مدرسه فمینیستی: پنجاه و نهمین اجلاس کمیسیون مقام زن در سازمان ملل بیست سال پس از «اجلاس پکن» (که در سال ۱۹۹۵ در شهر پکن برگزار شده بود)،‌ درماه مارس  ۲۰۱۵ با نام  (پکن+۲۰) به مدت  دو هفته  با شرکت نماینده های بخش دولتی و غیردولتی  ۱۹۰ کشور جهان  در نیویورک برگزار شد.

در این اجلاس دستاورد‌ها و چالش‌های  عملی و نظری کشورهای مختلف  بر اساس  ۱۲ محور نگران کننده حوزه زنان که پانزده سال پیش در اجلاس پکن طرح شده بود، مورد  پیگیری و بررسی قرار گرفت. از ایران نیز هیئتی به ریاست شهیندخت مولاوردی  معاون ریاست جمهوری در امور زنان و خانواده در این کنفرانس شرکت داشت. همزمانی این کنفرانس با مذاکرات اتمی ایران و کشورهای ۵+۱ در لوزان، صورتی دیگر از  نمایندگی رسمی زنان در کنفرانس های جهانی را به نمایش گذاشت.

نحوه حضور هیئت ایرانی در کنفرانس زنان در دو بخش دولتی و غیردولتی، مشارکت سیاسی زنان در مقابله با موانع سیاسی، مشکلات حضور نمایندگان تشکل های مستقل زنان در این کنفرانس،  سیاستهای کلان دولتی بر نحوه طرح مشکلات و تاثیرمسائل زنان در کنفرانس های بین المللی در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.

کنفرانس جهانی زن از گذشته تا امروز

اولین کنفرانس جهانی زنان از سوی  کمیسیون مقام زن، که یکی از ارکان شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان مل با تاکید بر موضوع  تساوی کامل جنسیتی، مشارکت زنان در توسعه و افزایش مشارکت زنان در موضوع صلح، در سال ۱۹۷۵ در مکزیکو سیتی برگزار شد.

کنفرانس‌های دوم و سوم به ترتیب در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۸۵ در کپنهاک و نایروبی تشکیل شد. کنفرانس چهارم مقام زن که  یکی از مهم‌ترین کنفرانس های این برنامه است  بعد از یک وقفه ده ساله در سال ۱۹۹۵ و در شهر پکن برگزار شد. در این کنفرانس برنامه‌ای با ۱۲ محور مورد تصویب ۱۸۹ کشور قرار گرفت.  این دوازده محور شامل  زنان و فقر، تحصیل و آموزش زنان، زنان و بهداشت، خشونت علیه زنان، زنان و درگیری‌های مسلحانه، زنان و اقتصاد، زنان در قدرت و تصمیم‌گیری، سازوکارهای نهادی برای پیشرفت زنان، حقوق بشر و زنان، زنان و رسانه، زنان و محیط زیست، و  دختر بچه‌ها بودند. در واقع برنامه عمل این کنفرانس نگاهی دقیق تر و جزئی نگر به مسائل زنان داشت و  امضای توافق نامه و برنامه عمل تعیین شده دولت های شرکت کننده  را ملزم به پاسخگویی  می کرد.

