فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی
«اقتصاد»و «فرهنگ»مثل یک روح در دو بدن است؛یکی بدون دیگری وجود ندارد. ماهیت هردورسیدگی و تنظیم روابط وتصحیح و ساده کردن زندگی ست.امازمانی که وارد سازوکارهای هنجار شکن شوند،شکل وشمایل ورفتارارتباطات درجامعه هم تغییر می کند وهمین مولدفرایندهایی ست که مناسبات بعدی را رقم و به همین ترتیب فراز و فرودهایی را.
پیشتر مجموعه های:«سیاست قربانی سیاست»،«قول سیاست،غول اقتصاد»اینجا:
https://www.facebook.com/assize.mahkame
منتشرشده است.
مجموعه«فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی»ازهمین زیرمجموعه است که تقدیم می شود:
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(1)
سرانجام فرهنگ اقتصاد«پول کثیف»است که با «پولشویی»پاک و تمیز می شود!
چیزی شبیه حلال شدن مال حرام و حلال با دادن خمس؛ در زمانی که با هم مخلوط می شود و شما نمی دانید!!؟!
سیاست فرهنگی سیره و هدفش پاکسازی و پیشگیری آلودگی های فرهنگ اقتصاد است.
فرهنگ(CALTURECAL)واقتصاد(ECONOMY)،کدام بنا و کدام زیر بنا؟
سیاست قربانی سیاست(31)
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(2)
یک حدیث از منابع اسلامی به تواتر از زبان همه علمای دین شنیده و خوانده ایم:
«من لا معاش له لا معاد له»:هرکه معاش(اقتصاد و معیشت زندگی)ندارد، دین (همان معرفت،فرهنگ،اخلاق و عاقبت بخیری)از کفش می رود!
به یک معنا اگر معیشت شما در تنگنا باشد،وبه اصطلاح عوام 8 تتان در گرو 9 باشد، اگر هر چقدر هم که زور بزنی نمی توانی یک انسان سالم باقی بمانی!(البته استثنا هم هست واین گزاره مطلق نیست).
یعنی این اقتصاد است که فکر،فرهنگ،وفلسفه زندگی شما را رقم می زند،به یک مبنا اقتصاد زیر بنای فرهنگ است.
*نکته:
سخنی از علی خامنه ای رهبر ج.ا.:
«بخش های اقتصادی ما اگر می خواهند مردم متدین شوند، معاش مردم را تمکین کنند. چون «من لا معاش لا با معادله» اگر بخش های اقتصادی دولت،معاش مردم راتمکین کردند، مردم متدین خواهند شد.
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(3)
اقتصاد چون با معیشت سروکار دارد، در همه جا حضور دائم خود را برای ابد حفظ خواهد کرد. اقتصاد به همه چیز گِره ناگشودنی خورده است. و جامعه ای که دارای اقتصاد شکوفا باشد، مردم آن،رفتارهای متمدنانه واصولی داشته،نضج،رشد و حرکت به سمت جلو برای ایشان هموار و آسان تر و البته سریع و حساب شده تر است
فرهنگ اقتصاد،یعنی:«الناس مسلطون علی اموالهم».
سیاست فرهنگی یعنی:«جلوگیری از تسلط به سلطه!
قول سیاست عدالت اجتماعی ست.
به تواتر شنیده و خوانده ایم:«الناس علی دین ملوکهم».
به یک معنا توالی فساد در جامعه،یعنی تبعیت از رهبران ومدیرانی که اداره شهر دراختیار آنهاست!
