1- با اعتماد بنفس نوشته بودم که توافق وین قطعاً از کنگرۀ امریکا عبور خواهد کرد. و احتمال هم داده بودم که ممکن است حتی به رأی گیری نرسد. حالا اما با اعلام حمایت 34 امین سناتور دموکرات از توافق وین مرحلۀ اول (گذشتن از وتوی اوباما) محقق شده است. و هنوز 15 روز دیگر فرصت هست که مرحلۀ دوم (منتفی شدن رأی گیری در کنگره) نیز محقق شود. و من کماکان پیش بینی می کنم که چنین هم خواهد شد. بنابراین اینک موقع تبریک نهایی است برای همۀ دوستداران صلح در جهان، و بویژه در ایران که هم از جنگ گریخته ایم و هم از تحجر و خرابکاری 25 سالۀ خامنه ای و یاران خواهیم گریخت بسرعت. انشاءالله.

2- این توافق برای جهان بسیار مهم است بدلیل شکسته شدن شاخ غول امریکای سفید در بخش نئوکان که تعبیر بهترش همان نئو فاشیست هایی هستند که در تیتر هم نوشته ام. و امریکا از این به بعد دیگر شاخ غول همیشگی که قبل از هر گزینه ای دیگران را تکه پاره می کرد نخواهد بود. زیرا حالا میراث صلح اندیش اوباما بر تاریخ دیپلماسی امریکایی حک خواهد شد. و همۀ رؤسای جمهور بعد از اوباما ناچار خواهند بود قبل از هرنوع جنگی به دیپلماسی فرصت بدهند. و این دست آورد تاریخی و بسیار مهمی است برای تنش ها و درگیری ها و اختلافات لاجرم که در هرزمان اتفاقش بدیهی است مابین تعارضات طبیعی در بین کشورهای جهان. البته که منظورم تحلیل رفتن یا بی اثر بودن رهبری امریکا یا قدرت نظامی منحصر بفردش نیست. بلکه منظور این است که امریکا ناچار خواهد بود قبل از هر اقدام یکطرفه ای – مثل حمله به عراق – هم حرف متحدان و سایر بازیگران مهم را بشنود و هم حتی حرف ها و استدلال ها و دفاعیات کشورهای کوچک و هدف و مخالف خودش را. و باز روشن تر بگویم که موافق بی کدخدا شدن دنیا نیستم – و نخواهد هم شد – بلکه می خواهم نوید کدخدایی را برجسته کنم که قبل از زیرآب کردن سر رعیت به در و همسایه و خود رعیت هم فرصت حرف زدن بدهد و خواهد داد.

3- در سویۀ مقابل ایران ما اما خبرها بیش از پیش خوش است و خواهد بود و شاخ توهمی ومجازی تئوفاشسیت متحجر هم شکسته و خواهد شکست با سرعت بسیار بیش از حدس و گمان های تاکنون. به دلایل زیر:

الف- در مورد تأثیر شکلی – بدون ورود به محتوا – توافق با غرب اجماع جهانی حاصل بوده و است؛ که این توافق بضرر اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی واپسگرا خواهد بود. اگر اختلافی هم در این اجماع هست – که بوده – فقط مربوط به سرعت این تأثیرات است. به این معنا که محافظه کاران امریکایی و دولت اسرائیل از سویی و ایرانیان دردانۀ بستوه آمده از دست جمهوری اسلامی قرون وسطایی – بحق هم – از جانب دیگر معتقدند که توافق وین سرعت لازم و سریع تغییر رفتار ایران از یک حکومت انقلابی مزاحم و مخرب به یک حکومت متعارف و سازگار با نرم های دولت های مدرن را فراهم نخواهد آورد. و الا در اصل تأثیر مثبت هیچکس شک ندارد.

ب- تأکید مجدد و چند باره می کنم که ظهور و بروز داعش در منطقه پنبۀ اسلام سیاسی – بدون توجه به نوع مذهب – را زده است. و بعنوان ورژن نهایی هرنوع اسلامگرایی حکومتی چنان وحشت و تنفری ایجاد کرده است که دیگر امکان کمترین مسامحه ای در مورد مقابله با “اسلام بمثابه ایدئولوژی حکومتی” را ناممکن کرده است. نه تنها در جهان غرب و پیشرفته بلکه مهمتر از آن در بین دولت ها و ملت های مسلمان جهان نیز. اینکه دو کشور از سه کشور مهم و تعیین کنندۀ منطقه (ترکیه و مصر) خودشان را از جرگۀ اسلامیست ها رهانیده و مجدداً به سکولاریسم خوش آمد گفته اند بسیار مهم است. اگر این مهم را هم اضافه کنیم که کشور چهارم نیمه مهم منطقه (عربستان) نیز با روی آوردن به سیاست پراگماتیک و جوانگرایی در بافت های فرسودۀ حکومت پادشاهی دقیقاً در راستای اردوغان پاشای پشیمان و ژنرال سیسی درخشان گام بر می دارد و برخواهد داشت. و طبیعی است که دیگر تنها کشور مهم باقیماندۀ منطقه (ایران) هم نمی تواند و نخواهد توانست در قالب جمهوری اسلامی مشی سابق شکست خورده اش را ادامه دهد. زیرا ایران علاوه بر عنصر جمعیت مدرن تر – هم بلحاظ تمدنی و هم بلحاظ مذهبی و هم بلحاظ پیشینۀ تاریخ معاصر خود – این زخم را هم برگرده دارد که 35 سال از حیات سیاسی خود را بتاراج اسلام سیاسی داده است و اینکه دولتی پشیمان و در حال تلاش برای سکولاریزه کردن حکومت هم بخشی از قدرت است.

