امسال نهم ماه مه ۲۰۱۵، مصادف است با هفتادمین سالروز پیروزی ارتش سرخ برفاشیسم هیتلری. در این روز در میدان سرخ مسکو به رسم همه ی سال های بعد از جنگ جهانی دوم به نشانه همبستگی بشریت علیه جنگ, بانگ صلح طلبی در مقابل دیکتاتوری و جنایات نازیسم به صدا درمی آید. ۱۵هزار سرباز در سراسر میدان سرخ رژه می‌روند. بنابر گزارش ها، ۷٨ هزار تن به مناسبت بزرگداشت جنگ کبیر میهنی در رژه پیروزی حضور خواهند داشت. کاخ کرملین از ۶٨ رهبر جهانی برای شرکت در مراسم پیروزی ارتش سرخ در جنگ دوم جهانی دعوت به عمل آورده است. ده ها تن از نمایندگان و رهبران کشورها این دعوت را پذیرفته اند. از جمله هیئت های نمایندگی هند، برزیل، چین به همراه رئیس جمهور این کشور در مراسم شرکت می کنند. روسای یونسکو و شورای اروپایی نیز قرار است به مسکو سفر کنند.

روزنامه ایزویستیا چاپ مسکو در مطلبی در باره واکنش سران کشورهای جهان به مراسم روز نهم ماه مه در میدان سرخ نوشته است: سران کشورهای آسیایی، خاورمیانه و کشورهای مستقل مشترک المنافع، کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای و بریکس با رغبت بیشتری نسبت به سران کشورهای اتحادیه اروپا این دعوت را می پذیرند. امروز رهبران سیاسی امریکا، فرانسه، بریتانیا، ایتالیا و آلمان از حضور در مسکو امتناع می کنند. اتحادیه اروپا و آمریکا با روسیه هیچ توافق نظری درمقابل محدود کردن فعالیت فاشیستها ندارند. در سال گذشته طرح مسکو در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل برای جلوگیری از تبلیغات فاشیستی و افکار و حرکت های ناسیونالیستی بارها با مخالفت شماری از اعضای سازمان ملل روبرو گردید و در نهایت این قطعنامه با موافقت نمایندگان ۱۱۵ کشور از ۱۹٣ عضو سازمان ملل و مخالفت آمریکا، کانادا و اوکراین تصویب شد.

هیات نمایندگی اتحادیه اروپا به طرح مقابله با تبلیغات فاشیستی و جلوگیری از اقدامات آنان رای ممتنع دادند. در روسیه نیز در این زمینه محافلی با غرب هم صدا شدند و پوتین رئیس جمهور این کشور را که قانون منع تبلیغات فاشیستی را امضاء کرده بود، به “فاشیست” بودن متهم کردند. هم اکنون در مسئله برگزاری هفتادمین سالگرد پایان جنگ درب بر همان پاشنه می چرخد. محافلی آگاهانه با تلاش برای به فراموشی سپردن تاریخ جنگ از اذهان عمومی می خواهند جنایات نازی ها خاموش بماند تا تاریخ نویسی نوینی به خورد مردم دهند. بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده توسط آژانس بریتانیایی، حدود ۶۱ درصد اتباع فرانسه و ۵۲ درصد اتباع آلمان عملیات ارتش آمریکا را مهم ترین عملیات برای آزاد کردن اروپا از فاشیسم دانسته اند. در بریتانیا ۱۴ درصد مردم از چنین عقیده ای پیروی می کنند و ۴۶ درصد معتقدند ارتش بریتانیا و کشور آنها دارای نقش کلیدی در نبردهای جنگ جهانی دوم بوده است. در مجموع ۴٣ درصد اتباع فرانسه، آلمان و بریتانیا نیروهای مسلح آمریکا را دارای نقش کلیدی در آزادسازی کشورهای اروپایی از فاشیسم می دانند و از آمار نظرخواهی غربی ها فقط ۱٣ درصد نقش اتحاد شوروی در پیروزی بر فاشیسم را می پذیرند. این چنین فراموشکاری آگاهانه اروپاییان معاصر نسبت به نقش شوروی و بیش از ۲۰ میلیون قربانی آن، خشم جنگ دیدگان روسیه، محافل واقع گرا، نیروهای مترقی جهان و کمونیستها را برانگیخته است.

