از جمله دلائل نوشتن این یاداشت، تقاضای راهنمایی از دوستانی است که با نرم افزار «ادوبی پریمیر پرو»،
مرورگرهای گوگل کروم و موزیلا، همچنین وب‌گاه بارگذاری و تماشای ویدئو YouTube و…آشنا هستند.

گوی و میدان آماده‌ است
گوی و میدان آماده‌ است. آماده برای همه کسانی که خود کاری نمی‌کنند اما وقتی دیگران کاری کنند، آزرده می‌شوند.
در افسانه «ازوپ» Aesop می‌خوانیم: لاف‌رنان مدعى بودند در «جزیره رودُس» Rhodes پَرشى عظیم کرده‌اند. سنگ بزرگ البته برای نزدن است. جزیره رودس آن دور دورها نیست. همین جا است. همین جا است که باید جهید.
Hic Rhodus, Hic Salta
در پیشگفتار کتاب «هجدهم برومر لویٔی بناپارت» مارکس با اشاره‌ به موضوع فوق نوشته‌بود: گل همین جا است، همین جا برقص
ــــــــــــــــــــ
اولین شرط خردمندی نگرش انتقادی به خویشتن است
بهار در راه است اما وقتی به دیدار خویشتن می‌روم می‌بینم هیچ نشانه‌ای از او ندارم و گرد و غبار و جُل وَزغ همه وجودم را دربرگرفته‌است. گرچه همانند هر انسانی که با میمون‌ها وداع گفته و در کوچه پس کوچه‌های تکامل هُل‌اش داده‌اند، حامل «قبَس»(شعله‌ای از آتش) هم هستم اما می‌دانم که بر آن، خاک و خاکستر نشسته و غرق در ظلماتم…
از جمله انتقاداتی که به خودم دارم این است که خیلی دیر نوشتم و خیلی دیر فهمیدم که نفرین‌ها و آفرین‌ها همه بی ثمر است…
امروز یا فردا سر بر خاک می‌نهیم و نباید جز او که در جایی جز همه جا نیست از احدالناسی امید و هراس داشته باشیم. نسل‌های آینده نمی‌بخشند کسانی را که هزار سخن بر لب داشتند و ترس و نفع و جهل، جربزة را از آنان گرفت. پیش ستمگران لنگ انداختند و فقط دلشان خوش بود که در خفا غر و لند می‌کنند. کمترین انتظار از آنان این است که «کلمه حق» را بر سر ستمگران بکوبند و از جار و جنجال و طعن و لعن نهراسند. مگر غیر طبیعی‌ست که دجالان و معرکه‌گیران به تهمت و افترا متوسل شوند؟

باج به شغالان ندهیم و یادمان‌ها را با خود به گور نبریم. شغال البته در بیرون است و با کبکبه و دبدبه دروغ و دغل بافته، دوز و کلک می‌چیند. های و هوی می‌کند تا بترساند و زهر چشم بگیرد اما گاه به درون ما هم سرک می‌کشد و با صغرا کبرا های خویش دعوت به ملاحظه‌کاری و «طمانینه» می‌‌کند!
آنوقت با نگاه عاقل اندر سفیه روضه «مصلحت نیست مصلحت نیست» می‌خوانیم و دیگران را هم «نصیحت» می‌کنیم که بی گدار به آب نزنند…
واقعاً که آدمی خودش را خوب خوب می‌شناسد هرچند عذر بتراشد و توجیه کند.
الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ
ــــــــــــــــــــ
بیان کلمه حق مرارت دارد
بیشتر کارهای من علاوه بر نوشتار، به‌صورت گفتار ویدئویی در یوتیوب موجود است و شنیده‌ام در خارج، برخی از هموطنان جوان ما که فارسی را می‌قهمند اما نمی‌توانند بخوانند هم، گاه گداری آنها را می‌شنوند.
خاطرات خانه زندگان (۵۰ قسمت آن ارائه شده)،
تاریخ جهان دادگاه جهان است (تا کنون ۱۳ بخش آنرا تدوین کرده‌ام)،
جدا از مطالعات پیشین، برای هر بخش تاریخ جهان، بیست روز تمام وقت می‌گذارم و پرس و جو می‌کنم تا اشتباه کمتری داشته باشد.
گفت و شنود ها که به‌یاری حق، بی اعتنا به این و آن ادامه خواهم داد،
غبارزدایی از آینه‌ها و استادی که بر آن گرد و خاک روزگار نشسته‌است.
مباحث علمی، مثل ثابت‌های فیریک، ذره هیگز و مُدل استاندارد…
مقالات دیگر…
و، حدود ۳۰۰ ویدئو که برخی چون از سربرنیتسا Srebrenica تا بغداد
بیش از هشتاد هزار بار دیده شده‌است.

