با سلام !

با فرض پذیرش این احتمال که «سازمان های اطلاعاتی» برنامه ریزان حوادث و فجایعی مانند آنچه هم اکنون در فرانسه و در اقصی نقاط جهان صورت میگیرد باشند ،
سوال دقیقا اینست که چرا «مسلمانان» بهترین انتخاب این «سازمان های اطلاعاتی» برای ترور ، تخریب ، قتل و عام و ایجاد رعب و وحشت هستند !؟
چرا مثلا «بودایی» ها و یا «زرتشتی» ها اینگونه «آلت دست» این و یا آن «سازمان اطلاعاتی» نمیشوند و دست به تهدید و تخریب و قتل و کشتار و به اسارت و بردگی گرفتن و فروختن و سر بریدن و کسب غنیمت مالی و جنسی (دختران و زنان ) ، نمیزنند !!؟
روشنفکران چه وظیفه ای در قبال این « واقعیت» دارند ؟
آیا با پذیرش همان «فرض» ، و القای آن ، میتوانند نفس راحتی بکشند که وظیفه خود را انجام داده اند !؟
یا اینکه تحلیل چرایی «بهترین انتخاب» بودن «مسلمانان» برای «سازمان های اطلاعاتی» در ایجاد «جنگ» و «قتال» و به «اسارت» و «بردگی» گرفتن دیگران و «تجاوز» های «شرعی» و «حلال» ایشان نیز ، مسئولیتی بر دوش روشنفکران است ؟
اگر اینچین باشد ، سهم شما از این مسئولیت چقدر است و تا کنون چه میزان در این زمینه روشنگری نموده اید !؟
داشتن «ملاحظات » مختلف برای سکوت در یک موضوع ، کاری روشنفکرانه نیست هر چند توجیهات «سیاسی» ، «حزبی» و «منفعت طلبانه» داشته باشد !
متاسفانه برخی فعالان مدعی «چپ» آنقدر اهل این «ملاحظات» شده اند که هیچ رایحه ای از «روشنفکری» از ایشان به مشام نمیرسد !
ظاهرا ایشان آنقدر جذب فعالیت برای کسب «قدرت سیاسی» شده اند که از «روشنفکری» و «روشنگری» غافل مانده اند ، اما جایگاه و موقعیتشان در معادلات و معاملات سیاسی نیز حکایت از این دارد که در این زمینه هم چندان استعدادی ندارند !!
…..
«حزب الله» ایران ، «مجاهدین» افغانی ، «القاعده» عربستان ، «طالبان» پاکستان ، «النصره» سوریه ، «داعش» عراق، «حماس» غزه ، «حزب الله» لبنان ، «بوکوحرام» نیجریه ، «انصار الله» یمن و سایر گروه های اسلامی در سایر نقاط جهان ، خیلی شبیه یکدیگرند ، شعارها ، اهداف ، سخنان ، عملکردها ، آرزوها ، ادبیات ، علاقه ها ، مقدسات ، احکام ، آداب و سلوک ، حساسیت ها ، مرزبندی ها و شیوه های مشابه در انجام « تکالیف» مشابه ، همه و همه اشتراکات بسیار واضح و روشنی است که هر انسان معمولی نیز میتواند درک کند از یک منبع تغذیه میشوند و آب از سرچشمه گل آلود است !
اما در این میان ، البته که هر کسی از عملکردها و رخدادها ، بهره خود خواهد برد ، از جمله امپریالیستها ، دول متخاصم ، ملل متحد ، جریانات متفاوت و … !
اثبات این بهره بردن ها، دردی از بشریت درمان نمیکند ، جز آنکه منافعی خاص در مقطعی خاص برای برخی ایجاد شود یا از بین رود ، مهم این است که فارغ از این منافع طلبی ها ، بشریت از چنگ و دندان این جماعت های وحشی خلاص شود و اگر استثمار هم میشود ، اگر نزاع هم پیدا میکنند ، اگر در جدال و جنگ هم گرفتار میشوند ، پایبند اصول و قواعد و اخلاق و آداب انسانی و امروزین باشند و در جهت کاهش تلخی ها و مرارت ها حرکت کنند نه اینکه بعد از گذشت چندین و چند دهه از صدور اعلامیه حقوق بشر کذایی ، شاهد ایجاد و رونق بازار «بردگی» و «سر بریدن» و «تهاجم تازی وار » و «مغول گونه » و … باشند !!
اینجاست که کار روشنگری روشنفکران معنا مییابد و ملاحظات صرفا سیاسی میماند برای اهلش !!
….
کورش
۹۳.۱۰.۲۹

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)