12264942451068SEبیش از یک قرن پیش نهضتی شروع شد که قصد آن پایان بخشیدن به قرن‌‌ها فرودستی و نقض حقوق زنان بود. این نهضت، تحت تاثیر تحولات فکری و فلسفی معاصر درباره جایگاه بشر و حقوق اساسی او، در پی آن بود که نشان دهد زنان نیز بشر هستند و مستحق همان حقوقی‌‌اند که هر انسانی باید داشته باشد. مشخص بود که پایان دادن به این وضعیت به‌آسانی ممکن نیست. تابوها و کلیشه‌‌های فراوانی وجود داشت که زنان را در جایگاه فرودست قرار می‌‌داد. نهضتی که برای برابری زنان به راه افتاد سعی داشت در وهله اول موانع و تابوها را شناسایی کند، سپس ریشه‌‌ها و علل این وضعیت را دریابد و بالاخره راه‌حلی برای رفع موانع ارائه دهد. بر مبنای این هدف، تقسیم کاری صورت گرفت و پژوهشگران و دانشگاهیان به تحقیقات بسیاری درباره مسائل زنان و به‌‌ طور کلی مباحث معطوف به جنسیت در تمامی حوزه‌‌ها، از بیولوژی و روان‌شناسی گرفته تا فلسفه و الهیات، پرداختند. فعالان اجتماعی نیز بر اساس دستاوردهای پژوهشی کوشیدند تا مطالبات برابری‌طلبانه و ضدتبعیض را در جامعه پیش ببرند.
از آنجا که مطالعات و تحقیقاتی از این دست سابقه نداشته و مسئله‌‌ای به نام مسئله جنسیت مطرح نبوده است، محققان به ایجاد واژه‌ها و اصطلاحات جدیدی نیاز داشتند تا به کمک آنها بتوانند به تحلیل و بررسی جوانب مختلف مسئله بپردازند. البته بسیاری از این واژه‌ها و اصطلاحات پیش‌تر هم وجود داشتند، مانند واژه‌‌های جنس (sex) و جنسیت (gender)، ولی محققان کاربرد جدید و متفاوتی برای آنها ارائه کردند. برخی واژه‌‌ها نیز بنا به ضرورت ابداع شدند، مانند سکسوالیته (sexuality) و پرفورمتیویتی (performativity)، که هنوز معادل‌‌های فارسیِ مورد توافقی ندارند. سال‌‌ها طول کشید تا واژگان جدید و واژگانی که معانی جدید یافته بودند در اذهان حک شوند و توافقی در مورد کاربرد آنها صورت گیرد. ادبیات مربوط به مطالعات جنسیت و مطالعات زنان در پس تاریخ پر فراز و فرود جنبش زنان به ایران نیز رسید. در سال‌‌های اخیر، به دلیل گسترش این نوع تحقیقات و مطالعات در ایران، این واژگان نیز در متون علمی و پژوهشی گسترش زیادی یافته و معادل‌‌های نسبتا مناسبی برای آنها ارائه شده است. مترجمان متون مطالعات زنان به زبان فارسی نیز مانند نویسندگان متون اصلی به استفاده از واژگان قدیمی در معانی جدید یا ساخت واژه‌‌های جدید نیاز داشته و دارند که البته به دلیل ساختار زبان فارسی بسیار دشوار بوده و هست.
هر شماره سعی داریم این واژگان را به زبانی ساده و کاربردی برای خوانندگان بیان کنیم چرا که آنها صرفا ابزارهای تحلیل برای محققان نیستند، بلکه کلیدهایی برای فهم متون مربوط به مسائل زنان هستند.
جنس (Sex) و جنسیت (Gender)
«زن زن به دنیا نمی آید بلکه زن می شود». این جمله چه معنایی دارد؟ بگذارید از یک آزمایش مشهور شروع کنیم که برای بررسی تأثیر رفتارهای قالبی و کلیشه ای بر نحوه رفتار و داوری های افراد انجام شده است. طی این آزمایش نوزادی در یک اتاق قرار داده شد. به پدربزرگ و مادربزرگی گفته شد که نوزادِ داخل اتاق، که دختر است، نوه‌شان است و می‌توانند برای اولین بار او را ببینند. سپس همین حرف به پدربزرگ و مادربزرگ دیگری زده شد اما به آنها گفته شد که نوه‌شان پسر است. در هر دو بار همان نوزاد به این پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نشان داده شد. بررسی رفتارهای این دو گروه بسیار جالب بود. در برخورد با نوزادی که جنسیتش دختر اعلام شده بود پدربزرگ و مادربزرگ چنین جملاتی می گفتند: «خدای من! چه کوچولوی نازی! ببین چه دست‌های ظریفی داره. چقدر ساکت و آرومه.» آنها بیشتر سعی می کردند از این دختر کوچولوی «ناز و ظریف» مراقبت کنند. اما در برخورد با همان نوزاد، که این بار جنسیتش پسر اعلام شده بود، واکنش پدربزرگ و مادربزرگ جملاتی بود مانند: «چه پسر تپلی! اخم هاش رو ببین! مشت هاش رو چقدر محکم بسته. معلومه از اون پسرهای قوی و پرزور می‌شه.» نتایج بررسی های دیگر محققان مشخص می کرد که مراقبت از نوزاد پسر و نگرانی از بیماری او کمتر است.
