زن بی حجاب و آخوند:

نکات گره گشا این صحنه هاست. مرسی به کاردار ایران در لندن!
1- روزی که خامنه ای در هنگام تجدید حکم ریاست پنجسالۀ دوم صادق لاریجانی در قوۀ قضائیه؛ غلامحسین محسنی اژه ای را نیز از دادستانی کل ایران به معاون اولی لاریجانی برگزید سنسورهایم خبر از تغییرات مهمی در پشت پردۀ سیاست ایران را می داد. زیرا محسنی اژه ای را جاه طلب تر از آن می دانستم که بخواهد پست مستقل و مهمی چون دادستانی ایران را با پستی تشریفاتی و چرخ پنجمی مثل معاون اولی لاریجانی عوض کند. استنادم هم به این بود که اژه ای هیچگاه مقام زیر دست نبوده و همواره نفر اول تصمیم گیری حوزۀ اختیارات و مسئولیت هایش بوده است. اما گمانه زنی غالبم این بود که خامنه ای لاریجانی را هم بی عرضه ارزیابی کرده و هم غیر قابل تعویض – بخاطر پشتوانۀ حوزوی از سوی روحانیان ارشد قم – لذا خواسته است با نصب اژه ای در معاون اولی او هم از مدیریت استالینی محسنی اژه ای استفاده کند و هم در ظاهر لاریجانی را تعویض نکند. چند بار هم که اینجا مطلب نوشتم معمولاً از محسنی اژه ای با عنوان رییس قوۀ قضائیه نام می بردم و نه معاون اول و سخنگو و از این قبیل عناوین متعدد او.

2- تا اینکه رسیدیم به بهار امسال و خامنه ای در اقدامی غیرمنتظره صادق لاریجانی را بریاست هیئت امنای دانشگاه امام صادق منصوب کرد. برخی از عزیزان روشنفکر و فعالان سیاسی در خارج از کشور این انتصاب را علامتی – برای داغ گذاشتن بر پیشانی این جوانترین روحانی ارشد و مورد اعتماد – در معرفی جانشین خامنه ای در پست رهبری ارزیابی کردند. این دوستان که گمانه زنی خود را مستند می کردند به گذشتۀ سلسلۀ مراتب داشگاه امام صادق از بدو تأسیس و ریاست آیت الله منتظری بر آن تا هنگام برکناری از قائم مقامی خمینی؛ پر بیراه نمی گفتند و من هم چنین نتیجه گیری را قبول داشتم. اما هنوز هم شک داشتم که خامنه ای به این دلیل محسنی اژه ای را قدرت داد در قضا که لاریجانی را کمی آزاد کند برای تمرین و آموزش های رهبری و ولایت فقیهی. اما امروز که سخنرانی صادق لاریجانی علیه روحانی و دولت و وزیر کشور اصولگرایش رحمانی فضلی را دیدم. شکم به یقین تبدیل شد که صادق لاریجانی جوان و فقیه و مورد اعتماد حوزه – اعم از سیاسی و سنتی. یادمان نرود که صادق داماد وحید خراسانی مهمترین مرجع سنتی سرشناس حوزۀ قم هم است – و مورد پشتیبانی خبرگان، بطور قطع نامزد برندۀ جانشین خامنه ای خواهد بود. مگر اینکه معادلات سیاسی عمر رژیم را به دوران پساخامنه ای طولانی نکند.

3- همانطور که گفتم چیدمان ماجرا برای رهبری صادق لاریجانی تمام فاکتورهای مهم را درست انجام داده است. زیرا او جوانترین روحانی ارشد معتبر از نظر فقهی است که سال هاست عضو خبرگان و شورای نگهبان بوده واست.  مهمتر اینکه همۀ تأییدیه های تحجر و خشکه مقدسی و زن ستیزی و انحصار قدرت در دست الیگارشی “ضد مردم و همینطور ضد خمینی سیاسی” را نیز دارد و گزینه ای منحصر بفرد است. حتی غیر محتمل نیست که اگر خامنه ای نتواند هماوردی و مقابله بکند با اصلاحات هاشمی و روحانی؛ در همین حیات خودش نیز از رهبری کناره گیری کند – یا داوطلبنه و یا وادار به کناره گیری شود – و لاریجانی قبل از مرگ خامنه ای رهبر بشود. تا هم تنش های بعد از مرگ خامنه ای جلو گرفته شود؛ و هم با ورود صادق لاریجانی به مقام تعیین کنندۀ رهبری، از هجوم تفکر هاشمی به بنیان های نظام جلوگیری کند. این را از این جهت محتمل – با در صد بالا – می دانم که صحنۀ روز سیاست در ایران بطرز تشدید شونده ای بسمت هاشمی و روحانی در حال چرخش است و اگر این روند از یک نقطه عطفی – می تواند مجلس خبرگان و شورای بعدی باشد – رد شود بازگرداندن اوضاع به واپسگرایی و انزوا بسادگی ممکن نخواهد بود.