*نکته:
*ویژگی اقتصا فساد در اقتدار گرایی انقلابی از یک طرف در پیچیدگی فعالیت های آن و دوم در چند گانگی مهارت هایی است که اعضای آن انجام می دهند وسوم عادی سازی آن درزندگی روزمره و تبدیل به یک نوع شیوه کاری می باشد.دریک اقتصاد فساد جامعه دموکراتیک الف- سیاستمدار و دولتمردان خواهان تثبیت قدرت و یا رسیدن به ثروتمندی شخصی هستند و ب-بازار به دنبال رانت و یادسترسی به منابع تصمیم گیرنده دولتی هستند و ت-محرومین از امتیازات رفاهی خواستار دسترسی به تمابز اجتماعی می باشند. و ث- احزاب و گروه های سیاسی خواهان افزایش وجوه نقدی و نفوذ بیشتر در دستگاه حاکمه هستند، افتدارگرایی انقلابی به طرز بسیار پیچپده ای همه این وجوه رادرهم ریخته و ادغام می کند ( سایت خبری گویا- علی اکبر قنبرپور- 16آذر1383)
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(4)
اقتصاد خوب داریم واقتصاد بد؛فرهنگ خوب داریم و فرهنگ بد.
اقتصادخوب فرهنگ بدراپاکسازی وپاکیزه می کند؛وفرهنگ خوب،اقتصادبد را سر و سامان می دهد.
با این نگاه،روبناوزیربنادرحال گردش است!
آنچه این دو رابه تعادل مطلوب می کنددوفاصله طبقاتی رابه حداقل می رساند، «آزادی»ست.
«آزادی» راس و شاقول امنیت و عدالت است.
آنجا که آزادی نیست،تاریکی حکمفرماست.
اما قول سیاست،آزادی بود. که بیشتر وقت ها قولش نامرد است.
*نکته
«بسیاری از مشکلات فعلی اقتصادی کشور ریشه در ناهنجاری های سیاسی دارد که برنامه ریزی را درحوزه اقتصادی دچار مشکل کرده است.(نقل قولی از: سید محمد خاتمی ).
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(5)
«شارلاتان»(به فرانسوی:(charlatan «به کسی که با زبان خوش،مردم را فریب دهدمی‌گویند».در معنای شارلاتان صفات حقه بازی،شیادی،شید،چرب‌زبانی و دروغگویی نهفته است.
«پُزعالی،جیب خالی»،نوعی اقتصادشارلاتانیستی ست که-علاوه برآنکه «سیاست فرهنگی»رادرذات خودمستتردارد-باظواهر،واداواطواروفریب،امرارمعاش می کند.وبرای اینکه موفق شود،ازشیوه های غیر اخلاقی واستفاده از هروسیله،سود می برد وخود را به مقصد می رساند.
متاسفانه در کشور«اقتصاد شارلاتانی»مسلط است.و نهادهای متولی هرکدام برای کتمان بی کفایتی و بی سوادی و نداشتن صلاحیت از همین شیوه ها برای حفظ ثبات و امنیت استفاده می کنند.
ریشه ناهنجاری های اجتماعی در سیاست های اقتصادی ست؛که هرگاه با پز عالی و جیب خالی همراه باشد،نتجه اش شکاف و فاصله طبقاتی فاحش و بوجود آمدن»اقتصاد شارلاناتی»است؛که درآن بطور مثال نیروی انتظامی کشورش بجای انجام وظیفه محوله،به صدور وفروش نفت می پردازد و این چنین یکی یکی فسادهای مالی برآمده از این نوع اقتصاد بوی گَندش،کورس رسوایی می زند!
*نکته:
هاشمی رفسنجانی در خطبه نماز جمعه 18 آبان سال 69گفت:
«اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش‌مسلکانه، وجهۀ جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است، زمان آن رسیده که مسؤولین به مانور تجمل روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب (!) مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند … برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیرمسلمان، ملتی مفلوک جلوه ننماییم، لازم است تا جلوه‌هایی از تجمل در چهرۀ کشور و مسؤولین حاکمیتی رویت شود»
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(6)
اقتصاد شارلاتانی،پایه و اساس سیاست های اقتصادی در جمهوری اسلامی است.وچیزی به عنوان:اقتصاد«دولتی»،«خصوصی»و«تعاونی»-آنچه در«قانون اساسی» تحریر شده-وجود خارجی ندارد!
