلی، آتش حمله خود را تیز تر کرد و تا تهدید نظامی پیش رفت. سر به نیست شدن مهره های درشت امنیتی وابسته به خامنه ای موضوع را پر تنش تر کرده است. غضنفر رکن آبادی سفیر سابق در لبنان و رابط و حافظ اسرار جمهوری اسلامی با حزب الله لبنان و علی اصغر فولادگر رئیس دفتر اطلاعات راه بردی سپاه پاسداران هر دو از دانه درشتهای امنیتی جمهوری اسلامی به همراه چندین افسر بلندپایه امنیتی دیگر از جمله حسن دانش، فؤاد مشغلی، عمار میرانصاری و حسن حسنی اوضاع را پیچیده تر از ظاهر آن کرده است.
اگرچه حادثه مرگبار امسال از نمونه های پیشین مشابه در سال 1366 که جمهوری اسلامی با برپایی تظاهراتی به نام برائت از مشرکین علیه حکام سعودی برپا کرد و منجر به حمله پلیس عربستان و کشته شدن 402 نفر و زخمی شدن 275 نفر گردید و حادثه سال 1368 که بدلیل خرابی دستگاههای تهویه هوا 1400 نفر جان خود را از دست دادند، نمونه کوچکتری بود، اما دامنه تبلیغاتی به مراتب حجیم تر و گسترده تری نسبت به گذشته را بخود اختصاص داد. رقم کشته شدگان تا کنون 465 نفر و مفقودین 241 نفر اعلام شده است.
این سانحه عملا در امتداد جنگ و درگیری نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بویژه در یمن و سوریه، خود به صحنه جنگ تبلیغاتی وسیعی بدل گردیده است. جنگی که ذره ای به منافع مردم دو کشور ارتباطی ندارد. در هر دو طرف مناقشه دو حکومت فوق ارتجاعی و بشدت فاسد، یکی دست در دست منافع استراتژیک غرب و امریکا و دیگری در حسرت جایگزینی قدرت در منطقه با قربانی کردن منافع مردم کشور خود با سرکوب عریان و انواع فشارهای ایدئولوژیک پیش از اینکه در منطقه نقش ارتجاعی خود را ایفا کنند، جهنمی سوزان برای شهروندان کشور خود مهیا کرده است. سرکوب کوچکترین آزادیهای مدنی و اجتماعی، زن ستیزی بی بدیل و فساد حکومتی بی نظیر مردمی فقیر و تحت انقیاد قوانین ضد بشری مذهبی حاصل هردو حاکمیت در ایران و عربستان است.
راه حل نهایی برکناری حکومت های فاسد و ارتجاعی اسلامی مثل ایران،عربستان،سوریه و داعش از منطقه است.در غیر این صورت و با وجود این حکومت ها کل خاورمیانه به پاتلاقی عمیق کشیده خواهد شد. باتلاقی که جمهوری اسلامی و عربستان با حمایت هایشان از حکومت و گروه های تروریستی کنده اند،پای خودشان هم در نهایت به این باتلاق کشیده خواهد شد. بدون این قطب های ارتجاعی ورهبری گروه های تروریستی، بدون حکومت های اسلامی چه از نوع جمهوری اسلامی و یا سعودیش، قبل از هر چیز مردم مصیبت دیده سوریه، یمن، بحرین، ایران و عربستان نفسی به راحتی خواهند کشید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)