4- بهمین خاطر است که صادق لاریجانی در سخنان امروز خود علاوه بر حرف های سیاسی بجای حرف های قضایی – در حالیکه او مهمترین مقامی است که باید از دخالت در سیاست حتی بطور ظاهری هم شده پرهیز کند – هم لحن کلامش را به طرز بی سابقه ای آمرانه و خطاب به دولت تغییر داده و هم تقریباً همۀ حوزه های سیاسی چالش برانگیز مثل انتخابات و شورای نگهبان و سیاست خارجی را مورد توجه خودش معرفی کرده است – (اینجا) – درست است که او هم اینک عضو رسمی فقهای شورای نگهبان نیست اما هم در آنجا نفوذ فقهی دارد و هم محتمل است بجای آخوند رضوانی مرده به این شورا برگردد. او جنتی را فرسوده، یزدی رییس خبرگان و حوزۀ قم را در حال مرگ و مصباح پیر را بی آبروی سیاسی و عقب نشسته می بیند و خیلی دور از ذهن نیست که بخواهد قبل یا بلافاصله بعد از انتخابات مجلس و خبرگان دبیری شورای نگهبان را هم تصدی بکند. تا هم تمرین کند بستن منفذ های نفوذ لیبرال ها و عرفی ها را؛ و هم سابقه ای ایجاد کند از جهت مدیر و مدبر بودن خودش در حوزۀ سیاسی در هنگام انتخاب ظاهری و برنامه ریزی شده بعنوان رهبر آینده.

5- البته هم هاشمی و هم روحانی به همۀ نقشه های پشت پرده اشراف دارند – امیدوارم – و حتماً از انتخاب صادق لاریجانی بعنوان رهبری پسا خامنه ای اطلاع دارند. اما با همۀ این آگاهی از همینجا به روحانی هشدار می دهم که زیاد متمرکز نباشد فقط به کنترل و ساکت کردن خامنه ای. و حواسش باشد که رهبر بالقوۀ جدید علاوه بر همۀ دریدگی های مرسوم؛ یک لمپن ضد هر نوع تغییر مدرن هم است. و چنان بی چشم و رو هست – مهمترین مشخصۀ تربیتی آخوندی در حوزه – که حتی مشارکت – تا حد وحدت – سیاسی روحانی با علی لاریجانی بردار بزرگترش را هم بهیچ بگیرد و اسب عرفی سازی حکومت از سوی روحانی را در همین قبل از شروع پی بکند. بنظرم می رسد که قبل از همه جعفری فرمانده سپاه و سرافراز بسیار فاشیست و خطرناک صدا و سیما شیفت کرده اند به رهبر جدید و دارند بی خیال خامنه ای بحضیض دچار شده در مشروعیت و مقبولیت سیاسی از سوی اصولگرایان تندرو و حزب اللهی های بدنه؛ تلاش می کنند  و تصمیم قطعی دارند که سیاست روحانی در همۀ حوزه های رو به گشایش را سد بکنند. تندخویی فراتر از موضعگیری های اخیر خامنه ای در تأیید برجام تلویزیون سرافراز که با بستن هرچه بیشتر حوزۀ آزادی های مدنی و اجتماعی و سبک زندگی جوانان و زنان نیز همراه است؛ و منت گذاشتن سردار جعفری بسر روحانی که گفته با تساهل شورای نگهبان به ریاست جمهوری رسیده است؛ نشانه های آشکاری از وحشت مثلث رهبری آینده است؛ و مهمتر اینکه روحانی خیلی از اصولگرایان را نیز چنان نزدیک به اصلاحات خودش جذب کرده که سخنان رحمانی فضلی وزیر کشورش – در مورد تأیید و رد صلاحیت ها – فرق چندانی با رادیکال ترین موضعگیری اصلاح طلبان ندارد. تنها گزینۀ برندۀ روحانی در حال حاضر – از نان شب واجبتر – هم باید متمرکز باشد بر تعویض فرمانده سپاه و رییس صدا و سیما از سوی خامنه ای. بویژه تأکید می کنم به تعویض سرافراز که عنصری بسیار خطرناک و فاشیست ضد هر نوع مصالحه و مدرنیت است. اگر روحانی نتواند بزودی رادیو تلویزیون را از انحصار رهبری آلترناتیو (صادق لاریجانی) خارج کند بطور قطع همۀ سیاست هایش شکست خواهد خورد. از من گفتن! یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)