بسیاری از دگر اندیشان را گمان بر اینست که با پند واندرز دادن به زمامداران جمهوری اسلامی، میتوان وجدان خفته ی آنان را بیدار کرد تا حقوق انسانی اینان را محترم بشمارند. به عقیده ی این نویسنده که مبتنی برآیه هائی از قرآن است، این گروه از دگر اندیشان به بد گمانی مزمنی دچار شده اند. آنهائی که در پشت عَلَم جمهوری اسلامی سینه میزنند را میتوان به دو گروه تقسیم کرد. گروه نخست معتقد به دین ومذهب و کتاب دینی اسلام یعنی قرآن، میباشند. گروه دیگر، آنانی هستند که بخاطرسودجوئی از وضع حاضر، به ظاهر سنگ اسلام ودین ومذهب را به سینه میزنند، ولی در باطن اعتقادی به همچه چیزهائی ندارند. در هر صورت، هر کسی که در یکی از این دو گروه باشد، یا بخاطر اعتقادی ویا بخاطر سودجوئی، اجازه نخواهد داد تا قانونی وضع شده وبه اجرا درآید تا به دگر اندیشان وغیر شیعیان نیز براساس حقوق برابربا شیعیان، امکان داده شود تا به زندگی عادی خودشان در جمهوری اسلامی ادامه داده واز مواهب وموقعیتهای برابر اجتماعی، سیاسی واقتصادی، با شیعیان برخوردار شوند.

در۲۶ مرداد ۱۳۵۸، آیت الله خمینی نطقی برای آن کسانی که در خدمت به انقلاب اسلامی وارد کارزار شده بودند، به شرح زیر ایرادکرد:

” اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب های فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم و روسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه های دار را در میدان های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت ها پیش نمی آمد.

من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز عذر می خواهم، خطای خودمان را عذر می خواهم. خطای خودمان را عذر میخواهم. ما مردم انقلابی نبودیم [این قسمت از فیلم حذف شده: دولت ما انقلابی نیست، ارتش ما انقلابی نیست، ژاندارمری ما انقلابی نیست، شهربانی ما انقلابی نیست، پاسداران ما هم انقلابی نیستند، من هم انقلابی نیستم.] اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می کردیم ، تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می کردیم، یک حزب! و آن “حزب الله، حزب مستضعفین ! و من توبه می کنم از این اشتباهی که کردم. و من اعلام می کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سر جای خودشان ننشینند ما به طور انقلابی با آنها عمل می کنیم.

[خلایق: صحیح است! صحیح‌ است! صحیح است!]

مولای ما، امیرالمومنین سلام الله علیه، آن مرد نمونه عالم ، آن انسان به تمام معنا انسان، آنکه در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور، و در رحم و مروت آنطور، و بامستضعفین آنطور بود، با مستکبرین و با کسانی که توطئه می کنند شمشیر را میکشت [می کشید] و هفتصد نفر را در یک روز، چنانچه نقل می کنند، از یهود بنی قریضه [بنی قریظه] که نظیراسرائیل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند، از دم شمشیر گذراند! خدای تبارک و تعالی در موضع عفو و رحمت رحیم است . و در موضع انتقام ، انتقامجو. امام مسلمین هم اینطور بود، در موقع رحمت ، رحمت ؛ و در موقع انتقام ، انتقام. ما نمی ترسیم از اینکه درروزنامه های سابق ، در روزنامه های خارج از ایران، برای [در مورد] ما چیزی بنویسند. مانمی خواهیم وجاهت در ایران، در خارج کشور پیدا بکنیم! ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم! و خواهیم کرد!

