انتخابات ریاست جمهوری سال آینده به هزار و یک دلیل انتخاباتی سرنوشت ساز است.
اگرچه در سی و چهارسال گذشته همواره تمامی انتخابات در جمهوری اسلامی با واژگان منگوله دار، “حساس” همراه بوده وهیچ انتخاباتی بدون حساسیت خاص قلمداد نشده است..!
نظامات غیردموکراتیک به ویژه نظام های ایدئولوژیک به دلیل شرایط خاص و در همین راستا آنچه را که نظام جمهوری اسلامی برای خود تعریف کرده

است همواره هرگونه انتخاباتی در اینگونه نظامات مساوی است با تعیین میزان مشروعیت و حتا ادامه حیات مادی و معنوی خود. قرار گرفتن اینگونه نظام ها بر سیبل حق مداری و تبعیت از مرامی ویژه و به تبع در معرض دید بودن افکار عمومی جهان، هرگونه انتخاباتی در آن مورد توجه خاص واقع می شوند. نظامات ایدئولوژیک از آن جا که در تعیین و تبیین استراتژی های خاص و به تبع با برخورداری از اندیشه ای ماورایی و وصل خود به الهاماتی غیرزمینی و مامور دانستن خود به اجرای منویاتی سماوی و اهورایی به هرگونه دخالت مردم بی اعتقاد و بی اعتمادند؛ آرای مردم را عموماً تزیینی و نظر آنان را هنگامی می پذیرند که در تضاد با خواست و باورهای فرا زمینی شان قرار نگرفته باشد و تنها به این دلیل تن به انتخابات و در ظاهر امر تن به تصمیم سازی های مردم می دهند تا بتوانند با جهان جدید خود را هماهنگ نشان دهند آن هم در ظل سلسله مراتبی شفاف، همانا با اطاعت بی چون و چرا از منویات و رهنمودهای مقامی خاص تر ـ در جمهوری اسلامی ـ با نام “ولایت مطلقه فقیه”، خاتمت تمامی تصمیمات کلان و ترسیم خط مشی های کلی.
با این مقدمه کوتاه می توان با مداقه ای شفاف تر به تحلیل انتخابات ریاست جمهوری سال آینده پرداخت.
محمود احمدی نژاد رییس جمهور 63 درصدی واپسین انتخابات در جمهوری اسلامی در طی 7 سال و اندی گذشته درست همان راهی را پیمود که رهبری جمهوری اسلامی در تاریخی ترین امامت جمعه خود “نظر او را به نظر خود به نسبت دیگر کاندیداها نزدیک تر دانسته بود”.
رییس دولتی با ادبیات غیردیپلماتیک، تنه ایی قریب به ادبیات چاله میدانی نظیر، “ممه رو لولو برد” یا “آب را بریزید همونجایی که می سوزد” و در نطقی دیگر خطاب به مجمع عمومی سازمان ملل،”آنقدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه دانتان پاره شود” و یا یا طرح موضوعی هزینه ساز و غیرضرور با عنوان، “واهی بودن پدیده هولوکاست” وو….. در مقام عالی ترین منصب اجرایی کشور همان راه و مسیری را پیمود که جریان فکری نظام بر آن مسیر تاکید و ابرام می ورزید. محمود احمدی نژاد که از پس بحران سیاسی پدیدآمده از انتخاباتی پرشائبه و مناقشه برانگیز خرداد 88 و از میان کلکسیونی از بازداشت ها، زندانی کردن های بسیاری از چهره های شناخته شده نظام و از دامان تجاوز، تعدی و تعرض ها و خون ریزی های فراوان و در مهم ترین این بحران ها با حبس و حصر دوتن از مهم ترین رقبایش از 25 بهمن سال 89 سر بر آورد، هرگز نتوانست خود را از مهلکه همدستی و همراهی با این اتفاقات در درون رهایی بخشد و در ابعاد بین المللی هم با تدابیری مناسب، متقن و کارشناسی شده مهلکه ایی برای نجات کشور از همسویی قدرت های بزرگ در اجرای تحریم های کشنده و کمرشکن در خصوص پرونده هسته ایی خلاصی یابد.ْ
انتخابات پیش رو از این حیث “ویژه و خاص” و نه صرفاً “حساس” محسوب می شود چه آنکه این انتخابات دنباله انتخاباتی است که پس از گذشت 4 سال، هنوز کشور، مردم و نظام از اتفاقات پدیدآمده از ورای آن خاطراتی تلخ و رنج آوری در ذهن خود دارند.
تردید نباید کرد، بیش از مردم نظام جمهوری اسلامی دریوزه تر از همیشه نیازمند آن است که در انتخابات پیش رو چهره خود را بازسازی کند و خود را از آن چه که بر سیمای او نقش بسته است برهاند اما از سویی هرگز هم دوست نمی دارد، فردی بر این مسند بنشیند که در تقابل با اندیشه های حاکم در ادامه متصلب ایدئولوژی اش قرار گیرد. چالشی که بیش از تمامی موئلفه ها یک نوع خود درگیری درونی را در اندرون اندیشگی انحصارطلبانه نظام به ذهن متبادر می سازد. به تعبیری عام اما با اضافه شدن ضلعی دیگر، نظام حاکم، از تور این انتخابات سه خواسته را یک جا مطالبه دارد. هم خدا را می خواهد و هم خرما را و هم در خواسته ای بدیع و شگفت، یک فرد “خودی” و مطیع را. اینگونه است که انتخابات ریاست جمهوری آینده را از حیث حساسیت به سوی “ویژه” بودن سوق می دهد.
اما راهکارها و گزینه های نظام در این باره چه می تواند باشد؟
بدون تردید نظام جمهوری اسلامی در چنین شرایطی دو راه پیش روی خود می بیند و یا شاید راه گریزی از میان این دو..!
