چندسال پیش(۳۶)آقافرمودند(۲۸مرداد،۱۳۵۸مجلس خبرگان قانون اساسی)قسمت سوم وپایانی
*علی اکبرپرورش:مصونیت یعنی چه؟
«اگرمی خواهيدكه قوانينی تصويب كنيدكه باروح اسلام مطابقت داشته باشد،ديگر اصلامصونيت وسلب مصونيت معنی ندارد»
*ابوالحسن بنی صدر:پاپوش درست می کنند!
«کسی كه می خواهدبيايداينجابايدكاملادرآنچه می گويدآزادباشدزيراكافي است در بيرون اتهامی واردكنندو نماينده ای را جلب كنند،آنوقت چه بايدكرد؟شمابايدآزادی ما راتأمين كنيدتابتوانيم آزادانه عقايدمان رابگوئيم.مردم رأی داده اندوماآمده ايم اينجاتادر جهت آنهاكاركنيم.خوب،اگرپاپوش درست كردندونماينده ای دستگيرشد،تابيايندوبه اتهامش رسيدگي كنند،دوره مجلس تمام شده،آنوقت حقوق مردمی كه به او رأی داده اندچه می شود؟چنانچه قبلاهم رضاخان وشاه سابق همين پاپوشهارادرست می كردندونماينده يانمايندگان موردنظررادستگير می كردندووقتي كارازكارمی گذشت،آن وقت آزادشان می كردند».
*آیت الله بهشتی:تافته جدا بافته!
«مثل اينكه برداشت آقايان غيرازآنچيزی است كه دردنيا معمول است.مصونيت بدين معنی نيست كه نماينده تافته جدابافته است،بلكه بدين معنی است كه چون اين نماينده درمعرض اعمال غرضهابيش ازديگران قرارمی گيرد،وچون باهراعلام جرمی ممكن است دادستان اوراتوقيف كند،می خواهندكه اعلام توقيف آسان نباشد،وگرنه اگردادگاهی حكم صادركرد،كه البته اجرامی شود.اين مسأله ناظر بوضع فعلی است. چون درشرايط فعلی،ازطريق همين مقررات جاری،بايك اعلام جرم ازطرف دادستان می شودنماينده ای راتوقيف كرد».
*موسوی اردبیلی:مصونیت طاغوتی ست!
«من به عنوان مخالف بااين پيشنهادصحبت می كنم.اصولا مصونيت به اين معنی كه سابق هم مرسوم بوديعني برای نمايندگان مجلس يك امتيازی قائل می شوندكه اينهاچون نماينده هستند،هر صحبتی بكنندوياهركاری بتوانندبكنندويك امتيازي نسبت به ديگران دارندكه قابل تعقيب نيستندوكسی نبايدبا اينهاكاری داشته باشد،مگر اول بايدازنماينده سلب مصونيت بشود.اين تشريفات از مراسم دوره طاغوتي است».
*ناصرمکارم شیرازی:مصونیت حفظ حقوق ملت است!
«بنده دوياسه موضوع مختصررامی خواستم عرض كنم:اولا ازفرمايش آقای موسوی اينطوراستنباط میشودكه درمورد مصونيت سوء تفسير شده است،زيرا اين مصونيت امتيازی برای نمايندگان نيست بلكه حفظ حقوق ملت است.معنياش اين است كه بنده راكسی می خواهدازمحيط اين مجلس دوركند،بنابراين شكايتي ازمن می كند ومن راتوقيف می كنندونتيجتاًنماينده مردم نمی تواندازحقوقشان دفاع كند.بنابراين مساله حفظ حقوق مردم است ومربوط به نظام طاغوتي هم نيست…مصونيت هم يك آزادی معقول ومشروع است كه می خواهيم نماينده رابه صرف اتهام توقيف نكنندبلكه به مجلس فوراًاطلاع دهند…مصونيت باشدامابايد يك مقام قانونگذاری آنرا تصويب كند،مثلابه شورای انقلاب داده شودكه آن شوراپای اين تصويبنامه راصحه بگذارد،والااگرمابنشينيم ومصونيت راهم تصويب بكنيم وفرداكه دادستان خواست يكنفرنماينده راتوقيف كند،بگوئيم چون مجلس خبرگان تصويب كرده انداومصونيت دارد،دادستان خواهد گفت،مجلس خبرگان كه نمی توانددرمسائل حقوقي مملكت دخالت بكندوتعقيب ياعدم تعقيب فلان شخص به قانون اساسي مربوط نيست.شما فقط می توانيدقانون اساسي راتصويب كنيد،نه آنچه درصلاحيت مجلس شواري ملي است».