 از جمله دلایل  اهمیت این کنفرانس طرح مباحث مربوط  به فمینیسم جهانی با نگاه ویژه به فمینیسم شرقی،‌  توجه  به‌ چندگونه گی‌ زنان‌ و نقش‌ها و شرایط‌ آنان‌ ،  توجه به  فمینیسم درکشورهای  مسلمان به ویژه خاورمیانه بود. اما  آنچه به این کنفرانس اهمیتی تاریخی داده است به نمایش گذاشتن جهانی شدن فمینیسم و تحول در آگاهی ها و مطالبات زنان بود: «فرآیندهای فراملی و جهانی هم در صف بندی های نظری و هم در عملکرد سازمان های زنان کشورهای مختلف دگرگونی های بسیاری بوجود آورده بود. اگر در کنفرانس نایروبی هنوز زنان فمینیست نیز مانند سایر مبارزین به صفوف ایدئولوژیک، از جمله سمت گیری به طرف “بلوک شرق” و “بلوک غرب” تقسیم شده بودند و هنوز بسیاری از تنش ها مربوط به صف بندی های نظری و سیاسی بین المللی بود که از دید برخی ارتباط مستقیم با مسایل جنسیتی نداشت، در کنفرانس پکن اما تکیه اصلی برسر مسایل عملی زنان، پیدا کردن راه حل های عملی و کار ساز، و رسیدن به توافق بر سر یک برنامه عمل مشترک بود تا بیان نامه های سیاسی و نظری مشترک. در این کنفرانس دیگر “بلوک شرق”، “جهان دوم” و مفاهیمی امثال آن به تاریخ پیوسته  تضعیف دولت های ملی، کمرنگ شدن مرز های ملی و جغرافیایی، قدرت گیری بیشتر کارتل ها، شرکت های فراملی، فراملیتی یا چندملیتی، آثار زیانبار سیاست های نئولیبرالی “تعدیل ساختاری” و خصوصی سازی به ویژه برای زنان، رشد و افزایش مهاجرت های بین المللی، کمرنگ یا حتی بی رنگ شدن کمونیسم و ایدئولوژی ها و مبارزات طبقاتی و در عوض پررنگ شدن جنبش های قومی، مذهبی و هویت طلبانه، به ویژه جنبش های بنیادگرای مذهبی، از یکسو، و از سوی دیگر رشد جنبش های دموکراسی خواهی، جنبش های مدنی و حق خواهانه، به ویژه جنبش زنان، و تقویت پراگماتیسم و عمل گرایی و …. همگی باعث شده بودند که کلان روایت ها، تئوری ها و مبانی ایدئولوژیک مجرد و انتزاعی اهمیت خود را از دست بدهند و در عوض فعالین مسایل زنان کار خود را به طور عمده بر مبنای میثاق ها و کنوانسیون های جهانی و برنامه های عملی مبتنی بر حقوق بشر، حقوق زنان… به پش ببرند» ( توحیدی، ۱۳۸۷)

 امسال ۲۰ سال پس از اجلاس پکن  پنجاه و نهمین  اجلاس کمیسیون مقام زن  در نیویورک  همزمان با روز جهانی زن  با راهپیمایی عظیم زنان شرکت کننده در کنفرانس آغاز به کار کرد.  نظر به اهداف و برنامه عمل پکن ، انتظار می رفت که پیام ها و سخنان هیئت های شرکت کننده دولتی و غیردولتی طبق برنامه مذکور طراحی شده باشد. هرچند رویکرد برخی از هیئت ها در پی گیری مفاد این برنامه الزاما مبتنی برمشکلات جنسیتی  زنان نبود.

پس از بیست سال…

 

 

 شانس حضور در این کنفرانس از طریق موسسه مطالعات اجتماعی دانشگاه اراسموس نصیب من هم شد. بیست سال  پس از آنکه در ابتدای راه جنبش زنان و جنبش های فمینیستی برای اولین بار در کارگاه های مشورتی و آمادگی  نمایندگان اعزامی ایران به پکن ، شرکت کرده بودم این بار فمینیست ۵۶ ساله ای بودم  که  انگار به جشن تولد بیست سالگی خود می رفت، کنجکاو، منتقد، متوقع و سپاسگزار. پس با این چهار حال برای یافتن  پاسخ به چهار پرسش زیر پا به این کنفرانس گذاشتم:

– ۱.  آیا دراین گونه کنفرانس ها  حضور نمایندگان  دولتهایی مثل ایران با وجود قوانین تبعیض آمیز، کمکی به پیشبرد اهداف برابری خواهانه زنان خواهد کرد؟