ویدئوهایی که با زیباترین آهنگهای موسیقی و تابلوهای پر از حرف و سکوت، همنشین شده و بیشتر آنها نه برای امروز، بلکه برای زمانی‌ست که همه غبار شده‌ایم. روی هر کدام آنها وقت و فکر و احساس بسیار گذاشته‌ و گاه هنگام نگارش از خود بی‌خود شده، گریسته‌ام.

بیش از هر کسی بر داستان عباس شهریاری و سیروس نهاوندی و محمد توکلی خواه یا دروغهای پرویز ثابتی و امثال موسوی اردبیلی و موسوی بجنوردی… توجه داده‌ام.
مارکسیست یا مجاهد نبوده و نیستم اما بیش از دیگران در مورد شهدای راه آزادی نوشته‌ام.
از خوزه مارتی و کامیلو سینفوئگوس و ابو جهاد و ابو ایاد تا جانباختگان دین بین فو و امثال ژنرال جیاب…
از تیرباران‌شدگان کمون پاریس و قتلعام سِسِنا Massacre of Cesena تا شورش فلاخن و قتلگاه کاتین و دیر یاسین،
از رنج و شکنج ارانی و خلیل ملکی و وارطان و منوچهر مختاری تا شعاعیان و جزنی و حنیف‌نژاد و آشوری،
از شکرالله پاک‌نژاد و سپاسی آشتیانی و حمید اشرف و بهروز ارمغانی، تا سیامک طوبایی و فرشته نوربخش و غنچه حسینی برزی و دکتر سلیمان برجیس…
از حسینجان زینلی و ابوذر ورداسپی و ثریا شکرانه و مهین جهانگیری تا احمد شادبختی و ابوالفضل رستگار و لیلا زمردیان و هیبت‌الله معینی و سید فخر طاهری،
از شیر علی مردان و برادران موصلو و مسیح و دشتی، تا عباس حجری و الله قلی جهانگیری و یوسف کشی‌زاده و جعفر بهادری قشقایی و…
و همچنین قصه پر غصه اسیرکُشی در سال ۶۷
که سالیان پیش غیر از نویسنده کتاب ارجمند نه زیستن نه مرگ و من (و نیز خانم منیره برادران و آقای مهدی اصلانی) کمتر کسی به کند و کاو در آن بهای لازم را می‌داد و بر زدودن زنگارها از آن تلاش می‌کرد.
فتوای مهیب خمینی و آن نباء عظیم یعنی اسیرکشی در سال ۶۷ حالا از پرده برون افتاده‌است. پیش‌تر که چنین نبود. آه ستمدیگان، مظلومیت زندانیان، قلم‌های مقدس دیکته ناپذیری که از خون شهیدان برتر است و بالاتر از همه، زمان که احکم الحاکمین است از سیاهی‌ها پرده برداشت و همه را وادار نمود و وادار خواهد کرد در مورد آن جنایت هولناک موضعگیری کنند و می‌بینیم برخلاف پامنبری های شرک آلود و خودشیرنی‌هایی که در آغاز می‌شد حالا حتی قاضی القضات سال ۶۷ و همه کسانیکه در زمان معزولی، «شبلی» و «بایزید» شده‌اند نیز، تلاش می‌کنند خود را از آن کنار بکشند…

