با سلام !

«نظام سرمایه سالار» ، پس از غلبه بر «نظام مبتنی بر زمین و رعیت» ، از راه رسید و با تمام تلاش و کوشش تبلیغاتی و جاذبه های خود « پس از چند قرن» ، حاصلش شده است این «سرمایه داری واقعا موجود » !! با تمام کجی ها و کژی های آن که «خلاف»ِ کوچکِ آن ، استثمار و غارت ثروت و دارایی «نیروی کار»یست که در سراسر جهان گسترده است و مجبور به تن دادن به شرایط ظالمانه اقتصادی تعیین شده از سوی همان «صاحبان غیر مجاز ثروت و قدرت جهان » هستند !
«خلاف» ها و «زشتی» ها و «بزه » ها و «ضد مردمی» ها و «جنایت ها» و «جنگ » ها و «دست درازی» ها و «محدود سازی» ها و «حق خوری» ها و «حق کشی» ها و بسیاری دیگر از «جلوه ها» ی ریز و درشت دیگر آن را اگر برشماریم و در آن تأمل کنیم ، بعید است که در اولِ آمدنش «اگر میگفتند» که سوغاتشان چیست ، و اختیاری برای گزینش دمکراتیک هم اگر برای خلایق قائل میشدند ، بعید است که «خان » و «خان زاده» که چه عرض کنم ، «رعیت» و «رعیت زاده » ها نیز ، میل و رغبتی به ایشان مینمودند !!؟
اما «تحول طبیعی»ِ روزگار و « چرخش زمانه» کار خود میکند و کرد و شد آنچه دیدند و دیدیم ؛ پیشرفت آرام ابزار و تکنولوژی و لذت افزاینده بهره مندی از وسایل راحتی ، از یکطرف ، و آزاد شدن تدریجی از قیود «مالکانه» و «وابستگی به زمین» از سوی دیگر ، راه را برای پذیرش «سیلی نقد سرمایه » به جای «حلوای نسیه ارباب » گشود ، بی آنکه «طرف» روحش خبردار شود !!
این جهان پر از اینهمه درشتی و زشتی را بخاطر «رهایی از قید و بند» ها ، ارج میگذارند اما نوبت که به «نظام سوسیالیسم» میرسد ، چشمشان را بر روی «تمام مواهب » آن در حوزه های عدالت و اقتصاد و سلامت و محیط زیست و انرژی و پیشگیری طبیعی از جرم و جنایت و فساد میبندند و عزادار «مرگ آزادی»ِ سرمایه میشوند و دم از « نظام مستبدانه سوسیالیستی» میزنند و از اینسوی نیز «خوگرفته» ها به «فضای باز»ِ سرمایه ، که البته ادعاهای عجیب و غریب ظاهراً «سوسیالیستی» هم دارند ، سرشان را به معنای تائید تکان میدهند تا معلوم نگردد «ته دلشان» برای «مرگِ آزادی» در سوسیالیسم مکدر است یا برای «انس و الفت» ی که طی سالیان طولانی با «فضای آزاد برای سرمایه » یافته اند میتپد !!؟
«تحول طبیعی» از پس «گذار طبیعیِ روزگار» رخ خواهد داد ، سوسیالیسم که بر آمد ، عیب و ایرادهایش هم در درون خودش غربال شده ، پالایش میشود و پاکیزه میشود ، همانگونه که عیب و ایرادهای وجود «آزادی» با بودن و دوام خودِ «آزادی» قابل رفع خواهد بود و نه با حذف آن !
اکنون اما کلیّتِ ایده و بدیل «سرمایه» ، سوسیالیسم را ، بخاطر چند نقص و نقض ، نشانه رفتن و پراکندن ترس از تحقق آن ، همت و توان و خواست «سرمایه» است ولی در مقابل طوفان اراجیف سرمایه علیه سوسیالیسم ، که مانند تلاش آن «خان» ِ بخت برگشته ای که از «حلال و حرام» ِ روزیِ کسب شده در «کارخانه» میگفت تا اینگونه بر عمر روابط و مناسبات خویش بیفزاید ، اینان نیز از آمدن و تحقق آنچه آمدنیست پیش خواهند گرفت !
……
یال و کوپال سرمایه را خواهیم چید ، هیبت آنرا خواهیم شکست ، تمام قد اگر «جوشن» پوشیده باشد ، «چشم اسفندیار»ش را کور خواهیم کرد و «پاشنهٔ آشیل» اش را ، زه کمان کشیده ، خیره بر آن مینگریم ! دقیق و درست یافته ایم و نشانه رفته ایم ، ورجه وورجه میکند تا تیرمان به خطا رود ، فرقش با اسفندیار و آشیل در همین است که آنها نمیدانستند و این میداند که نقاط ضعفش چیست اما تنها قوّتش جست و خیز فراوان است ، نه رفع نقاط ضعفش که ذاتیِ اوست ، پس عاقبت خسته از تقلا و دست و پا زدن و جست و خیزها ، چشمش در خواهد آمد و خون حیاتبخشش از پاشنه بدر خواهد رفت !
….
دوستان ، رفقا ، یاران ، همراهان !
که بود که بدرستی گفته است ؛
راه نجیبانه ای را انتخاب کرده اید ،
پا پس نکشید ،
با درشتی سرکوب و زهر تلخ تبلیغات ، بر نجابت خود و راهتان شک نکنید !
بخاطر تمام گرسنگان این جهان ،
تمام محرومان از رفاه و آسایش ،
بخاطر آسیب دیدگان از جنگ ها ،
برای دل سوختگی مادران مبارزان جان داده ،
بخاطر آبروی بشر در این هستی ،
برای حفظ زمین ،
برای حفظ تنوع انواع ،
و برای خیلی خوبی های دیگر ،
همچنان باید که نجیبانه
برای سوسیالیسم بکوشیم !

کورش
۹۳.۱۱.۱۷

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)