پس از بمباران کارخانه های تولید موشک وابسته به سپاه پاسداران در سودان حدود سه هفته زمان لازم بود تا جنگ غزه آغاز شود. جنگی که به نظر فاز اول دورخیز اسرائیل برای حمله به ایران می آید. کارخانه ای که در سودان توسط اسرائیل بمباران شد به ادعای منابع اطلاعاتی اسرائیل توسط سپاه با هدف ساخت موشک های شهاب در سودان و تغذیه تسلیحاتی گروه های نظامی درون نوار غزه همانند حماس و جهاد اسلامی ساخته شده بود. اسرائیل با علم به اینکه در صورت حمله هوایی به ایران به راحتی در تیررس حملات گسترده موشکی از بیروت و غزه توسط گروه های نزدیک  به جمهوری اسلامی همانند جهاد اسلامی و حزب الله لبنان خواهد بود، تهاجم تمام عیاری را به زیرساخت ها و انبارهای نظامی درون غزه آغاز کرده است. تهاجمی که در کنار زیرساخت ها و انبارهای اسلحه، تونل هایی که از آنها برای قاچاق اسلحه استفاده می شدند را نیز هدف گرفته اند.

هدف نهایی چنین تهاجمی را باید در فلج کردن نیروهای نظامی درون غزه دید. اسرائیل پیش از آغاز حساس ترین نبرد چند دهه اخیرش جنگ را با خلع سلاح و مرعوب کردن پروکسی های جمهوری اسلامی در منطقه آغاز کرده است. جهاد اسلامی و حماس نیز در واکنش شمه ای از توانایی موشکی خود را – که عمدتا بر موشک های فجر ساخت ایران متکی است- با موشک باران شهرهای مرکزی تر اسرائیل که سابقا منطقه امن محسوب می شدند نشان داده اند. موشک های ایرانی ای که بهانه اصلی جنگ اند و وجودشان در دست جهاد اسلامی و حماس و اصابتشان به خاک اسرائیل نشانه ای است از شعله های اولیه رویارویی احتمالی اسرائیل با ایران. حملاتى که در پاسخ به زنجیره ای از تحرکات خصمانه اولیه اسرائیل، از جمله گلوله باران غزه و ترور فرمانده نظامی حماس شروع شده اند. همچنین این تهاجم و هدف گیری موفق تعدادی از موشک های فجر پیش از اصابت را می توان نوعی رزمایش نظامی اسرائیل در مقیاس کوچک برای موشک باران احتمالی پس از حمله به ایران حساب کرد. از سوی دیگر حمله نظامی اسرائیل به غزه پیغامی جدی برای رهبران جمهوری اسلامی در آستانه دور جدید مذاکراتشان با غرب بر سر برنامه هسته ای ایران خواهد بود: اسرائیل ابایی از شروع جنگ و موشک باران ایران ندارد. مقامات اسرائیلی بارها اعلام کرده اند که مهلت اسرائیل به آمریکا و اروپا برای وادارکردن جمهوری اسلامی به عقب نشینی از برنامه هسته ای خود پس از چند ماه به پایان می رسد و در صورت عدم تسلیم جمهوری اسلامی در برابر محاصره اقتصادی، اسرائیل تاسیسات هسته ای ایران را هدف قرار خواهد داد. در این فرصت هرچقدر که آمریکا و اروپا بر فشار اقتصادی خود به ایران خواهند افزود اسرائیل هم به پیشواز مناقشه نظامی با جمهوری اسلامی از طریق خلع سلاح حماس، جهاد اسلامی و  احتمالا حزب الله لبنان خواهد رفت.

جنگ غزه را میتوان از دریچه نبرد آتی ایران دید. نبردی که در صورت عدم مصالحه بزرگ بیش از پیش اجتناب ناپذیر می نماید. بمب هایی که امروز بر سر فلسطینیان در غزه ریخته میشوند و ویرانی و کشتار حاصل از آن، تنها تصویری کوچک از بمب ها و موشک هایی هستند که میتوانند بر تهران، اصفهان و شهرهای دیگر ایران فرود بیایند. با این تفاوت که فاجعه انسانی متعاقب چنین حمله ای با احتمال آلودگی هسته ای مناطق اطراف تاسیسات اتمی که بعضا در نزدیکی شهرهای پرجمعیتی همانند اصفهان بنا شده اند به مراتب می تواند ناگوار تر از غزه باشد. فلسطین و فلسطینی اگر تا دیروز «دیگری» ای بود شایسته افتخار، دلسوزی یا شماتت، امروز آینه ای در برابر فردای ماست . اگر تا پیش از این دوری از وضعیت «فلسطینی» و دلهره هایش به ما اجازه فریاد زدن «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را میداد امروز شرایط مان بیش از پیش به فلسطین شبیه میشود. اگر غزه تحت محاصره اقتصادی ست و مردمش تحت فشار اقتصادی آرام آرام می میرند، شرایط در ایران تحت محاصره چندان بهتر نیست و نخواهد بود. اگر مردم غزه این شب ها با دلهره بیدار نشدن فردا به بستر می روند چندان دور نخواهد بود که چنین دلهره ای بر جان ایرانیان حاکم شود. این روزها موضع و حرکت ما در برابر تهاجم نظامی به غزه به طور مستقیم به موضع ما در برابر بمباران کشورمان گره خورده است چراکه برای اسرائیل ظاهرا راه تهران از غزه و بیروت میگذرد

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)