روز یکشنبه ۲۰ سپتامبر برابر با ۲۹ شهریور، یک هفته بعداز قتل شاهرخ زمانی توسط جمهوری اسلامی، محسنی اژه ای رئیس قوه قضائی رژیم وادار شد در باره قتل شاهرخ زمانی سخن بگوید.

محسنی اژه ائی که هشتاد و پنجمین نشست خود با خبرنگاران را برگزار می کرد، در پاسخ به خبرنگاران در باره علت مرگ شاهرخ چنین می گوید : “افرادی که متهم هستند و محکوم می شوند اگر نگوییم بیش از سایر افراد دچار مشکلات جسمی و روحی می شوند به اندازه آنها با این مشکلات مواجه خواهند شد، بهرحال بیرون از زندان هم مریض می شوند و سکته می کنند.”

در باره علت ندادن مرخصی به شاهرخ زمانی حتی هنگام ازدواج دختر و مرگ مادرش رئیس قوه آدمکشی جمهوری اسلامی چنین پاسخ می دهد : “از این موضوع اطلاعی ندارم. مرخصی زندانیان ضوابطی دارد. گاهی مرخصی رفتن آنها مضر نیست و گاهی برعکس. معیارهایی برای اعطای مرخصی به زندانیان وجود دارد.”

و در باره علت مرگ شاهرخ می گوید : “شکل ظاهری این مسئله نشان می دهد که متهم سکته کرده است، اما در مورد اینکه علت سکته او چه بوده در حال بررسی هستیم. در این مورد پزشک باید نظر بدهد قاضی نمی تواند نظر شخصی بدهد. ما همه اقدامات قضایی لازم را برای بررسی علت سکته این متهم انجام می دهیم، اما نتیجه نهایی هنوز اعلام نشده است.”

اینکه محسنی اژه ای بعداز یک هفته در باره مرگ شاهرخ زمانی سکوت معنادارش را می شکند و در نشست خبری اش به سئوال خبرنگاران در باره این رویداد پاسخ می دهد ناشی از فشارهای داخلی و بین المللی، برپائی کمپین و کارزارهای گسترده ای است که فعالین جنبش کارگری و چپ، مردم آزادیخواه و انساندوست از لحظه بعداز انتشار خبر قتل شاهرخ زمانی به جریان انداختند. فشار این مبارزات و کمپین های گسترده که خیلی ها را سرخط آورد، رئیس دستگاه آدم کشی جمهوری اسلامی را وادار کرده است که در باره مرگ شاهرخ سکوت را بشکند و به حرف بیاد. اما پاسخ محسنی اژه ائی نمونه دیگری از شارلاتانیسم جمهوری اسلامی را به نمایش می گذارد.

اژه ای در حالیکه در باره ندادن مرخصی به شاهرخ زمانی حتی در حساسترین لحظات زندگی اش مرگ مادر و ازدواج دخترش که در حوزه مسئولیت او قرار دارد اظهار بی اطلاعی می کند،  و در حالیکه مرگ شاهرخ را ریاکارانه همچنان سکته مغزی اعلام می کند و اظهار نظر در باره علت آن را در حوزه تخصص خود نمی داد اما، در عین حال و ناشیانه در جایگاه یک کارشناس سلامت جامعه قرار می گیرد و در باره علل و عوامل مرگ شهروندان در زندان و بیرون از زندان به اظهارنظر می پردازد و اوج سفسطه و شارلاتانیسم منحصر به فرد مقامات جمهوری اسلامی را به نمایش می گذارد.

نه اژه ای و نه دستگاه تحت مسئولیت او صلاحیت بررسی مرگ شاهرخ زمانی از رهبران جنبش کارگری ایران را ندارند. عاملین و آمرین قتل شاهرخ زمانی ها در دستگاه تحت مسئولیت محسنی اژه ائی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران لانه کرده اند. آنها شاهرخ زمانی و طی قریب چهار دهه گذشته شاهرخ زمانی ها را با توسل به این روشهای کثیف به قتل رسانده اند. مسئولیت قتل شاهرخ زمانی بر عهده نظام اسلامی حاکم بر ایران است و این رژیم نه در جایگاه قضاوت در باره قتل شاهرخ زمانی بلکه، در جایگاه متهم قرار دارد. تنها یک کمیسیون مستقل بین المللی صلاحیت بررسی قتل شاهرخ زمانی را دارد نه محسنی اژه ائی و دستگاه فاسد و قاتل تحت مسئولیتش.

شکستن سکوت جمهوری اسلامی در باره مرگ شاهرخ یک دستاورد مبارزات تاکنونی جنبش ماست. اما، فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی قاتل دهها هزار نفر از زندانیان سیاسی و عقیده تی در سیاه چالهای ایران است. این رژیم همزمان با قتل شاهرخ و در جریان بودن یک کمپین بین المللی برای محکومیت این جنایت، احضار و صدور حکم زندان برای فعالین جنبش کارگری و دستگیری شمار بیشتری از دانشجویان و فعالین جنبش های رادیکال اجتماعی را به جریان انداخته است. در آستانه آغاز تحصیلی و نگرانی از بابت تبدیل مدارس به سنگر مبارزه و مقاومت فشار بر معلمین را افزایش داده است. این وحشی گری را تنها با مبارزه و مقاومت می توان مهار کرد.

ما بارها گفته ایم و تکرار می کنیم. باید هزینه دست زدن جمهوری اسلامی به قتل و اذیت و آزار فعالین جنبش کارگری و دیگر جنبش های رادیکال اجتماعی برای جمهوری اسلامی را باید بالا ببریم. این ممکن نیست مگر با گسترش دامنه اعتراضات در داخل و خارج از کشور و در پیش گرفتن یک سیاست واکنشی فعال و میلیتانت در مقابل جمهوری اسلامی.

نباید انتظار داشت که جمهوری اسلامی و دستگاه قضائی رژیم علت واقعی مرگ شاهرخ زمانی را اعلام کند. این رژیم قاتل شاهرخ زمانی است. از طرفی دیگر ما فعالین جنبش کارگری در داخل و خارج از کشور و فعالین جنبش های رادیکال و آزادیخواه باید همچنان باید در آماده باش باقی بمانیم و با گسترش دامنه مبارزاتمان جمهوری اسلامی را تحت فشار بیشتری قرار دهیم. خواست سرنگونی رژیم را با گسترش مبارزاتمان به شعار روز تبدیل کنیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)