– ۲. آیا نمایندگان دولت ایران در این کنفرانس با توجه به  چالش های موجود میان حاکمیت و با توجه به حملاتی که پیش از کنفرانس از سوی نیروهای افراطی متوجه آنها بود،  توان و اراده نمایندگی کردن مطالبات عموم زنان را برای پیشبرد اهداف برابری خواهانه  دارند؟

– ۳. آیا حضور تشکل های  غیر دولتی کمکی به توانمند سازی زنان و ایجاد ارتباطات شبکه ای خواهد کرد؟

– ۴. آیا حضور دولتمردان در لوزان برای رفع تحریم ها تاثیری بر حضور دولت زنان  درنیویورک برای رفع تبعیض  خواهد داشت؟

برای پاسخ به این سولات ابتدا نگاهی به چگونگی حضور شرکت کننده ها در این کنفرانس می کنیم؛

نمایندگی گروه ها برای شرکت در این کنفرانس در دوبخش دولتی و غیردولتی از سوی سازمان ملل و دولت هرکشور تعیین شده است. به این ترتیب که:

در بخش دولتی ، حضورگروه های دولتی به واسطه عضویت هرکشور در سازمان ملل و تصویب توافق نامه و برنامه عمل کنفرانس پکن  است. لذا نظر به خاستگاه  هر دولت و نظر به محدودیت هایی سیاسی که  متوجه  دولت ـ زنان در این کنفرانس است  نحوه نمایندگی آنان در این کنفرانس تعیین می شود.

در بخش غیردولتی  ساز و کارحضور گروه های غیردولتی مراحل دیگری دارد یعنی برای شرکت در این کنفرانس ابتدا هر تشکل باید به مقام مشورتی سازمان ملل نائل شده باشد.  اولین مرحله برای کسب این مقام در اکثر کشورها تایید  دولت متبوع است. ظاهرا این مسئله در کشورهایی که مناسبات دموکراتیک بر نظام آن حاکم است یک پروسه عادی اداری است. اما در کشورهایی مانند ایران طبیعتا مشکلاتی را پیش می آورد که حل آن یکی از مسولیت های پیش روی سازمان ملل و جامعه مدنی جهانی است. جالب اینجاست که برای مثال در ایران اعزام اعضای تشکل های غیردولتی حتی با داشتن مقام مشورتی سازمان ملل، نهایتا از مسیر پرپیچ و خم تایید و اجازه نهادهای دولتی ذیربط می گذرد.

نگاهی به نحوه حضور هیئت دولتی:

امسال در بخش دولتی  هشت  نماینده از ایران شرکت داشتند. از این هشت  نفر، دو نفر از فراکسیون زنان مجلس،  خانم فلاحتی  از امور خارجه و شهیندخت مولاوردی و  دو معاون او خانم ها  سوسن باستانی و فلاحتی  از معاونت امور زنان و خانواده. سهیلا  مشاور وزیر صنعت و معدن و تجارت و خانم ها فرهمند پور مشاور وزیرکشور و تندگویان مشاور وزیر نفت شرکت داشتند.

حضور شهیندخت مولاوردی معاون ریس جمهور  که طی یک دهه گذشته  از زنان برابری خواه  نزدیک به حاکمیت بوده و در ائتلاف های مهم جنبش زنان مثل هم اندیشی (۱۳۸۴)، لایحه خانواده (۱۳۸۷) و همگرایی(۱۳۸۸) حضور داشت میتوانست فرض نمایندگی را به یقین نزدیک کند. اما آیا اراده و عدالت برای نمایندگی مطالبات زنان از سوی زنان برابری خواه در نهادهای دولتی  فارغ از چالش های سیاسی به تنهایی کارساز است؟ مولاوردی در یکی از مصاحبه های پیش ازکنفرانس چنین می گوید:

«سعی کردیم در ترکیب هیات دولتی و غیردولتی از همه گروه های زنان فارغ از جناح بندی ها و گرایش های سیاسی استفاده کنیم… معتقدیم واقعیت زندگی زنان به این شکل است یعنی یک شکل و یک رنگ نیستند و ما نمایندگی تمام زنان ایران را به عهده داریم و مطمئن هستیم دغدغه و دلواپسی های تک تک اعضای هیات اگر بیشتر از دلواپسان نباشد، کمتر نیست.»