پ- البته بدیهی است که خامنه ای و دستگاه ایدئولوژیک بشدت فرسوده و ناکارآمد و شکست خوردۀ روحانیان فرتوت و متحجر براحتی تسلیم شرایط نخواهند شد. و حالا که از موضع قدرت بلامنازع به عنصر درجه دوم فروکاسته شده و خواهند شد؛ شروع به برخی عملیات ایذایی و الدرم بلدرم های توخالی خواهند کرد. اما چون هژمون سلطه شان از قدرت اثر گذاری افتاده است، موفق به بازسازی هژمون اسلام سیاسی نخواهند شد. در تعبیری از زاویه ای دیگر نه تنها بدلایل متقن پیش گفته ام بلکه به این دلیل خیلی مهم هم که توافق هسته ای با غرب دست خامنه ای را زیر ساطور غرب برده و از این پس فاکتورهای بسیار مهمی در دست غرب و امریکا خواهد بود که رفتار خامنه ای را تنظیم کند. مثل: سفارتخانه های فعال غربی در تهران، بازرسان متعدد غربی در صنایع هسته ای، قراردادها و بده بستان های اقتصادی با غرب، رفت و آمدهای هیئت های غربی در قالب های متنوع – اعم از اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و ورزشی و توریستی و … –

ت- نتیجه اینکه تحقیقاً هیچ – با تأکید برهیچ – فاکتوری اعم از سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی – چه در داخل و چه در خارج – ادامۀ حکومت شرعی در ایران را پشتیبانی نمی کند. و نه تنها پشتیبانی نمی کند بلکه بضرر آن و در جهت استحالۀ هرچه بیشتر و سریعتر آن هم عمل خواهد کرد.

4- اما بدون سخن از کنفتی خامنه ای نوشتن نه شما را راضی می کند و نه خودم را خوشحال. و البته این دیگر اختصاصی دلقک است برای شما بینندگان صحنۀ سیرک. موضوع اما برمی گردد به آن بیانیه یا اطلاعیۀ غیر منتظره و برای اولین باری که دیروز دفتر خامنه ای منتشر کرد و در آن از همه خواست که از منتسب کردن هرگونه نقل قولی راجع به موضع خامنه ای در مورد توافق وین خودداری کنند. من حالا موضع اولیه و شتابزدۀ دیروزم را تصحیح می کنم و می گویم که بدون شک مخاطب آن اطلاعیه تندروان مخالف توافق بودند و نه موافقان توافق. ماجرا به این شرح است:

5- خامنه ای آن  ترجیع بند”ببینیم توافق در مجاری رسمی تصویب بشود یا نشود” را مثل همۀ حرکات این روزهای مجلس اسلامی از امریکایی ها گرته برداری کرده بود. و قرار بود منتظر باشند تا تکلیف توافق در کنگرۀ امریکا معلوم شود تا متناسب با آن این ها هم پز موافق یا مخالف بگیرند. خلاصۀ ادامۀ داستان این است:

کری و ظریف خیلی رفیقند. دیروز بعد از اینکه کری مطمئن شده که 34 امین سناتور امریکایی امروز رسماً از توافق حمایت خواهد کرد و اجرایی شدن توافق قطعی شده است. طبق قرار قبلی زنگ زده به ظریف که “جواد کار تمام است و می خواهید شروع کنید مطمئن شروع کنید که تعهداتتان جلو بیفتد. ظریف هم به روحانی و به خامنه ای گفته که دیگر کار تمام است و باید هرچه زودتر شروع کنیم. در چنین موقعیتی بوده که خامنه ای آن اطلاعیه را داده تا بگوید دیگر چک و چانه و بازی پلیس خوب پلیس بد را تمام کنید و دیگر مخالفت با برجام جایز نیست. البته مطمئن نیستم که اطلاع کری به ظریف در مورد حتمی بودن گذر سالم برجام از کنگره با این قصد هم انجام شده که خامنه ای فرصت داشته باشد تا اطلاعیه اش را قبل از پخش خبر رسمی حمایت سناتور 34 ام در امروز صادر کند تا نوعی واکنش در مقایل اخبار امریکا نباشد یا نه. اما اگر هم قصد کری و ظریف این نبوده باشد! عملاً بنفع خامنه ای شده که قبل از اعلان رسمی نجات توافق در سنای امریکا؛ اطلاعیه اش را صادر کند و از زیر مهمیز هوادان خشمگین و نا امیدش کمی آسوده بشود. تا فکر نکنند قبله شان بقبله ای دیگر اقتدا کرده است: “به قبلۀ امریکای جهانخوار!” یا…هو

بعد از تحریر:
در متن برخی مسایل مهم – بویژه چرایی پیش افتادگی مجدد هژمون سکولاریسم در منطقه – جای تدقیق نبود. و همینطور است بسیاری از گزاره ها که می تواند با قراین و شواهد جزیی نگرتری محکمتر و منسجم تر اثبات شود. لذا تا 48 ساعت آینده در دسترس خواهم بود برای پاسخ به سؤالات و شرکت در بحث ها. و بعد از آن تا 20 سپتامبر – بطور قطع – غایب خواهم بود. تا بعد!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)