سیاست قربانی سیاست(مجموعه دوم)
سیاست(POLITIC)سرنوشتی ست که سیاستمداران (حاکمیت،دولت، اقلیت) برای جامعه(مردم،اکثریت)رقم می زنند!
اقلیت و اکثریت دربازی سیاست،آینده را می سازند.
کیفیَّت آینده،بستگی به کیفیَّت«اقلیت» و «اکثریت» دارد که ازکارخانه جامعه تولید می شود!
محمد شوری/نویسنده و روزنامه نگار/بهمن 1393
***
سیاست قربانی سیاست (11)
اکثریت و اقلیت واژگان مظلوم سیاست و هردو قربانی سیاست!
هر اکثریتی گاه اقلیت می شود؛(نه از لحاظ کمیّت) و هر اقلیتی نیز گاه اکثریت(باز نه از لحاظ عدد و رقم).
آن اکثریتی در اقلیت قرار می گیرد که اسیر اقلیتی قدرتمدار می شود.وآن اقلیتی در اکثریت است که از صندوق آرای اکثریت بیرون می آید.
متنها چنانچه اکثریت فهم و درک و شعورش از محیط پیرامون خود به اندازه ی یک بزغاله باشد،اقلیتی گرگ در لباس چوپان در اکثریت قرار می گیرد!
تا وقتی آن فهم و درک ثابت باشد ویا از آن کاسته شود،این دور وتسلسل همچنان هست.
شاید تکرار واژگان «اکثرهم لایعقلون»و«اکثرهم لایعلمون»در قرآن متاثر از همین دور باطل باشد.
سیاست قربانی سیاست (12)
فرمانده،فرمانبر؛یکی فرمان می دهد،یکی فرمان می برد.آنکه فرمان می دهد، درپروسه وشرایطی به این مقام می رسد.
تدابیرسیاسی برای اداره جامعه از فرمانده تدوین می شود.
اما زمانی که تدابیر از افکار مالیخولیایی سرچشمه گیرد،دنیا را به گَند می کشد. و جهانی رادرآتش خود می سوزاند.وهمان نیزعلت اخذ تدابیری در واکنش به آن می شود.که گاه به ایجاد خلق وضعیتی می شود که تاسالهای سال می بایست در اصلاح آن تلاش کرد.
هیتلر(درآلمان نازی)،داعش(دراجرای شریعت اسلامی)،ولایت فقیه(در جنگ، جنگ تا رفع فتنه در جهان)،احمدی نژاد(درآنقدر قطع نامه بدهید تا قطع نامه دونتون پاره شه) ومحمد حسن منطقی(هارون یونس)در سیدنی استرالیا که از شیعه افراطی به سنی افراطی رسید!
پروسه فرمانده و فرمانبر در پروسه اقلیت و اکثریت کلید می خورد.اقلیت واکثریتی که معلوم نیست با چه کیفیتی بوجود آمده است!
سیاست قربانی سیاست (13)
تدبیر مُدن(با انتخابات)توسط اکثریتی که درک،فهم و شعور متناسب با زمان وتجدد و تمدن و پیشرفت را بدست نیاورده وبین آن فاصله فاحش باشد،از آن اقلیتی منجز می شود که بواسطه بدست آوردن اقتدار وقدرت،فساد و استبداد،نتیجه مختوم آن است.
در داستان «قلعه حیوانات»فشار ناشی ازتاخیر در دوشیدن شیر گاوها،منجر به پیروزی حیوانات مزرعه شد ولی سرانجام خیلی زود به جای اول خود بازگشتند.
از اکثریت ناآگاه(فرمانبر)اقلیتی(فرمانده)فاسد بوجود خواهد آمد.
سیاست قربانی سیاست (14)
سیاستمداران اقلیتی هستند که توسط اکثریت در پروسه انتخابات،برای اداره جامعه تدبیر مُدنُ می کنند!
در جوامع دمکراتیک،با وجود اطلاع رسانی آزاد،قلب سیاست هست،اما مشکل تر است.
اما درجوامع بسته،بلحاظ آنکه اکثریت درحصار رسانه ای اقلیتی مقتدر است،فهمش کانالیزه می شود؛واقلیت فرهیخته هم امکان ابراز ندارد.
