مشکل اصلی خاورمیانه رقابت غیر سازنده عربستان و ایران است.از خاطر نبریم که سابقه و ثبات طولانی حکومت آل سعود باعث سرمایه گذاری آمریکا روی این کشور شده ،شراکت مقامات بلند پایه با خاندان آل سعود و نیز عدم اطمینان آل سعود به ایران سابقه تاریخی دارد. از یاد نبریم یکی از علل خارجی سقوط شاه طرح ارتش ایران برای سقوط آل سعود بوده، بطوری که طرحی که ارتش آماده کرده بود و بوسیله شاه به دست رئیس جمهور وقت آمریکا می رسد باعث گرفتن تصمیم قاطع در خصوص بلندپروازی های شاه سابق ایران ونیز آگاه کردن حکومت عربستان ازین طرح احمقانه بر می گردد، حال با توجه اوضاع نامساعد در روابط دو کشور بایستی به طرح مسالمت جویانه ای رسید. مثلا در حوزه انرژی و نفت میشود باب گفتگو رو آغاز کرد . الان آمریکا و غرب شریک استراتژیک فرزندان عبدالعزیز به شمار می روند، در حالیکه تمام فتنه های منطقه ای و جهانی که ریشه های اسلام گرایانه افراطی دارد منشأ و سرچشمه ای از منطقه حجاز دارد چه از نظر مالی و چه از نظر حمایت های فقهی و شرعی ! با توجه به گزارش آینده مذاهب جهان و برابری جمعیتی مسیحیان و مسلمانان در پنجاه سال آینده و تامین منافع غرب الان زمان ایفای نقش شریکی مطمئن برای ایران فرارسیده است ! آن چیزی که در جهان غرب معنا دارد تامین منافع این کشورهاست. حال باید نظریه پردازان و برنامه ریزان جهان غرب رو به این نکته رساند اگر به دنبال امنیت و تامین منافع در آینده هستید باید از تفکر اسلام اعتدالی که قائل به حق حیات سایر مذاهب جهان و نیز صلح و دوستی در جهان هست، حمایت ویژه نمایید. الگوی ترکیه به نظرم در ابتدا گزینه مطلوبی برای غرب جهت نشان دادن اقتضائات دنیای مدرن بود، ولی میت سازمان امنیت ترکیه از شاخه های اسلامی تندرو در سوریه حمایت می کند، به فکر احیای امپراطوری عثمانی افتاده اند ، اردوغان را غروری عجیب گرفته است که آدم را یاد شاه سابق ایران می اندازد. با اینکه ارزش های مدرنی چون لائیسیته و لیبرالیسم در آن حاکم است بیشتر مردم پایبند ارزش های اسلامی هستند.
با گذشت بیش از سی سال از عمر حکومت جمهوری اسلامی در ایران مردم به درکی متفاوت از نحوه اداره جامعه و تاثیر آن در زندگی رسیده اند که باعث تمایز ایران با کشورهای منطقه شده است، تنها کشوری که امکان رسیدن به ایران را داشت مصر بود که با توجه به کودتای سیسی دوباره عقب افتاد.
با این حال الان زمان تصمیم گیری برای سران نظام فرا رسیده که آیا می خواهند در جامعه جهانی و کمک به تثبیت صلح و ثبات منطقه ای و جهانی نقش ایفا کنند ویا خیر؟!
سیاست خارجی ایران در حوزه سوریه قابل دفاع نیست و نیز در حوزه اسرائیل نیاز به ترمیم استراتژی محسوس، با این حال با توجه موقعیت کنونی منطقه آیا جمهوری اسلامی تامین منافع حقیقی و عینی ایران را به عقاید ایدئولوژیک ترجیح خواهد داد یا خیر ؟ که البته تا چند روز آینده یا نهایتا دو ماه آینده مشخص خواهد شد !

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)