*سيدابوالفضل موسوی:پیامبر هم مصونیت نداشت!
«نظر اينجانب نسبت به ماده مصونيت وكيل می باشد،چون اين قانون مخالف روح دين اسلام است،زيرادرجائي كه پيغمبر مشرع ويا پيام آور،درمقابل حق و عمل به حكم آیه «ولو تقول علينا بعض الاقاويل»مصونيت ندارد،چطورمی شود كه نمايندگان مجلس كه احكام كلی اسلامی رابقالب الفاظ می ريزند،مصونيت داشته باشند؟و همانطوركه جناب مكارم فرمودند،اگرسياست شيطانی درمملكت باشد،باسلب مصونيت عملی می شود،ومصونيت هم فايده ندارد».
*جعفرسبحانی:ان الحکم الالله!
«وظيفه مادر اينجافكرنمی كنم تشريع قانون باشدوقراربراين باشدكه تشريع در عهده شارع مقدس كه خدااست،باشد.اصولاماشرعاًمصونت داريم يانداريم؟اگرداريم كه می توانيم صحه بگذاريم واگرنداريم كه مانمی توانيم تشريع قانون كنيم وازحالاكه اولين باراست می خواهيم يك قانونی تصويب كنيم،نبايداولين قانونش مخالف موازين روشن اسلام باشد… فرض كنيديكنفرواقعاًدردادگاه مجرم شناخته شده و گناه قبلی داردما به چه مجوزی جلوی حكم دادگاه رابگيريم وبگوئيم دادگاه حق نداردحكم رادرحق اين آدم اجراكند،چرا؟برای اينكه مامانع هستيم.اگر آن مطلبی كه آقای مكارم فرمودندكه عنوان ثانوی باشد،آن عناوين ثانوی يك موضوع كشداری است كه درهرمساله يك عنوان ثانوی می آيدوخلاصه برمبنای:«ان الحكم الاللّه»ما نمی توانيم فرض كنيم يك كسی سارق است ويامتهم است ويايك كسی جرم ديگری دارد،امابگوئيم خيرتايكماه ديگريا۲۰روزديگرنبايدحكم اجراشود.اين بازتشريعي برخلاف موازين اسلام است».
*سیدمحمدخامنه ای:ردِّ قاضی!
«برای پيشگيری دردادگاه هايك موادی می گذرانندكه به آن می گويندمواردرد،كه اگر كسی باقاضی اختلافی يادعوای حقوقي ياكيفری داشته باشد،آن قاضی صلاحيت رسيدگی به آن پرونده رانداردو برای اينكه قاضی راكه مسلط به كارش هست ازكار بيندازند،قبلادعوائی حقوقی عليه ايشان طرح و بعد به همان پرونده استنادمی كنندواوراازآن مقام می اندازند.برای اينكه ازمواردرَدِّقاضي است وبعديك قاضي دلخواه راآنجامی گذارند.درمجلس هم به همين لحاظ كه نماينده ملت چه به لحاظ صحبتهائی كه اينجامی كند،كه برادرمافرمودندوچه به لحاظ اتهاماتی كه درخارج به نماينده زده می شود.مسأله صرفاًاتهام است وسلب مصونيت،اتهام راهيچ موقع نفي نمی كند، بلكه فقط صلاحيت رسيدگی داردبعنوان يك نحوه ولايی،درواقع به آقايانی كه اينجاهستنددرمقام اعلای تشخيص…وقتی كه شماقانون اساسی راعوض كرديد، تمام قوانين عوض می شودزيراصلاحيت آقايان دراينحاحاكم است بسا آنكه آقايان در مجلس شورای ملي راه پيداكنندولي درآنجانمیتوانندحق تأثيردرقانون اساسی داشته باشند،ولي شمااينجاداريداينكاررامی كنيدونهادهای حقوقي،اقتصادي،فرهنگی و فردی واجتماعی راداريدعوض می كنيد.آن كسی كه اينجااينكاررامی كند،می تواند مسائل حاكم برخودش راهم دراينجاعوض بكند.