در سال های اخیر و بخصوص چند ماه اخیر جمهوری اسلامی ایران بهائیان زیادی را دستگیر و روانۀ زندان نموده است.(۱) آنهایی را هم که بیرون از زندان اند به شکل های دیگری زندانی کرده و تحت فشار قرار داده؛ همانطور که سایر اقشار ملت ایران را نیز تحت فشار قرار داده. ولی باید گفت زندانی کردن و آزار و اذیت مدام بهائیان دردی را دوا نمی کند. مشکلی از مشکلات جمهوری اسلامی را حل نمی کند. وضعیت فعلی ایران بر همگان آشکار است؛ مردم از اهداف و روش ها و عملکرد مسؤولین محترم نالان و پریشان و سرگردان اند و نگران فردای مبهم­شان.

با بگیر و ببند بهائیان مشکلات مسؤولین محترم حل نمی شود. با تهمت و افترا به بهائیان و سپر بلا کردن ایشان دردی از روی دل رژیم محترم برداشته نمی شود.(۲) مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی را به پای این و آن و از جمله بهائیان نوشتن ره به جایی نمی برد. آیا متهم کردن دروغین بهائیان به رهبری تظاهرات ملت ایران در عاشورای ۱۳۸۸ دردی از دردهای حکومت را در قبال خواستۀ ایرانیان برطرف کرد؟ آیا بستن اتهام بمب گذاری به بهائیان در حسینیۀ رهپویان وصال در شیراز در سال ۱۳۸۷ کمکی به بهائی ستیزان کرد؟ آیا معرفی بهائیان به عنوان علت نابسامانی اوضاع اقتصادی کشور و از جمله بالا رفتن قیمت دلار در سال پیش، اوضاع اقتصادی را درست کرد؟(۳)

آیا با تمام ترفندهای فوق و نیز با صهیونیست و فاسد و ضد اسلام خواندن بهائیان برای فریب ملت ایران کمکی به جلوگیری از کنجکاوی ایرانیان نسبت به حقیقت دین بهائی و دفاع ایشان از حقوق شهروندی بهائیان شد؟ جمهوری اسلامی ایران همیشه خواسته و می خواهد مردم ایران را از معاشرت و مؤانست با بهائیان و آگاهی از آموزه های ایشان منع کند. آیا این همه ستم کمکی در این زمینه به ایشان کرد؟

جمهوری اسلامی ایران بخوبی آگاه است که این اقدامات کمکی به ایشان نکرد. زیرا مشکلات نه تنها حل نشد، بلکه زیادتر هم شد. از جمله این که خود مسؤولین به دست خودشان باعث شدند ملت ایران و فرهیختگان آن در زندان و بیرون از زندان، شنیده های غلط راجع به بهائیان را کنار گذارند و از نزدیک با ایشان همدم شوند و از زبان خودشان بشنوند که، که هستند ، چه می گویند و چه اهدافی دارند. جمهوری اسلامی در اوایل انقلاب هزاران بهائی را در شهرهای مختلف ایران روانۀ زندان ها کرد و بیش از 200 نفر از ایشان را به شهادت رساند.(۴) حاصلش چه بود؟ جوانان و فرهیختگان سیاسی ایران از گروه ها و احزاب مختلف در زندان از نزدیک با بهائیان آشنا شدند و بسیاری از حقایق در مورد ایشان را عملا از نزدیک دیدند و شنیدند و لمس کردند.(۵)

در چند سال اخیر نیز زندانی کردن دهها بهائی موجب آشنایی نزدیک تحصیل کردگان ایران در زندان ها با بهائیان شد. اخبار آن در اینترنت منتشر است. اگر در دهۀ ۶۰ احزاب و گروه های سیاسی ای که به قول حکومت ایران ضد انقلاب بودند با بهائیان در زندان ها ایّام سپری کردند، اینک همنشین بهائیان در زندان ها از نظر خود حکومت کسانی هستند که بالنسبه به آنها نه تنها ضد انقلاب نیستند و به قول رژیم در فکر براندازی هم نبوده اند، که بعضاً از نزدیکان انقلاب بوده اند. از وکلای نازنینی همچون جناب سلطانی و خانم ستوده که در همین دورۀ جمهوری اسلامی ایران پیدا شدند بگیرید تا مرحومه هاله سحابی و غیره.

بهائیان در اوین و گوهردشت و زندان های دیگر ایران، به دستِ خود جمهوری اسلامی ایران از جمله با امثال چنین نفوسی همبند شدند. با زندانی کردن بهائیان نه تنها دردی از جمهوری اسلامی ایران کم نشد، که فرهیختگان ایران در زندان بیشتر با بهائیان و عقاید و روش و منششان آشنا شدند و برایشان محرز شد که بهائیان، ایران را دوست دارند و ضد اسلام و صهیونیست نیستند و اگر چه خود را از نزاع های سیاسی و حزبی دور نگه می دارند ولی قویاً و از صمیم قلب بر طبق راه و رسم آئین خود عاشق خدمت به ایران و مردم شریف آن و فراتر از آن در فکر صلح و وحدت جهان هستند. در این جریان بهائیان هم، با هم میهنان همبند خود و عقاید و روش و منششان آشنا شدند.

