نویسنده : تام هارتمن(+)

مترجم : احسان محذوف

rei

“رونالد ریگان” – یا دست کم دار و دسته اش – برای رئیس جمهور شدن مرتکب خیانت به کشور شدند و روابط عادی شده با ایران ممکن است همه چیز را لو بدهد.

 

همزمان با پخش سریع اخبار توافق هسته ای ایران و آمریکا، رسانه های جریان غالب شروع به پرسیدن سوالهای همیشگی کردند. آیا توافق واقعی است؟ آیا ما می توانیم به ایرانی ها اعتماد کنیم؟ و جمهوریخواهان کنگره بی نهایت عصبانی شدند.

 

در هر حال تلاشهای جمهوریخواهان برای خرابکاری در توافق یک رئیس جمهور دموکرات  با ایران چیز جدیدی نیست.کافیست فقط از “جیمی کارتر” در این باره بپرسید.

 

در آغاز سالهای 1980کارتر فکر می کرد که با ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور جدید  ایران برای آزادی 52 گروگانی که در سفارت آمریکا در  دست دانشجوهای رادیکال بودند  به توافق رسیده است. بنی صدر فرد میانه رویی بود و همان طور که در مقاله ای در روزنامه کریستین ساینس مانیتور در 5 مارس 2013 توضیح می دهد او  از موضع آزاد کردن گروگان ها توانسته بود به محبوبیت برسد و رئیس جمهور شود (+):

 

” من در رقابتهای انتخاباتی  صراحتا با گروگان گیری مخالفت کردم…. من با 76 درصد آراء انتخاب شدم … دیگر کاندیداها هم علنا مخالف گروگانگیری بودند و در کل96 درصد آراء در انتخابات به کاندیداهایی داده شد که علیه گروگان گیری بودند.”

 

رئیس جمهور کارتر اطمینان داشت که با  کمک بنی صدر می تواند به بحران شرم آور گروگان گیری که از زمان شروعش در سال 1979 به پاشنه ی آشیل جناح  سیاسی وی بدل شده بود پایان بخشد. اما او رقیبش در انتخابات ریاست جمهوری 1980  یعنی فرماندار کالیفرنیا “رونالد ریگان ” که برنده شد را  دست کم گرفته بود.

 

کمپین ریگان بدون اطلاع کارتر ،پیشتر با آیت الله خمینی رهبر جناح رادیکال توافق  کرده بود که گروگان ها را تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری در اسارت نگه دارد تا کارتر تحقیر شود و نتیجه انتخابات را به ریگان واگذار کند ( +). این کار چیزی از خیانت کم نداشت.

 

آن طور که بنی صدر  نوشت : ” من در ژوئن 1981 در نتیجه ی یک کودتا عزل شدم . بعد از رسیدن به فرانسه به گزارشگر بی بی سی گفتم  که من ایران را ترک کردم تا همدستی خمینیسم و ریگانیسم را فاش کنم. آیت الله خمینی و رونالد ریگان  مذاکره ی محرمانه ای ترتیب داده بودند که بعدا به “شگفتی اکتبر” مشهور شد و از تلاشهای من و جیمی کارتر برای آزادی گروگانها پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا جلوگیری کرد.”

 

مذاکرات محرمانه ی عوامل انتخاباتی ریگان با خمینی که به “شگفتی اکتبر” مشهور شد در خراب کردن تلاشهای کارتر و بنی صدر برای آزاد کردن گروگانها موفق بود . و همان طور که بنی صدر گفت :” این واقعیت که گروگانها آزاد نشدند باعث شد نتیجه ی انتخابات به نفع  ریگان رقم بخورد.”

 

ایران گروگانها را در ژانویه 1981 درست در زمانی که ریگان در دفترش سوگند  می خورد آزاد کرد تا به نوعی بگوید :” ما آن بخش از توافق را که بر عهده ی ما بود انجام دادیم حالا انتظار داریم اسلحه هایی که قول دادید را به ما تحویل بدهید.”

 

“شگفتی اکتبر” نیروهای رادیکال درون ایران را جسور کرد. بنی صدر که از نظر سیاسی تضعیف شده بود در ژانویه 1981 سقوط کرد و با محمد علی رجایی که مورد علاقه خمینی بود جایگزین شد.

 

“شگفتی اکتبر” همچنین موجب مرگ هزاران بی گناه در جهان بویژه در  آمریکای مرکزی شد. ریگان از ایرانی ها پول گرفت و از این پول برای بی ثبات کردن نیکاراگوئه ، هندوراس و السالوادور استفاده کرد به گونه ای که هنوز آن منطقه از عوارضش در رنج است. او دادگاه عالی ( با انتخاب دست راستی ها) و ملت آمریکا را به مسیری انداخت که می شد تخریب توافق و مجروح شدن طبقه ی متوسط آمریکا را در آن مسیر رویت کرد.

 

اما آنها فقط مشهودترین نتایج “شگفتی اکتبر” هستند. اگر کارتر آن طور که با بنی صدر برنامه ریزی کرده بودند می توانست گروگانها را آزاد کند دوباره در انتخابات برنده می شد. علاوه بر این او در اکثر نظرسنجی ها در ماههای منتهی به انتخابات جلوتر بود و اغلب آمریکایی ها ریگان  را شارلاتانی حامی  میلیاردرها می دانستند ( تاریخ ثابت کرد که حق داشتند).

