در مباحث مرتبط با رفتارها و کنشهای اجتماعی که دربردارنده معانی و مفاهیم عمیق فرهنگی هر جامعه است، اعمال صورت گرفته و نتایج حاصله نشان از میزان عقلانیت در آن جامعه را نشان میدهد.بنابراین بدون شعار دادن باید به کنشها و واکنشهایی که از مردم و جامعه سر میزند، به گفتمان فرهنگی آن پی برد. جامعه ایران نیز در حکم یک جامعه بسیار قدیمی و صاحب تمدن! دارای کنشهای متضاد با آنچه که کنش عقلانی نامیده میشود، مواجه شده است.در این زمینه مثالهایی روشن وجود دارند که نشان از یک انحراف فکری و فرهنگی در جامعه ایران را نشان میدهد که چنین راه کج شده ای، میتواند نتایج مصیبت باری برای جامعه ایرانی ببار آورد.

در این جامعه، مرده پرستی به یک عادت تبدیل میشود و بزرگان در حال حیات یا فراموش میشوند ویا با بزرگترین حسادتها و برچسبها کنار گذاشته میشوند، مورد اخیر این کنش غیرعقلانی، بزرگنمایی کوروش و جعل همه سخنان و مطالب خوب، بنام وی و حتی پرستش وی در حد یک بت و در مقابل، عدم توجه به بزرگان علمی، ورزشی، هنری و غیره
2. این جامعه برای خودسوزی دو هموطن ایرانی بخاطر نداری و مشکلات بیشمار، و کلی خانواده های مستمند و محتاج، ککشان نمیگزد اما برای ساختن مرقد فلان کس در فلان کشور، از کمکهای نقدی دریغ نکرده و حتی طلا و جواهرات خود را میبخشد. و البته برای فقرای آفریقا، فلسطین و عراق و افغانستان دل میسوزاند و حتی کمکهای نقدی و غیرنقدی میکند اما هموطن و همسایه فقیرش که نان برای سفره شامش ندارد، اصلا دیده نمیشود و حتی فلاکت و بدبختی همشهری و هموطنش را حق او میداند.
3. هر روز طبیعت ایران و محیط طبیعی آن با خطر خشک شدن، آتش گرفتن، تمام شدن و… دست و پنجه نرم میکند.دریاچه نمکی ارومیه به فاجعه ای تبدیل شده و فلات ایران رو به خشکی و نابودی است اما برای جامعه متمدن ایران مگر اهمیتی دارد. اما در مقابل، برای کشته شدن چند سگ در شیراز (که توسط چند آدم بدفرهنگ انجام شده) کمپین آنچنانی تشکیل میدهد.
4. برای تن فروشی زنان شوهردار و روسپی گری به خاطر فقر، اعزام گروه گروه از دختران ایرانی به دوبی برای فروش نه تنها تن خود بلکه آبروی ایران، نه فکری میکند و نه حتی آب از آب تکان نمی خورد اما بخاطر یک عمل تجاوز یا شبه تجاوز در فرودگاه جده، با تمام وجود فحش و دشنام را نثار اعراب میکند و کار بجایی میرسد که بسیاری از موقعیت سواستفاده کرده و دین و پیامبر و…را هم از این بیخردی خود بهره مند میسازد.
البته مقابله با تجاوز در جده، اعتراض به کشتار سگها در شیراز، تامل درباره انسانها در کشورهای دیگر، کمک به ساختن بناهای مذهبی میتواند عملی عقلانی در یک جامعه ای با مشکلات کوچک، معنادار باشد اما جامعه ایران که با مشکلات بزرگتری مواجه هست هیچ دلیل عقلی و منطقی برای حل مشکلات دیگران باقی نمی گذارد. از طرف دیگر میتوان بنوعی مهم شدن مشکلات کوچک را به تنبلی ایرانیان نسبت داد چرا که دشنام دادن، کمپین برای سگ کشی، دلسوزی برای غیر و مرده پرستی میتواند هزینه های عاطفی و رفتاری کمتری در مقابل مشکلاتی داشته باشد که در بالا ذکر شدند.
نهایتا اینکه اینگونه فرو رفتن در منجلاب رذالت فکری و رفتاری، نتیجه ای جز ایجاد کنشهای غیرعقلانی و رفتارهای احساسی و زودگذر و عقب افتادن از تمامی آرمان های انسانی نخواهد داشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)