reza

گفتم:صدای پای تو در من، شناور است
همواره در طراوتِ یکشنبه، ۵عصر.

گفتی: برای این دلِ بی تاب مانده ام
این بار، عاشقانه ترین حرف را بزن !

گفتم:بیا دوباره بیارا !
جانِ مرا به خلوتِ یکشنبه، ۵عصر.

گفتی: اگر ترانه سُرای سپیده ای
باید غزل، همیشه غزل، در تو بشکفد.

گفتم : که در برابرِ چشمانِ عاشقان
آن واژه ی در آتشم، یکشنبه، ۵عصر.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)