نقد در مورد این ویدئو است:

این یکی ازبی پایه ترین و متناقص آمیز ترین بی منطقی هایی بود که تا کنون از زبان ایشان [دکتر عبدالکریم سروش] شنیده بودم. هر یک جمله ایشان در تناقض تام هم با واقعیت قرآن و هم با جمله های دیگر است. تعریف ایشان از وحی بر محمد عین تعریف بهاء الله از وحی است و ادعایش که هرچه گفته توسط خدا تایید شده و القا شده است. هیچ گفته تایید کننده نه از محمد نه از قرآن ندارد و نمی تواند پیدا کند. از مولوی نقل قول کردن و شعر بشنو از نی اش را بشنو این نی کردن هم کمکی نمی کند. نه مولوی این منظور را داشته نه اگر می داشته در مقام اعتبار دادن بدین منظور و نظر بوده است.

تقلیل محمد به نی و خدا به نیزن یک مغلطه بی مانند است. قبلا مدعی بود که مجمد زنبور است نه طوطی تا نقش فعال محمد تایید شودو جایگاه شخصی محمد در امر وحی به قول ایشان گم نشود. (جایگاهی که خود محمد منکرش بود و از این رو بین سخنان خود و وحی تا می توانست فرق می گذاشت) و اکنون محمد را نی کرده تا نقش منفعل و کمبود ظرفیت انسانی اش را متذکر شود و به خیال خود خدا را از نقص های موجود در قران مبری کند. این ها همه برای آن است که باب اجتهاد در قرآن برای فهم درستش بسته شود – کاری که حجتیه بنیانگذارش بود و مدعی بود که قران محصول مکالمه خدا و محمد است و فهم قرآن فقط از معصوم برمی آید- و در نتیجه نقص در فهم ما از قرآن که به کمبود ظرفیت محمد به عنوان یک نی نسبت داده شود. نی زن از هرگونه تقصیر مبرا می شود اما تقصیر و نقصان همچنان به جای خود باقی می مانند!

اخطار می دهد که نباید انسان ها را خداگونه کرد و بعد مدعی می شود که امثال محمد که به مقام الهی این چنین نزدیک می شوند (شبه خدایی می شوند) تمامی اعمال و گفتارشان اعمال و گفتار خدا می شود و گریز به معراجی می زند که ارتقائ مقام اخلاقی محمد بود در اثر دریافتن و عملی کردن درسهای الهی نه امری انتصابی. امر وحی را از زنبور گرفته تا عارف و پیامبر در یک امتداد می بیند و تنوع و چندگانگی وحی را انکار می نماید و وحی امری نسبی می شود بسته به درجه نزدیکی ات به خدا. مسیح همزمان خداست و هم پسر خدا و هم پدر پسر خدا در نگاه مسیحیت و در نگاه ایشان محمد هم شبه خداست و هم نی است در دهان بی دهان خدا و هم شبه خدایی نی شده در دهان خدا. بنا براین تعریف محمد باید شخصیتی از قبل فیکس شده داشته باشد. برای نی شدن نیاز به نواخته شدن نداری. نی را نمی نوازند تا نی شود. اول نی می شوند تا بعد نواخته شوند. محمدی که هنوز نواخته نشده است را چه کسی نی کرده است؟ تکامل محمد از طریق وحی چه میشود.

قرآن نوازش نی نیست. قرآن تعلیم و هدایت است. این خاصیت هر کتابی است. قرآن را محمد حامل بود به زبان و ظرفیت قومش اما اعجاز قرآن در آن است که بگونه ای تعلیماتش کد شده اند که از ظرفیت محمد و زمانه و زمینه اش بس فراتر می روند. که اگر نروند دگر قران قرآن نیست و ارزش خواندن در هر زمان و مکانی ندارد. قرآن را خواندنی نامیده اند تا همیشه و همه جا خوانده شود. تا کدزدایی شود و متناسب با زمینه و زمانه های متفاوت بازفهمی واجرا شود

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)