چندسال پیش(36)آقافرمودند(28مرداد،1358مجلس خبرگان قانون اساسی)قسمت سوم وپایانی
*علی اکبرپرورش:مصونیت یعنی چه؟
«اگرمی خواهیدکه قوانینی تصویب کنیدکه باروح اسلام مطابقت داشته باشد،دیگر اصلامصونیت وسلب مصونیت معنی ندارد»
*ابوالحسن بنی صدر:پاپوش درست می کنند!
«کسی که می خواهدبیایداینجابایدکاملادرآنچه می گویدآزادباشدزیراکافی است در بیرون اتهامی واردکنندو نماینده ای را جلب کنند،آنوقت چه بایدکرد؟شمابایدآزادی ما راتأمین کنیدتابتوانیم آزادانه عقایدمان رابگوئیم.مردم رأی داده اندوماآمده ایم اینجاتادر جهت آنهاکارکنیم.خوب،اگرپاپوش درست کردندونماینده ای دستگیرشد،تابیایندوبه اتهامش رسیدگی کنند،دوره مجلس تمام شده،آنوقت حقوق مردمی که به او رأی داده اندچه می شود؟چنانچه قبلاهم رضاخان وشاه سابق همین پاپوشهارادرست می کردندونماینده یانمایندگان موردنظررادستگیر می کردندووقتی کارازکارمی گذشت،آن وقت آزادشان می کردند».
*آیت الله بهشتی:تافته جدا بافته!
«مثل اینکه برداشت آقایان غیرازآنچیزی است که دردنیا معمول است.مصونیت بدین معنی نیست که نماینده تافته جدابافته است،بلکه بدین معنی است که چون این نماینده درمعرض اعمال غرضهابیش ازدیگران قرارمی گیرد،وچون باهراعلام جرمی ممکن است دادستان اوراتوقیف کند،می خواهندکه اعلام توقیف آسان نباشد،وگرنه اگردادگاهی حکم صادرکرد،که البته اجرامی شود.این مسأله ناظر بوضع فعلی است. چون درشرایط فعلی،ازطریق همین مقررات جاری،بایک اعلام جرم ازطرف دادستان می شودنماینده ای راتوقیف کرد».
*موسوی اردبیلی:مصونیت طاغوتی ست!
«من به عنوان مخالف بااین پیشنهادصحبت می کنم.اصولا مصونیت به این معنی که سابق هم مرسوم بودیعنی برای نمایندگان مجلس یک امتیازی قائل می شوندکه اینهاچون نماینده هستند،هر صحبتی بکنندویاهرکاری بتوانندبکنندویک امتیازی نسبت به دیگران دارندکه قابل تعقیب نیستندوکسی نبایدبا اینهاکاری داشته باشد،مگر اول بایدازنماینده سلب مصونیت بشود.این تشریفات از مراسم دوره طاغوتی است».
*ناصرمکارم شیرازی:مصونیت حفظ حقوق ملت است!
«بنده دویاسه موضوع مختصررامی خواستم عرض کنم:اولا ازفرمایش آقای موسوی اینطوراستنباط میشودکه درمورد مصونیت سوء تفسیر شده است،زیرا این مصونیت امتیازی برای نمایندگان نیست بلکه حفظ حقوق ملت است.معنیاش این است که بنده راکسی می خواهدازمحیط این مجلس دورکند،بنابراین شکایتی ازمن می کند ومن راتوقیف می کنندونتیجتاًنماینده مردم نمی تواندازحقوقشان دفاع کند.بنابراین مساله حفظ حقوق مردم است ومربوط به نظام طاغوتی هم نیست…مصونیت هم یک آزادی معقول ومشروع است که می خواهیم نماینده رابه صرف اتهام توقیف نکنندبلکه به مجلس فوراًاطلاع دهند…مصونیت باشداماباید یک مقام قانونگذاری آنرا تصویب کند،مثلابه شورای انقلاب داده شودکه آن شوراپای این تصویبنامه راصحه بگذارد،والااگرمابنشینیم ومصونیت راهم تصویب بکنیم وفرداکه دادستان خواست یکنفرنماینده راتوقیف کند،بگوئیم چون مجلس خبرگان تصویب کرده انداومصونیت دارد،دادستان خواهد گفت،مجلس خبرگان که نمی توانددرمسائل حقوقی مملکت دخالت بکندوتعقیب یاعدم تعقیب فلان شخص به قانون اساسی مربوط نیست.شما فقط می توانیدقانون اساسی راتصویب کنید،نه آنچه درصلاحیت مجلس شواری ملی است».