در تمام این سال‌ها سر را سندان صبور کرده و به ضعف دفاع از خویش تن ندادم. دروغ و دغل و طعن و لعن‌ را به جان خریده‌‌ و برای اینهمه ابتلاء خدای صبور و غیور را شکر می‌کنم. شکر می‌کنم که از نام و ننگ گذشتم و به غضب «بارک‌الله» گرفتار نشدم. هزار سختی کشیدم اما منت دونان را نکشیدم.
بارها و بارها از جانب کسانیکه به مراتب بیش از من و امثال من خاطره و ناگفتنی داشته‌اند «نصیحت» شدم که مثل خودشان خفقان بگیرم. لااقل «بین دو صندلی بنشینم» یعنی هم به در بگویم هم به دیوار و خلاصه به جلد مداحان درآیم تا گرفتار «تیر غیب» نشوم و جز گل نازک‌تر نشنوم…
ولی…ولی چه فایده دارد که آدمی جهانی را ببَرد امّا خود را ببازد؟
البته که بیان کلمه حق مرارت دارد.
آب و آتش آمد ای جان امتحان
نقد و قلبی را که آن باشد نهان
تا من و تو هر دو در آتش رویم
حجت باقی حیرانان شویم
من نه چیزی دارم که کسی بخواهد با گرفتنش تهدیدم کند و نه چیزی می‌خواهم که با دادنش تطمیع شوم. جز آن دوست، که نزدیکتر از من به من است به احدالناسی امید و هراس نداشته و ندارم. تنها گوش به فرمان وجدان خویشم و بس.
ایمان دارم چراغ حقیقت در طوفانِ کشمکش‌ها نخواهد مُرد و بر چهره معصومش شکنی و غبار نخواهد نشست.
با دست تنها و زحمت بسیار زیاد، بی اعتنا به سالوس و «طبل‌های زیر گلیم» یادمان‌هایی را که هیچ دشمن پیروزی نمی‌تواند از ما بستاند، ثبت می‌کنم. آنهم در این اوضاع و احوال که بازار بی‌مروتی گرم و «هوا بس ناجوانمردانه سرد است»
در این اوضاع و احوال…در شرایط اسفناکی که به قول نیما «چهره سازانِ اين سرایِ درشت، رنگدان‌ها گرفته‌اند به کف»

در مقالات خودم با تأکید بر این واقعیت که
استبداد زیر پرده دین، عامل اصلی همه تباهی‌ها در میهن ستمدیده ماست،
دوز و کلک مدعیان صاحب اختیاری جهان را هم تشریح کرده‌ام بدون آنکهدامن زدن به گرایشات کور و بی محتوای ضد آمریکائی درغلطم.

ضمن اشاره به مردم شریف ضدجنگ ایالات متحده، و اندیشه‌های زلال پدران بنیان‌گذار Founding fathers و امثال جرج واشینگتن و توماس جفرسون و جیمز مدیسون… ماهیت پلید طالبان نفت و دلار را هم نشان داده‌ام. امثال «شِلدون گرَی اَدلسون» و ‌ فاشیست‌هایی چون لیندسی گراهام Lindsey Graham و جان مک کین John McCain (رفقای شفیق ابوبکر بغدادی)، همچنین رابرت منندز Robert Menendez با «مارک استیون کرک Mark Steven Kirk و تام کاتن Tom Cotton

کسانیکه فیگور ضد ارتجاعی می‌گیرند اما بذر کینه می‌پاشند و عملاً آب به آسیاب قاتلین زندانیان سیاسی در ایران می‌ریزند.

