مدرسه فمینیستی: حتی اگر به این مطلب حیاتی از دیدگاهی طنزآمیز هم بنگریم مهم است که ایران کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض از زنان را حتما امضا کند و مجلس شورای کشور آن را حتما به تصویب برساند. دلایل حقوقی و اساسی این گام برای همه ما روشن است. من به گوشه ای دیگر از کاربرد این کنوانسیون اشاره دارم که در دید نخست شاید ربطی به پیشبرد چشم گیر پیشرفت زنان ایران نداشته باشد. اما چنین ربطی را میتوان استثنایا از گوشه ی غیر معمول کنایه و طنز هم ملاحظه کرد و البته این لقمه دورسر پیچیده را باید توضیح داد.

از هنگامی که ذهن من در پایه های کهنه و هنوز هم تعیین کننده نحوه ارزش گذاری ما و برخوردمان با تغییرآفرینی نوین اجتماعی کاوش می کند، نقش تقدیرپرداز ارزشی بنام آبرو در این چارچوب، مسلط بر دیگر انگیزه های رفتاری در آن به چشم می خورد.

آبرو همواره در شکل گیری بسیاری از تلاش هایمان حرف اول را میزند. جایگاهی دارد با اهمیت تر از استواری بر ذهن منطقی، مهم تر از تشخیص موقعیت زمان و برخورد با واقعیتی که در لحظه ی تصمیم گیری پیش روی داریم.

البته چرای آن هم جوابی دارد که در بستر فرهنگی مشترک مان نهفته است. روشن است نحوه برخورد آبروداری که به آن اشاره شد، عادتی «پیش آگاهانه» است، بدون دخالت اندیشه یا توجه به عوامل و متغییر های زمان به مورد کنوانسیون و اهمیت اجرای آن و در عین حال نقش آبروداری در کشورمان فکر می کردم. آیا ممکن است که همین ارزش اجتماعی نقش پیش برنده ای ایفا کند؟ آبرو ابزار پیشبرد ارزشی شود برای دسترسی به جایگاه مطلب اجتماعی زنان ایران؟ در تصورم آمد که در آینده ای دور یا نزدیک، وقتی که ایران بخشی از دنیایی بشود برخوردار از اعتماد متقابل و مسالمت رفتار، مسئولین آبرودار مملکت به خاطر آبروی مملکت هم شده بیشتر به سوی رعایت ناخواسته قانون و کنوانسیون رانده و ملزم به اجرای کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض از زنان می شوند. و این شاید همان عدویی است که گاهی شود سبب خیر. بهره ای سازنده از سنتی دست و پا گیر.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)