[خلایق: صحیح است! صحیح‌ است! صحیح است!] ”

و از همین زمان بود آنهائی که خمینی را انقلابی به حساب میآوردند، دست بیعت به او داده و به فرمان اوقلمها را شکستند، دانشگاهها را بستند ونداهای آزادیخواهی را با شعار “حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله،” درگلو خفه کردند. نطق خمینی برپایه ی آیه های ی زیر از سوره های توبه و انفال و نساء بود:

سوره توبه، آیه ۸۰:
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّهً فَلَن یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ
چه براى آنان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى یکسان است‏حتى اگر هفتاد بار برایشان آمرزش طلب کنى هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید چرا که آنان به خدا و فرستاده ‏اش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‏کند

سوره توبه، آیه ۷۳:
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ
اى پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامى است

سوره انفال، آیه ۶۰:
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ
و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان که شما نمیشناسیدشان و خدا آنان را میشناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده میشود و بر شما ستم نخواهد رفت

آیه ی ۵۶ از سوره ی نساء:
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَزِیزًا حَکِیمًا
به زودى کسانى را که به آیات ما کفر ورزیده ‏اند در آتشى سوزان درآوریم که هر چه پوستشان بریان گردد پوستهاى دیگرى بر جایش نهیم تا عذاب را بچشند آرى خداوند تواناى حکیم است

سوره نساء، آیه ۸۹:
وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِیَاء حَتَّىَ یُهَاجِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِیًّا وَلاَ نَصِیرًا
همان گونه که خودشان کافر شده‏ اند آرزو دارند که شما نیز کافر شوید تا با هم برابر باشید پس زنهار از میان ایشان براى خود دوستانى اختیار مکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند پس اگر روى برتافتند هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان و از ایشان یار و یاورى براى خود مگیرید

وچون ملاحظه کرد که با ایجاد ترس و تهدید امکان خفه کردن ندای آزادیخواهانۀ مردم بپاخاسته ممکن نیست، درسال ۱۳۶۷، براساس آیه های زیرین قرآن، فتوائی صادر کرد که به موجب آن، بیش از چهارهزار نفر از دگراندیشان که در زندانهای جمهوری اسلامی اسیر بوده و وبراساس قوانین جمهوری اسلامی محکوم به زندان شده بودند، به دار کشیده شدند. نگاهی به آیه های زیرین، تطبیق فتوای خمینی را با مضامین قرآنی، گواهی میدهد:

سوره انفال، آیه ۳۹:
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ
و با آنان بجنگید تا فتنه‏ اى بر جاى نماند و دین یکسره از آن خدا گردد پس اگر از کفر بازایستند قطعا خدا به آنچه انجام مى‏دهند بیناست

سوره نساء، آیه ۷۶:
الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا
کسانى که ایمان آورده‏ اند در راه خدا کارزار میکنند و کسانى که کافر شده‏ اند در راه طاغوت میجنگند پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان در نهایت ضعیف است

سوره انفال، آیه ۱۲:
إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلآئِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ
هنگامى که پروردگارت به فرشتگان وحى مى ‏کرد که من با شما هستم پس کسانى را که ایمان آورده ‏اند ثابت‏قدم بدارید به زودى در دل کافران وحشت‏ خواهم افکند پس فراز گردنها را بزنید و همه سرانگشتانشان را قلم کنید

توجه به این نکته حائز اهمیت است که هر حرکت ضد بشری که جمهوری اسلامی در پایمال کردن حقوق انسانی دگراندیشان انجام داده است، دقیقاً مطابق با آیه های قرآنی بوده است. بهمین خاطراست که زمامداران جمهوری اسلامی، با وجود پذیرش اعلامیه ی جهانی حقوق بشر از جانب این حکومت، برخلاف مفاد آن عمل کرده ومدعی تبعیت ازحقوق بشر اسلامی هستند. بنابراین، چه در جمهوری اسلامی وچه درهر حکومتی که قوانین موضوعه اش برمبنای دین اسلام باشد، جائی برای دگر اندیشان ودگر باوران وجود ندارد.

