سامویل بختیاری

مرتضی مطهری فیلسوف، متکلم، مفسر قرآن، عضو موتلفه اسلامی و از نظریه پردازان نظام جمهوری اسلامی بود. پیش از انقلاب سال ۵٧ مطهری عضو انجمن سلطنتی فلسفه و استاد دانشگاه تهران بود. در ادبیات جمهوری اسلامی از وی به عنوان معلم شهید یاد می شود.
مطهری اگرچه در اندیشه اسلامی صاحب نظر بود و بی شک تحول بزرگی در فلسفه اسلامی ایجاد کرد ولی نظریات تاریخی مطهری بی پایه و اساس است.
کتاب مطهری تحت عنوان خدمات متقابل اسلام و ایران نشانگر خصومت و دشمنی مرحوم مطهری با فرهنگ و تمدن ایرانی است. در ابتدای کتاب آقای مطهری با این پیش فرض دست به قلم می شوند که مسلم است تمامی اقوام دین اسلام را با آغوش باز پذیرفته اند!
اگر جناب مطهری پیش از نوشتن کمی تاریخ اسلام را مطالعه می فرمودند متوجه می شدند بیشتر قبائل اطراف مدینه نیز بعد از نبردهای سخت با ارتش اسلام مسلمان شدند. مطالعه کتاب های تاریخی که به دست مسلمانان نوشته شده است به خوبی ذهن خواننده دنیای مدرن را آگاه می سازد که فتوحات اولیه اسلامی تنها با قدرت جنگاوری اعراب مسلمان میسر شده است.
هیچیک از کشورهایی که امروزه در جغرافیایی به نام جهان اسلام هستند با صلح مسلمان نشده اند، نیاز به مثال زدن از ایران و مصر نیست، مکه زادگاه پیامبر اسلام با یک عملیات نظامی رعد آسا به چنگ مسلمانان افتاد.
در بخش دیگری از این کتاب آقای مطهری ضمن حمله به زبان فارسی آنرا زبان عوام و طبقه فرودست ایرانی دانسته و به روشی کودکانه سعی دارد به خواننده بقبولاند که دانشمندان و طبقه روشنفکر ایرانی زبان عرب را زبانی چیره و والاتر از فارسی می دانسته اند. با اشاره به این موضوع که هیچ زبانی برتری بر زبان دیگر ندارد، باید گفت استاد گرامی سخت در اشتباه هستید. استفاده از زبان عربی به علت ارتباط با امپراتوری گسترده عربی بوده است، مگر می شود دانشمندی در خراسان آراء و دیدگاه های خود را با زبان فارسی به جوینده دانشی در مصر یا شام برساند؟ پس این امپراتوری به یک زبان واحد برای ارتباط نیاز داشت.
جناب مطهری در جای جای این کتاب به عقائد و رسوم سایر ادیان توهین می کند، از دید نویسنده آداب مذهبی سایر آیین ها خرافی هستند در حالیکه خودشان پاسخی به مقوله حج و آداب آن نمی دهند یا بیشتر اوقات سعی در فرافکنی و کلی گویی دارند.
در سرتاسر کتاب جناب مطهری سعی در معرفی ایرانیان به عنوان وحشیانی که توسط مسلمانان متمدن شدند دارد. ولی ایشان اطلاع نداشته اند که تمدن ایرانی به همراه بسیاری از تمدن های دیگر تمدن بشری را پایه ریزی کرده اند.
جناب مطهری که ید طولایی در شناسایی احادیث جعلی و اصلی دارند در جایی از کتاب به منظور توجیه این ادعا که ایرانیان پیش از اسلام همگی حاصل ازدواج با محارم بوده اند ادعای جالبی می کند که با اندکی تفکر به پوچ بودن ادعای ایشان می توان پی برد. وقتی مردم از پیشوای نخست شیعیان علی پرسش می کنند که چرا مجوسان که با دختران و خواهران خود می آمیزند اهل کتابند، علی در پاسخ می گوید: ایشان پادشاهی داشتند که در هنگام مستی با دخترش آمیزش کرد پس پگاهان مردم شهر برای مجازات پادشاه دست به شورش زدند، پادشاه نگران با گفتن حدیث آدم و حوا که فرزندان آنها با هم آمیختند مردم شهر را فریفت و از کیفر گریخت. اما براستی دوست دانشمند ما ناآگاه از این موضوع بوده است که آدم و حوا ریشه در باورهای آیین های ابراهیمی دارند، چگونه مردمی که از آیینی شرقی (زرتشتیگری) اطاعت می کنند یکباره با شنیدن موضوع آدم و حوا منقلب شده و پادشاه را می بخشند. ازدواج با محارم در بسیاری از تمدن های کهن وجود داشته است و ایران نیز از این قاعده دور نبوده است اما این نوع ازدواج در میان قشرهایی از جامعه رواج داشته است، برای مثال این نوع ازدواج در میان برخی از مغان غرب ایران رواج داشته است. مطهری با انگیزه ایجاد شرمساری در وجود خواننده ایرانی به بیان این موضوع می پردازد در حالیکه نمی داند این ازدواج در آن دوران قبیح نبوده است.
مطهری بی هیچ منطقی در این کتاب به حمله های ناشیانه به فرهنگ مردم ایران می پردازد، و ملتمسانه از مردم می خواهد از آیین های ملی خود دست بکشند چون آنها شیطانی هستند. از نگاه جناب مطهری چهارشنبه سوری که جشنی شادی آفرین است خریت خوانده می شود اما عید قربان، عیدی از سوی آسمان است. کاش آقای مطهری دست به قلم نگارش تاریخ نمی شد و صرفاً به بحث و درس حوزه بسنده می کرد. کاش میدانست بین گزارش تاریخی و قالب کردن یک طرز فکر فاصله زیادی وجود دارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)