بیان چنین عقایدی  از سوی معاون رییس جمهور موجب شد که خود او به عنوان رییس هیات ایرانی آماج حملات جریان های افراطی درون حاکمیت قرارگیرد. به گفته وی در برخی از سایت ها و خبرگزاری های وابسته به یک نهاد خاص از این سفر با عنوان «لشکر کشی زنانه به سرزمین شیطان »یاد شده است.  از جمله  وبسایت «یالثارات» از این سفر به عنوان :عملیات شبکه جاسوسان فمینیست در نیویورک»‌4 نام می برد.  

 

ظاهرا در مواجهه با چنین حملاتی است که توضیح و تبری جویی در توجیه این ماموریت همچون سلاحی تدافعی  جایگزین استدلال و چرایی شرکت در این کنفرانس و ضرورت پیگیری اهداف آن می شود.  «اخیرا که موضوع شرکت در اجلاس جدی شد، زمزمه مخالفت ها و نقد و انتقادات شروع شد که مثلا ما از جزییات آن بی خبر هستیم و یا اینکه مشخص نیست هیات دولت چه گزارشی را می خواهد ارائه دهد و اینکه قرار است سیاه نمایی شود. به همین دلیل با وجود اینکه نیازی به ترجمه و انتشار گزارش یاد شده وجود نداشت، آن را به زبان فارسی آماده کرده و در اختیار آنها قراردادیم، اما همچنان مطرح می شود، قصد داریم مخفیانه گزارش هایی را درباره وضعیت زنان و زیر سوال بردن نظام در سازمان ملل ارائه کنیم.»  در ادامه روند  توجیه ـ تدافع   گاهی اوقات شفاعت جویی از سازمان ملل  نیز به عنوان راه حل استفاده می شود:  «یک نگاه منصفانه و بدور از پیش داوری نشان می دهد، این گزارش بیشتر درباره پیشرفت زنان است نه موانع و چالش ها. زیرا چارچوب مورد درخواست سازمان ملل هم بیشتر پیشرفت ها را مد نظر داشت».

 هرچند که این درخواست از سوی سازمان ملل  برخاسته از سویه «سازمان دول»۲ بودن  آن است، اما همانطور که به عنوان « مادر خوانده»‌۳ جنبش های زنان نیز نامیده می شود  پس هنوز میتوان این سازمان را   براساس وحدت/تضاد دررابطه ای دوسویه به چالش کشید.

علی القاعده نقدهای سازنده به سازمان ملل از یک سو مانع کلیشه ای شدن و یا فرمایشی شدن رفتار جامعه مدنی زنان در جهان خواهد بود و ازسوی دیگرسویه «سازمان ملل» بودن آن را تقویت خواهد کرد.

 به هر روی  تاثیر عوامل یاد شده  و نوع ماموریت و نحوه حضور خانم مولاوردی  موجب شد که سخنرانی های  ایشان با اشارات موکد بر افزایش چشمگیر تعداد زنان در دانشگاه و مشاغل رسمی از یک سو و تاثیر منفی تحریم ها در پیشبرد برنامه های مربوط به زنان  از سوی دیگر انجام شود.