*سیدابوالفضل موسوی:پیامبر هم مصونیت نداشت!
«نظر اینجانب نسبت به ماده مصونیت وکیل می باشد،چون این قانون مخالف روح دین اسلام است،زیرادرجائی که پیغمبر مشرع ویا پیام آور،درمقابل حق و عمل به حکم آیه «ولو تقول علینا بعض الاقاویل»مصونیت ندارد،چطورمی شود که نمایندگان مجلس که احکام کلی اسلامی رابقالب الفاظ می ریزند،مصونیت داشته باشند؟و همانطورکه جناب مکارم فرمودند،اگرسیاست شیطانی درمملکت باشد،باسلب مصونیت عملی می شود،ومصونیت هم فایده ندارد».
*جعفرسبحانی:ان الحکم الالله!
«وظیفه مادر اینجافکرنمی کنم تشریع قانون باشدوقراربراین باشدکه تشریع در عهده شارع مقدس که خدااست،باشد.اصولاماشرعاًمصونت داریم یانداریم؟اگرداریم که می توانیم صحه بگذاریم واگرنداریم که مانمی توانیم تشریع قانون کنیم وازحالاکه اولین باراست می خواهیم یک قانونی تصویب کنیم،نبایداولین قانونش مخالف موازین روشن اسلام باشد… فرض کنیدیکنفرواقعاًدردادگاه مجرم شناخته شده و گناه قبلی داردما به چه مجوزی جلوی حکم دادگاه رابگیریم وبگوئیم دادگاه حق نداردحکم رادرحق این آدم اجراکند،چرا؟برای اینکه مامانع هستیم.اگر آن مطلبی که آقای مکارم فرمودندکه عنوان ثانوی باشد،آن عناوین ثانوی یک موضوع کشداری است که درهرمساله یک عنوان ثانوی می آیدوخلاصه برمبنای:«ان الحکم الاللّه»ما نمی توانیم فرض کنیم یک کسی سارق است ویامتهم است ویایک کسی جرم دیگری دارد،امابگوئیم خیرتایکماه دیگریا20روزدیگرنبایدحکم اجراشود.این بازتشریعی برخلاف موازین اسلام است».
*سیدمحمدخامنه ای:ردِّ قاضی!
«برای پیشگیری دردادگاه هایک موادی می گذرانندکه به آن می گویندمواردرد،که اگر کسی باقاضی اختلافی یادعوای حقوقی یاکیفری داشته باشد،آن قاضی صلاحیت رسیدگی به آن پرونده رانداردو برای اینکه قاضی راکه مسلط به کارش هست ازکار بیندازند،قبلادعوائی حقوقی علیه ایشان طرح و بعد به همان پرونده استنادمی کنندواوراازآن مقام می اندازند.برای اینکه ازمواردرَدِّقاضی است وبعدیک قاضی دلخواه راآنجامی گذارند.درمجلس هم به همین لحاظ که نماینده ملت چه به لحاظ صحبتهائی که اینجامی کند،که برادرمافرمودندوچه به لحاظ اتهاماتی که درخارج به نماینده زده می شود.مسأله صرفاًاتهام است وسلب مصونیت،اتهام راهیچ موقع نفی نمی کند، بلکه فقط صلاحیت رسیدگی داردبعنوان یک نحوه ولایی،درواقع به آقایانی که اینجاهستنددرمقام اعلای تشخیص…وقتی که شماقانون اساسی راعوض کردید، تمام قوانین عوض می شودزیراصلاحیت آقایان دراینحاحاکم است بسا آنکه آقایان در مجلس شورای ملی راه پیداکنندولی درآنجانمیتوانندحق تأثیردرقانون اساسی داشته باشند،ولی شمااینجاداریداینکاررامی کنیدونهادهای حقوقی،اقتصادی،فرهنگی و فردی واجتماعی راداریدعوض می کنید.آن کسی که اینجااینکاررامی کند،می تواند مسائل حاکم برخودش راهم دراینجاعوض بکند.