قریب سه سال است که در سوریه یک جنگ داخلی خون بار در جریان است. بنا به تخمین منابع خبری، بیش از سیصد هزار نفر که نزدیک به چهل هزار نفر از آنان کودک بوده اند در جنگ داخلی سوریه کشته شده، شهرهای زیادی ویران گردیده و میلیونها آواره به کشورهای همسایه از جمله اردن، لبنان و ترکیه گریخته اند. ترکیه خود به تنهائی نزدیک به یک میلیون و هفتصد هزار نفر از آوارگان سوریه را پناه داده است.

در کنار همه فجایعی که بحران سوریه برای مردم این کشور ایجاد کرده یکی از مهمترین پیامدهای این بحران پیدایش جریان اسلامی افراطی داعش است که انصافا باید آنرا در ردیف گروه های مافیائی جنایتکار طبقه بندی کرد. اگر جریانات ارتجاعی و تروریستی القاعده و طالبان مولود ناگزیر مسلح کردن عناصر قبیله ای در افغانستان مذهبی بر علیه حکومتی که در شوره زار به نیت کاشت مدرنیسم بود بودند، داعش را باید مولود نامبارک سرکوب وحشیانه جنبش دموکرسی خواهانه در سوریه و بی توجهی قدرت های غربی به ماهیت نیروهائی که تحت حمایت قرار میدادند دید.

هر چند داعش مدتها در مناطقی از سوریه به کار تقویت خود و گرد آوری و تربیت نیرو مشغول بود و توجه چندانی به آن نمیشد اما ظهور ناگهانی در عراق و تصرف برق آسای مناطق سنی این کشور و از جمله دومین شهر بزرگ عراق موصل، این غده سرطانی را به مرکز توجه جهان آورد و اینک نیز آنچه که در کوبانی جریان دارد آنرا برجسته کرده و تحت تاثیر عوامل معینی حالت استثنائی به آن داده است.

کوبانی و ائتلاف بین المللی ضد داعش 
از نقطه نظر بین المللی کوبانی همان نقطه ایست که کار مداخله نظامی در سوریه را توجیه پذیر میسازد. پیش از این دولت آمریکا در تمام دوره جنگ داخلی سوریه خود را از این تحولات کنار کشیده و حتی علیرغم فشار نیروهای محافظه کار داخل آمریکا، از کمک تسلیحاتی به نیروهای مخالف نیز خودداری کرده بود بطوریکه حتی قریب یکسال پیش وقتی بحث استفاده از سلاح های شیمیائی توسط نیروهای حکومت سوریه مطرح شد، دولت اوباما علیرغم همه فشارهای نیروهای منطقه ای مخالف بشار اسد و علیرغم همه فشارهای نیروهای محافظه کار آمریکا، پس از موافقت دولت سوریه با محو تسلیحات شیمیائی خود از مداخله در سوریه منصرف شد.

در دوره پس از حملات داعش و تصرف مناطق وسیعی در عراق نیز دولت آمریکا که دو سال پیش نیروهای خود را بطور کامل از عراق خارج کرده بود تا زمانی که عوامل داعش با سبعیت خبرنگاران غربی را در مقابل دوربین سر بریدند از کمک نظامی خودداری کرد و به غیراز فشار برای تعویض دولت تحت حمایه ایران اقدام جدی دیگری انجام نداد.

کوبانی

در چند ماه اخیر و پس از ورود داعش به عراق صحنه سیاسی آمریکا محل برخورد طرفداران دخالت نظامی در سوریه و اعزام مجدد نیروی زمینی به عراق از یک طرف و نیروهایی که نگران تکرار تجربه های افغانستان و عراق وافتادن آمریکا در باطلاق دیگری بودند از طرف دیگر بوده است. چنین مباحثاتی آنقدر دامنه دار و جدی بود که حتی در یک مورد در حالیکه رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا از ناگزیر بودن اعزام نیروی زمینی به سوریه حرف میزد همزمان رئیس جمهور به تعهد خود به عدم ارسال نیرو به عراق و سوریه تاکید مینمود. اینک بنظر میرسد نبردهای کوبانی وزنه طرف حامی مداخله نظامی را سنگین تر بکند. محتمل است که این مداخله توسط نیروهای آمریکائی صورت نپذیرد و کشورهای اطراف از جمله ترکیه تشویق شوند که نقش موثری در این رابطه به عهده بگیرند.