بنده درجواب آقای بهشتی بازتوضيح عرض ميكنم كه رفراندوم اگرچه برای روشن شدن تكليف نهائی اين قانون است،ولی مادام كه رفراندوم انجام نشده،تدوين اين قانون به عهده نمايندگان اين مجلس است، كه اگررفراندوم تصويبش كند،همين قانون«قانون اساسی»می شود،لكن ازالان تا موقع رفراندوم ماحاكميت براين امرداريم يعنی می توانيم تكليف خودمان وبقيه افراد اين مجلس رابه اكثريت تعيين كنيم…و مساله تشريع كه آقای سبحانی اشاره كردند بهتراست مااصلاحات راروشن كنيم.تشريع كه ايشان فرمودندبه معنای اخص است البته حكم ازخدا است چه بعنوان اجراء وچه بعنوان فصل خصومت وچه بمعنای كلی وقانونگذاری وامااگربناباشداين مجلس حق داشته باشديك چيزهائی راتدوين كند،اين رامی شودتشريع بمعنای اعم هم گفت.البته«لامشاهده فی الاصطلاح»ولی اين اصطلاح به هرحال هست…وقتی می گويندبنشينيم قانوني بگذرانيم فقهادر محدوده احكام الله بنابراين تشريع بمعنای اعم وظيفه مااست ودرمجالس مقننه آينده هم، همه آقايان مشرع هستند.به يك معنا مادرآن محدوده«حدود الله»حق تعيين داريم. پس منافات نداردو چوب تكفيرهم بلندنمی شود،زيرامااينكارراكرديم ويك نظامنامه گذرانديم…به هرحال آنهائی كه اين ماده راگذرانده اند،مبتنی برتجربيات عديده ای بوده كه هميشه يك افرادی راكه درمجلس گاهي صحبتشان،ياآن اقليت بودنشان يا چيزهای ديگردرانحراف مسيرمؤثربوده،بايك اتهام واهی،يكهفته بازداشت می كردندو بعد هم اعتذار ميكردند و كار هم از كار گذشته بود، و اگر اين قانون را بگذرانيد باز هم ممكن است اين خطرباشد،منتهابصورت غيرقانونی است.مثلاآقائی رابطور غيرقانونی توقيف كنندوبکشندوبزنند.به هر حال چون اين خطروفلسفه بوده اينكارراكرده اند،اين مصونيت لزوم دارذ».
*جوادفاتحی:مصونیت مستحدثه غرب زدگی ست!
«بطور اجمال اين بحث را كه الان مطرح شده بعنوان مصونيت دادن بيك فرددرهيچيك ازبرنامه های ديني تابحال مانديده ايم،ودرهيچ كتاب دينی تابحال شنيده نشده و اين موردازمستحدثات غربزدگی است و آنكه دراسلام است البته آزادی گفتاربه همه داده شده وهركس می تواندهرچه بخواهدبگويد…ماعنوانی بنام عنوان مصونيت دراسلام پيدانكرديم وبهيچ وجه شايسته نيست اين رادراينجاتصويب كنيم،چون برخلاف هدف اين مجلس است».
*محمدجوادباهنر:قالب های قانون اساسی!
«برای تنظيم اينگونه مطالب امروزصبح چهارپنج متن مهم تررابررسی كرديم،ازجمله آنها متنی بودكه روحانيون تهران تهيه كرده بودندو هم چنين متن آقای منتظری و متنهای ديگركه چون حقوق ملت رامقيُّد نكرده بودندمابه اين متن كه۲۴ماده بود،قوه مقننه وشورای نگهبان وشورای رهبری و شورای اسلامی و ولايت فقيه رااضافه كرديم…متن أهای معروف ديگری هم بود كه مورد شور واقع شد».
*سیدمحمدخامنه ای:پاگیر نشوید!
«من نظرم اين بودكه ابتدايكی ازآن قالبهائی كه داده شده است مطرح بشود،اگر كسی آنرابخواندپاگيرمی شودواگر موضوعی رانتوانست يادداشت كندازدست می دهد،بااينكه می تواندبدواًموضوعات موردنظرشان رابنويسند،زيرااين قالبهامحدوديتی بوجودنمی آورد،بخصوص پيش نويس اول».
*منیرالدین حسینی:شورای فقها!