در آزمایش دیگری تعدادی مقاله برای داوری به چند استاد دانشگاه داده شد. به بعضی از آنها مقاله های بدون اسم داده شد و به بعضی دیگر مقاله هایی که اسم نویسنده داشتند. نتایج نشان داد وقتی که استادان از جنسیتِ نویسنده مقاله آگاه بوده‌اند نمره کمتری به مقاله زنان داده‌اند، در حالی که همان مقاله، وقتی بدون نام بوده، نمره بیشتری از استادان گرفته است.
ایجاد و پیشرفت رشته مردم شناسی نیز کمک بزرگی به شناخت کلیشه های جنسیتی کرد. مردم شناسان متوجه شدند در برخی جوامع، با این توجیه که میل جنسی مردان بیشتر است، چندزنی رواج دارد و این موضوع حق مردان دانسته می شود. اما در برخی جوامع دیگر این زنان هستند که چندین شوهر دارند. یا مثلا در جایی زنان لاغراندام جذاب تلقی می شوند و در جایی دیگر زنان چاق.
مشاهدات و آزمایش های مشابه بسیاری در نقاط مختلف دنیا انجام شده که همه آنها، فارغ از فرهنگ و نژاد، نتایج مشابهی را نشان می دهند؛ اینکه انسان ها از بدو تولد و گاه حتی پیش از تولد تحت تأثیر کلیشه های جنسیتی‌ای هستند که به آنها دیکته می کند باید چگونه باشند و چطور فکر و عمل کنند، زیرا بسیاری از رفتارهای افراد متناسب با انتظاراتی است که از طریق تربیت در خانواده و جامعه به آنها تحمیل می شود. اما نتایج عملیِ چنین تحقیقاتی در زندگی زنان و مردان چیست؟ پاسخ این است که آگاهی و سپس رهایی از این کلیشه ها کمک می کند که فرد به صِرف جنسیتش از بعضی حقوق محروم و به برخی امور محکوم و مجبور نشود، جای زن در خانه و جای مرد در بیرون از خانه انگاشته نشود، و خانه داری وظیفه فطری زنان و نان آوری مسئولیت ذاتی مردان تلقی نشود. اینجاست که گفته می شود رفتاری که از فرد به‌عنوان زن یا مرد انتظار می رود ساخته و پرداخته جامعه ای است که در آن تربیت و پرورش یافته است. اندام‌های جنسی و دستگاه تناسلی فرد جنس (Sex) او را تعیین می‌کنند که ممکن است زنانه یا مردانه باشد، اما زنانگی و مردانگی یا رفتارهای زنانه و مردانه حاصل ویژگی هایی است که به زن یا مرد «نسبت» داده و در ادبیاتِ مطالعات زنان با عنوان جنسیت (Gender) خوانده می‌شوند. در تفکر قالبی و مبتنی بر کلیشه های جنسیتی، زن به صرف زن بودن احساساتی و مراقبت‌کننده تلقی و برای مشاغل تربیتی و پرستاری مناسب دانسته می شود و مرد به دلیل مرد بودن خشن و منطقی تلقی و مناسب مشاغل فنی و تکنولوژیک دانسته می شود.
تفکیک مفاهیم «جنس» از «جنسیت» انقلاب بزرگی در علوم انسانی، به ویژه علوم جامعه‌شناسی و روان شناسی، ایجاد کرد. با پذیرش این تفکیک و استقلال این دو مفهوم از هم و فطری نبودن ضعف‌‌ها و قوت‌ها در زنان یا مردان، دیگر بهانه ای برای ادامه بسیاری از محرومیت‌هایی که زنان تا آن هنگام تحمل می کردند، باقی نماند. نتیجه آن شد که به‌تدریج میزان پذیرش دختران در رشته‌های فنی و ریاضی و میزان ورودشان به مشاغل مهندسی بیشتر شد، دستمزدها به سوی برابری رفت، برخی از حقوق یک طرفه مردان لغو شد، مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان افزایش زیادی پیدا کرد، و نام سیمون دوبووار، به‌عنوان یکی از تاثیرگذارترین افرادی که کلیشه های جنسیتی را به چالش کشید، در تاریخ مبارزات زنان ثبت شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)