در این میان دولت ترکیه صراحتا ناخشنودی خود را از ادامه جنگ داخلی در سوریه ابراز کرده و تاکید کرده که به شرطی در ائتلاف بین المللی علیه داعش شرکت میکند که هدف نهائی این ائتلاف سقوط حکومت اسد تعیین شود. این دولت اخیرا نیز لایحه ای به مجلس ترکیه ارائه کرد که در آن مجوز دخالت نظامی در سوریه به نیروهای ارتش ترکیه داده شده است. ٣۲۰ نماینده پارلمان به لایحه مربوطه رای مثبت و ۱۲۰ نماینده رای منفی دادند. حزب کردی (ه د پ ) حزب نزدیک به پ ک ک به همراه حزب جمهوریخواه خلق از مخالفان حزب حاکم عدالت و توسعه به این لایحه رای منفی داده اند.

حکومت ایران و نگرانی از ورود ترکیه به سوریه 
در همسایگی ترکیه، حکومت ایران نیز جریانات کوبانی را با دقت و نگرانی بیشتری دنبال میکند. در طول سه سال جنگ داخلی سوریه ، ایران مدافع جدی حکومت بشار اسد بوده و با کمک های مالی، تسلیحاتی و انسانی و همچنین با گسیل نیروهای حزب الله از لبنان حکومت سوریه را سر پا نگه داشت.

طبیعی است که حکومت ایران با این سابقه، از تحولات اخیر و احتمال ورود نیروهای نظامی ائتلاف بر علیه حکومت اسد بشدت نگران گردد و کوبانی همان نقطه تلاقی است که به حکومت ایران کمک میکند که جبهه ای علیه مهمترین بازوی ائتلاف در سیاست اخیر سرنگونی اسد یعنی ترکیه ایفا کند.

پس از اینکه پارلمان ترکیه طرح دخالت نظامی در سوریه را تصویب کرد، تبلیغات جمهوری اسلامی نیز علیه ترکیه جنبه علنی و حادی گرفته است. تقریبا روزی نیست که امامان جمعه در شهرهای مختلف ایران ترکیه را به باد انتقاد نگیرند و آنرا تهدید نکنند. همین چند روز پیش امام جمعه مشهد گفته: “هدف آمریکا و اسرائیل این است که با کمک نوکر حلقه به گوش خود ترکیه، سوریه و عراق را اشغال نظامی کنند و در نتیجه ایران برای دفاع از این دو کشور وارد میدان شود و آنها با نفوذ داعش به مرز کشورما امنیت را بخطر بیندازند.”
در تازه ترین اظهارات رئیس مجلس اسلامی علی لاریجانی گفته است: ” نباید از حرکات خطرناک ترکیه در عراق و سوریه غافل شد.”

همین دو رو روز پیش نیز روزنامه جمهوری اسلامی که از سیاستهای رفسنجانی حمایت میکند مساله را از قالب سوریه خارج کرده و بصورت مشخص نوشته “دولت ترکیه، اکنون به یک تهدید برای امنیت منطقه و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. این تهدید را دولتمردان ما نباید نادیده بگیرند یا از کنار آن با غفلت و بی تفاوتی عبور کنند.” همین روزنامه توصیه کرده است ”مسئولان ایرانی باید برای بازداشتن دولتمردان ترکیه از مشارکت در توطئه ای که آمریکا در سوریه و عراق درحال اجرای آنست به اقدامات عملی جدی روی آورند و به شعار دادن اکتفا نکنند.”

در ادامه همین سیاست است که بلند گوهای تبلیغاتی ایران با حمایت از مبارزان کرد در کوبانی ضمن مخالفت با دخالت نظامی ترکیه توصیه کرده اند که ترکیه به داوطلبان کرد اجازه دهد که به کمک کوبانی بروند. نکته قابل تعمق آنجاست که به روایت منابع کردی، همین دو ماه پیش همزمان با حمله داعش به شنگال و مخمور در کردستان عراق، خود حکومت ایران در حالیکه سازمانهای کرد ایرانی برای مقابله با داعش اعلام آمادگی کرده و نیروی نظامی به مناطق جنگی فرستادند از کانالهای مختلف خود به حکومت اقلیم کردستان هشدار داد و آنان را از جبهههای جنگ بازگرداند.