«بهشتی:پيشنهادی است ازآقای منيرالدين حسينی كه برای احرازموافقت اصول تصويب شده باقوانين واصول اسلامی،شورائی ازفقهای مجلس انتخاب شوندواصول مصوبه پس ازتصويب آنان به تصويب نهائی برسد،يعنی قبل ازاينكه به جلسه علنی بياورندبااصل پيام امام تلفيق بشود».
*ابوالحسن بنی صدر:آقا فرمودند!
«بياناتی كه بعضی آقايان دراينجاميفرماينداكثراًمتناقض است.ازيك طرف می فرمائيد ولايت فقيه،جائی ديگر ه به نفعتان باشد،می فرمائيداينجاراآقافرمودندوچيزی راكه می بينيدبارأيتان جوردرنمی آيد،می گوئيدآقانفرمودند.اگر می گوئيدآقافرمودند،پيش نويس قانون اساسی رابنده وآقای دكتر بهشتی برديم خدمتشان وجزدومور بقيه آن راتأييدفرمودند،پس شماهمان دوموردرارسيدگی كنيدوديگرازاين پيشنهادهاندهيد».
*سیدحبیب هاشمی نژاد:از کانال فقها!
«بنده باپيشنهادآقای حسينی هاشمی موافقم كه كارازاين كانال انجام بشود،زير انتخاب يك شورای پنج نفری ازفقهاوبدست آوردن نظرات آنها قبل ازاينكه درجلسه علنی مطرح بشود،اين فايده راداردكه می شودباآنهاصحبت كردونظرات راباهم نزديك كرد،كه وقتی درجلسه علنی مطرح می شودنظرات باهم نزديك باشدوموارداختلاف كم شود».
*آیت بهشتی:اینجافقیه زیاد داریم!
«عنايت بفرمائيدكه اين مجلس ازفقهاوكارشناسان اسلامی تشكيل شده است.اگر منظوراين است كه ميخواهيدكسانی راكه واجدبودن درجه اجتهادشان محرزباشد،آن مساله ديگری است،والادراينجا فقهاعده شان آنقدرهست كه وقتی ميخواهيم رأی بگيريم حتمارأيشان داخل رأی ديگران قرارمی گيريدوبنده پيشنهادمشخصی نمی بينيم،مثلامی گوئيدپنج نفرانتخاب بشوند،اگربيست نفرفقيه باشندچراپنج نفرانتخاب بشوند؟به نظرمن اينكارممكن است ازاعتبارمجلس خبرگان بكاهد».
*محمدکرمی:روزه خواری نمایندگان!
«روزنامه بامداددرباره روزه خوردن آقايان علماچيزی نوشته بودكه اين توهين به نمايندگان مجلس خبرگان است،بايدخبرنگارروزنامه بامدادموردبازخواست واقع شود كه ديگرازاين اخبار جعلي منتشر نكند».
*طاهری اصفهانی:روزنامه بامداداستیضاح شود!
«روزنامه بامداددومطلب نوشته بودكه بايداستيضاح گردد:۱-راجع به نمازجماعت پيشنهادشده،نوشته بودآقاي بهشتی پيشنهادراقرائت كردندولی درمقام عمل صورت نگرفت.۲-راجع به روزه خوردن بعضی ازنمايندگان نوشته بود سؤال شد،گفته اندچون ده روزبه آخر ماه نمانده بود،مُيسَّر نبودقصدكنيم،درصورتيكه مطلب اينطورنيست وغلط است.آنچه بوده اينست:عده ای قصد داشته اندجهت نمازعيدبه شهرستان خود برگردند،لذانمی تواستندقصدكنند».
*سیدکاظم اكرمی:قصد نکرده ایم!
«خبرنگارمی نويسدكه ازيكي ازنمايندگان سؤال كردم كه چراروزه می خوريد.نماينده جواب دادچون ده روزبه آخرماه رمضان مانده است نمی توانيم قصدكنيم واو چون آشنا به مسائل فقهی نبود،اينطور تلقي كرده است».
*آیت الله بهشتی:روزنامه ها سوژه سازی نکنند!
«بطوركلی بايدديدكه خبرنگارهابرای خبرسازی برای روزنامه شان به اينجامی آيندو يامی خواهندملت رادرجريان وقايع جلسه منتخبينشان بگذارند؟اگرواقعاًقصد،سوژه سازی باشد،به عقيده بنده هيأت رئيسه دراين باره اختيارات كافی داردو جلوی اين كارراخواهدگرفت».