در مقابل آیه هائی که در بالا آمد، گروههای جدیدی هم به نام نواندیشان دینی، ادعا میکنند که کوشش برآن دارند تا قوانین ظالمانۀ اسلامی را تعدیل نموده و شرائطی را ایجاد کنند تا مسلمانان شیعه ودگر اندیشان بتوانند در کنارهم در صلح وصفا زندگی کنند. اینان مدعی آن هستند که آیه های قرآن به چهارگروه تقسیم میشوند: محکمات، متشابهات، ناسخ ومنسوخ.

در مورد آیه هائی از گروه محکمات ومتشابهات، اینان به آیه ی ۷ از سوره ی آل عمران از قرآن استناد میکنند. آیۀ مزبور به شرح زیراست:

وَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ
اوست کسى که این کتاب [قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏ اى از آن آیات محکم [صریح و روشن] است آنها اساس کتابند و پاره ‏اى دیگر متشابهاتند [که تأویل‏ پذیرند] اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‏ جویى و طلب تأویل آن به دلخواه خود از متشابه آن پیروى مى‏کنند با آنکه تأویلش را جز خدا و ریشه‏ داران در دانش کسى نمیداند آنان که میگویند ما بدان ایمان آوردیم همه [چه محکم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسى متذکر نمیشود

آخوندها آیه ی بالا رااین گونه تفسیر میکنند که
» مراد از آیات محکم، آیاتی است [هستند] که در معنی آنها یک نوع صراحت وجود دارد که خواننده بدون تردید واشتباه به معنای آنها پی می برد مثل همین آیه که می فرماید: آیات قرآن بر دو دسته محکم و متشابه هستند، که آیه دلالتی صریح بر معنی خود دارد. و هر کسی که آیه را بخواند وبا لغت عربی آشنا باشد بدون تردید معنی آنرا متوجه می شود. اما آیات متشابه، آیاتی هستند که مقصود از آن برای شنونده روشن نیست. وچنان نیست که شنونده به محض شنیدن، معنی آنرا درک کند. بلکه در این که منظور چیست؟، تردید دارد و تردیدش وقتی برطرف میشود که به آیات محکم رجوع نموده و به کمک آنها معنای آیات متشابه را مشخص کند، و درنتیجه همان آیات متشابه نیز محکم میشوند. پس آیات محکم خود به خود محکم هستند و آیات متشابه، بوسیله ی آیات محکم، محکم میشوند.

از ترجمه شریفه و توضیحات مشخص شد که آیات محکم و متشابه در اختیارو دردسترس قرار دارند ولی اینطور نیست که این دوازهم جدا باشند بلکه با مراجعه و توجه به معانی آنها می فهمیم که کدام محکم و کدام متشابه است.« ( http://www.hawzah.net/FA/questionview.html?QuestionID=2510)

عدۀ دیگری از آخوندها آیۀ بالا راچنین تفسیر میکنند که
» “محکمات‌” آیات‌ِ روشنی هستند که جای هیچ‌گونه انکار و توجیه و سوءاستفاده در آن نیست‌; امّا “متشابهات‌” به دلیل بالا بودن سطح مطلب یا گفتگو درباره عوالمی که از دسترس ما بیرون است‌; مانند علم غیب‌، جهان رستاخیز و صفات خداوند متعال و… که فهم معنای نهایی و اسرار و پی بردن به کُنه حقیقت آن‌ها، به سرمایه ی خاص علمی نیاز دارد و خداوند متعال می‌فرماید: فقط خداوند و راسخان در علم‌، اسرار این آیات را میدانند و برای مردم تشریح می‌کنند. راسخان در علم عبارتند از: پیامبر و امامان‌: که از همه اسرار این آیات آگاهند و علما و دانشمندان راستین ـ که به موازین‌، احکام‌، عقاید شرعی و به روش تأویل متشابهات آشنایی کافی دارند ـ و هر یک‌، به اندازه دانش خود از این آیات چیزی می‌فهمند و برای مردم تشریح می‌کنند و همین حقیقت است که مردم را برای درک اسرار قرآن به دنبال معلمان الهی و علمای دینی می‌کشاند; بنابراین‌، در برخورد با متشابهات‌، باید به احادیث و تفاسیر علمای راستین مراجعه کرد « (http://www.askquran.ir/thread590.html )

