بیار بادهٔ رنگین که یک حکایت راست
بگویم و بکنم رخنه در مسلمانی
به خاک پای صبوحی‌کنان که تا من مست
ستاده بر در میخانه‌ام به دربانی
به هیچ زاهد ظاهرپرست نگذشتم
که زیر خرقه نه زنار داشت پنهانی

چراغ حقیقت در طوفانِ کشمکش‌ها نخواهد مُرد و بر چهره معصومش شکنی و غبار نخواهد نشست.

نوشته‌ «پاک و منزه»ای که با حیله های تیره اندر داوری، به «پدیده امنیتی و معضل روانی» پرداخته، مرا پاک در خود فرو برد و کلافه کرد و پس از آن هر کار کردم نتوانستم مقاله تازه خودم را ثبت کنم و از اینکه ما همه؛ گرگ همدیگریم، بی اختیار گریستم.
انسان با زمان زندگیش چکار می‌کند؟
داریم به کجا می‌رویم؟
اَیا سروش سحرگاهان؛ تو روشنی را جاری کن…

شاه و شیخ درون هر کدام ما از «نقد»، که اساس معرفت و عامل پویایی‌ست و درجوهره‌اش جز روشنگری و فضیلت و سنجش نیست، چیزی جز حیله‌های تیره اندر داوری نمی‌فهمد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حتی خدا نیز برتر از سئوال نیست
حتی خدا نیز برتر از سئوال نیست. هیچکس برتر از سئوال نیست.
نویسنده کتاب «نه زیستن، نه مرگ» را هم می‌توان و باید به چالش گرفت اما به این شرط که در دستگاه قاتلین زندانیان سیاسی نرویم و کلمه را با کلمه پاسخ دهیم.

با هر پلیدی که به زبان آوریم مردمان را آلوده‌ایم، اما با هر پلیدی که به قلم جاری کنیم درون خویش را…
چه فایده دارد که آدمی جهانی را ببرد اما خود را ببازد؟

پدیده امنیتی و معضل روانی

سایت همنشین بهار
http://www.hamneshinbahar.net

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)