مدرسه فمینیستی: مطلب زیر توسط «کریستینا برچینی» در نشریه «هافینگتن پست» به نگارش درآمده و توسط مهسا پناه شاهی به مناسبت روز جهانی زن ترجمه شده است: 

کریستینا برچینی

 

چند وقت پیش، صندوق پستی ام را برای نامه هایی که گاهی برایم ارسال میشود چک میکردم. صندوق پستی من، در فضای مشترکی در کنار صندوق های سایر همکاران قرار دارد. جایی مشترک که نزدیک به ۴۰ صندوق پستی دیگر در آن جا وجود دارد.

حدوداً سه ثانیه زودتر از همکارم که قصد چک کردن نامه های خودش را داشت، به طرف صندوق پستی ام رفتم. موقعی که سرم را برگرداندم متوجه شدم درست همان لحظه، او هم مثل من، می خواست نامه های خود را چک کند. به جای اینکه به او سلام کنم ازش عذرخواهی کردم به این دلیل که گمان می کردم درست همان لحظه ای  که او نیاز به انجام کاری داشت، برایش مزاحمت ایجاد کرده ام.

چرا این داستان را روایت می کنم؟

 

زیرا او طوری به من پاسخ داد که هنوز هم در مورد پاسخش فکر می کنم. صادقانه به من نگاهی کرد و با لحنی محکم گفت: «هیچ وقت به خاطر حق خودت از بودن در یک فضای مشترک، معذرت خواهی نکن».

به یاد ندارم که چگونه به نصحیت او به عنوان یک همکار پاسخ دادم ولی امیدوارم که به خاطر معذرت خواهی کردن معذرت نخواسته باشم. پاسخ او مرا واداشت که دو چیز را از نظرم بگذرانم:

– ۱- هر چند وقت یکبار معذرت خواهی می کنم؟

– ۲- و تحت چه شرایطی معذرت خواهی می کنم؟

پس از یک ارزیابی عمیق به این نتیجه رسیدم که برای خیلی چیزها و بیشتر اوقات معذرت می خواهم. بیشتر گناهانی که من به خاطرشان معذرت خواهی می کنم در واقع جرم نیستند بلکه من به خاطر انجام کارهای ساده ای که باید انجامشان دهم، معذرت می خواهم. گاهی به این خاطر معذرت می خواهم که چند ثانیه زودتر از فرد دیگری که قصد استفاده از مایکرویو را داشته به آشپزخانه رفته ام، یا به خاطر پرسیدن سوال واجب از کسی که جوابش را می داند و یا کارهای دیگری که باعث می شود روز موفقی را پشت سر بگذرانم. من ناخودآگاهانه عذرخواهی های حاضر آماده ای دارم که اغلب بی صبرانه منتظرم که آن ها را تحویل بدهم.

زمان آن رسیده که به این کار احمقانه پایان دهم

 

وقتی به این موضوع فکر می کنم که هر چند وقت یک بار معذرت خواهی می کردم، به یاد دانش آموزانم می افتم. بیشتر دانش آموزانم – مخصوصاً زنان جوان – دقیقا به همان دلایلی معذرت می خواهند که من معذرت  می خواستم.

– به خاطر بودن در جایی که کاملا حق آن هاست، معذرت می خواهند.

– به خاطر کاری که نیاز به انجامش دارند، معذرت می خواهند

– به خاطر پرسیدن سوال هایی که به پاسخ شان نیاز دارند، معذرت می خواهند.

– به خاطر گرفتن وقت من، وقتی که به خاطر آن استخدام شده ام و خوشحالم که آن را در اختیار دانش آموزان بگذارم، معذرت می خواهند.

– دانش آموزی را به یاد دارم که حتی به خاطر رسیدن به موقع برای قرار ملاقاتش با من معذرت خواهی کرد.

 

بیشتر زنان به شدت تلاش می کنند که مؤدب باشند. آن ها عمر خود را به این خاطر تلف می  کنند که مؤدب به نظر برسند، مشکلی ایجاد نکنند و یا وجود برخی تصورات تحقیرآمیز تاریخی نسبت به زنانی که جرات میکنند در جایی حضور داشته باشند را تعدیل کنند.

بنابراین، این یادداشت، برای زنان جوانی  است که می خواهند راه خود را پیدا کرده و شجاعانه در این جهان به طور سازنده ای مشارکت کنند. «برنه بروان»[۱] می گوید: «زندگی، انتخاب ما درباره ی نشان دادن و واقعی بودن است. انتخابی برای صداقت داشتن و برای این که به خودمان اجازه دهیم که دیده شویم».  حضور در یک مکان امتیاز نیست بلکه حق است. پس چنان رفتار کنید که حق شماست و قدرت آن را داشته باشید که به خاطر حق خود معذرت نخواهید. برای اطمینان، اگر عمداً یا سهواً فردی را به لحاظ احساسی و یا غیراحساسی رنجاندید، کار درست را انجام داده و عذرخواهی کنید. بر عکس اگر وجود شما در جایی که حق شماست باعث ناراحتی کسی شود این مشکل شما نیست. در واقع نادانی اجتماعی دیگران مشکل خود آنهاست و نه شما. زنان دیگری مثل همکار مرا پیدا کنید که برای معذرت های احمقانه شما وقت ندارند و از آن ها یاد بگیرید. مطمئنم مثل همکار من رفتار خواهند کرد.

پانوشت: 

[۱] Brené Brown

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)