بنا بر دو تأویل بالا، تفسیر آخوندها از قرآن براین پایه است که برای درک آیه های آن نیازحتمی به وجود آنان میباشد. در حالی که تفسیر آنان در تناقض آشکار با آیه ی ۱۷ از سوره ی قمر میباشد:

وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ
وبدون تردید قرآن را برای متوجه شدن آسان کردیم، آیا کسی هست که متوجه شود؟

درنتیجه براساس آیۀ ۱۷ از سورۀ قمر، مفاد نوشته های قرآن همانهائیست که دیده وخوانده میشوند ودرک قرآن چنان آسان است که سوره ها و آیه های آن نیازی به تفسیر و تأویل ندارند. پس بر این اساس وجود آخوند و ملا برای فهماندن نوشته های قرآن، امری زائد است.

طرفداران وجود آیه های ناسخ ومنسوخ (بخصوص نواندیشان شیعه مذهب و عده ای از مفتیان سنی) عقیده دارند حکمی که از سوی خداوند تشریع میشود، گاهی هدف از تشریع آن قانون، اجرا شدنش مورد نظر نیست، بلکه محک یا آزمودن افراد است. پس بر این مبنا، نَسخ آیه بی مانع است. مضافاً به اینکه ممکنست حکم خداوند از روی مصلحت بوده و موقتی باشد، که پس از انقضای مدت، نَسخ میگردد. معهذا درحالیکه ۱۴۰۰ سالی از عُمردین اسلام میگذرد، آیه ها وسوره های قرآن همانطوری که از ابتدا بوده اند، دست نخورده باقی مانده اند.

باوجود این، چون در کشور ما نوع حکومت اسلامی برمبنای شیعه ی اثناعشری است، بنابراین حکم قطعی را مجتهدین شیعه صادر کرده و حکم آنان بمثابه قانون است. تا آنجائی که این نویسنده تحقیق کرده است، کلیه ی مجتهدین شیعه وحتی آیت الله العظماء ابوالقاسم خوئی که نظرات وتفسیرهای قرآنی او در کتاب “البیان فی تفسیر القرآن” آمده است، وجود آیه های ناسخ و منسوخ را در قرآن کتمان میکنند. بر اساس تفسیر اینان، آیه های ناسخ ومنسوخ در قرآن وجود نداشته وتمام سوره ها و آیه های قرآن بجز یک آیۀ کم اهمیت، بدون کم وکاست برای تمام قرون قابل اجرا هستند.

ملاحظه میشود که در جمهوری اسلامی مبتنی بر مذهب شیعه، آیه هائی همچون ناسخ ومنسوخ وجود ندارند وبنابراین وعده و وعیدهای نواندیشان به اصطلاح دینی نیز درهمان چهارچوب وعده و وعید باقی مانده و انتظار برای تحقق آن وعده و وعیدها نیزامری بیهوده است.

نتیجه آنکه، دکانداران دین بر اساس آیه هائی که قبلاً ذکر آنها بعمل آمد، محکم بر سر جای خودشان نشسته و امیدی به اصلاح قوانینی که بر مبنای آیه ها وسوره های قرآن درست شده اند، در راستای محترم شمردن حقوق دگر اندیشان وتغییر وضع کنونی، نیست. مضافاً به اینکه حتی نمیتوان به وعده و وعیدهای نواندیشان دینی دائر بر اصلاح قوانین موجود نیز امیدواربود. “پس لازمست تا دگر اندیشان نه تنها دردام اصلاح طلبان مذهبی و نواندیشان دینی گرفتارنشوند، بلکه به وعده و وعیدهای آخوندهای بظاهر جداشده ازجمهوری اسلامی نیز اعتماد نکرده و راه خودرا از آنان جدا نمایند.”

این نوشته، تنها یک نوشتۀ تحقیقی جهت روشنگری برای هم میهنانی است که در جستجوی چراغی فرا راه خود میباشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)