سال ۲۰۱۰ غرب بهانه ای برای سرزنش رژه مسکو به مناسبت سالگرد پیروزی و رژه سربازان امریکایی، بریتانیایی و فرانسوی در کنار سربازان روس در میدان سرخ نداشت. اما امروز دییلماسی غرب و ایا لات متحده آمریکا در سیاست خارجی روسیه کاسه ای زیر نیم کاسه می بینند که روسیه دنبال می کند. آنان حتی وجود مقبره لنین در میدان سرخ و پوشیده نبودن آن را هم بهانه می گیرند. در این مورد رهبری کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه بارها به مسئولین حکومتی روسیه تذکر داده که نباید زیر شانتاژ غربی ها قرار گرفت و نباید از روی فشار محافلی که “چرا آرمگاه لنین آشکار است” با شرمندگی بر” آرامگاه لنین پرده کشید”. وی یک هفته پیش در نامه ای خطاب به پوتین رئیس جمهور فدراسیون روسیه نوشت: مراسم رژه به افتخار ۷۰امین سالگرد جنگ کبیر میهنی، جشن درخشان و مقدس برای شهروندان و جانبازان، در کنار آرمگاه لنین برای مشاهده مهمانان خارجی آشکارا در دید همه گان قرار گیرد، در نامه آمده است: “آرامگاه لنین یکی از نمادهای اصلی زحمتکشان می باشد، تمام وقایع مهم تاریخی روسیه از قرن بیستم برای چند دهه با نماد لنین همراه است، پنهان نگاه داشتن آرامگاه در جشن ها بار بسیار منفی را با خود حمل می کند و از آن می توان به عنوان نفی یک عمل نمادین که به مفهوم نفی مبارزه ارتش سرخ شوروی علیه فاشیسم و انکار کل تاریخ مبارزات اتحاد شوروی است تفسیر نمود”.

مطبوعات اروپایی و آمریکایی می نویسند: برخلاف سالهای گذشته بسیاری از رهبران کشورهای قدرتمند دنیا در مراسم امسال در میدان سرخ مسکو حضور نخواهند یافت و دلیل آن را در پوسترهای بزرگ استالین که در میدان سرخ مسکو و شبه جزیره “کریمه اوکراین” نصب شده است می دانند. به نقل از همین منایع «مدافع دمکراسی» گفته شده استالین انسان های بسیاری را کشت. کولاگ ها (رجوع نمائید به مقاله واقعیت های گولاگ ها) تحت رهبری او ایجاد شدند و تا جایی که ما می دانیم هیتلر ایده ی ارودگاه های کار اجباری را از استالین آموخت”! اما جنگ دیدگان روسی, پیروزی برفاشیسم را مدیون رهبری حزب کمونیست و استالین می دانند که روسیه در آن شرایط جنگی توانست صاحب صنایع سنگین و صنعتی گردد. تعدادی از کارشناسان سیاسی و ناشران معتقد اند که اکنون صحنه آشکاری شکل گرفته است که حقانیت روسیه در اوضاع کنونی در مقابله با غرب در خط ضد فاشیستی آن نمایان می شود. این کارشناسان سیاسی می گویند:

“ما بخوبی با اعلامیه وزیر امور خارجه لهستان آشنا هستیم و از کارهای نئوفاشیست ها در لیتوانی و استونی با خبریم. همچنین از اعلامیه های منتشره در مطبوعات آمریکایی با خبریم که می گویند رژه پیروزی ۹ ماه مه باید نه در مسکو، بلکه در کیف برگزار شود. اینگونه حرفها و اعلامیه ها، بازی با آتش است. زیرا گرایش کلی «فاشیست گرایی» در آمریکا و اروپا به نفع وضعیت سیاسی در آنجا و مقابله با روسیه ظاهر خواهد شد. این گرایشی فوق العاده سنگین و خطرناک است”.

