به گفته وکیل غنچه قوامی (نمی دانم این وکیل را خانواده غنچه انتخاب کرده اند یا قوه قضائیه) اتهام او “فعالیت تبلیغی علیه نظام” است و چنانکه از سخنانی که همین وکیل تحت عنوان دفاعیات در روز دادگاه به غنچه نسبت داده بر می آید، گویا فشار زیادی روی غنچه آورده اند که به اشتباهاتی که در حق “نظام” کرده اعتراف کند و عذر بخواهد.

شدیدتر این فشار را مدتهاست بر میرحسین موسوی و کروبی و رهنورد و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی وارد کرده اند. اتهامی که در این مورد بر این عزیزان وارد می کنند مبتنی بر مغالطه ای منطقی است که مصطفی ملکیان آنرا مغالطه “شیء سازی”(reification) نام می نهد(تقدیر ما تدبیر ما، ۱۳۸۹، ص ۴۹) که در طی آن گوینده ابتدا موجودی تخیلی (در این مورد “نظام”) خلق می کند و سپس درد و رنجی موهوم را به او نسبت می دهد و افراد را به خاطر درد و رنج رساندن به آن موجود وهمی مجازات می کند.
البته که در عالم خارج “نظامی” که درد و رنجش اهمیت قضایی داشته باشد وجود ندارند، و آنانی که درد و رنجشان بیش از همه مهم است تک تک شهروندان (من جمله غنچه قوامی یا میرحسین موسوی، یا سراج الدین میردامادی و …) هستند. یعنی قوه قضائیه باید دغدغه کاهش درد و رنج شهروندان عادی را داشته باشد، نه برعکس. البته فرض دیگری هم جز تحلیل ملکیان داریم و آن اینکه بگوییم نظام یعنی بخشی از حکومت که به صورت خودخوانده مشروعیتش را از آسمان و نه از مردم می گیرد…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)