babak logo

کوبانی خروج است. نقب زدن و ساختن تونل هایی تاریک و تنگ در زیرزمین های خاورمیانه ی خونین. در دورانی که سرمایه داری بحران را نه به عنوان امری ادواری بلکه به عنوان بحرانی ساختاری تجربه می کند، گسیختگی همواره همچون یک امکان در برابر ماست. امکان یک خروج که امروز توسط جمعیتی چندگانه ساخته شده است: کردها. یک سیاست اقلیت که برای رسیدن به نسبت دیگری از عناصر، فاصله ها و آستانه هایی دیگر، در تونلی خرد و خراب و مست نقب های مستقل خویش را میزند.

کردها کیستند؟ امروز چیزی بیش از یک ملت. آن چندگانگی که به «یک» فرونمی کاهد بلکه بسیار می شود و می خواهد در جغرافیا و تاریخ تکثیر شود. در نسبت میان عناصر سیاست، در برهم کنش نیروهایی که در رابطه ای از قدرت با یکدیگر به سر می برند، در میان فرایند ترانزیت اسلحه و انتقال نفت و سوخت در رگهای سیری ناپذیر بازار جهانی، در زیر آواز چنگنوازان خوش الحان رسانه های مسلط که خواب بردگان را شیرین می کنند و چکمه های امپریالیسم را واکس می زنند، در میان غرش تازه ترین هیولای فرانکشتاین محصول تازه به بازار آمده ی قرن بیست و یکم، ساخته شده از چندین سر و دست و چنگال متافیزیکی و بسیاران لوله و روده های تولید ارزش اضافه و بهره کشی ارزان از بدنهای ما و در عین حال تخریب زیرساختهای اجتماعی زندگی ما، و در بحبوحه ی تولید، حذف، دفع، و انتقال جمعیتِ قلمروزدوده در سطح جغرافیا، انحرافی در کوبانی ایجاد شده است.

در این کانتونِ سیاست، در این خلاء عصب شناختی که انحراف اتم ها در آن صورت گرفته، مبارزه برای هویت که همواره بخشی از خصلت جنبشهای اجتماعی در سرمایه داری متاخر بوده به مبارزه برای هویت زدایی و چندگانه ساختن و تکثیر خویش پیوند خورده است. به جای آنکه کردها بخواهند هویت خود را بازیابند، به گونه های مختلف چندگانگی تبدیل می شوند که به بیرون سرایت می کند و همه را فرامی خواند تا کرد-شوند و عواملِ جمعیِ گفتن را تشکیل دهند. مقایسه ای میان دولت-وضعیت مرتجع حاکم بر کردستان عراق و آنچه در کوبانی می گذرد این واقعیتِ شدن را به خوبی نشان می دهد. «کرد بودن»(و نه کرد شدن) در کردستان عراق، به مدد زد و بندهای سیاسی احزاب دست راستی حاکم بر اقلیم، و رمزگذاری شدن در قلمرو سرمایه، دولت-وضعیتی را به وجود آورده که در آن نه «کردها» بلکه روابط بازار حاکمیت دارد. به وضوح می بینیم که دولت اقلیم کردستان عراق با ارتجاعی ترین نیروهای منطقه هم جهت شده است و «رونق» بازار خویش را در لیسیدن چکمه های آمریکا می بیند. «کرد شدن» در کوبانی داستان یکسر دیگری ست. آنها مرز میان بیرون و درون را بازتعریف می کنند و یک کوبانی شدن مداوم را در قالب کانتون های خودگردان طرح می کنند. اگر این شدن را به یک حزب، به یک دولت-وضعیت فروبکاهیم، اگر کانتون ها را به سیاست های گذشته و آینده ی پ.ک.ک نسبت دهیم و وابسته به آن بدانیم، فراموش کرده ایم که در این نقطه ی انحراف خود کوبانی هم بی وقفه کوبانی می شود و بالقوگی هایش را به تجربه می نشیند. بیایید این سیاست حقیقی را نه در فروکاستن چندگانگی هایش به یک، بلکه در نزدیک شدن و دورشدن اش از صفری که برسازنده ی آن است بفهمیم. در این نقطه باید پ.ک.ک را هم در کوبانی شدن اش فهمید. منطق کوبانی منطق ارتعاش عصبهای خاورمیانه است که مستعمرات پوست را از چندگانگی ها پر می کند.

باید دل از دولتها برکنیم. ما تنهاییم، و جهانی در برابر انقلاب ما سرکوفتگانِ تاریخ خواهد ایستاد. احیای گذشته تنها خدمتی ست که این نظام می تواند برای مردم انجام دهد و القای شکست تنها تحفه ی آن است. به تنهایی تاریخیِ خویش و تاریخ تنهایی خویش وفادار بمانیم.

هیچ کس نمی داند جه خواهد شد. امروز بر نقطه ی اوج پایان تاریخ به سر می بریم. بر نقطه ی اکستازیِ آن. در امپراتوری ترور. هگل در اینجا اوردوز کرد. موریانه ها بیرون ریخته اند و پای چوبین عمارت تاریخ را می جوند. آغاز و انجام تاریخ کجاست؟ کوبانی مسئله اش را از میانه های خروج طرح می کند.

در بحبوحه ی این سیلاب، کوبانی آینده را فراخوانده است و به نیرو و توان خویش میخواهد آن را از آن خود کند. نیروهای آینده با مقیاس کمّیِ زمان خطی سنجیده نمی شوند؛ آنچه می آید مرز میان گذشته و حال و آینده را برهم می زند. تاریخ دچار سکته می شود. زمانِ حالِ سرمایه در کوبانی متوقف می شود. مردم در آنجا کانتون هایی خودگردان را تشکیل داده اند و بالقوگیِ زندگی های اشتراکی را به تجربه نشسته اند و از آن دفاع می کنند. مردم نام این «آمده» را در شهرها فریاد می زنند و خواستار پیروزیِ آن هستند.

در شرایطی که اربابان حاکم بر سرنوشت ما، آنان که بدن های ما را دزدیده اند، جز موعظه های اخلاقی دیگر چیزی برای ارائه کردن به بشریت ندارند، باید به «گفتارها»ی ماکیاولی گوش سپرد که فن پیروزی اربابان را به بهترین شکل بر ما فاش کرده. او به بهترین نحو به جای ارائه ی مواعظ اخلاقی در مورد سیاست، در کتاب «گفتارها» به ما نشان می دهد که چگونه رومیان با اتکا به نفس، قدرت روحی و توان والای فکری، قادر به تحقق پیروزی و شکست امر کهنه شدند. او نخستین کسی بود که سیاست را به عنوان آری گویی به زندگی تعریف نمود و فاتحان را از آن رو شایسته ی پیروزی دانست که به تمامی نیروهای حیات انسانی خویش آری گفته اند.

به ما می گویند آلترناتیو شما چیست؟ آلترناتیو ما زندگی ست. این ایجابیتِ کوبانی ست. آلترناتیو ما کوبانی شدن است. در جهانی که چندی پیش نانسی فریزر اعلام کرد فمینیسم به بنده ی سرمایه داری تبدیل شده، سیاست زنانه ی کوبانی یک آلترناتیو است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)