در پانل «زنان ایران 20 سال بعد از پکن»  نیز همین موارد و موارد مشابه  از سوی ایشان و هیئت همراه شان  کم و بیش در جهت نمایش چهره موفق و همیشه حاضر در صحنه زنان  ایران و البته تاثیر تحریم ها پیش رفت.  هرچند آنچه درباره تلاش زنان ایران گفته شد مبنی بر واقعیت های موجود بود اما  آنچه در چارچوب کمبودها بدان  اشاره شد گناهش بیشتر به گردن تحریم ها بود و اصولا سخنی از  تبعیض های موجود در قوانین و یا محدودیت هایی که متوجه حضور زنان در عرصه عمومی  است به میان نیامد. اما با تمام این مسائل،خانم مولاوردی پیشنهاد تشکیل جلسه با چند نفر از زنان اکتیویست ایرانی شرکت کننده در کنفرانس راپذیرفت.

در این جلسه نمایندگان تعدادی از تشکل های کشور میزبان هم شرکت داشتند.  سخنان این افراد عموما مرتبط با معرفی سازمان خود و تمایل شان به همکاری با نهادهای مدنی هم موضوع در ایران بود. برخی نیز همچون «اندیشمندان موضوع خانواده» از تلاشهای  سازمان های خود  به نفع  سیاست  افزایش جمعیت سخن گفتند. اما سوالاتی که از سوی زنان اکتیویست ایرانی مطرح شد بیانگر توقع  واقعی جامعه مدنی زنان  از نمایندگان برابری خواه درون دولت  بود.  از جمله خانم زیبا میرحسینی  مسئله سیاست افزایش جمعیت و مشکلاتی  را که  اجرای این سیاست متوجه  زنان خواهد کرد  طرح کردند که خانم مولاوردی در پاسخ به ایشان به گزارش های کارشناسانه ای  اشاره کردند که  با دو رویکرد مختلف بر له یا علیه این سیاست تهیه شده و هردو نوع این گزارش ها  در دست بررسی است. یکی از زنان جوان دانشجو و اکتیویست به مشکل تفکیک و سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه  اشاره کرد که بازهم قول بر رفع این مشکل داده شد.  پیوستن به کنوانسیون جهانی رفع تبعیض اززنان از طرف نگارنده طرح شد که پاسخ ایشان این بود که هرچند این کنوانسیون  ازسوی زنان مجلس ششم به تصویب رسید و همچنان در شورای نگهبان محبوس مانده است اما به جای  موضوع هایی از این دست که تا حدودی حساسیت برانگیز است بهتر است به فکر راه حل های جانشین بود. اشاره مشخص ایشان به برنامه و اهداف توسعه هزاره بود. اهداف توسعه هزاره شامل ۸ مورد است که ۱۹۱ کشور عضو سازمان ملل متعهد هستند که  تا سال ۲۰۱۵  به آن دست یابند. از جمله این اهداف میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ازبین بردن جلوه‌های حاد فقر و گرسنگی
  2. نیل به تحصیلات ابتدایی در سطح دنیا
  3. پیشبرد برابری جنسیتی وتوانمند سازی زنان.
  4. رشد سلامت زایمان
  5. مبارزه با ایدز /HIV، مالاریا، و سایر امراض
  6. کاهش مرگ و میر نوزادان
  7. توسعه مشارکت جهانی در برابر توسعه
  8. حصول اطمینان از حفظ محیط زیست

 ظاهرا اراده بر این است تا  ازطریق اهداف توسعه هزاره گفتمان «عدالت جنسیتی» از سوی ایران در مقابل گفتمان «برابری جنیستی» کنوانسیون  جهانی رفع تبعیض به مشترکات قابل توجهی دست پیدا کند.  هرچند همصدایی زنان مجلس ششم با کوشندگان جنبش زنان  در دفاع از کنوانسیون جهانی و خواست پیوستن ایران به کنوانسیون جهانی رفع تبعیض  سوغات سفر هیئت دولتی زنان و نیز زنان نزدیک به حاکمیت در  سال ۱۹۹۵ به  کنفرانس پکن بود.۳

در ادامه جلسه  سوسن طهماسبی  سوالی در مورد تحریم ها طرح کرد و جلسه مجددا با محوریت  موضوع تحریم ها  ادامه یافت و پس از دو ساعت پرسش و پاسخ  در محیطی صمیمانه به پایان رسید.

