wpid-Photo-20150415230534352

این فریاد دخترشجاعی بود که کنفرانس مطبوعاتی رئیس بانک مرکزی اروپا را بهم ریخت!

ماریو دراگی رئیس بانک مرکزی اروپا در حال کنفرانس مطبوعاتی بود که یک خانم معترض اوراقی را که ماریودراگی می خواند در یک لحظه به هوا پرت کرد و پرید روی میز کنفرانس و مرتبا شعار می داد: ” دیکتاتوری بانک مرکزی اروپا را متوقف کنید!”

این خانم با تظاهرات یک نفره خود توانست صدای خود را به رساترین نحو بگوش جهانیان برساند!

با سیاستهای این بانک است که صرفه جویی را به همه قربانیان بحران اقتصادی دیکته می کنند! در یونان وضع چنان خراب است که چندی پیش یکی از کارفرماها در باره سیاستهای اقتصادی و صرفه جویی صندوق بین المللی پول گفته بود: اگر برنامه صندوق بین المللی پول اجرا شود من مطمئن هستم که کارگران من فردا زنده نخواهند ماند که سرکار برگردند! کارد چنان به استخوان رسیده است که سرمایه دار دلش به حال کارگران قربانی اش می سوزد!

مثلی هست که می گوید: باید به حال آن قربانی گریه کرد که قاتل دلش بحال قربانی می سوزد!

سود بحران اقتصادی به جیب نخبه گان ۱% حاکم برجهان سرازیر می شود هزینه هایش را باید قربانیان نظام سرمایه داری بپردازند! بقول مارکس سرمایه داران در تقسیم قرضها سوسیالیستی عمل می کنند ولی سود شخصی است!… بعد از طولانی ترین بحران اقتصادی تاریخ بشریت … کوچکترین تغییری در سیاستهای اقتصادی جهان به نفع قربانیان بوجود نیاورده اند… این سیاستها در عمل به معنی تداوم خشونت بیکران و نامرئ از طرف دولت علیه قربانیان نظام است … فقر بزرگترین خشونت و درد و شکنجه دائمی است…

اگر سیاستهای صرفه جویی برای یونان و اسپانیا ادامه یابد زندگی یک نسل تمام به خاطر خوشگذرانی ها و منافع ۱%ها نابود خواهد شد… یک اقتصادان در هلند می گفت که به خاطر تحمیل این سیاستهای صرفه جویی نسل جوان بحران زده به مدت بیست سال حتی نباید یک بستنی بخورد! این چه گونه زندگیی است که اروپا به جوانانش تحمیل می کند؟ این چه زندگی است که یک جوان سالها نتواند دوست دخترش را به یک بستنی مهمان کند؟ نسلی که سالها باید بیکاری و فقری را تجربه کند، که کوچکترین نقشی در این بحران اقتصادی نداشته است!

این وضعیت آشکار است که مدت طولانی پایدار نخواهد ماند… در اغلب کشورهای اروپا تظاهرات مردمی حیات تازه ای می یابد… در آمریکا هم ما شاهد خشونتهایی از طرف پلیس و دولت هستیم که تا بحال تنها در جهان سوم انجام می دادند … حالا به خاطر ترس از قیام توده ها … و نشان دادن مرز تحمل پذیری دولت، در عمل در آمریکا شانس کشته شدند بدست پلیس هشت برابر بیشتر از کشته شدن بدست تروریستهاست!

رهبران آمریکا و تمامی کشورهای کاپیتالیستی بی وقفه در تمام رسانه های جهانی شعار می دهند که حضور پررنگتر پلیس در خیابانها و میلیتاریسم جهانی به نفع توده ها و برای حفظ امنیت آنهاست!

پلیس آمریکا در عمل نشان می دهد که مدافع امنیت ۱% هاست، نه توده های ۹۹% که قربانی سیاستهای نخبه گان حاکم است!

چند روز پیش در یک کنفرانسی در شهر لاهه ( دنهاخ ) شرکت کرده بودم که یک پروفسور اقتصاد دان و جامعه شناس در باره آینده یونان صحبت می کرد… می گفت دولت جدید را زیر فشار اروپا وادار می کنند که به تمامی تعهدات دولت سابق که منتخب مردم نبود و توسط تکنوکراتهای نئولیبرال تصویب شده بود، گردن بگذارد… اگر یونان در سال ۲۰۱۰ اعلام ورشکستگی می کرد… به نفع مردم یونان بود ولی حالا زیر فشار سیاستهای حاکم بر اروپا و بانک مرکزی اروپا همه قرض ها را دولتی کرده اند… حتی دولت اعلام ورشکستگی بکند این قرضها را دولت یعنی مردمی که در این بحران نقشی نداشتند باید بپردازند!

زمانیکه می خواستند یونان را عضو اتحادیه اروپا این وعده ها را بما می دادند!

” یک بازار ۳۰۰ میلیونی بروی شما گشوده می شود!

ثبات مالی شما تضمین می شود و در مقابل بحران اقتصادی محافظت می شوید!

با سوبسیدهای ضروری رفاه اجتماعی شما افزایش می یابد!

حرکت آزاد مردم و ارتقاء کیفیت دمکراسی به سطحی بالاتر!”

حالا با توجه به واقعیات موجود و له شدن مردم یونان در این بحران اقتصادی و سودهای نجومی نخبه گان ۱% حاکم بر اروپا همه می توانند فاصله وعده های شیرین و واقعیات بغایت تلخ را تجربه و درک کنند!

من از او سئوال کردم، اروپای امروز یک اروپای نئولیبرال است. پرواضح است که اجازه نخواهند داد یک آلترناتیو چپ در اروپا پیروز شود. اگر این روزنه امید باز شود کشورهای زیادی که در بحران اقتصادی اروپا دست و پا میزنند، مانند دومینو بدنبالش روان خواهند شد… شکست یونان چماقی خواهد شد بر سر تمامی جنبش های چپ اروپا و درس عبرت برای توده هایی که بدنبال آلترناتیو چپ می گردند! اگر چپ شکست بخورد همه جا آلترناتیو راست افراطی و نئوفاشیست جای چپ را پر خواهد کرد! اروپای امروز از رشد راست افراطی و نئوفاشیست نمی ترسد، از رشد چپ وحشت دارد! با توجه به این مسائل چرا در یونان بفکر این نیستند که راه حل را در خارج از نظام کاپیتالیستی جستجو کنند؟

جواب بینهایت جالب و درد آوری داد! گفت منهم با آن راه حل موافقم ولی آن راه حل نیازمند حمایت توده ای است که در حال حاضر در یونان و در عرصه بین المللی وجود ندارد!

در سال گذشته تنها آلمان میلیاردها دلار از بحران اقتصادی یونان استفاده برده … ولی قربانیان این نظام با فراغ بال برای نجات خود به آغوش جلادانشان پناه می برند!

هیچ نوشداروی معجزه گری وجود ندارد… باید در تمام سطوح به ارتقاء آگاهی و خودسازماندهی توده ها دامن زد و مقاومت خلاقانه مردمی را گسترش داد… هر کدام از این آکسیونها یک گام ما را برای رسیدن به دنیایی انسانی نزدیکتر می کند! به این گامهای استوار بیاندیشید….!

امیدوارم بخشی از مردم ایران که در انتظار سرازیر شدن سرمایه های غربی سر از پا نمی شناسند، با توجه به تجربه یونان در انداختن خود به بغل طرحهای نئولیبرالی اروپایی و آمریکایی کمی تامل کنند و درسهای تاریخی خود را به موقع یاد بگیرند!…

برای دیدن تصاویر این اعتراض کلیک کنید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)