بنده درجواب آقای بهشتی بازتوضیح عرض میکنم که رفراندوم اگرچه برای روشن شدن تکلیف نهائی این قانون است،ولی مادام که رفراندوم انجام نشده،تدوین این قانون به عهده نمایندگان این مجلس است، که اگررفراندوم تصویبش کند،همین قانون«قانون اساسی»می شود،لکن ازالان تا موقع رفراندوم ماحاکمیت براین امرداریم یعنی می توانیم تکلیف خودمان وبقیه افراد این مجلس رابه اکثریت تعیین کنیم…و مساله تشریع که آقای سبحانی اشاره کردند بهتراست مااصلاحات راروشن کنیم.تشریع که ایشان فرمودندبه معنای اخص است البته حکم ازخدا است چه بعنوان اجراء وچه بعنوان فصل خصومت وچه بمعنای کلی وقانونگذاری وامااگربناباشداین مجلس حق داشته باشدیک چیزهائی راتدوین کند،این رامی شودتشریع بمعنای اعم هم گفت.البته«لامشاهده فی الاصطلاح»ولی این اصطلاح به هرحال هست…وقتی می گویندبنشینیم قانونی بگذرانیم فقهادر محدوده احکام الله بنابراین تشریع بمعنای اعم وظیفه مااست ودرمجالس مقننه آینده هم، همه آقایان مشرع هستند.به یک معنا مادرآن محدوده«حدود الله»حق تعیین داریم. پس منافات نداردو چوب تکفیرهم بلندنمی شود،زیرامااینکارراکردیم ویک نظامنامه گذراندیم…به هرحال آنهائی که این ماده راگذرانده اند،مبتنی برتجربیات عدیده ای بوده که همیشه یک افرادی راکه درمجلس گاهی صحبتشان،یاآن اقلیت بودنشان یا چیزهای دیگردرانحراف مسیرمؤثربوده،بایک اتهام واهی،یکهفته بازداشت می کردندو بعد هم اعتذار میکردند و کار هم از کار گذشته بود، و اگر این قانون را بگذرانید باز هم ممکن است این خطرباشد،منتهابصورت غیرقانونی است.مثلاآقائی رابطور غیرقانونی توقیف کنندوبکشندوبزنند.به هر حال چون این خطروفلسفه بوده اینکارراکرده اند،این مصونیت لزوم دارذ».
*جوادفاتحی:مصونیت مستحدثه غرب زدگی ست!
«بطور اجمال این بحث را که الان مطرح شده بعنوان مصونیت دادن بیک فرددرهیچیک ازبرنامه های دینی تابحال ماندیده ایم،ودرهیچ کتاب دینی تابحال شنیده نشده و این موردازمستحدثات غربزدگی است و آنکه دراسلام است البته آزادی گفتاربه همه داده شده وهرکس می تواندهرچه بخواهدبگوید…ماعنوانی بنام عنوان مصونیت دراسلام پیدانکردیم وبهیچ وجه شایسته نیست این رادراینجاتصویب کنیم،چون برخلاف هدف این مجلس است».
*محمدجوادباهنر:قالب های قانون اساسی!
«برای تنظیم اینگونه مطالب امروزصبح چهارپنج متن مهم تررابررسی کردیم،ازجمله آنها متنی بودکه روحانیون تهران تهیه کرده بودندو هم چنین متن آقای منتظری و متنهای دیگرکه چون حقوق ملت رامقیُّد نکرده بودندمابه این متن که24ماده بود،قوه مقننه وشورای نگهبان وشورای رهبری و شورای اسلامی و ولایت فقیه رااضافه کردیم…متن أهای معروف دیگری هم بود که مورد شور واقع شد».
*سیدمحمدخامنه ای:پاگیر نشوید!
«من نظرم این بودکه ابتدایکی ازآن قالبهائی که داده شده است مطرح بشود،اگر کسی آنرابخواندپاگیرمی شودواگر موضوعی رانتوانست یادداشت کندازدست می دهد،بااینکه می تواندبدواًموضوعات موردنظرشان رابنویسند،زیرااین قالبهامحدودیتی بوجودنمی آورد،بخصوص پیش نویس اول».
*منیرالدین حسینی:شورای فقها!