جنگ کبیر میهنی؛ نقش و ارزشهای کمونیستی

جنگ فاجعه باری که درسال ۱۹۴۵، با شکست فاشیسم خاتمه یافت, توسط سرمایه سالاران آلمانی با هم گرایی دیگر کشورهای سرمایه داری جهان جهت حل بحران و گسترش حیطه سرمایه به وجود آمد و با هدف به زیر کشیدن پرچم اولین کشور سوسیالیستی جهان به تجاوز آشکاری منجر شد. با قهرمانی ها و فداکاریهای مردم اتحاد شوروی سوسیالیستی، جنگ تدافعی از میهن سوسیالیستی با پیروزی ارتش سرخ به پایان رسید. جنگی که زیر سلطه خشن ترین و خونین ترین پنجه سرمایه آغاز گردید, هیتلر با حرص ولع با تجاوز به خاک دیگر کشورها (بدون اعلام جنگ, غافلگیرانه) بشریت را زیر چکمه های طاعونی حزب نازیسم قرار داد. جنگ به مجروح شدن ۱۰۰میلیون و از بین رفتن ۵۰ میلیون انسان که ۲۷ میلیون آن مردم اتحاد شوروی بودن منجر شد. در میان هرسه کشته یک نفر عضو حزب کمونیست بود که جنایتی فراموش ناشدنی و نابخشودنی است.

اگر خسارات روانی، محیط زیستی (زمینی، دریایی، هوایی) راه ها، کارخانه ها، بیمارستانها، مهد کودک ها، مدرسه ها، دانشگاه ها، ساختمان های اداری مسکونی شهر ور وستا، خریب ساوخوزها و کلخوزها و شهرک ها (میکرو رایون های اقماری و منطقه ایی) و بناهای تاریخی، هنری، اماکن مذهبی، وسایل تکنیکی، ماشین آلات مختلف و میلیونها کشتارهای دامی و موجودات زنده دیگر را اضافه کنیم، فاجعه غیرقابل تصوری است که بشریت نظیر آن را تاکنون به خود ندیده است. امروزه وارثان همان جریانهای هار سرمایه در تلاشند از اهمیت این روز تاریخی کاسته شود. نمونه این رفتار در اوکراین جریان دارد.

حاکمان اوکراین با حمایت اروپا و آمریکا با دستکاری آغازگر آنند تا تاریخ را وارونه جلوه دهند. کودتاگران باندرای اوکراینی از تخریب بناهای سربازان گمنام ارتش سرخ که نماد پیروزی برفاشیسم بود گرفته تا دستکاری درکتابهای درسی مدارس، محدود کردن و به محاکمه کشاندن و زندانی و شکنجه کردن کمونیستها و دیگر نیروهای مخالف فاشیسم کوتاهی نکرده اند. خط سوم دیگری جنایات نازیها را با عملکرد برخی از رهبران حزب کمونیست اتحاد شوروی یک کاسه کرده و با بیان “فاشیسم و کمونیسم همزاد یکدیگرند” و یا با به کار بردن عبارت: “این تاریخ مربوط به گذشته روسها است” باید “دلسوزی ملی و بی طرفانه داشت”, دستاوردهای ارتش سرخ را که خدمت به بشریت بوده زیرعلامت سئوال قرار می دهند. بر همین مبنا نظریه پردازان محافل امپریالیستی برگزاری جشن ۷۰ سالگی پیروزی برفاشیسم را “ترفند و کاسه زیر نیم کاسه نوستالژی شوروی “می دانند که باید بایکوت شود. به گفته رئیس جمهور بلاروس: عدم شرکت در مراسم هفتادمین سال پایان جنگ جهانی دوم در مسکو توهین به روسیه، مردم شوروی و شرق اروپا است که ما آنها را آزاد کردیم. چنین رفتاری علیه این افراد است و نه فقط علیه روس‌ها…”

رهبری حزب کمونیست اتحاد شوروی نقش بسیار بزرگی در راهنمائی و آماده سازی نیروهای انسانی٬ مادی و نظامی در جهت هدف اصلی که همانا اخراج نیروهای تجاوزکار از میهن سوسیالیستی و همچنین درهم کوبیدن کامل آنان در کنام خودشان بود، دارد.حزب بلشویک تجربه فراوانی در مبارزه علیه تجاوزکاران و نیروهای ضدانقلاب درون میهن داشت. در این زمینه لنین تأکید می کرد:
«چگونه ما در خطرناکترین دوره جنگ داخلی عمل کردیم؟ ما بهترین نیروهای حزبی خود را در این دوره در ارتش سرخ تعبیه کردیم و همچنین بسوی قدرتمندترین بخشهای جنبش کارگری روی آورده٬ از میانشان نیروهای تازه ای به جبهه فرستادیم که نمایندگان و مجریان واقعی دیکتاتوری پرولتاریا بودند».