 

نگاهی به نحوه ی حضور هیئت غیردولتی:

همانطور که پیش از این گفته شد تشکل های غیردولتی که مقام مشورتی سازمان ملل را دارا هستند میتوانند پس از تایید نهایی نهادهای دولتی ذیربط  در اینگونه کنفرانس ها شرکت کنند. مولاوردی در این باره چنین می گوید: «نامه ای را از مدیر اجرایی نهاد زنان سازمان ملل دریافت کردیم مبنی بر حضور هر چه بیشتر سازمان های مردم نهاد، بنابراین برای این منظور، کار شناسایی و بررسی سازمان های مردم نهاد را در دستور کار قرار دادیم و فراخوانی را از ابتدای شهریور ماه اعلام کردیم تا انتخاب سازمان ها بر اساس برنامه محوری صورت گیرد.» او سپس گفت: از هر یک از این سازمان ها که مقام مشورتی از سازمان ملل دارند، خواستیم تا برنامه های خود را برای مشارکت و حضور در اجلاس ارسال کنند که در مجموع 32 مکاتبه انجام و از 14 سازمان برنامه ها دریافت شد از میان این سازمان ها، پنج سازمان که برنامه های آنها در چارچوب استانداردهای قابل قبول برای ارائه در سازمان ملل بود، انتخاب شدند».

همانطور که پیش از این نیز اشاره شد،  در ایران راه رسیدن به کنفرانس جهانی زنان  راه پرپیچ و خم تاییدیه و مجوزهای گوناگون است. هر چند  دانستن آماری معادل ۳۲ سازمان زنان که به مقام مشورتی دست پیدا کرده اند باعث خوشحالی است اما ای کاش که تعداد بیشتری از این نهادها در فعالیت های جامعه مدنی زنان  هم شرکت کنند تا هم بیشتر شناخته شوند و هم در تعامل با زنان جامعه بتوانند  همچون قاصدی عادل و با تدبیر  در سازمان ملل و کنفرانس های مربوط به زنان  حضور یابند.

معاون رییس جمهوری با اشاره به برگزاری چند جلسه توجیهی برای آماده سازی هیات های دولتی و غیردولتی می گوید: «در نحوه ارائه گزارش ها در پنل ها به یک اجماع رسیدیم تا به یک هم افزایی برسیم تا جاییکه حتی متن گزارش ها به ما ارائه شد در حالیکه مرسوم نیست که سازمان های مردم نهاد موارد قابل طرح خود را در اختیار دولت قرار دهند اما اعتماد و حسن نیت دلیل این مساله بود.»

او با بیان اینکه از هر سازمانی که برنامه ارائه کرد بدون توجه به خط سیاسی آنها استقبال شد، گفت: برنامه هایی برای ما مهم بود که تاثیرگذاری لازم را در اجلاس داشته باشد. موسسه اسلامی زنان، بنیاد توسعه کار آفرینی و انجمن حمایت و یاری آسیب دیدگان اجتماعی انتخاب شدند.» همانگونه که از  لابلای سخنان ریاست هیئت ایرانی پیداست یکی از شرایط انتخاب این سازمان ها،‌ ارتباط و هماهنگی با برنامه های هیئت دولتی و شاید در نهایت هماهنگی با سیاستی بوده است که دولت در آن زمان بدان عمل می کرد و نه الزاما سیاستی که  مستقیما مرتبط با مسائل زنان باشد. هرچند که رفع تحریم ها مطالبه عموم جامعه اعم از زن و مرد است  و  هرچند گزارش های انجمن های مذکور با توجه به  نوع فعالیت و ماموریت این انجمن ها مبتنی بر واقعیت بود، اما قاعدتا  این توقع وجود دارد که همین تعداد اندک نمایندگان زن در کنفرانس بر رفع تبعیض ها نیز پافشاری  می کردند.

