بعدا از اعلام رسمی توافق لوزان گروە ۵+١ و ایران در مورد بحران هستەای جمهوری اسلامی مردم بسیاری از شهرها بە خیابان آمدن و هلهلە و شادی کردند؛ همزمان با این در شبکەها اجتماعی _کە تاحدودی نشاندهندە افکار عمومی است_ از این توافق پیشوازی شدە و القاب و عنوانی نیز برای محمد جواد ظریف وزیر خارجە جمهوری اسلامی و مسئول طرف ایرانی در نشست حل بحران هستەای است، انتخاب شد.
دلیل شادی، موفقیت هئیت مذکراە کنندە ایران در نشست حل بحران هستەای ایران نیست چون واقعیت این است کە نتایج کنونی و یا نتایج مشابهە این نتایج بە شرط اینکە ایران ماجراجوییهای هستەای خود را کنار میگذاشت در سالهای قبل نیز قابل دست رسی بودە؛ جدا از این مسئلە در این مقطع زمانی تنها بر کلیات توافق شدە است. و تا اجراء عملی آن نیز سدها و دشواری‌های فراوانی در راە است، پس دلیل شادی مردم پس از اعلام توافق لوزان چیست؟
برای جواب این پرسش باید، مسئلە تاثیر تحریم‌های اعمال شدە بر ایران تمرکز نمود؛ در پی اعمال تحریمهای سازمان ملل ، اتحادیە اروپا و آمریکا و بالاگرفتن میزان آسیب سران جمهوری اسلامی سیاست هدایت بحران و پخش آسیبها را پیرو کردن طی این سیاست جمهوری اسلامی تلاش نمود کە مردم را در بالاترین سطح درگیر مسئلە تحریم‌ها نماید؛ کار بجای رسید کە فساد اقتصادی درون ساختار جمهوری اسلامی کە از دیرباز با آن روبرو بودەایم بر اساس تحریم‌ها توجیە شدە.
در واقع جمهوری اسلامی بعد از افزایش وسعت سطح تحریم‌ها جدا از اینکە تلاش نمود، از این فرصت برای تزریق هرچە بیشتر “توهم توطئە” بە لایەهای جامعە ایران استفادە نماید و مشروعیت اجتماعی خود را بازیابد بعد از بالا رفتن میزان آسیب تحریم‌ها، سران جمهوری اسلامی سیاست و نیازهای خود را در سە سطح تعریف نمودە، آسیب و تحریم‌ها را براساس همان تعریف هدایت میکند.
١: سیاست‌های و نیازمندی‌های کە برای حفظ حاکمیت جمهوری اسلامی الزامی است.
٢: سیاست‌های و نیازمندی‌های روزانە حکومت
٣: سیاست‌های و نیازمندی‌های جامعە و مردم
در تمام مدت تحریم‌ها، سیاست‌های و نیازمندی‌های سطح ١ از هرگونە آسیب در مصونیت بودند بطوری کە بر اساس اذعان رسانەهای جمهوری اسلامی سیاست حمایت از دولت و گروه‌های وابستە بە جمهوری اسلامی در منطقە نە تنها کم نشدە بلکە دخالت مستقیم در امور داخلی کشورهای خاورمیانە بە بالاترین سطح خود رسیدە است. و نمایان است کە این دخالت‌های و حمایت‌های مستلزم صرف پول‌های کلان و شامل حمایت‌های مالی نیز میباشد.
اما آسیب‌های تحریم‌ سطح دوم را دربرگرفت و این مسئلە باعث شد هم زیربنای اقتصادی دولتی را با چالش جدی روبرو کند و ساختار و سیاست داخلی حکومت با چالش‌های فراوان روبرو گردید؛ فرسودگی صنایع دولتی خصوصا صنعت نفت و نیز رشد اختاپوسی سپاە پاسداران در ساختار اقتصادی ، سیاسی، امنیتی و اداری ایران از مهمترین آسیب‌های است کە در پی تحریم‌ها، سیاست‌های سطح دوم جمهوری اسلامی با آن روبرو شد.
اما سیاست‌های سطح سوم کە در واقع نیازمندی‌های مردم است این نیازمندی‌ها در سطح بسیار وسیعی دچار آسیب تحریم‌های شدەاند، خدمات بهداشتی، عمرانی، درمانی و خدماتی کە دولت برای آسایش مردم باید انجام دهد بە پاینترین سطح خود رسیدە است و تورم‌های طوفانی در اقتصادی روزانە شدە است و مردم از هیچ امنیت اقتصادی برخوردار نیستند جدا از این مسئلە ثروت مردم ایران در پی کاهش نرخ ریال در سطح جهان با کاهش شدیدی روبرو شد و بحران‌ها اقتصادی زمینەساز افزایش بیکار و بحران‌های اجتماعی شدە است و جامعە را بە لبە پرتگاە نزدیک کردە است.
مردمی کە در پی اعلام خبر توافق هستەای بە خیابان‌ها ریختند و فریاد شادی سردادند در واقع بە این مسئلە امیدوار بودند کە رفع تحریم‌های، زمینە حل بحران‌های کە با آن روبرو هستند را فراهم خواهد کرد پس بر عکس آنچە تحلیلگران همچون دکتر صادق زیبا کلام ادعا دارند هلهلە مردم حمایت از حاکمیت و یا دولت اعتدال نیست بلکە شادی، ازآن خود و فریادی دال بر امید بگذر از بحران روزانەشان است. و این شادیها نشاندهندە موافقیت توافقنامە لوزان نیست

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)