از یک سو با موعظه های اخلاقی،دینی و شرعی سعی داشته ودارند که اقدام به بازدارندگی عملی وبه سمت عدالت اجتماعی حرکت و ثروت عادلانه توزیع شود،واز سوی دیگر همواره با وعده سرخرمن،وفعل مستقبل:«می شود»،«می کنیم»،«خواهدشد»،و«انجام خواهیم داد«،درعمل از آنچه به عنوان اقتصاد اسلامی وبانکداری بدون ربا بیان کرذه اند فاصله ای فاحش بگیرند.وچون در چنبره فراز و نشیب های زمانه (بدلیل بی کفایتی و بی سوادی)گرفتار شده اند،برای رهایی ونشان دادن ثبات و امنیت و پیشرفت،به سمت و سوی اقتصاد شارلاتانی روی آورده اندوبافریب های اخلاقی(وحتی شرعی ودینی) کلاهبرداری های کلان را در اقتصاد کشورنهادینه کرده اند.
فرهنگ کلاشی،پاچه خواری،تملق و چاپلوسی و نفاق وریاکاری،زیر میزی،و رومیزی درنهادهای دولتی،(برای امرار معاش و عدم ورشکستگی)دروغ وفریب شرعی محصول چنین اقتصادی ست که سالهاست با دست کردن در جیب مردم،پز عالی داده اند!
*نکنه:
«درتحکیم بنیادهای اقتصادی،اصل رفع نیازهای انسان درجریان رشدوتکامل اوست نه همچون دیگر نظام های اقتصادی تمرکزوتکاثر ثروت وسودجویی زیرا که درمکاتب مادی، اقتصاد خود هدف است وبدین جهت در مراحل رشد، اقتصاد عامل تخریب و فساد وتباهی می شود ولی دراسلام اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارآئی بهتر درراه وصول به هدف نمی توان داشت».(مقدمه قانون اساسی).
«برخلاف نظام های اقتصادی سوسیالیستی و سرمایه داری مساله اصلی در اقتصاد اسلامی روشن کردن مساله توزیع قبل از تولید و توزیع بعد از تولید است».( آیه الله حسین نوری29/9/1360روزنامه اطلاعات )
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(7)
«اقتصاد مقاومتی»نام مستعار و وجه متمدنانه«اقتصاد شارلاتانی»ست.
نهادهای متولی 35سال است که با شارلاتانیزمِ فریب و حقه بازی،و استعانت از شرع و قوانین دو پهلوی قانون اساسی-که با استنتاج های فقهای شورای نگهبان منصوب ولی فقیه صورت قانونی پیدا می کند-ثروت و منابع طبیعی کشور رامیان خودتقسیم وبخشی راهم به ثُمن بَخس فروخته ونام آنرا«اقتصاد مقاومتی» (بخوانید اقتصاد مقاربتی)گذاشته و مردم را به صرف جویی و خوردن یک وعده غذا و ریاضت دعوت می کنند!
اقتصاد مقاومتی(بخوانیداقتصادمقاربتی)ازهمان سال نخست انقلاب،بدلیل تحریم ناشی ازتصرف سفارت آمریکادرتهران وسپس آغاز8سال جنگ،به ناف ملت بسته شد.منتها در دوره جنگ دفاع از کشور دلیل وبهانه را موجه می کرد.
هرچند با خاتمه جنگ،هاشمی رفسنجانی در اولین خطبه نماز جمعه خودپس از قبول قطعنامه 598،گفت:«الان دوره مانور تجمل است»،(که پُز عالی با جیب خالی بود)،اما همواره بدلایل مختلف وبخصوص تحریم های همه جانبه علیه ایران بدلیل ظن تحریم کنندگان به ساختن سلاح هسته ای ازسوی ایران،اقتصاد مقاومتی بیرقش همچنان در اهتزاز است!!
سیاست آنجا قربانی سیاست می شود که سیستم قضایی که خود درمظان اتهام است ودربین افکارعمومی خوشنام نیست،بخواهد حقی رابستاندو بتواند حقوق پایمال شده ملت را ایفا کند.
حکم 10سال حبس«مهدی هاشمی»فرزند«هاشمی رفسنجانی»وبرخی از اجزای دست چندم حاکمیت،مصداقی از آن است که این نیز بخاطر بوی گَندی ست که اقتصادشارلاتانی ج.ا.ا،مشام نزدیکان وخودی هارا هم آزار داده و اینگونه درصددرفع ورجوع ووصله پینه کردن سوراخ گشادی شده اند که بواسطه آن هنجارهای جامعه را مذوم و ناهنجارها را ممدوح کرده است!