یکی از هم بندان بهائیان در این مورد می نویسد:

«یکی از جذابیت های این زندان برای من همین است که افراد با افکار و عقاید متفاوت و حتی مخالف، زندگی مسالمت آمیزی را در کنار یکدیگر دارند. وقتی همه با هم در کنار هم می نشینیم، غذا می خوریم، حرف می زنیم، بحث و گفتگو می کنیم، و در یک کلام با هم زندگی می کنیم، عمیقا احساس خوبی پیدا می کنم. هر روز که آن زندگی مسالمت آمیز را تجربه می کنم، بیشتر آرزومند می شوم که چنین الگویی را روزی در گستره زندگی در جامعه مان شاهد باشیم یعنی با افکار عقاید مختلف سیاسی، مذهبی و عقیدتی کنار هم زندگی کنیم بدون تلاش برای حذف یکدیگر، بدون آنکه به خاطر تفاوت عقیده و مذهب و مرام سیاسی با هم دشمنی بورزیم. اگر در زندان این زندگی مسالمت آمیز ممکن است، چرا در گستره جامعه ای به نام ایران ممکن نباشد؟ من به تحقق چنین جامعه ای امیدوارم. آن روز خوب خواهد آمد. دلتنگ تو هستم اما بیشتر از همیشه دوستت دارم.»(۶)

می بینید که اقدامات حکومت نه تنها دردی را دوا نکرد، که علاوه بر موارد فوق از درون زندان، در بیرون از زندان هم بزرگان ایران از روشنفکر و هنرمند و سیاسی و غیر سیاسی چپ و راست و دیندار و بی دین را به سمت و سویی سوق داد که با نوشتن مقالات و کتب و ساختن فیلم های مستند و صدور بیانیه ها به دفاع از هم میهنان بهائی خود پردازند.(۷)

باری بگیر و ببند بهائیان و دیگر دگراندیشان، اگر چه کمکی به مسؤولین محترم جمهوری اسلامی ایران ننمود، امّا کمک بزرگی به ورود ملت شریف و عزیز ایران به مسیر بلوغ اجتماعی و سیاسی و حقوقی و فرهنگی خود بخصوص در دهۀ اخیر کرد. البته سیر مسیر بلوغ در دوران جوانی خالی از درد و رنج نیست. امّا این درد و رنج از لوازم پختگی ملت خواهد بود. ملت به این ترتیب می آموزد که دیگر مانند دوران کودکی اش فریب فریبکاران را علیه بهائیان و یا علیه هر ایرانی و غیر ایرانی با هر عقیده و مرام و ایمانی نخورد، و در عوض بجای دور باطل توهّمات و تعصّبات و نزاع ها و رقابت های ویرانگر سیاسی و ایدئولوژیک و دینی و مذهبی و غیره، به دنبال حقایق باشد. می آموزد که رائحۀ خوش حقایق به دست آمده را از هر گلی که منتشر شود بجان و دل بپذیرد و به کار بندند. شایسته آن است که همه به دنبال رفاه و سربلندی ایران و در کنار آن سعادت عالم انسان باشیم. مناسب است ایرانیان عزیز از هر عقیده و مرام، رأی و نظر خود را در طبق اخلاص به افکار عمومی ملت شریف ایران تقدیم کنند. آن گاه ملت عزیز آزاد است که آنچه را مطابق حقیقت و واقع و سبب سعادت است برگزیند؛ خواه طرح و روش بهائیان باشد، خواه دیگر عزیزان ایران.

اگر در این برهه از زمان هم میهنان فرهیختۀ ایران فارغ و فارق از دسیسه های بی انصافان شروع به دفاع از حقوق شهروندی هموطنان بهائی خود کرده اند، دیری نخواهد پایید که به راه حل های بهائیان برای سعادت ایران عزیزمان نیز توجه خواهند کرد. از این منظر منظور آن نیست که ایشان لزوماً باید بهائی شوند. زیرا عقاید، امری وجدانی و قلبی و خصوصی است، بلکه منظور آن است که وقتی همۀ آحاد ملت ایران این حق را یافتند که بجای رفتن در گوشۀ زندان، آزادانه نظرات و راهکارهایشان را برای سعادت دولت و ملت ارائه نمایند، بهائیان هم راه و روش خود را تقدیم ملت و دولت نمایند.(۸)

امید است مسؤولین محترم نظام هم که برادران و خواهران همین ملت اند و مدعی سعادت ایران، از روشی که دردی را برای ایشان دوا نمی کند دست کشند، تا شاید دولت و ملت همچون شیر و شکر در هم آمیزند و راه حلی برای سعادت همگان باز شود. زیرا: « تا دولت و ملّت مانند شهد و شیر آمیخته نگردد نجاح و فلاح مُحال است ایران ویران شود و عاقبت امر منجر به مداخله دول متجاوره گردد.»(۹)  مسؤولین محترم باید یقین یابند که سعادت خود ایشان نیز در این است و بس.

یادداشت ها:

۱- http://www.radiofarda.com/content/f12_arresting_bahais_in_gorgan/24767721.html

http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/10/18160

۲- http://www.noghtenazar10.info/node/780

۳- http://www.noghtenazar10.info/node/610

http://www.irdc.ir/fa/content/16035/print.aspx

http://khandaniha.eu/items.php?id=993

http://1agazade.blogfa.com/post-61.aspx

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810190440

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/05/article/-089a3b3332.html

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910826000299

۴- http://www.vaselan.in/

http://bahaimartyrs.blogspot.com/search?updated-max=2008-08-08T00:16:00%2B04:30&max-results=18

نیز یادداشت شمارۀ ۱۰۹ در لینک زیر: http://www.velvelehdarshahr.org/node/85

۵-  http://www.rezafani.com/index.php?/site/comments/bahiisetizi1/

۶-  http://irangreenvoice.com/article/2012/oct/09/29372

نمونه ای دیگر:  http://www.rahesabz.net/story/51344/

۷- از جمله به پست های زیر این لینک که در سه صفحه موجود است مراجعه شود:

http://www.velvelehdarshahr.org/taxonomy/term/9

۸-  http://www.velvelehdarshahr.org/node/89

http://www.uhjmessages.org/

۹- http://www.velvelehdarshahr.org/node/75#_edn11

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)