«بهشتی:پیشنهادی است ازآقای منیرالدین حسینی که برای احرازموافقت اصول تصویب شده باقوانین واصول اسلامی،شورائی ازفقهای مجلس انتخاب شوندواصول مصوبه پس ازتصویب آنان به تصویب نهائی برسد،یعنی قبل ازاینکه به جلسه علنی بیاورندبااصل پیام امام تلفیق بشود».
*ابوالحسن بنی صدر:آقا فرمودند!
«بیاناتی که بعضی آقایان دراینجامیفرماینداکثراًمتناقض است.ازیک طرف می فرمائید ولایت فقیه،جائی دیگر ه به نفعتان باشد،می فرمائیداینجاراآقافرمودندوچیزی راکه می بینیدبارأیتان جوردرنمی آید،می گوئیدآقانفرمودند.اگر می گوئیدآقافرمودند،پیش نویس قانون اساسی رابنده وآقای دکتر بهشتی بردیم خدمتشان وجزدومور بقیه آن راتأییدفرمودند،پس شماهمان دوموردرارسیدگی کنیدودیگرازاین پیشنهادهاندهید».
*سیدحبیب هاشمی نژاد:از کانال فقها!
«بنده باپیشنهادآقای حسینی هاشمی موافقم که کارازاین کانال انجام بشود،زیر انتخاب یک شورای پنج نفری ازفقهاوبدست آوردن نظرات آنها قبل ازاینکه درجلسه علنی مطرح بشود،این فایده راداردکه می شودباآنهاصحبت کردونظرات راباهم نزدیک کرد،که وقتی درجلسه علنی مطرح می شودنظرات باهم نزدیک باشدوموارداختلاف کم شود».
*آیت بهشتی:اینجافقیه زیاد داریم!
«عنایت بفرمائیدکه این مجلس ازفقهاوکارشناسان اسلامی تشکیل شده است.اگر منظوراین است که میخواهیدکسانی راکه واجدبودن درجه اجتهادشان محرزباشد،آن مساله دیگری است،والادراینجا فقهاعده شان آنقدرهست که وقتی میخواهیم رأی بگیریم حتمارأیشان داخل رأی دیگران قرارمی گیریدوبنده پیشنهادمشخصی نمی بینیم،مثلامی گوئیدپنج نفرانتخاب بشوند،اگربیست نفرفقیه باشندچراپنج نفرانتخاب بشوند؟به نظرمن اینکارممکن است ازاعتبارمجلس خبرگان بکاهد».
*محمدکرمی:روزه خواری نمایندگان!
«روزنامه بامداددرباره روزه خوردن آقایان علماچیزی نوشته بودکه این توهین به نمایندگان مجلس خبرگان است،بایدخبرنگارروزنامه بامدادموردبازخواست واقع شود که دیگرازاین اخبار جعلی منتشر نکند».
*طاهری اصفهانی:روزنامه بامداداستیضاح شود!
«روزنامه بامداددومطلب نوشته بودکه بایداستیضاح گردد:1-راجع به نمازجماعت پیشنهادشده،نوشته بودآقای بهشتی پیشنهادراقرائت کردندولی درمقام عمل صورت نگرفت.2-راجع به روزه خوردن بعضی ازنمایندگان نوشته بود سؤال شد،گفته اندچون ده روزبه آخر ماه نمانده بود،مُیسَّر نبودقصدکنیم،درصورتیکه مطلب اینطورنیست وغلط است.آنچه بوده اینست:عده ای قصد داشته اندجهت نمازعیدبه شهرستان خود برگردند،لذانمی تواستندقصدکنند».
*سیدکاظم اکرمی:قصد نکرده ایم!
«خبرنگارمی نویسدکه ازیکی ازنمایندگان سؤال کردم که چراروزه می خورید.نماینده جواب دادچون ده روزبه آخرماه رمضان مانده است نمی توانیم قصدکنیم واو چون آشنا به مسائل فقهی نبود،اینطور تلقی کرده است».
*آیت الله بهشتی:روزنامه ها سوژه سازی نکنند!
«بطورکلی بایددیدکه خبرنگارهابرای خبرسازی برای روزنامه شان به اینجامی آیندو یامی خواهندملت رادرجریان وقایع جلسه منتخبینشان بگذارند؟اگرواقعاًقصد،سوژه سازی باشد،به عقیده بنده هیأت رئیسه دراین باره اختیارات کافی داردو جلوی این کارراخواهدگرفت».