رهبری حزب کمونیست شوروی برای پیروز شدن بر تجاوزکاران نازی و همچنین برای پاکسازی میهن سوسیالیستی از آنان٬ باید تصمیمات مهمی اتخاذ می کرد که مهمترین آنان چنین بودند:
بسیج بهترین رهبران و کادرهای حزبی و گماردن آنان در رأس فرماندهی ارتش سرخ. نیروهای پارتیزان و سازمانهای مخفی وابسته به آن٬ همچنین اقدام رهبران سیاسی حزب بلشویک در جهت بیشتر اهمیت دادن به تولیدات نظامی٬ توسعه و بهبود تولیدات از نظر کمی و کیفی٬ به ویژه در مورد تانک٬ هواپیما٬ توپخانه٬ نارنجک و انواع گلوله ها…
همچنین رهبری سیاسی بلشویکها٬ این وظیفه مهم را در مقابل خود قرار داد که نسبت تولیدات نظامی را بیش از تولیدات نازیها برساند. بهمین دلیل تولیدات نظامی در سالهای ۹۴۱٬ ۱۹۴۲ ٬ ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ به نسبت ۱۴۰٬ ۱۸۶٬ ۲۲۴٬ و ۲۵۱ درصد نسبت بسال ۱۹۴۰ افزایش یافت. از طرفی کل تولیدات صنعتی کشور نیز به نسبت ۹۸ ٬ ۷۷ ٬ ۹۰ و ۱۰۳ درصد نسبت به سالهای مشابه افزایش پیدا کرد.

رهبری حزب بلشویک به مسئله تولیدات کشاورزی نیز اهمیت ویژه ای داده و درجهت توسعه و پیشرفت در شیوه تولیدات محصولات کشاورزی برای تأمین آذوقه ملت روسیه شوروی و ارتش سرخ اقداماتی به عمل اورد و در این زمینه کلخوزها (مزرعه های تعاونی) و ساوخوزها (مزرعه های دولتی) نقش مهمی را به عهده گرفتند.
در ابتدای شروع جنگ تعداد اعضای حزب کمونیست در ارتش سرخ ۳۶۰٬۰۰۰ نفر بودند٬ یعنی به نسبت ۱۵ ٪ کل افراد نیروهای مسلح روسیه شوروی. در ماه دسامبر ۱۹۴۱٬ این رقم به ۱٬۲۶۰٬۰۰۰ نفر افزایش یافت. از ماه جون تا دسامبر ۱۹۴۱٬ بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ نفر کمونیست نظامی بشهادت رسید. در طول جنگ بزرگ میهنی تعداد اعضای کمونیست درون ارتش سرخ به هشت میلیون نفر رسید و در سراسر دوره جنگ سه میلیون نفر از کمونیست های ارتش سرخ به شهادت رسیدند.

رهبری حزب کمونیست شوروی کوشش کرد تا ۶۰ ٪ از اعضا و کادرهای حزبی در رأس فرماندهی جنگ قرار بگیرند. از اینان ۵۴ نفر از اعضای کمیته مرکزی حزب بلشویک بودند. ۱۶ نفر از اینان در گذشته در صنایع نظامی کار کرده بودند.

در نیمه اول سال ۱۹۴۱٬ ۸٬۸۰۰ کادر کمونیست به ارتش سرخ پیوست. این رقم سپس به ۲۰۰۰۰ و چندی پس از آن به ۸۰٬۰۰۰ نفر افزایش یافت. در اقدام دیگری٬ حزب کمونیست شوروی٬ ۵۶۵ نفر منشی کمیته های حزبی٬ ۱۰۴ نفر از منشی های کومسومول ها و ۲۰۴ نفر از روسای مجلس نمایندگان مردم را برای رهبری مبارزات توده ها گسیل داشت. در همین دوره٬ ۱۴۵٬۰۰۰ گروه کومسومول ی(سازمان جوانان کمونیست) تشکیل یافت که تعداد آنان ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر از کارگران جوان بودند و همگی در کارخانه ها و کارگاههای صنعتی بکار مشغول بودند.