در چنین جوامعی لایه پنهانی سیاست است که حکمفرمایی می کند.
اظهار نظرهایی از این دست توسط «حسن روحانی»-رئیس جمهوری-که:
اقتصاد باید از رانت خارج شود
چرابرخی نهاد ها مالیات نمی دهند
فساد از آنجا ناشی می شود که قدرت،رسانه،اسلحه وثروت در اختیار یک نهاد باشد
واخیرا مساله رفراندوم ،در بخش زنده رسانه ملی
با توجه به ماهیت قانون اساسی،اصل نظارت استصوابی و مساله چگونگی رفراندوم دراصول قانون اساسی و قدرت مطلقه ولی فقیه در این قانون،چنانچه سفسطه ای برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی ها در وعده های انتخاباتی نباشد،باید منتظر آشکار شدن آن لایه پنهانی ماند!
سیاست قربانی سیاست (15)
«سیاست آزادی»سیاست(تدبیرمُدن)را تبیین می کند؛و«سیاست»،سیاستِ آزادی را مخدوش،یا موزون ودارای هارمونی مثبت!
«آزادی»بماهو«آزادی»یعنی انجام اختیاری فعل،که توسط حیوان ناطق انجام می شود.
انسان را حیوانی ناطق تعریف کرده اند
ازآنجاکه جامعه از مجموعه حیوانات ناطق بوجود می آید،هویت مستقل دارد.
لذا برای اداره احسن آن باید سیاست کرد.
اینجاست که سیاست آزادی توسط سیاستمداران(اقلیت مقتدر)-همان منتخب اکثریت-بصورت قوانین تدوین وبه مرحله اجرا گذارده می شود.
ثابت بودن فهم،درک،شعوروعقل اکثریت درطول زمان،نتیجه اش چرخش معیوب سیاست است!
و تولیدحیوانات ناطقی چون:داعش،طالبان،القاعده وحزب ولایت فقیه که هرکدام یکجور آزادی را می فهمد و هم چنین آن کاریکاتوریستی که در مهد آزادی، با اینکه می داند درکشورش اقلیت مسلمان اقلیتی مقتدراست،وپیامبر محبوب یک میلیارد مسلمان و منطقه آبستن حوادث نامیمون،آزادی راهمچنان در کشیدن کاریکاتور محمد می بیند!
آزادی در هر جا از ظّنِ سیاستمداران سیاست می شود.وسیاستمداران ذاتا خواهان قدرت وماندگاری.
آیا پروسه حوادث اخیر پروژه سیاستمداران نخبه نبوده است!؟
سیاست قربانی سیاست (16)
«احمد منتظری»،در نامه خود به«سید علی خامنه ای»-«ولی مطلقه فقیه»-نوشت:
«الناس علی دین ملوکهم»!
«ناس»(مردم-اکثریت-فرمانبر)
«ملوک»(اقلیت-سیاستمدار- فرمانده)
«سیاست»،(تدبیر مُدُن برای اداره شهر)ازسوی برگزیدگان«ناس»(توده مردم) اجرایی می شود.
چرخ سیاست باید همیشه سالم و سیال باشد تا بتواند به حرکت ادامه دهد.
حرکت -همانطور که قُدَماگفته اند-برکت می آورد!
برای حرکت باید توانا بود و قدرت داشت.
این توانایی و قدرت فقط با توزیع عادلانه آن، اجرایی می شود.
و برکت می آورد.
ولی با تجمیع قدرت در یک فرد،یک حزب و یک نهاد،سبب فساد،و ضَعف و قصور عقول و ناهنجاری در ناس(اکثریت)می شود.
آب هم در یکجا بماند می گَندد؛لجن می شود وبوی تعفن آن،فراگیر وباعث سرایت میکرب به محیط.
90درصد قدرت طبق«قانون اساسی»در اختیار شخص«ولی فقیه» است. و با اجرای اصل«نظارت استصوابی»،10درصد آن نیز تکمیل شد!
نتیجه:فساد موجود در جامعه آینه فساد حاکمان است.
پس:آینه چو عیب تو بنمود راست
خود شکن آینه شکستن خطاست!
سیاست قربانی سیاست (17)
بازتاب افکار عمومی،«سیاست»است!