*سیدحبیب هاشمی نژاد:روزه خواری نبوده،کهولت سن بوده!
«به نظربنده برای روشن شدن اذهان بایدتوضیح داه شودکه مسأله روزه مطرح نبوده،زیرااکثریت علماروزه دارندوفقط چندنفری به عللی که آقای طاهری فرمودندو هم چنین به علت بیماری و کهولت سن نمی توانندروزه بگیرند».
*ایت الله بهشتی:روزنامه را به ناظم زاده بدهید!
«خواهش می کنم روزنامه رابه آقای ناظم زاده بدهیدکه بعداًتصمیم گرفته شودبه هرحال ماباردیگربه رسانه های گروهی بخصوص به روزنامه هاومجلات اعلام میکنیم که دریک جامعه اسلامی بایداستفاده ازاین رسانه هابه صورت اصیل واسلامی وبا حسن نیت همراه باشدوهرگونه تخلف،به معنای تخلف ازروح انقلاب اسلامی ما است واین تخلف درهرموردی که باشدبایدجلوی آن گرفته شود،بخصوص درمورد روزنامه ها ورسانه های گروهی که می تواننددراین ایام حساس،نقشی سازنده و یا خدای نکرده نقش تخریبی داشته باشندکه امیدواریم خودشان مراقب باشندکه نقش تخریبی نداشته باشند».
*مولوی عبدالعزیز:فقط مذهب اسلام!
«برادران اسلام وحضار محترم،راجع به اصل سیزدهم هم خواستم درحضورآقایان چندکلمه عرض کنم:تقاضای بنده این است که همه برادران ودوستان موافقت بفرمایندکه دین رسمی ایران فقط و فقط اسلام بشودواسمی ازهیچ یک ازمذاهب برده نشود.همچنانکه درتمام کشورهای اسلامی اسمی ازمذهب برده نشده وبرده نمی شودوماهم فقط به کلمه اسلام کفایت بکنیم.ازطرف دیگرما وقتی به کلمه اسلام اتکاء می کنیم تمام عالم اسلام باماهستند،مامی خواهیم که جمهوری اسلامی جهانگیروعالمگیرباشدوتمام مسلمان های عالم به طرف مادست درازکنند وماهم به طرف آنهادست درازکنیم.اگربناباشدمااسم مذهب راببریم،برادران مادر عالم اسلام به مابدبین می شوندوآنهاهم درمقابل مایک جبهه ای می گیرند،زیراکه مذهب رسمی کشورشان شافعی یامالکی یاحنفی یاغیرذلک است.معهذابه عقیده بنده بایدهمه ماباهم متحدباشیم ودین رسمی کشورمااسلام باشدواگراسمی از مذهب برده می شود،بایدمذاهب اربعه رسمیت داشته باشند…مثلاعرض می کنم وقتی که دراصل14نوشته شده:زرتشتیان،یهودیان،مسیحیان درایران اقلیت های رسمی دینی شناخته می شوند،پس چطورمادین اسرائیل ودین آمریکائی هاراکه دشمن رسمی ماهستندوادیان آنهامنسوخه هست(وان الدین عندالله الاسلام)دین آنهارارسمی بدانیم،امامذهب اهل سنت الجماعت راکه برادران شماهستندو خدای سنی هاوخدای شیعه هاوپیغمبروقبله آنهاوکتاب آسمانی آنهایکی است وهیچ تفرقه ای ندارند،چطوربه خودمان اجازه بدهیم که مذاهب اربعه اهل سنت و الجماعت رارسمی ندانیم،اماادیان منسوخه رارسمی بدانیم؟لهذادردرجه اول باید فقط دین رسمی ایران اسلام باشدواسم هیچ مذهبی برده نشود».
* عزیزدانش راد:من ضد صهیونیزم هستم!