همپیمانی کردها و چپ ها در حمله به ترکیه 
از نقطه نظر کردها و همراه با آنان نیروهای چپ، اهمیت کوبانی به خاطر حفظ یکی از چند منطقه خود مختار کردی در داخل سوریه میباشد. اینجا یکی از چند شهر و بنا به روایت کردهای سوریه یکی از چند کانتونی است که هم هویت کردی و مستقل از هویت عربی سوریه دارد و هم نمونه ای از یک جامعه سوسیالیستی است. کسانی حتی پیدا شده اند که این این کانتون ها را در ردیف “کمون پاریس” قرار داده اند، هر چند که نه پایه ناسیونالیستی آن، نه حمایت قدرتهای سرمایه داری غربی از آن و نه روابط درونی کوبانی سنخیتی با کمون پاریس نشان میدهد. نماد هائی که از سوی محافل کرد از کوبانی منتشر میشود متمرکز برتصویر زنان رزمنده کرد است.

در این تصاویر رزمندگان مرد کمتر دیده میشوند بطوریکه اگر به صرف این تصاویر قضاوت شود چنین مینماید که از کوبانی صرفا زنان دفاع میکنند هرچند که در واقعیت امر غیبت مردان رزمنده در تصاویر منتشره ، بیشتر برای جلب حمایت افکار عمومی میتواند تفسیر شود. جدا از همه حرف و حدیث ها در این موارد، به هر حال کوبانی نقطه تلاقی کار مشترک کردها و نیروهای چپ قرار گرفته است. در این کار مشترک برای دفاع از کانتونهای کوبانی نکته چشمگیری که شدیدا توی ذوق میزند در سایه قرار دادن داعش و در عوض، تمرکز حملات تخریبی به ترکیه به عنوان دشمن اصلی است.

تقریبا هیچ نوشته ای از شخصیتهای چپ و کرد ایرانی و هیچ بیانیه ای از سازمانهای سیاسی ایرانی نیست که در آن ترکیه در مرکز حملات تبلیغاتی قرار نگرفته باشد. نمونه هائی از تعبیرات بکار رفته خود گویای جوی است که در این رابطه ایجاد شده است:

“دولت ترکیه که در آرزوی قتل عام مدافعان کوبانی توسط آدم خواران داعشی لحظه شماری می کند، در فراهم آوردن شرایط قتل عام مبارزان کوبانی عملآ همدست داعشی هاست.”
“. در این میان حکومت فاشیست و نئوعثمانی حزب “عدالت و توسعه” ترکیه ، این مدافع اصلی داعش در آتشی که بر آفروخته ، دارد می سوزد.“

“جلوگیری پلیس و ارتش ترکیه از ورود داوطلبان کرد و چپگرایان ترک به کوبانی برای جلوگیری از سقوط این شهر به خوبی نشان می دهد که نمایش صف تانک ها و آماده باش ارتش ترکیه بیش از آنچه اقدامی پیشگیرانه علیه داعش باشد یک آمادگی برای بعد از بروز فاجعه و رقم زدن معادلات جدیدی به نفع سیاست های ماجراجویانه اردوغان خواهد بود. ترکیه اردوغان دارد با ارزش های انسانی به نفع منویات ماجراجویانه در عرصه سیاست خارجی بازی می کند”
حتی در اطلاعیه تعدادی از سازمانهای چپ ایرانی دولت ترکیه را سرکوبگر مردم کوبانی معرفی کرده است و گفته شده : “.

