مدرسه فمینیستی: مطلب حاضر، متن گفتگوی ویدیویی دکتر مایکل کافمن است درباره خشونت جنسیتی که توسط نریمان رحیمی به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، به فارسی ترجمه شده است. این گفتگوی ویدئویی را همچنین به زبان اصلی می توانید در لینک زیر مشاهده کنید:

مایکل کافمن در این گفتگو می گوید: «بسته به این که درباره کدام کشور حرف می زنیم، بین 50 تا 90 درصد دختران و زنان مستقیماَ در معرض خشونت هستند و این مسئله خیلی وقت ها موجب از هم پاشیدن خانواده ها می شود. و از آن مهم تر این که خشونت جنسیتی، نقض حقوق انسانی دختران و زنان است. خشونت، باعث تضعیف آموزش دختران در اجتماع می شود. بعضی مردم فکر می کنند که خشونت علیه زنان، فقط مسئله زنان است ولی من فکر می کنم مردان هم باید صدای اعتراض شان را نسبت به این خشونت بلند کنند. با این که خیلی از ما مردان به عنوان پدر، پسر یا معلم واقعاَ خواهان خوشبختی و سعادت دختران و زنان ِ اطراف مان هستیم اما این کافی نیست. مسائل مهم دیگری هم وجود دارند: این که بسیاری از ما مردان هستیم که قوانین را تدوین و اجرا می کنیم و نقش سرمشق را در محیط مان ایفا می کنیم. اگر ما مخالف خشونت علیه زنان باشیم و حرفی در این باره نزنیم، مردان دیگر فکر می کنند که خوب، پس این خشونت از نظر ما اشکالی ندارد. پسرانی که ما برای شان سرمشق هستیم فکر می کنند این اِعمال خشونت باید نوع رفتار مردانه باشد. خشونت جنسیتی برای اجتماع ما باید مهم باشد چرا که خانواده های سالم تر و بدون خشونت، موجب می شوند که ما اجتماع خوشبخت تر و موفق تری داشته باشیم.

همه جا تحقیقات نشان داده که خشونت خانگی تأثیرات مخرب روانی شدیدی روی بچه هایی که شاهد این نوع خشونت هستند بر جای می گذارد. این، فقط یک نوع از تأثیر بد روی پسربچه هاست. یک تأثیر منفی دیگر این است که خشونت خانگی یک مدلِ رفتاری از «مرد بودن» و «مردانگی» برای پسربچه ها می آفریند که زیستن با آن مدل رفتاری واقعاَ برای خود آن پسران و مردانِ آینده مخرب است. وقتی که خشونت را از مدل رفتاری «مردانه» حذف کنیم هم برای دختران و زنان و هم برای خود پسران و مردان بهتر خواهد بود.»

بعضی اوقات از من می پرسند که: «آیا تو همه مردان را به اعمال خشونت جنسیتی متهم می کنی؟»

–  نه اصلا. اکثریت ما مردان هرگز زنی را کتک نزده ایم. هیچ زنی را مورد آزار و اذیت جنسی قرار نداده ایم. ولی با این حال فکر می کنم همه ما برای رسیدن به جایی که خانواده های امن تر و سالم تری داشته باشیم مسئولیت داریم. برای بهبود شرایط زندگی دختران و زنانی که دوست شان داریم مسئولیت داریم.

بنابراین حتی اگر ما خودمان هم عامل خشونت جنسیتی علیه زنان نیستیم، و اکثریت نیز همینطور هستند، اما همه ما مردان برای پایان دادن به این نوع خشونت دارای مسئولیت هستیم.

معلمان و مربیان باید درگیر مسئله خشونت جنسیتی بشوند. همانطور که پیشتر درباره شاهد خشونت خانگی بودن گفتم، وقتی که دختربچه ها و پسربچه ها شاهد مستقیم خشونت می شوند روی رشد مغزی آنها و میزان هوش شان تأثیر می گذارد و موجب کاهش موفقیت های تحصیلی آنها می شود. به عبارت دیگر، خشونت خانگی یک مسئله آموزشی و پرورشی هم هست. به همان ترتیب که وقتی دختر یا پسربچه ها خشونت را در مدرسه تجربه می کنند طبعاَ نمی توانند به اندازه کافی روی درس خواندن تمرکز داشته باشند. این بچه ها هنگام ترس، هورمونی در مغزشان ترشح می شود که مانع یادگیری و رشد مغزی آنها می شود.

معلمان نقش رهبری و سرمشق را برای بچه ها ایفا می کنند. به عنوان رهبر و سرمشق، گاهی باید دست به ریسک زد. این رهبران و سرمشق ها هستند که استانداردها و حد و مرزها را برای دانش آموزان و در قدم بعدی برای اجتماع تعیین می کنند. باید بدانیم که نگاه والدین بچه ها برای مشورت گرفتن و سرمشق بودن به ما معلمان و مربیان دوخته شده است. و سرانجام و از همه غم انگیزتر این که متأسفانه در برخی کشورها بعضی از معلمان و مربیان، سوءاستفاده جنسی از شاگردان شان را حق خودشان می دانند و این مایه شرم برای این حرفه ی شریف است. برای همین است که باید صدای مان را بلند کنیم.

امروزه ما مدارک و اسناد و شواهد بسیاری از سراسر جهان در اختیار داریم که چگونه می توانیم با موفقیت، مردان و پسران را طوری تربیت کنیم که خشونت جنسیتی در مدارس را از بین ببریم. برای مثال کمپین بین المللی «روبان سفید» را در نظر بگیریم. آنچه ما از شواهد می دانیم این است که پیام ما با نگاه مثبت از سوی مردان دریافت می شود.

مردان، دشمن نیستند. بله، ما مشکلات بزرگ و جدی در رابطه با خشونت جنسیتی داریم ولی از سوی دیگر مردان و پسران جوان بیشتر و بیشتر نقش مثبتی در پایان دادن به این نوع خشونت بازی می کنند. برای همین بهتر است که از چیزهایی مثل «گناه دسته جمعی مردان» یا «سرزنش جمعی مردان» خودداری کنیم. بگذارید مثبت فکر کنیم.

از سوی دیگر پیام ما در فرهنگ و در متن جوامع بومی و محلی هم راه یافته است. راه حل های خیلی کلی که شامل همه جا و در همه شرایط بشود وجود ندارند. معلمان و مربیان نمی توانند همه کار را به تنهایی انجام بدهند. ما در جوامع خودمان به همراهان و پشتیبانان پُرقدرت نیاز داریم. ما واقعاَ باید تلاش کنیم صدای مان را به گوش آنها برسانیم. این بخشی از نقش رهبری داشتن است. معلمان و مربیان به آموزش و تمرین و منابع و وسایل کار نیاز دارند.

خشونت جنسیتی چگونه بچه ها را در سنین مختلف تحت تأثیر قرار می دهد؟ ما چگونه می توانیم با بچه ها و جوانترها ارتباط برقرار کنیم؟ اینجاست که ما به آن آموزش و تمرین ها و وسایل کار نیاز داریم. اتحادیه های معلمان واقعاَ می توانند نقش مثبتی ایفا کنند. یک نقش رهبری، که این خیلی مهم است.

و سرانجام این که به یاد داشته باشیم مسئله ی مهم، همکاری و همیاری زنان و مردان است در کنار یکدیگر برای مبارزه با خشونت جنسیتی.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)