«خدمت حضارمحترم نکته ای راعرض کنم که من ازحدود سی سال پیش تاحالا،ازآن وقتی که واردمسائل سیاسی شدم ودنیاراشناختم یکی ازافرادضدصهیونیست کشورم هستم واین راازنوشته هایم که دریکی ازروزنامه ای یهودی درسال1328 که درتهران منتشرشده است شهادت می گیرم…تیترش رابرای شمامی خوانم «طبقه حاکمه اسرائیل ملت خودرابه کجا می کشاند؟…میخواستم خدمت برادران وخواهرعزیزم عرض کنم که من شخصاً یک ایرانی وفاداربه کشورهستم وایرانی متولدشده ام واجدادمن درایران بوده اندواز2700سال پیش درایران بوده ایم ودرایران هم به گورخواهم رفت وفرزندانم هم درایران درشغل مهندسی وکارمندی دولت مشغول سازندگی هستندوبه این خاک ومملکتی که درآن متولدشده ایم مثل مسلمانان ومثل سرورعزیزم که به من تقریباحمله کردند،عشق می ورزیم..نکته دیگراینکه من مذهب اسلام رامثل مذهب پدرخودم احترام می گذارم،یعنی به عقیده من آنچه که اصول توحیداست،خواه دردین اسلام و خواه دردین یهود باشداساسش یک شکل است.اساسش وحدت وعدالت وجلوگیری ازظلم واستثماراست.جملات و آیات فراوانی هست که عمل نمی کنند.نه آن کسی که شناسنامه اسلامی دارد درست عمل می کندونه کسی که شناسنامه یهودی داردودرصف اهل ظلم قراردارند…نکته دیگری که می خواستم عرض کنم اینست که نه دولت اسرائیل دین یهودداردونه دولت امریکا دین عیسویت.دولت اسرائیل یک دولتی است غیرمذهبی واساسش برمذهب نیست بلکه اساسش برسیاست تجاوزکارانه ای است که مورد تنفریهودیان مؤمن می باشد.بنابراین بگذریم ازبازیهای سیاسی که برای پایگاه استعماری می کنندواینرانبایددرداخل کشورمان بین هموطنانمان مطرح بکنیم و اختلاف ایجادکنیم…من توقع دارم دریک مجلس رسمی ودریک مجلسی که به فرمان امام تشکیل شده است وامام رسماًتاییدکردندکه حقوق مذاهب رسمی محترم است،اینطوربیانات گفته نشود،زیرامخالف اصول برادری ومودت است».

*آنچه در این سه قسمت خواندیدگزیده هایی ازجلسه اول تانهم اولین مجلس خبرگان قانون اساسی درسال 358ازکتاب:«صورت مشروح مداکرات کجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی»بود،که به بررسی آئین نامه وکلیات پرداخه است».
**توجه:
تاریخ از دانش مردم آن سرزمین درست می شود؛اماتاریخ راهرگونه می شود نوشت و تحلیل کرد!
تدقیق در گذشته وانطبقاق با حال برای تدبیر آینده می تواندکار یک روزنامه نگار مستقل که درصدداست جریان سازی ها وراس ها رابه تحریر بکشد،باشد!
***دمکراسی فرایند تکاملی دارد.دربرخی کشورهاجهش هست ودربرخی این حرکت کُند وبه زمان بیشتری نیاز دارد.
مرحوم علی شریعتی درکتاب«امت و امامت»هرچند حکومت ایئولوژیک را–آنهم بایک نگاه انقلابی وحضوری چون شخصیت امام(ع)می پسنددو ترویج می کند،اماهمین ایشان،به حکومت«رای وراس»درهمان کتاب اشاره کرده و می گوید:«درجامعه بدوی که هنوز شناحت به اطراف و اشخاص صفر است انتخابات وبرگزاری آن،رای به راس دادن است؛نه رای دادن بماهو رای!
وقتی مردم،قبیله ای وایلی و راسی به پیرامون خود نگاه می کنند طبیعی است بخاطر شناخت صفرآنها به اطراف خود(حتی همان افرادی که برای آنها مقدس و موردتکریم واقع هستند)،رای شان راسی است و به اصطلاح کیلوئی،همانطورکه اول انقلاب 57بود.اگریک فردمی گفت مثلابه آقای ایکس رای دهید،بخاطرحرف همان فرد(راس) یک قبیله ویک شهر به همان آقای ایکس رای می دادند. واین یعنی همان گفته شریعتی دررای وراس بودن انتخابات وبرای همین می گفت نبایدانقلاب بدست دمکراسی ناپخته ولرزان داد».
محمد شوری/نویسنده و روزنامه نگار
مرداد1394

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)