با سلام !

یعنی باید بپذیریم که آن تعداد از  «فدائیانِ متفرق» شده و سپس «تجمیع شده» و «اتحاد یافته» تحت نام «اتحاد فدائیان»  (گذشته از اینکه «خلق ایران» آن ، محلی از اِعراب داشته یا نداشته است  ) ، عاقبتشان ختم به «خیرِ سوسیالیسم» شده است !!؟
یعنی از «ناباوری» به «باورِ سوسیالیسم» و از «سازمان» به «حزب»  ارتقا ٕ نموده اند یا اینکه از « قلهٔ کمونیستی» فرود آمده اند و در «دامنهٔ سوسیالیسم» اتراق نموده اند و «حد وسطی» را که «نه سیخ بسوزد نه کباب» ،  یعنی «دلبری برگزیده اند که مپرس» !؟
اصولا چرا رفتند و چرا جمع شدند و چرا با همانهایی که از جمع ایشان رفته بودند مجدداً جمع شده اند !؟
و این «انبساط اندر انقباض» و «انقباض اندر انبساط» عجب حکایت غریبی شده است قریب به این مضمون آشنا که «عزیزان از غم و درد جدایی» !!

و اما پایهٔ دیگر این «چار پایه» ، یعنی «اکثریتِ » آن جماعتی که روزی روزگاری  «اقلیتی» هم درون آن بود و چندین دهه است که دیگر معلوم نیست این «اکثریت» ، «اکثریتِ»کدام جماعتست و اگر هست ،  «اقلیت» این جماعت کدام است !؟  ،  ظاهراً «گرایش سوسیالیستی» یافته است و تصمیم قاطع و انقلابی اتخاذ نموده که از «انگِ» سالیانِ  دراز گذشته ، گذشته ، و «تابلو» یی جدید بر «سَر درِ » خویش بیاویزد و تسلیم منطقِ نادیده انگاشته شدهٔ تاکنون  گردد !!

پایه دیگر این «چار پایه » اما ، که پیشاپیش ، هم «شورا» بوده است ، هم «موقت» ، هم «سوسیالیست» بوده است ، هم «ایرانی» ، حتما حقِ آب و گِل دارد ، که واژگانِ  «سوسیالیست» و «ایران» یعنی 75% از نام تشکل جدید را «مالیخود» نموده و فقط «شورا» یشان به «حزب» تغییر یافته است و این هم بخاطر حفظ وحدت الزامی بوده است که از حالت «شورایی موقت» به «حزبی دائمی» تبدیل شده است و «مطلوبتر» است البته که نه «چَک» بزنند نه «چانه»  و فقط بروند «به خانه» !!

«پایهٔ چارم» از این «چار پایه» ، «کنشگران چپ» هستند ، یعنی «چپ» های اهل «کنش» نه «واکنش» ، اما معلوم نیست چرا تاکنون «واکنشی» بوده و فقط اکنون بفکر «کنشی» افتاده اند یعنی شرکت در تاسیس «حزب سوسیالیست ایران »  !

……

سوابقِ هر کدام از این «پایه» ها ، بخصوص آنچه که در این مختصر بدان اشاره شده است ، میرساند که ، این «پایه» ها ، استعداد ساخت «چارپایه» را دارند ، اما آنچه معلوم نیست ، طبق روال معمول و رایج در اینگونه «انقباض» ها ، مدت و میزان و کیفیتِ  بقا و دوام و استحکام اینگونه «اتحاد» ها ست که تضمین های لازم را نمیتوان در آنها دید ، آنهم از «پایه» هایی که  تجربه های بسیاری در گریز از «چارچوب» بدست آورده و بقول معروف «استادکار» شده و البته هنوز هم هستند در «چارچوب» شکنی !!

کورش
۹۳.۱۱.۲۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)