پیغام نهفته در مقاومت کوبانی امیدهای رهایی بخش، آزادی خواهانه و حق تعیین سرنوشت را بسیار فراتر از مرزهای کوبانی دست کم در منطقه خاورمیانه رساتر از همیشه فریاد می زند و درست جوهر همین پیغام است که دولت اسلامی و ائتلاف بین المللی ضد داعش به رهبری آمریکا و دولت ترکیه را در سرکوب این مردم همسو نموده است” (این سازمان های محترم چپ ایرانی البته لزومی به دیدن این واقعیت ها ندیده اند که نیروهای ائتلاف مواضع داعش را در اطراف کوبانی بمباران میکنند و مدافعان کرد کوبانی نیز به آنها گرا میدهند و بیش از یکصد و هشتاد هزار اهالی کوبانی نیز در ترکیه پناه گرفته اند.)

این یکسو نگری و تبلیغات بی محتوا صرفا به سازمانهای چپ و نویسندگان کرد محدود نمیشود. همین سایت اخبار روز که ارگان بخش مهمی از چپ ایرانی است وقتی در باره تظاهرات ترکیه و کشته شدن چندین نفر که عمدتا ناشی از درگیری بین گروه های مسلح کرد طرفدار پ ک ک و گروه های اسلام گرای کرد حزب الله بود تیتر میزند “به جای مقابله با داعش، ترکیه کردها را می کشد”، خیلی از مسائل را به عیان نشان میدهد.

کوبانی در قاب بزرگ حوادث عراق و سوریه 
اگر اهمیت کوبانی برای کشورهای و گروه های مرتبط به شرح بالا را در یک قاب بزرگتری ببینیم و همراه با آن به رویداد های عراق هم نگاهی بیاندازیم میتوانیم استثنائی بودن نبردهای کوبانی را بیشتر به ببینیم. پیش از این در عراق اهالی ترکمن تلعفر و آمرالی و حتی اهالی جامعه موسوم به یزیدی ها (مدیای ایرانی برای عدم ایجاد حساسیت بخاطر نام یزید به آنها ایزدی میگویند) نیز مورد حملات وحشیانه داعش قرار داشتند. در این مناطق قربانیان که عموما غیر نظامی بودند جائی برای پناه نداشتند و زیر تیغ حملات وحشیانه داعشی ها قرار داشتند.

ما در این مناطق این نقطه تلاقی ائتلاف بین المللی، حکومت ایران، محافل کرد و چپ ایرانی را نمیبینیم و دلیل ندیدنمان هم این بود که چنین نقطه تلاقی اصلا وجود نداشت. ائتلاف بین المللی بر علیه داعش وجود نداشت، بمباران مواضع داعش توسط هواپیماهای ائتلاف پس از تهدید اربیل مطرح شد، مساله دخالت نظامی ترکیه در سوریه بمیان نیامده بود تا حکومت ایران را رو در روی ترکیه قرار دهد. چپ ایران لزومی به دفاع از ترکمن های تلعفر و امرالی نمیدید و کردها نیز در اقلیم کردستان با غنیمت شمردن فرصت طلائی پیشروی داعش در موصل، سرگرم تصرف و محکم کردن جای پا در مناطق نفت خیز کرکوک بودند و سرنوشت بی پناهان تلعفر و امرالی برایشان اهمیتی نداشت.

منطق جنگ تبلیغاتی علیه ترکیه 
ناگفته پیداست که در جنگ تبلیغاتی حکومت ایران و محافلی از چپ بین المللی و مدعی همیشه صحنه یعنی لابی ارمنی ها بر علیه دولت ترکیه، مورد شگفت انگیزی دیده نمیشود. چیزی که این وسط اصلا قابل درک نیست برخورد خصمانه کردها و چپ ایرانی به سیاست ترکیه میباشد.

در شرائطی که در پی سالها کشمکش و کشت وکشتار در ترکیه، دولت اردوغان با گشایش فضا و مصالحه امکاناتی برای کردها در ترکیه فراهم کرده که در هیچ نقطه دنیا از آن برخوردار نیستند، در شرائطی که احزاب نزدیک به پ ک ک که تا دیروز در شهرهای ترکیه بمب منفجر میکردند با آزادی عمل به مجلس ملی ترکیه بیش از سی نماینده فرستاده اند ، در شرائطی که ترکیه مرزهای خود را به سوی پناهجویان کرد کوبانی باز گذاشته و اغلب جمعیت غیر نظامی کوبانی را مهمان کرده است و در شرائطی که خود حزب وابسته به پ ک ک که همپیمان گروه های درگیر در کوبانی است با مداخله نظامی ترکیه در کوبانی رسما مخالفت کرده است، حملات تبلیغاتی هیستریک سیاسیون کرد ایرانی که هیچ یک از این امتیازات را در ایران ندارند قابل درک نیست.