از ماه آوریل سال ۱۹۴۲ تا آوریل سال ۱۹۴۴٬ تولیدات را به نسبت ۴۰ ٪ افزایش دادند و شهروندان شوروی در خلال جنگ بزرگ میهنی مبلغ یازده میلیارد و هشتصد و دوازده میلیون روبل به جبهه ها کمک کردند. از طرفی رهبری حزب کمونیست شوروی کوشید بودجه کمک به جبهه های جنگ را افزایش دهد٬ بهمین منظور در سال ۱۹۴۳ ۶۰ ٪ بودجه عمومی دولت به جنگ بزرگ میهنی اختصاص داده شد.

دستاوردهای عادلانه ملت شوروی و حزب کمونیست در پیروزی بزرگ میهنی معجزه تاریخی عظیمی بود نه تنها برای خلقهای شوروی٬ بلکه پیروزی برای همه ملتهای جهان بود که خواستار صلح و همزیستی مسالمت آمیز می باشند. این پیروزی در عین حال آزمایش بسیار بزرگی بود و دستاوردی بی مانند در تاریخ نوین٬ یعنی پیروزی سوسیالیسم بر فاشیسم آلمانی٬ که خود زائیده نظام سرمایه داری جهانی بود. به سخن گئورکی دیمترف “سرمایه داری برای حفظ حاکمیت طبقاتی، هر وقت عرصه را بر خود تنگ ببیند، به فاشیسم به عنوان آخرین وسیله نجات متوسل می شود. فاشیسم تنها ضدکمونیسم نیست، ضد همه خلق ها نیز هست و به وحشیانه ترین طرزی، منافع حیاتی زحمتکشان و روشنفکران مترقی و تمام آزادی های دمکراتیک را تهدید می کند (نطق تاریخی گئورکی دیمیترف رهبر آزادی خواهان و کمونیست نامی بلغارستان درقیام ضد فاشیستی سپتامبر ۱۹۲۳).

از آزمون تاریخی جنگ کبیر میهنی ارزشهایی را باید دید و به خاطر سپرد که مهمترین عوامل پیروزی بود و آن روابط صادقانه ای که میان خلقهای اتحاد شوروی سوسیالیستی وجود داشت و ایمان عظیمی که این ملل به سیستم عادلانه و وحدت ملی٬ وحدت حزب و وحدت فرماندهی نظامی داشتند که به معنی وحدت ملت٬ حزب و فرماندهی نظامی بود.

نگارنده درهفتادامین سالگرد پیروزی برفاشیـسم، همصدا با مردم صلحدوست و عدالتخواه جهان، یاد فرمانـدهـان، سربازان ارتش پیروزمند سرخ، مردان و زنان فداکار اتحاد شوروی و همه انسانهای شرافتمندی که جان خود را به خاطر مبارزه با فاشیسم ازدست داده اند گرامی میدارد و با فرازی از” امبرتواکو” نوشتاررا به پایان میرساند.
“امبرتواکو”نشانه شناس, فیلسوف, متخصص قرون وسطی, منتقد ادبی و رمان نویس ایتالیایی در مقاله فاشیسم ابدی می گوید: “باید گوش‌ به‌ زنگ باشیم تا معنای این واژه‌ ها دوباره از یادها نرود. فاشیسم ابدی همچنان دور و بر ما پرسه می‌ زند، گاهی در لباس شخصی. اگر کسی به صراحت می‌گفت «می‌خواهم دوباره آشویتس را به راه اندازم، می‌خواهم سیاه‌ جامه‌ ها دوباره در میادین ایتالیا رژه بروند»، کار ما به مراتب آسان‌ تر می‌بود؛ اما دریغ که زندگی به این سادگی‌ ها نیست. فاشیسم ابدی ممکن است در ساده‌ترین و بی‌پیرایه‌ ترین جامه‌ ها بازگردد. وظیفه‌ی ما برداشتن حجاب از چهره‌ی آن و با انگشت اشاره‌ کردن به تک‌ تک مصداق‌ های جدید آن است ـ هر روز و در هر نقطه ایی از جهان”!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)