با سلام !

متن های مذکور به «خیال» شانه میزنند !
از نویسندگان سوال میکنم که «خیالپردازی» نموده اند یا «خاطره» تحریر کرده اند !؟
عرف که میشود از عاشقی و دلدادگی گفتن و نوشتن ، چریکهای سابقا متهم به «بیدل»ی و «سنگ خارا» گونه بودن هم از قلم نیفتاده و کاشفان یهویی دستانشان پُر دُر میشود از دریای عشق و عاشقی میان ایشان و البته این کاشفان یادشان میرود از خویش بپرسند که این «چریک» ها ، این «خشونت طلبان» بی احساس ، چگونه پُر از اینهمه دُرّ دلدادگی بوده اند که نه خود میدانسته و میدیده اند و نه حتی کاشفان آنزمانی نمونه مییافته اند ولی اکنون گویی تجمیع چریکها ، در آن دوران ، «شنبه بازار» ی بوده است ، بازار دل دادن و دل ستاندن در خانه های تیمی ، که قصه سرایان هندی هم انگشتِ حیرت به دهان مانده و میمانند ، و حسرت کش و اندوهناک از معدوم شدن آنهمه فرصت های از دست رفته برای ثبت خاطره های عاشقانه که در «خانه های تیمی» که نه ، بَل در «خانه های عشق و دلدادگی» ، بوده و از دست بداده اند از برای نقالی نقالان و رونق سینمای بالیوود !
امان از «بیکاری» ، که آدمی را سبکبالانه به «اوج» میبرد ، البته خیالاتش را !
آنوقت ها چریکهای فدایی ، بخاطر آنچه «شدت» و «حدت» در عملکرد میگویند ، متهم به «عملگرایی» بوده اند و اکنون چرخ زمانه بگونه ای چرخیده که همان ها کم کم متهم خواهند شد که «خانهٔ عشقی» و «دوست یابی» و «همسر یابی» دایر کرده بوده اند ، و البته در هر صورتی و در هر دوره و زمانه ای ، به بهانه و به طریقی ، باید که چون سیبل مقابل ، در معرض هدف شلیک تیرهای دشمنی و عداوت و ترور و تخریبِ شخصیت و اعتبار و حقیقت وجودی خویش ، قرار گیرند !
اگر به همین روال خاطره و خیال در هم تنیده شود و «کشفیات جدید» ! بعمل آید ، حتما بزودی باید کم کم باور کنیم و بپذیریم آنهمه «افشاگری» های حکومت اسلامی در اوایل حکومتش ، در مورد «نابسامانی های اخلاقی» در «خانه های تیمی» چریکهای فدایی خلق را ، و اینرا که بقول معروف «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها » !!؟
ما ترسمان از این است که کم کم کار به جایی برسد که تحت تاثیر «فرهنگ مسلط» و ««تبلیغات غالب» در «ینگه دنیا» ، کاشفانی در جمع «اپوزیسیون» و «طیف فدایی» ظهور نمایند که خبر از وجود چندین و چند و بلکه بسیار بازمانده از «قوم لوط» در جمع مبارزان دهند و چه خاطره ها که بیادشان نیاید و چه اثبات و تثبیتی که ننمایند برای مطابق عرف زمانه در آوردن و ساختن یک تاریخ بیچاره و حزینی بنام «تاریخ جنبش فدایی» !!
……
عجب روزگاری شده است !
بقول مصطلح و رایجی ، «روح و روان» بنیانگذاران در گور باید که بندری بلرزد از اینهمه «دگرگونی» و «تکامل» ، که «مدعیان پیروی» ایشان یافته اند !!

خاطره انگیز و بی مزاح نخواهد بود اگر گفته شود که :
ای مبارزان ، به داد «چریکهای فدایی خلق» برسید !
ای روشنفکران ، به داد «تاریخ فداییان خلق» برسید !
ای علمای چپ ، به داد چپ برسید !
فدایی از دست رفت !
سیاهکل از دست رفت !

….
کورش
۹۳.۱۲.۲۱

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)