مدرسه فمینیستی: مینو مرتاضی از بنیانگذاران مادران صلح و کنشگر شناخته شده جنبش زنان در ایران است. او را در اسفندماه سال 1392 به دادسرای زندان اوین احضار کردند و در نهایت با وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی به شرط حضور در دادگاه آزاد شد. از روز 16 اردیبهشت 1393 تا خرداد سال ۹۴ چندین بار برای برگزاری دادگاه فراخوانده شد، اما هربار به دلایلی دادگاه برگزار نشد تا در روز چهارم خردادماه حکم اش صادر شد: شش سال حبس و دوسال محرومیت از حقوق اجتماعی.

مینو پیش از این نیز زندان و دادگاه را تجربه کرده بود اما حکم 6 سال حبس برای او، پرسش های بیشتری را در ذهن کسانی که از دور و نزدیک شاهد چهل سال تلاش مدنی اش برای دستیابی به برابری، صلح و عدالت بوده اند پیش آورده است. به نظر می رسد، آنگاه که مینو مرتاضی و دوستانش شادمان از حضور دوباره جامعه مدنی در نهادهای مدنی زنان و سخن از ادامه راه و پیگیری مطالبات مدنی می گفتند،‌ گروهی دیگر در پی برنامه ریزی زیرکانه تر برای ادامه سیاست ها و حرکت های ایذایی / امنیتی هشت سال گذشته بوده اند.

نگاهی به پرونده فعالیت های مینو مرتاضی و نقش مؤثر وی در ترویج گفتمان زنانه و مسالمت آمیز در عرصه مردانه سیاست و نیز در نهادسازی و شبکه سازی در جنبش زنان نشان می دهد که حضور خردمندانه او تا چه حد می تواند مورد حمله سیاست های نابخردانه گروه های تندرو باشد. تحلیل و ارزیابی او از چگونگی عبور از مرزهای میان سنت و دستیابی به برابری، در تولید گفتمان های نوین در جنبش زنان تاثیر عمیقی داشته است.

تلاش های عملی او برای تابوشکنی از نقش های کلیشه ای زن و مرد، از عرصه نظر تا عمل در زندگی روزمره و حتی تا مراسم عزاداری و تشییع جنازه نیز تسری می یابد، آن هنگام که در تلخ ترین حماسه این سالها در هنگامه مرگ و مرثیه و دادخواهی سحابی ها، سیل اشکهایش بر صورت مهتابی «هاله سحابی» ریخته شد.[1] و آن هنگام که شانه های استوارش به مهر و به تابو شکنی زیر تابوت «‌شهلا فرجاد » خم شد.[2]

روزشمار زندگی مینو همچون روزشمار جنبش مدنی زنان در دو تقویم فرصت ها و تهدیدها شکل گرفته. انگار یکی در میان زندگی می کند و بابت لحظه به لحظه این زندگی جواب پس می دهد. یک پا در دادگاه و زندان و بازجویی، یک پا در راه تلاش برای آزادی و برابری و صلح…

– مینو مرتاضی در جمع هم اندیشی از ضرورت پی گیری مطالبات سخن می گوید.
– مینو مرتاضی به دادگاه احضار می شود.
– مینو مرتاضی به دیدار خانواده های زندانیان می رود.
– مینو مرتاضی تلفنی تهدید به دستگیری می شود.
– مینو مرتاضی برای طرح مطالبات به هر دری می زند.
– مینو مرتاضی برای ملاقات با نمایندگان به مجلس می رود.[3]
– مینو مرتاضی برای ارائه پاره ای از توضیحات به بازجویی احضار می شود.
– مینو مرتاضی برای تهیه وثیقه برای زندانیان سیاسی و عقیدتی از همه دوستان و آشنایان کمک می خواهد.
– مینو مرتاضی از ورود مأموران امنیتی به خانه اش بدون ارائه مجوز رسمی، جلوگیری می کند.
– مینو مرتاضی دلسوزانه به تشییع جنازه غواصان سی سال زنده به گور جنگ می رود. ابلاغ دادگاه و برگه های محکومیت اش را در گوشه ای از کیف دستی اش جا میدهد. مشت بالا می گیرد و برای این غواصان دست بسته در برابر ظلم و وقاحت جنگ آرزوی رهایی و آرامش ابدی می کند.

مینو مرتاضی سالهاست که در خانه اش را به روی آزادی، برابری، صلح و مدارا، گشوده و هنوز و همچنان با رویی گشاده در میان دروازه پُرمهر این خانه در انتظار مادران صلح و زنان برابری خواه ایستاده است.

هم در آن خانه دیر آشنا و مهربان هنوز می نویسد، می خواند و سخن می گوید. هموست که فریاد می زند: «اجازه ندهید گلوله های جنگ طلبان با نشانه رفتن سربازان، قلب مادران را بشکافند و به خاک و خون بکشانند. چرا که جهان بدون قلب های تپنده و عاشق مادران، مردابی یخ زده بیش نیست.‍‍‍‍»[4]

پانوشت:

[1] http://www.feministschool.com/spip.php?article6776

[2] https://www.tribunezamaneh.com/archives/28323

[3] http://www.feministschool.com/spip.php?article1257

[4] سخنرانی مینو مرتاضی در کنفرانس صلح سال ۲۰۰۷:

http://www.elahehrostamipovey.com/pdf/6_99ne.pdf

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)