این«سیاست»چگونه اجرایی و تدوین می شود؟
برانگیختن افکار عمومی،از اصول سیاست است.
این اصل،در بطن خود،«تدبیر»(سیاست)های دیگر دارد!
افکار عمومی(همان)اکثریت است.
اکثریت یا«قاصر»،و«نادان»است؛یا«عاقل»و«بالغ»و«دانا».
«قاصرین»،آنهایی هستندکه به علت عدم دسترسی،کانالیزه و«قرنطینه» شدن وبی سوادی،درک وفهم شان ازحقیقت وواقعیت ناقص است!
درنتیجه:بازتاب(واکنش)آنهابه «کُنش»ها هم معیوب.
«اقلیت»(همان):«سیاستمداران»،«نُخبه گان»، «روشنفکران»، «هنرمندان»، «نویسندگان» و«فلاسفه»و«اُدَبا»هستند.
اقلیت یا«اخلاقگرا»ست؛وبرای رسیدن به هدف،وسیله را توجیه نمی کند.
یانه،از هر ابزاری در جهت منافع،اهداف و خواسته هااستفاده می کند.
این اقلیت است که می تواند با«کُنش» و «واکنش»های خود،به افکار عمومی بازتاب بدهد.و از این راه آن تدبیر و سیاست خود را عمومی کند.
پروسه افکار عمومی،از اصول سیاست در ثبیت شیوه ها،راهکارها و قوانین «سلبی»و «ایجابی»ست!
واقعه اتفاقیه نشریه فرانسوی«شارلی»،افکار عمومی را تهییج کرد.
اما سود و منفعت آنرا اقلیت خاص بُرد!
سیاست قربانی سیاست (18)
«رسانه»،افکار عمومی را پالایش و پرورش می دهد؛و اقلیت و اکثریت متاثر از آن است.
در جامعه آزاد و دمکراتیک عکس صفحه اول روزنامه مردم امروز،یک عمل ژورنالیستی نچندان مهم است!ولی در جامعه بسته وانحصارطلبانه،باتوجه به سوژه-«من شارلی هستم»-اگر نگوئیم احمقانه،باید گفت:یک عمل برنامه ریزی شده برای بسترسازی جهت ساختن پروژه ای خاص است.
«قرنطینه» شدن رسانه و بدنبال آن تثبیت«قحط الرجالی»ویژگی انحصارگرایانه جوامع بسته و غیردمکراتیک است که در نظام مطبوعاتی ج.ا.ا،بوضوح وآشکار مشاهده می شود و درامتدادآن،پروسه هدایت افکار عمومی!
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)/4بهمن1393
سیاست قربانی سیاست (19)
تدوین سیاست قلابی با تثبیت قحط الرجالی.
هویت با شناسنامه جعلی وبازی در نقش دیگری،سیاست قلابی ست!
مثل مامورنما،روحانی نما!
قحط الرجالی یعنی انتخاب و انتصاب یک فرد برای انجام چند کار!
برای آنکه قحط الرجالی جا بیفتد ومقبول افتد،سیاست جهل الرجالی پامیدان می گذارد.
سیاست جهل الرجالی یعنی استفاده از قدرت+رانت+حکومت+رسانه، تا فرد یا افراد صاحب آرا و نظر وبرنامه ازدید افکار عمومی ناشناس و گمنام بماند!
محمد شوری/نویسنده و روزنامه نگار/7بهمن 1393
سیاست قربانی سیاست (20)
نظارت استصوابی،قانونی شدن سیاست «قحط الرجال»ی ست.
طبق اصل 98تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است؛و طبق اصل99،نظارت بر انتخابات برعهده همین شورا.
شورای نگهبان نظارت را استصوابی تفسیر کرد.
خمینی گفته است:میزان حال فعلی افراد است.
شورای نگهبان می گوید ملاک ما،حال فعلی افراد است.
این میزان فعلی چگونه بدست می آید؟
اطلاعات آنالیز شده توسط شنود و غیر شنود نیروهای امنیتی و اطلاعاتی (واجا)منبع میزان فعلی افراد توسط شورای نگهبان است!
واینگونه از صندوق رای افرادی بیرون می آید که کارشان تدوین سیاست قلابی ست!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)