در دوره آخرسلطنت پهلوی،شاه«هویدا» نخست وزیر محبوب و تیمسار«نصیری» رئیس ساواکش راقربانی کرد و به زندان انداخت تا شاید از گسترش اعتراضات مردم بکاهد و اوضاع را سروساومان بدهد،اما دیر صدای انقلاب را شنید!
*نکته:
«یکی از کارهای لازمی که می بایست انجام گیرد این است که پر و بال قدرت غاصبانه ثروت را بشکند و به انسان با معیار قدرت بدهد که اینها نتواننددرمراکز تصمیم گیری حکومت دخالت کنندوجریان کشوررا به نفع خودشان آنجوری که می خواهند راه بیندازند».
«خطرمهمی که این گونه اصلاحات(اصلاحات قتصادی)راتهدید می کند این است که طبقه ثروتمندبخاطرامگانات مالی شان،پست هاومقامات را به دست بگیرند و با نفوذدر مراکز قانون گذاری و اجرایی دوباره رشته ها را پنبه کنند».
هاشمی رفسنجانی(خطبه نمازجمعه2اردیبهشت1362،ازکتاب مکتب جمعه ج6)
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(8)
یارب روا مدارکه گدا معتبر شود
گرمعتبر شود از خدا بی خبر شود
توزیع سالم ثروت در توزیع عادلانه قدرت است.
و قدرت براساس«لیاقت»و«دانش»،ثروت عادلانه رابه جامعه تزریق می کند.
متورم شدن قدرت،علت العلل فساد ودلیل تورم است.تجمیع وایستایی ومحدود شدن قدرت به معدود افراد،دلیل فسادوآن افرادخودفاسدندونبایددنبال مدرک واسناد وادله بود:آفتاب آمد دلیل آفتاب!
فسادنشانه بیماری ست وجامعه فاسدباطبابت طبیب قلابی بهبود نمی یاید. درجه بالای تب فساد،نشانه عمق وحاد بودن آن است.که تنهاباجراحی وویزیت جراحان جاذق می شود گستره آن را کم وازسرایت به دیگرنقاط کاست.درغیراین صورت،ناهنجاری های ناشی ازآن،حتی به نابودی یک تمدن هم منجرمی شود و تاریخ ازاین مصادیق فراوان دارد!
اولویت اول واولی در طبابت درست،خودمردم وافراد آن جامعه هستندکه باعدم گزینش طبیب غیرحاذق وبعضا قلابی،وانتخاب(ورای)ازروی فهم ودرک صحیح،می توانندازگسترش بیماری بکاهند.وبایدبدانند که آزموده را آزمودن خطاست!
عدم تمکین،مبارزه منفی واستفاده بهنیه از شیوه های قانونی درکسب حقوق،نفوذ بیماری راکم وآرام مارابه سمت بهبودی(بایارگیری درست ازکمک فرهیختگان و اهل فن وصاحب نظر وتقوا)هدایت می کند.درغیر این صورت توسل جستن به همان مدیران فاسدوتوقع داشتن ازآنهابرای نابودی فساد،آب در هاونگ کوبیدن است!
*نکته:
«اگربتوانیم حکومت هزارفامیل رابشکنیم،وحرکت واقعی مردم را دردنیادرست کنیم،آن روز جامعه ای پاگرفته که دیگر هیچکس نمی تواندآنرا بشکند».
«این پولهایی که دریک جمع می شودخیلی قدرت عظیمی است.بانک ها می توانندخط بدهند.مثلابگویندخیلی خوب مابه کسانی که فرض کنیدمثلا یخچال واردکنندوام می دهیم.یکدفعه صنعنت یخچال مملکت را می شکنند…متاسفانه در دوران حکومت پهلوی برای ما بدترین وضع ازاین جهت پیش آمده بود.سرمایه داران وابسته،بانک تاسیس کرده بودندوبه میل خودشان وبه سیاست خودشان وباتعلیم اربابشان سیاست کشوررا می گرداندند»
(هاشمی رفسنجانی،خطبه نمازجمعه،کتاب درمکتب جمعه،ج6و5)
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(9)
اقتصاد من الحیث الوجود خودش فرهنگ است!