یکم؛ فضا سیاسی را باز کند تا انتخاباتی نظیر آنچه که در دوم خرداد 1376 رخ داده پوجود آید که البته این راه به هیچ وجه و نتیجه احتمالی مورد پسند آنان نخواهد بود.
دوم؛ با تایید چهره ایی شناخته شده از اردوگاه اصلاح طلبان اما با دست بردن در صندوق های آرا.
سوم؛ با ایجاد فضایی مصنوعی و با تایید حداقلی از یک چهره یی کم نام و نشان و موجه البته با اخذ تضمین های پنهانی پیش از ورود، فردی ازاردوگاه اصلاح طلبان و یا ساختن چهره ایی از اردوگاه خود با ژستی منتقد و معترض.
با این پیش فرض های احتمالی اما حلقه مفقوده و مهمی که نظام حاکم را در حقیقت دچار “سرگیجه” کرده است، روشن نبودن وضعیت رهبران در حصر جنبش سبز است.
برای انتخابات ریاست جمهوری آینده با عنایت به اتفاقات رخ داده در گذشته و بحران های پدیدآمده و افلاس کشور در یک کلام، در حال حاضر انتخابات در اضلاع مختلف در چهار بعد مثلثی، به صورت هندسی می توان آن را اینگونه ترسیم کرد.! دو مثلث در امتداد هم. دو مثلثی دیگر، یکی در درون و دیگری در بیرون.
مثلث موازی نخست؛ خودی یا غیر خودی و یا نخودی.!
مثلث موازی دوم: مصالح عمومی یا همان مردم، بازسازی خود از غبارهای نشسته بر سیمای اش و حفظ انسجام در میان نیروهای خودی.
مثلث معطوف به بیرون؛ بحران اقتصادی و به تبع شکاف های اجتماعی فکری پدیدآمده متاثر از اتفاقات انتخابات گذشته و همچنین تحریم، انرژی هسته ایی و موقعیت بین المللی.
مثلث معطوف به درون؛ سرنوشت زندانیان سیاسی، حصر سران جنبش سبز و حضور قابل قبول مردم پای صندوق های رای.
مثلث نخست، آنچه که به اندیشه ها و استراتژی حاکمیت مربوط می شود در گام اول موضوع مهمی است. مهم از این حیث که نظام جمهوری اسلامی از یک سو بسیار مایل است فردی را بر مسند قوه مجریه بنشاند که “خودی” و همسو و همفکر با اندیشه های حاکم باشد اما در این مسیر به خوبی می داند اکثریت مردم با چنین کاراکتری و اندیشه ایی همراهی نخواهند کرد از این رو چهره ایی غیرخودی هم نمی تواند مورد پسند واقع شود.
مثلث دوم؛ کثیری از مردم، که در دوره پیشین به کاندیدهای مخالف جریان حاکم رای داده بوده اما با انواع و اقسام روش های ناصواب مورد تحقیر و تنبیه قرار گرفتند در این انتخابات پیش رو منتظر فرصتی هستند تا ببینند نظام جمهوری اسلامی برای به میدان آوردن آنان چه سازو کارهایی را تعبیه کرده است. اکثریتی که نظام نمی تواند به مطالبات آنان با عنایت به استغاثه اش بر حضور حداکثری بی تفاوت بماند. حضوری که نظام برای بازسازی چهره خود بیش از هر زمانی به آن نیازمند است و از طرفی تلاش دارد تا بین نیروهای خودی از لایه های فوقانی تا تحتانی انسجام خود را حفظ کرده و آنان را راضی نگه دارد.
مثلث سوم؛ بحران های اقتصادی پدیدآمده از سوءمدیریت و تحریم های کشنده بین المللی، موضوع بس مهم دیگری است که از یک سو نظام جمهوری اسلامی می کوشد تا از طریق رییس جمهور آینده هم از حجم و هم از کیفیت و کمیت این فشارها بکاهد و راه برون رفتی در جلوگیری از ادامه این بحران بیابد. بحرانی که به خودی خود بر حجم و حتا کیفیت بحران های اجتماعی و روانی جامعه افزوده است. از سویی راهکاری بیابد تا بتواند بر معضلی با نام انرژی هسته ایی فائق آید و امیدوار به کاهش تحریم های بین المللی.
مثلث چهارم؛ بحرانی که انتخابات پرمناقشه و مشحون از شائبه ریاست جمهوری سال 88 پدیدآورده است به گمان راه هرگونه مصالحه ایی میان خود با کثیری از مردم را پیچیده کرده است. بزرگانی با اقبال مردمی فراوان که به حبس و حصر کشانده شدند اما برخلاف تفکر حاکم، تا اینجای کار به هیچ عنوان حاضر به مصالحه و کوتاه آمدن از مواضع خود نیستند. چه بسا با آزادی آنان بار دیگر نظام جمهوری اسلامی دچار چالشی فراگیرتر از گذشته شود و این درحالی است که بدون استخلاص آنان، جریان حاکم نمی تواند با آرامش سر بر بالین امیدواری از حضور پرشور مردم در انتخابات بگذارد و یا دستکم پاسخی منطقی و عقلانی برای برون رفت از این معضل بیابد.
شک نباید کرد برای جمهوری اسلامی انتخابات ریاست جمهوری 92، انتخاباتی نه فقط “حساس” بلکه “ویژه و خاص” است. انتخاباتی که به طور خاص نظامات ایدئولوژیک سرنوشت ادامه حیات خود را حتا با آن گره می زنند، تفکری که از آفات تاریخی نظامات غیر دموکراتیک و ایدئولوژیک است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)