*سیدحبیب هاشمی نژاد:روزه خواری نبوده،کهولت سن بوده!
«به نظربنده برای روشن شدن اذهان بايدتوضيح داه شودكه مسأله روزه مطرح نبوده،زيرااكثريت علماروزه دارندوفقط چندنفری به عللی كه آقای طاهری فرمودندو هم چنين به علت بيماری و كهولت سن نمی توانندروزه بگيرند».
*ایت الله بهشتی:روزنامه را به ناظم زاده بدهید!
«خواهش می كنم روزنامه رابه آقای ناظم زاده بدهيدكه بعداًتصميم گرفته شودبه هرحال مابارديگربه رسانه های گروهی بخصوص به روزنامه هاومجلات اعلام ميكنيم كه دريك جامعه اسلامی بايداستفاده ازاين رسانه هابه صورت اصيل واسلامی وبا حسن نيت همراه باشدوهرگونه تخلف،به معنای تخلف ازروح انقلاب اسلامی ما است واين تخلف درهرموردی كه باشدبايدجلوی آن گرفته شود،بخصوص درمورد روزنامه ها ورسانه های گروهی كه می تواننددراين ايام حساس،نقشی سازنده و يا خدای نكرده نقش تخريبی داشته باشندكه امیدواريم خودشان مراقب باشندكه نقش تخريبی نداشته باشند».
*مولوی عبدالعزیز:فقط مذهب اسلام!
«برادران اسلام وحضار محترم،راجع به اصل سيزدهم هم خواستم درحضورآقايان چندكلمه عرض كنم:تقاضاي بنده اين است كه همه برادران ودوستان موافقت بفرمايندكه دين رسمی ايران فقط و فقط اسلام بشودواسمی ازهيچ يك ازمذاهب برده نشود.همچنانكه درتمام كشورهای اسلامی اسمي ازمذهب برده نشده وبرده نمی شودوماهم فقط به كلمه اسلام كفايت بكنيم.ازطرف ديگرما وقتی به كلمه اسلام اتكاء می كنيم تمام عالم اسلام باماهستند،مامی خواهيم كه جمهوری اسلامی جهانگيروعالمگيرباشدوتمام مسلمان های عالم به طرف مادست درازكنند وماهم به طرف آنهادست درازكنيم.اگربناباشدمااسم مذهب راببريم،برادران مادر عالم اسلام به مابدبين می شوندوآنهاهم درمقابل مايك جبهه ای می گيرند،زيراكه مذهب رسمی كشورشان شافعی يامالكی ياحنفی ياغيرذلك است.معهذابه عقيده بنده بايدهمه ماباهم متحدباشيم ودين رسمی كشورمااسلام باشدواگراسمی از مذهب برده می شود،بايدمذاهب اربعه رسميت داشته باشند…مثلاعرض می كنم وقتی كه دراصل۱۴نوشته شده:زرتشتيان،يهوديان،مسيحيان درايران اقليت های رسمی دينی شناخته می شوند،پس چطورمادين اسرائيل ودين آمريكائي هاراكه دشمن رسمی ماهستندواديان آنهامنسوخه هست(وان الدين عندالله الاسلام)دين آنهارارسمی بدانيم،امامذهب اهل سنت الجماعت راكه برادران شماهستندو خدای سنی هاوخدای شيعه هاوپيغمبروقبله آنهاوكتاب آسمانی آنهايكی است وهيچ تفرقه ای ندارند،چطوربه خودمان اجازه بدهيم كه مذاهب اربعه اهل سنت و الجماعت رارسمی ندانيم،امااديان منسوخه رارسمی بدانيم؟لهذادردرجه اول بايد فقط دين رسمي ايران اسلام باشدواسم هيچ مذهبی برده نشود».
* عزیزدانش راد:من ضد صهیونیزم هستم!