به هر روی طبق گزارش هیئت ایرانی، ظاهرا نمایندگان موسسه اسلامی زنان موفق به دریافت ویزا نشده بودند. بنابراین تنها دو  انجمن شرکت کننده در دو دو پانل مجزا به ارائه گزارش پرداختند.  بنیاد زنان کار آفرین در گزارش خود ضمن معرفی زنان موفق در امر اشتغال و کارآفرینی به فعالیت های خود در مناطق محروم  نیز اشاره کرد آنان نیز به نوبه خود از تاثیر تحریم ها بر تلاش های زنان در حوزه اقتصاد و اشتغال سخن گفتند. ، علیرغم مشکل امنیتی که برای موسس این انجمن (یعنی دستگیری آقای منصوریان) پیش آمده بود توانستند گزارشی کامل و مستند از وضعیت زنان مبتلا به ایدز ارائه دهند و  اشاراتی هم  به تحریم ها و تاثیر آن در توسعه و گسترش ایدز داشتند.

تعدادی از اعضای برخی تشکل های رسمی دیگر مانند «انجمن حامی» و نیز «انجمن امام علی» به طور فردی  و بدون برگزاری  پانل در کنفرانس شرکت کرده بودند. توجه و علاقمندی این زنان به ویژه نسل جوان، به کارگاه ها و سخنرانی های  ارائه شده در بخش غیردولتی کنفرانس جهانی، نوید انتقال تجاربی گرانبها را درقالب سوغات کنفرانس جهانی زنان برای زنان ایران می داد. بعد از پایان هر دو پانل اکثر شرکت کنندگان غیرایرانی  برای کسب اطلاعات بیشتر، ایجاد ارتباط و تشویق اعضای این دو انجمن خوشنام و معتبر تا مدت ها به گپ و گفت صمیمانه ادامه می دادند.  این تجارب و ارتباطات هرچند در قالب محدودیت های اعمال شده به دست می آید  اما فرایند فمینیسم جهانی و فراملیتی را  درتعامل  با کشورهای مختلف غنی می سازد.

کلام پسین:

 

به طورکلی شاید بتوان گفت که مجموعه برنامه هیئت ایران در دو بخش دولتی و غیردولتی در کنفرانس جهانی زنان، گفته و ناگفته، با تدبیری سیاسی، هم جهت با مذاکرات ایران و کشورهای ۵ +۱ حول موضوع تحریم و تاثیر آن بر مسائل زنان طراحی شده بود.

  ظاهرا  این مجموعه تلاشی چند سویه  و تدبیری سیاسی در قالب رفع تحریم ها بود که  از قضا  به نتیچه دلخواه دست یافت. در واقع وقتی در لوزان دولتمردان ایرانی برای رفع تحریم ها مذاکره می کردند، هیئت زنان ایرانی حاضر در کنفرانس جهانی زنان نیز درباره تاثیر تحریم ها بر زندگی زنان «تظلم خواهی» می کرد. هرچند نتیجه همصدایی این دو گروه در کنار صبوری و استقامت مردم ایران، زن و مرد ایرانی را از شر تحریم ها نجات بخشید اما بیان حقیقت تبعیض در هجمه اولویت های دیپلماتیک و مصالح کشور یک بار دیگر رنگ باخت.

پانویس :

 

* – قسمت هایی از این متن  در نشست ماهانه دانشگاه یو سی ال ای لوس آنجلس درتاریخ ۴ آپریل ارائه شد.

منابع:

۱. http://javanonline.ir/fa/news/706817

۲. http://www.yalasarat.com/vdciupazyt1auu2.cbct.html

۳: توحیدی، نیره . تعامل جهانی محلی فمینیسم در جنبش زنان ایران، ۱۳۸۷

http://www.feministschool.com/spip.php?article1660

4:

http://www.irna.ir/fa/News/81528237/

۵. شجاعی،‌ منصوره . مفهوم متکثر فمینیسم

http://www.feministschool.com/spip.php?article7681

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)