gret989

 

«ظریف» دوستان خفه شده اند! شیپورچی های جنبش قهوه ای شده ی سبز که بنفش شده بودند دیگر دودورودو نمی کنند که “نگاه نکن ظریفه، شیش کشورو حریفه!”

آنان خوب لمس کردند که از نگاه ظریفِ «ظریف» مشکل در روابط خارجی نیست، هیچوقت هم نبوده، آن مشکلات به راحتی حل می شوند، همانطور که تا حالا حل شده اند. «پدر» جور «فرزند»انش را می کشد، حتی اگر قتل کرده باشند!

اینکه برخی عادت کرده اند فقط از «حسینیان» و «اژه ای» و «کوچک زاده» و «پورمحمدی» و … دروغهای ظریفی بشنوند، از آنجا ناشی می شود که دائم در حال حذف کردن تاریخند.

«تاریخ» برای اینها از دو خرداد هفتادوشش شروع می شود و البته خیانتها و سکوتها و همدلیهای فاتحان تاریخشان را از کتابهای تاریخ حذف می کنند: درست به سبک «مورخان درباری» عمل می کنند!

اول نماینده ای انتخاب می کنند، در حمایتش به خیابان می آیند، بعد دنبال رأیشان می گردند، به زندان می افتند، کوتاه نمی آیند(!)، رهبرانشان را محبوس می کنند، اعتراض می کنند، بعد سرخورده می شوند و با توجیه «استفاده از حق شهروندی» و «مشارکت در سرنوشت ملی» و «ساختن تاریخ»! و … مجدداً در «انتصابات فرمایشی» شرکت می کنند، از «خاتمی» به «هاشمی»، از «هاشمی» به «عارف»، از «عارف» به «روحانی» -و احتمالاً از «روحانی» به «قالیباف»- تغییر جهت می دهند (آخه مهم نفس شرکت در انتصاباته!) و بعد که طبق برنامه و تنها با داشتن نیم+یک از کل آرا برنده شدند به جشن و پایکوبی می پردازند و «ریه هایشان را پر می کنند از اکسیژن خالص دمکراسی وطنی»! در آخر به استقبال ظریفی میروند که رابطه با آقای دنیا(بخوانید شیطان بزرگ) را به ارمغان آورده و در عین حال از منافع و حقوق ملی یک قدم عقب ننشسته و از حمله به ایران جلوگیری کرده و نگذاشته «ایران سوریه شود»!

البته هیچ عیبی ندارد که تمام تالابها و جنگلها و رودخانه ها خشک شده اند، تعداد دستگیریهای سیاسی و صدور احکام سنگین دوبرابر دولتهای قبل شده، تورم کمر مردم را شکسته، فشار و سانسور و سرکوب بر فضای مدنی و مطبوعاتی حاکم شده، جمعیت بیکاران در مرز ترکیدن است، دخالت در زندگی شخصی مردم افزایش دهشتناکی داشته، تعداد اعتصابات و اعتراضهای کارگری سه برابر دولت دهم شده و خیلی موارد دیگر! «کلید»ها زنگ زده! و البته همه ی این موارد هیچ ربطی به دولت و خدمت گذاران مردم(!) ندارد، چون دستشان آنقدر کوتاه است که فقط می توانند لقمه دهن خودشان بگذارند!

اسامی مختلفی دارند: جنبش سبز، حامیان جنبش سبز، سکولارهای وطن خواه، اصلاح طلبان اصولگرا، اصولگرایان دمکرات، سبزهای بنفش، … و به تازگی «چپهای دموکراتیک»!

آس آخر اما برای این «خود به خواب زدگان» این است که از زبان ظریفشان بشنوند که “ما در ایران کسی را به خاطر عقیده و نظرش زندانی نمی کنیم”! اول با خود می گویند “پس این همه زندانی و هزینه های سنگین و رهبران محبوس و شهدایمان چی؟!” و بعد که فکرهایشان را کردند و دیدند که راه برگشتی وجود ندارد می گویند “این حرف بد تعبیر شده! غرض ورزان همیشه دنبال وارونه جلوه دادن همه چیزند!” درست مثل تعبیر بدی که از برخورد با کارگران و معلمان در سالهای ۸۰ و ۸۱ در دوران سید شکلاتی شان شد! درست مثل سخنان ممد پیرپکاجکی در روز دانشجوی سال ۸۳ در سالن چمران دانشکده فنی که گفت “آدم باشید! وگرنه میدم بیرونتون کنند!” درست مثل پرهیز از مشارکت در انتصابات و بعد قایمکی در شهری دورافتاده رأی به صندوقی انداختن که قرار است باطل شود! و مثل هزارویک مورد دیگرکه البته از سوی غرض ورزان بد تعبیر شده و روی خوب ماجرا را ندیده اند و بدنبال پخش کردن پالسهای منفی اند!

bnhrt67

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)