وفرهنگ مجموعه آداب،سنن،عقاید و تابوهاست؛که یک ملت در طی سالیان متمادی(درست یا نادرست)به آن عادت،رفتارعملی آنان را تربیت و هدایت کرده،ویک تمدن را ساخته است.
اقتصاد پاره تن یا مغز و فرمان دهنده فرهنگ است؛که چنانچه معیوب باشد،دیگر اعضا را به تناسب آن،بیمار می سازد.وچنانچه از میزان برخوردار باشد،صفات رفتاری جامعه وازجمله عادات فرهنگی و تابوهای من درآوردی-که رخنه در اعماق دارد-رااصلاح خواهدکرد.
*نکته:
«تامین اقتصادی در میان مردم اگر فقط زور و قانون و دادگاه باشد این ها بی ریشه است.پایه فرهنگی لازم دارد.پایه اش در اخلاق است. درمعاشرت است و درمعارف است.درانسان شناسی است. درتبلیغات است ودرعنصر فرهنگی جامعه است که باید آنها را اصلاح کرد»(هاشمی رفسنجانی،نمازجمعه،9اردیبهشت 1362،کتاب در مکتب جمعه،ج6،ص152).
فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی(10)
«پول»کلید درب جامعه است!
«جامعه»ازارتباط افرادباهم تاسیس شد.
ازتلاش برای زنده ماندن«کار»بوجودآمدودرنتیجه سرمایه داری!
«سرمایه داری»همان حفظ «پول» است؛که با کار بدست می آید.
«پول»بیشتر،قدرت خرید بیشتروبهتر!
«قدرت»یعنی توان انجام هرکاری؛به تناسب سرمایه ای که در اختیار هست.
«سرمایه داری»ایدئولوژی نیست؛بلکه خود«مادر»وزاینده انواع ایدئولوژی ست؛که منشاء آن «پول» است.
کار«سیاست»(وسیاستمداران)نظم وسروسامان دادن به«جامعه»است.که تاسیس«دولت» (باانتخابات وغیرآن)واکنشی ست به این فرایند.
آنها که قدرت خرید بیشتر دارند،توان خرید «رای» راهم به شیوه های متفاوت ومتناسب با زمان، دارند.
«مبارزه»برای استیفای حق،برقراری«عدالت»،«آزادی»و«نان»محصول کالایی ست بنام «پول»!
فساد(اعم از فساد اخلاقی،فرهنگی،اجتماعی وتاکیدا فساد مذهبی)محصول «پول کثبف»است که به شکل ارتزاق وارد جسم وروح افراد می شود.ودرنتیجه رفتار عملی و کلامی را تغییر می دهد.
*نکته:
«ما کی می خواهیم بگوئیم پولدارها،پولدارترمی شوند؟…این حرفها چیست؟ اگردولت سالاری خوب بود شوروی نباید هنوز گندم واردکند.هنوز دستش دراز است…درخانه کذایی نشستن وشعار مستضعف دادن درست نیست…توی طرفدار مستضعف اگر راست می گویی بلند شو بیا آنجا(جنوب شهر،20متری منصور و…)زندگی کن که آنها هم احساس کنند شما هم درد آنها هستی،آیت الله العظمی منتظری فرمودند،دولت مردان شماها بدانید که دولت نه تاجر خوبی است نه صنعتگر خوبی است و نه کشاورز خوبی،ولی ناظر خوبی می تواند باشد.آیت الله منتظری که دیگر حرف ندارد.اگر کسی بخواهد بگوید که من دلم برای مستضعفان بیشتر از آیت الله منتظری می سوزد،واقعا باید دهان را خورد کرد».(علی اکبر ناطق نوری،روزنامه رسالت،31خرداد1365).
محمد شوری / نویسنده و روزنامه نگار/مرداد1394

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)