در تمام این مدت بدون کمترین ادعا، در ویکیپدیا هم نوشته‌‌ام. چه بسا شما هم پاره ای از آن را خوانده باشید… البته آنچه در تمام این سالها نوشته یا تدوین کرده‌ام، ذره‌ای بیش نیست. «قطره اشکی در اقیانوس» است و این را با فروتنی تمام می‌گویم.
برویم سر اصل مطلب
ــــــــــــــــــــ
تنظیم و ویرایش ویدئوها
۱- برای تنظیم و ویرایش ویدئوها، از نرم افزار ادوبی پریمیر پرو(سی اس سه) Adobe Premiere Pro CS3 استفاده می‌کنم که بخشی از Adobe Production Studio و یک مجموعه، از نرم‌افزارهای شنیداری و دیداری دیجیتال است. کامپیوتر قدیمی من نمونه‌های بالاتر پیریمیر از جمله آخرین نسخه آن کریتیو کلاود (CC7) را نمی‌پذیرد.
۲- برای آپلود(بازگذاری) ویدئوهایی که در یوتیوب می‌گذارم، از مرورگر گوگل کروم google chrome استفاده می‌کنم که ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ توسط شرکت گوگل بر پایهٔ پروژهٔ کرومیوم عرضه شده‌است.
۳- در گذشته ویدئوهای خودم را در یوتیوب می‌گذاشتم و با مشکلی روبرو نمی‌شدم جز اینکه گاه می‌شنیدم «ویدیوها سر دقیقه ۳۰ می‌ایستد و بقیه آن را نمی‌توان شنید.»
حال مدتی است بعد از آپلود هر ویدئو، وقتی آن را کلیک می‌کنم تا بشنوم، (ویدئو) بعد از چند ثانیه قطع می‌شود.
اما اگر همان لینک (ویدیو) را در مرورگر موزیلا فایرفاکس Mozilla Firefox قرار دهم، می‌توان همه آن را تا آخر شنید.
مثال: ویدیوی داستان بوته سوخته der verbrannte dornbusch

لینک فوق در گوگل کروم بعد از دو سه ثانیه قطع می‌شود اما در موزیلا قابل شنیدن است.
اما همه موزیلا ندارند و بیشتر از گوگل کروم استفاده می‌شود.
۴- مرورگر گوگل کروم browser google chrome را برداشتم و دوباره از نو دانلود کردم. تغییری حاصل نشد. (همان مشکل – قطع شدن ویدئوها بعد از چند لحظه – باقی بود.)
۵- در قسمت تنظیمات setting homepage in chrome تغییری نداده‌ام. همانطور هست که از پیش بود.
۶- یکی از دوستانم در ویکیپدیا گفت:
موزیلا با adobe flash player کار می‌کند و گوگل کروم با HTML5
به ایشان گفتم بفرض که در کامپیوتر خودم گوگل کروم را با adobe flash player تنظیم کنم (و مانع کارکرد HTML5 بشوم) در اینصورت تنها خودم می‌توانم تمام ویدیو را از گوگل کروم بشنوم اما مشکل برای دیگران همچنان باقی می‌ماند. یعنی ویدیو لحظاتی بعد از شروع قطع می‌شود.
ــــــــــــــــــــ
تقاضای راهنمایی
بعد از نگارش هر مطلب آنرا ضبط می‌کنم تا پس از ادیت و تصویرگذاری، و انتخاب آهنگی که یوتیوب ادا در نیاورد و قبول کند، ویدئو آماده آپلود(بازگذاری) ‌شود. بگذریم که گاه وسط کار برق قطع می‌شود یا اینترنت کار نمی‌کند و همه رشته‌ها پنبه می‌شود! و هر چه هم ذخیره شده از بین می‌رود و باید دوباره از اول تا آخر از سر بگیرم.
همه اینها زمان زیادی طول می‌کشد و گاه باید یکی دو شب تا بوق سحر بیدار بمانم. اما آخر کار که مثلاً ویدئو آماده شد، می‌بینم بعد از یکی دو ثانیه قطع می‌شود و همین جلوی تداوم کار مرا گرفته‌است.
آیا شما برای رفع این مشکل (در یوتیوب) چیزی به نظرتان می‌رسد؟ آیا راهی جز استفاده از سایت ویمئو Vimeo نیست؟
لطفاً مرا راهنمایی کنید.
(از طریق ایمیل زیر)
hamneshine_bahar@Yahoo.com

همنشین بهار
http://www.hamneshinbahar.net

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)