اگر نزدیک به ده سال مسئله مزد و حقوق های معوقه یکی از مطالبات کارگران و کشمکش آنان با کارفرمایان و دولت بود امروز بطورمشخص مسئله مزد به یکی از محوری ترین و کلیدی ترین خواست کارگران و تعیین تکلیف جامعه برای سهم خود از زندگی بدل شده است. من در اینجا قصد نداریم بر ماده ۴۱ فانون کار و حقانیت کارگران و مزدی عادلانه بر اساس تورم واقعا موجود و تامین شرافتمندانه هزینه یک خانوارچهار نفره سخنی بگویم چون این امری واضح و بدیهی است و اجتناب دولت از آن غیرقانونی وعملی مجرمانه تلقی خواهد شد و درعین حال در اینجا نمی خواهم ثابت کنم که سهم مزد کارگر ایرانی در قیمت تمام شده کالا زیر پنج درصد است و همه سودآوری و انباشت سرمایه، فقط و فقط با استثمار شدید و وحشیانه از گرده کارگران به کیسه سرمایه داران سرریز می شود در حالیکه فساد درمان ناپذیر اقتصادی قابل کتمان نیست این مطلب نیز برهمگان روشن است زیرا که اخبار و آمار خط فقر و فلاکت و بیکاری و از آن طرف ابعاد عظیم ارتشاء و اختلاسها، رشوه خواری و زمین خواری ها، دزدی ها و بالا کشیدن مال مردم در جراید و رسانه ها از زبان بالا ترین مقامات با کمترین شرمندگی بیان می شود و نیز قصد ندارم از کارگران بخواهم برای مزدشان، نانشان و برای معیشت و منزلت شان در مقابل این همه نابرابری ایستادگی کنند چرا که واقعیت این است اگر معلمان، پرستاران و کارگران اعتصاب میکنند، تجمع و اعتراض میکنند خواهان آزادی بیان، مطبوعات و آزادی تشکل هستند و آن را ایجاد می کنند، احتیاج به توصیه کسی ندارند و وقتی خودشان دزدی نانشان را به چشم می بینند خشم خود را به هر شکلی بروز میدهند و اتفاقا این کم بها دادن به شعور و وجدان بیدار زحمتکشان توسط حاکمان است که قابل بخشش نیست. اما مطلبی که با تمام وجود می خواهم بگوییم و بر آن پافشاری کنم با حاکمان و گردانندگان جامعه است مسئله مزد و بگیر و ببند رهبران کارگری و کسانی که با شجاعت و به قیمت زدن از زندگی خود و خانواده شان، به قیمت اخراج ، بیکاری، فقر و گرسنگی، از مزد، حقوق ومطالبات کارگران دفاع میکنند در کمال ناباوری باید هزینه سنگین تیغ و درفش و زندان را نیز بپردازند. این جاست که از حاکمان باید بپرسم چگونه می شود کارگرانی را که حقوق های معوقه خود را طلب می کنند مجرم شناخته می شوند چگونه می شود کارگرانی که افزایش دستمزد خود را طبق قانون مطالبه می کنند مجرم شناخته می شوند آیا دفاع از معیشت، جرم تلقی می شود؟ چگونه می شود جمع آوری ۴۰ هزار امضاء برای افزایش مزد طبق ماده ۴۱ قانون کار مصداق اقدام علیه امنیت ملی تلقی می شود؟ دفاع از نان و مزد کارگر چه تناسبی با مقوله اقدام علیه امنیت ملی دارد؟ کارگران چه شیوه بهتر، عاقلانه تر و قانونی تری از جمع آوری امضاء و ارجاع به حکومت باید پیدا کنند تا صدای اعتراض خود را برای افزایش مزد به گوش آنها برسانند؟ حاکمان باید پاسخ دهند کارگران برای حقوق های معوقه، افزایش مزد و دیگر مطالبات خود اگر اعتصاب نکنند اگر درمقابل ریاست جمهوری، وزارت کار و مجلس تجمع نکنند و شعار ندهند، چگونه خواهند توانست به حقوق خود دست یابند؟ چه قوانین و ضمانت های عملی و اجرایی برای کارگران ایجاد کردند تا آنها بتوانند در مقابل استثمار و زورگویی سرمایه داران از خود دفاع کنند؟ حاکمان باید پاسخ دهند کارگران و هماهنگ کنندگان طومار ۴۰ هزار امضاء، چطور و چگونه امنیت ملی را به خطر انداخته اند؟ چسباندن جرم اقدام علیه امنیت به فعالین کارگری شریف و خوشنامی همچون جمیل محمدی مضحک و برای جامعه فهیم ایران غیر باور است . نان و مزد ما کارگران با نام و تلاش ایندسته از انسانهای شریف و حق طلبی همچون جمیل محمدی گره خورده است. محاکمه جمیل محمدی محاکمه خواست به حق مزد و نان ما کارگران است. محاکمه مطالبه یک زندگی انسانی برای زحمتکشان است. محاکمه عدالت، برابری و آزادی است. چنین محاکماتی، پیام روشنی برای ما کارگران دارد این پیام، ناجوانمردانه به ما می گوید بیکاری را تحمل کنید، گرسنگی و فقر و نپرداختن حقوق تان را تحمل کنید، به مزد زیر خط فقر قانع باشید و در مقابل استثمار و زورگویی سرمایه داران برده و خاموش باشید، بمیرید و صدای تان در نیاید. اما ما قاطعانه ، آگاهانه و شجاعانه می توانیم اعلام کنیم جرم جمیل محمدی و همه معلمان و کارگرانی که در زندان هستند یا بطور مداوم تحت تعقیب، احضار، بازجویی، پرونده سازی و محاکمه هستند به این دلیل است که از مزد، معیشت و شرافت و آزادی معلمان و کارگران دفاع کرده و میکنند جرم این چهره های محبوب جامعه این است که منافع و امنیت سرمایه داران، کارفرمایان، غارتگران و چپاولگرانی امثال مرتضویی ها، بابک زنجانی ها و محمدرضا رحیمی ها را به خطر قرار انداختند و شکی نیست طبقه کارگر ایران ضمن محکوم کردن بگیر و ببند رهبران کارگری، ازاین پس تلاش خود را دو صد چندان خواهد کرد تا اعتصابات و تجمعات خود را متحدتر، گسترده تر و سراسری تر نمایند و بسیار قدرتمندانه خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط رهبران خود از زندان و منع پرونده سازی و تعقیب قضایی آنان شوند. ما ایمان داریم با توجه به گرانی، تورم و فساد مهارناپذیر، بیکاری گسترده جوانان و اخراج کارگران، حقوق های معوقه و زورگویی تحمل ناپذیر کارفرمایان، انواع مانع تراشی دولت در مقابل مطالبات و افزایش مزد حقوق بگیران و نیز زندان، بگیر و ببند و محاکمه شریف ترین انسانهایی که از معیشت و منزلت زحمتکشان دفاع می کنند، دیری نخواهد پایید که با هم پیوستن کارگران شرکت واحد، ایرانخودرو، پارس خودرو، واگن سازی، نورد ولوله صفا، پروفیل ساوه با کارگران نیشکر هفت تپه و کارون و قزوین و تبریز و اصفهان و با هماهنگ شدن با صفوف متحد و متشکل معلمان و پرستاران با این نیروی شگفت انگیز و قدرتمند اجتماعی خود، افزایش مزد و همه مطالبات شان را محقق خواهند ساخت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)