 

البته این اولین باری نیست که کاندیدای جمهوریخواه ریاست جمهوری برای بدست آوردن کاخ سفید مرتکب خیانت می شود. ریچارد نیکسون را در نظر بگیرید.

 

در پائیز 1968 رئیس جمهور “لیندی جانسون” بالاخره به یک توافق مقدماتی برای پایان دادن به جنگ ویتنام رسیدند. اما ریچارد نیکسون می دانست که اگر جنگ ادامه یابد شانس “هیوبرت هامفری “(Hubert Humphrey)  دموکرات برای بردن انتخابات مخدوش می شود. بنابراین نیکسون افرادی از کمپین اش را مامور کرد تا با رهبران ویتنام جنوبی مذاکره کنند و آنها را تشویق کند تا در مذاکرات صلحی که قرار بود در پاریس برگزار شود شرکت نکنند. نیکسون به ویتنام وعده داد اگر رئیس جمهور شود توافقی  بهتر از معامله با “لیندی جانسون” در انتظار شان خواهد بود.

 

سیا از این ارتباطات جلوگیری کرد و موضوع را به رئیس جمهور جانسون گزارش کرد و در نتیجه او  فقط 3 روز قبل از انتخابات 1968 به این مانور سیاسی برای طولانی کردن جنگ ویتنام پی برد. او فورا به رهبر جمهوریخواه سنا  “اورت دیرکسن” (Everett Dirksen) تلفن کرد  (فایل صوتی +):

 

رئیس حمهور جانسون : “من می تونم موضوع رو علنی کنم.من می دونم چه کسی این کار رو کرده. من نمیخوام علنیش کنم.  من فکر می کنم آمریکا شوکه میشه اگه کاندیدای اصلی انتخابات با موضوعی به این مهمی (ویتنام ) بازی کنه. من نمیخوام همیچین کاری کنم.

اما اگه اونها بخوان از این کارها بکنن باید بدونن که ما میدونیم اونها دارن چه کار می کنن . من میدونم اونها با کی دارن صحبت می کنن و چی میگن… بعضیا از جمله لابی قدیمی چینی میرن به سفارت ویتنام و میگن لطفا به رئیس جمهورتون هشدار  بدین که اگه تا نوامبر که رئیس جمهور بعدی سرکار میاد دست نگه دارین می تونین توافق بهتری کنین. حالا من دستشون رو خوندم “اورت”. من نمیخوام از این چیزا در انتخابات ببینم و اونها نباید از این کارها بکنن. این خیانته.”

سناتور دیرکسن : “میدونم.”

 

نوارهای بعدی ناموفق بودن تلاشهای دیرکسن برای منصرف کردن  نیکسون را نشان می دهد.  معاون اول رئیس جمهور “هیوبرت هامفری ” در نتیجه ی پایان نیافتن جنگ، انتخابات را می بازد و هر دو جانسون و دیرکسن، راز خیانت  نیکسون را با خودشان به گور می برند.

 

آن نوارها بوسیله ی کتابخانه ی لیندی جانسون همین سه سال قبل  منتشر شد و این واقعیت که در رسانه ها آتشی به پا نشد این حقیقت را می رساند که رسانه ها چقدر خوب از احزاب حاکم صاحب قدرت حفظ و حراست می کنند… و اینکه در طول این سی سالی که از تثبیت و استقرار رسانه ها  می گذرد با مرگ روزنامه نگاری تحقیقی ، چقدر رسانه ها ناتوان و بی عرضه شده اند .

 

ویتنام جنوبی معامله با نیکسون را پذیرفت و گفتگوهای صلح در سال 1968 را تحریم کرد. جنگ ادامه یافت، و در ازای آن نیکسون برنده ی کاخ سفید شد. جنگ به مدت 4 سال دیگر ادامه یافت و 20 هزار آمریکایی دیگر کشته شدند و یک میلیون ویتنامی بیشتر مردند.

 

و خیانت ریگان – درست مثل خیانت نیکسون – کاملا موثر کار کرد. بحران گروگان گیری ایران ادامه یافت و امیدهای انتخاب مجدد “جیمی کارتر” را ویران کرد. و درست در همان روزی که کارتر سوگند رسمی ادا می کرد – تقریبا به فاصله ی چند دقیقه –  گروگان های آمریکایی در ایران آزاد شدند.

 

و در عوض ریگان شروع کرد به فروش سلاحهای ایرانی و قطعات یدکی در سال 1981 و این ماجرا ادامه پیدا کرد تا این که در سال 1986 که به خاطرش رسوا شد. افتضاح “ایران کنترا” یادتان هست؟

 

بنابراین در دوران اخیر دوبار جمهوریخواه ها کاخ سفید را با خیانت عریان تصاحب کردند.

 

آنچه آنها برای سال بعد برنامه ریزی می کنند و آنچه  آنها می خواهند انجام دهند تا تهران را پیچیده در پتوی تحریمها ساکت نگه دارند،شما را شگفت زده می کند …

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)