«خدمت حضارمحترم نكته ای راعرض كنم كه من ازحدود سی سال پيش تاحالا،ازآن وقتی كه واردمسائل سياسی شدم ودنياراشناختم يكی ازافرادضدصهيونيست كشورم هستم واين راازنوشته هايم كه دريكی ازروزنامه ای يهودی درسال۱۳۲۸ كه درتهران منتشرشده است شهادت می گيرم…تيترش رابرای شمامی خوانم «طبقه حاكمه اسرائيل ملت خودرابه كجا می كشاند؟…ميخواستم خدمت برادران وخواهرعزيزم عرض كنم كه من شخصاً يك ايراني وفاداربه كشورهستم وايرانی متولدشده ام واجدادمن درايران بوده اندواز۲۷۰۰سال پيش درايران بوده ايم ودرايران هم به گورخواهم رفت وفرزندانم هم درايران درشغل مهندسی وكارمندی دولت مشغول سازندگی هستندوبه اين خاك ومملكتی كه درآن متولدشده ايم مثل مسلمانان ومثل سرورعزيزم كه به من تقريباحمله كردند،عشق می ورزيم..نكته ديگراينكه من مذهب اسلام رامثل مذهب پدرخودم احترام می گذارم،يعني به عقيده من آنچه كه اصول توحيداست،خواه دردين اسلام و خواه دردين يهود باشداساسش يك شكل است.اساسش وحدت وعدالت وجلوگيری ازظلم واستثماراست.جملات و آيات فراوانی هست كه عمل نمی كنند.نه آن كسی كه شناسنامه اسلامی دارد درست عمل می كندونه كسی كه شناسنامه يهودی داردودرصف اهل ظلم قراردارند…نكته ديگری كه می خواستم عرض كنم اينست كه نه دولت اسرائيل دين يهودداردونه دولت امريكا دين عيسويت.دولت اسرائيل يك دولتي است غيرمذهبی واساسش برمذهب نيست بلكه اساسش برسياست تجاوزكارانه ای است كه مورد تنفريهوديان مؤمن می باشد.بنابراين بگذريم ازبازيهای سياسی كه برای پايگاه استعماری می كنندواينرانبايددرداخل كشورمان بين هموطنانمان مطرح بكنيم و اختلاف ايجادكنيم…من توقع دارم دريك مجلس رسمي ودريك مجلسی كه به فرمان امام تشكيل شده است وامام رسماًتاييدكردندكه حقوق مذاهب رسمی محترم است،اينطوربيانات گفته نشود،زيرامخالف اصول برادری ومودت است».

*آنچه در این سه قسمت خواندیدگزیده هایی ازجلسه اول تانهم اولین مجلس خبرگان قانون اساسی درسال ۳۵۸ازکتاب:«صورت مشروح مداکرات کجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی»بود،که به بررسی آئین نامه وکلیات پرداخه است».
**توجه:
تاریخ از دانش مردم آن سرزمین درست می شود؛اماتاریخ راهرگونه می شود نوشت و تحلیل کرد!
تدقیق در گذشته وانطبقاق با حال برای تدبیر آینده می تواندکار یک روزنامه نگار مستقل که درصدداست جریان سازی ها وراس ها رابه تحریر بکشد،باشد!
***دمکراسی فرایند تکاملی دارد.دربرخی کشورهاجهش هست ودربرخی این حرکت کُند وبه زمان بیشتری نیاز دارد.
مرحوم علی شریعتی درکتاب«امت و امامت»هرچند حکومت ایئولوژیک را–آنهم بایک نگاه انقلابی وحضوری چون شخصیت امام(ع)می پسنددو ترویج می کند،اماهمین ایشان،به حکومت«رای وراس»درهمان کتاب اشاره کرده و می گوید:«درجامعه بدوی که هنوز شناحت به اطراف و اشخاص صفر است انتخابات وبرگزاری آن،رای به راس دادن است؛نه رای دادن بماهو رای!
وقتی مردم،قبیله ای وایلی و راسی به پیرامون خود نگاه می کنند طبیعی است بخاطر شناخت صفرآنها به اطراف خود(حتی همان افرادی که برای آنها مقدس و موردتکریم واقع هستند)،رای شان راسی است و به اصطلاح کیلوئی،همانطورکه اول انقلاب ۵۷بود.اگریک فردمی گفت مثلابه آقای ایکس رای دهید،بخاطرحرف همان فرد(راس) یک قبیله ویک شهر به همان آقای ایکس رای می دادند. واین یعنی همان گفته شریعتی دررای وراس بودن انتخابات وبرای همین می گفت نبایدانقلاب بدست دمکراسی ناپخته ولرزان داد».
محمد شوری/نویسنده و روزنامه نگار
مرداد۱۳۹۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)