zanan8767

تأمین ۲۴/ دیر زمانی است که از دوره ای که نقش زنان در اجتماع، صرفا محدود به امور خانه داری، بچه داری و همسرداری می شد، گذشته است. رسوم و تفکرات سنتی در این حوزه تا حدودی برداشته شده است و زنان از محدوده ی خانه ها پارا فراتر گذاشته و و وارد کارگاه ها و کارخانه ها و دانشگاه ها شده اند.

به تبعِ اشتغال زنان، شکل دیگری از تبعیض های جنسیتی که دیگر صرفا محدود به حوزه ی خانواده نیست، در حوزه ی شغلی زنان مشاهده می شود. طبق قانون اساسی و قانون کار تبعیض قائل شدن میان زن و مرد ممنوع شده و کارفرما مجاز نیست در ازای کاری یکسان به زنان حقوق و مزایایی کمتر از مردان پرداخت کند،

اما متاسفانه رفتاری که عموما از سوی کارفرماها مشاهده می شود بدین صورت است که در اموری که تخصص کمتری می طلبد، با حقوق ناچیزی زنان را به مردان ترجیح می دهند و غالبا در شغل های با مهارت و تخصص بالا مردان را به کار می گمارند.

البته لازم به ذکر است که بسیاری از زنان جامعه ی ما از وجود نابرابری ها بی اطلاع بوده ویا حتی در برخی موارد چنین شرایطی را کاملا مطلوب تصور می کنند؛ غالبا واقعیتِ نابرابری ، زمانی موجب احساس نابرابر در آنها می شود که از طریق تحصیل در دوره های عالی و در پی آن آگاهی از حقوق خود و شرایط دیگر زنان جامعه، به نوعی خودآگاهی از وضع موجود می رسند.

وجود نگاه سنتی در بازار کار ایران باعث شده تا با وجود افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان، فرصت های برابر برای دستیابی به شغل برای آنان فراهم نباشد. در حوزه کارآفرینی این مسئله به وضوح دیده می شود و آن هم اینکه اگر یک زن کارآفرین بخواهد یک بنگاه اقتصادی راه اندازی کند در دریافت انواع مجوزها و یا استفاده از منابع بانکی با مشکلات به مراتب بیشتری از مردان روبرو می شود و اساسا جامعه نمی خواهد باور نمی کند که زنان نیز می توانند صاحب کارخانه باشند و مالک محسوب شوند.

در هر صورت آنچه که بدیهی است باید فرصت های برابر در بازار کار، برای زنان نیز همچون مردان فراهم شود. با این حال بخش عمده ای از مشکلات از اینجا ریشه می گیرد که کارفرما می خواهد نیروی کار به میزان ۴۴ ساعت در هفته تنها به کار فکر کند و مشغله دیگری خارج از محیط کار نداشته باشد تا وی مجبور نشود هزینه آن را هم بپردازد.

مسائل مربوط به خانواده، فرزندان و زندگی ممکن است مشغله های فراوانی برای زنان شاغل فراهم کند که این مسائل مطلوب کارفرما نیست و از درگیر کردن خود در آنها اجتناب می کند. به عنوان مثال اینکه مطابق ماده ۷۸ قانون کار، کارفرما مکلف شده است مراکز مربوط به نگهداری کودکان از قبیل شیرخوارگاه، مهدکودک و … را متناسب با کودکان و با در نظر گرفتن شرایط سنی آنها ایجاد کند.

آیین‌نامه اجرای این قانون در مردادماه سال ۱۳۷۰ به تصویب رسید. براین اساس، کارفرما در کارگاه‌هایی با بیش از ۱۰ نفر کارگر که تعداد فرزندان آنها از ۵ کودک بیشتر باشد، باید محلی را در قسمتی از کارگاه یا جایی نزدیک به آن برای نگهداری فرزندان زنان کارگر ایجاد کند که در این محل کودکان زیر ۷ سال نگهداری شوند.

همچنین، در این آیین‌نامه مواردی همچون دایر بودن مهدکودک در نوبت دوم شیفت کاری، اجازه تأسیس مرکز مشترک و این‌که هزینه‌های مرکز برعهده کارفرماست، اشاره شده است، یا اینکه ذکر شده است که کارفرما به زنان برای رسیدگی به فرزندان خردسال حق شیر بدهد، اما متاسفانه این مسائل باعث شده است که حضور زنان در کار کمرنگ تر شود و در واقع اینها دلایلی محسوب می شوند که باعث می شود کارفرماها به سمت استخدام مردان گرایش داشته باشند،یا به اشتغال زنان با دستمزدی پایین تر بپردازند و یا حتی در صورت استخدام، زنان را با تعهدات عجیب و غریبی استخدام کنند.

در این زمینه می توان به تعهدِ ازدواج نکردن و یا بچه دار نشدن صرفا برای از دست ندادن شغل، اشاره کرد که بسیار فراتر از مشکلات دستمزدی هستند؛ ویا همچنین برخی از زنان تعهد می دهند که از مرخصی پس از زایمان خود استفاده نخواهند کرد.

این مسائل باعث می شود تا موانع جدی برای اشتغال زنان به وجود بیاید. این دست موارد در بازار کار کشور فراوان وجود دارد و کارفرما ها نیز نهایتا برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت هایی که قانونگذار در این حوزه برای کارفرما در نظر گرفته است بهترین راهکار را در اخراج می بینند.

لازم به ذکر است که زنان به دلیل آنکه مبتنی بر یک عرف پذیرفته شده، امورات مربوط به حوزه خانه وفرزندان را نیز بر عهده دارند، با شاغل شدن گرفتار مشکلاتی مضاعف می شوند.چرا که علاوه بر مشکلاتِ حوزه ی شغلی آنان مشکلاتی در حوزه ی امور خانگی نیز دارند، چرا که خدمات کارهای خانگی از جمله خدماتی است که در محاسبه ی حساب های ملی نمی آیند و عمدتا در همه جای جهان توسط زنان انجام می‌شوند.

اموری مانند نگهداری از بچه‌ها و آموزش آن‌ها، آشپزی و مرتب کردن خانه کارهایی هستند که بابت آن‌ها به زنان خانه دار پولی توسط مرد خانه یا دولت پرداخت نمی‌شود و آن‌ها به طور داوطلبانه یا اجباری به این امور مشغولند.

معضلات محیط کاری و پیوند خودن آنها با مشکلات حوزه ی خانواده، فشار مضاعفی را بر روح وجسم زنان وارد می کند که بی گمان پیش از آنکه توقع چاره اندیشی از سوی دولت ها و همکاری کارفرماها را در این حوزه داشته باشیم باید شرایطی برای آگاهی بخشی زنان در رابطه با این معضلات فراهم گردد؛ چرا که امروزه شمار زیادی از زنان جامعه بدون پی بردن به نابرابری موجود به زندگی روزمره خود ادامه می دهند، با این تصور که شرایط باید این گونه باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)