بهانه ای که دولت ایران و محافل کرد و چپ ایرانی برای حمله به دولت ترکیه میگیرند و آن اینکه گویا این کشور به اعزام داوطلبان کرد از خاک ترکیه به کوبانی روی خوش نشان نمیدهد، بیش از اندازه بی اعتبار و غیر منطقی است که جای بحث داشته باشد. طبیعی است که هیچ داوطلبی بدون آموزش نظامی و بدون اسلحه کاری از پیش نمیبرد و تسلیح رزمندگان با تجربه ای که پیشتر در صفوف پ ک ک مشغول جنگ و جدال با ارتش آن کشور بودند از هیچ دولت مسئولی انتظار نمیرود. گذشته از این، وابستگان پ ک ک تا کنون اجازه دولت ترکیه را برای عبور از مرز و پناه گرفتن در عراق و سوریه لازم نداشتند که اینک نیز برای رفتن به کوبانی مجوز نیاز داشته باشند.

حملات دامنه دار چپ ایرانی بر علیه ترکیه نیز غیر قابل توجیه و حیرت آور است. این نوع موضع گیری ها در خلاء انجام نمیشود و طبیعی است که وقتی بدون توجه به شرائط موجود منطقه و بخصوص وضعیت خود ایران مطرح میشود نشانی از منطق نمیتواند داشته باشد. اگر مقامات جمهوری اسلامی با همه شقاوت و سرکوبگری شان ناگهان نگران حقوق سیاهان در آمریکا میشوند بر فریبکاری آنها نمیشود خرده گرفت، اما نیروهائی که خود را دموکرات میدانند و قاعدتا نباید رفتاری مشابه فریبکاران داشته باشند.

چپ ایرانی میتواند بطور عام با سیستم حکومتی و سیستم اقصادی ترکیه موافق نباشد اما اگر در مقایسه با شرائطی که خود در ایران بسر میبرد و یا در مقایسه با مورد مشخص سوریه که کوبانی جزئی از آن سرزمین است تیغ تیز حملاتش را به ترکیه نشانه رود سوال بر انگیز میشود. ترکیه ای که به اقلیت کرد امتیازاتی داده که تصور گوشه از آن در ایران، پان ایرانیسم را به جنون میکشاند.

کشوری که انتخاباتش را کسی زیر سوال نمیبرد، اقلیت های ملی آن حقوقی دارد که در ایران خوابش را هم نمیشود دید، حکومتی که اعدام را کنار گذاشته است، سیستمی که در آن زنان به صرف زن بودن تحت فشار سیستماتیک دولتی نیستند، کشوری که مدیا در آن آزاد است و کشوری که مردمش برای تامین زندگی خود کلیه و فرزند خردسالشان را به حراج نمیگذارند. اینکه چپ ایرانی به حکومت های سوریه و ایران که مسببان اصلی فلاکت مردم سوریه اند بی اعتنا بوده و به ترکیه بند میکند انصافا نمونه قابل مطالعه ایست.

کوبانی و سوء استفاده پان ایرانیست ها 
گذشته از مواردی که در بالا اشاره شد گروه دیگری نیز با حوادث کوبانی به صحنه آمدند که لزوما هیچ ارتباطی با چپ ها و کردها ندارند. به نظر میرسد نبردهای کوبانی و موج حملات تبلیغاتی بر علیه ترکیه ظرفیتی برای عقده گشائی اینان بر علیه ترکها ایجاد کرده و نسل باستان پرست در اوهام فرورفته ای که احساس خود کم بینی دیوانه اش کرده با سخیف ترین کلمات و توهین ها به ترک ها حمله ور شده است.

در کارزار اینها حتی صورت ظاهر نیز حفظ نمیشود و مساله به سیاستهای دولت ترکیه محدود نمیشود. اینها علنا و صریحا به همه ترکها توهین میکنند، با نثار اصطلاحات و تعابیر نژاد پرستانه و رذیلانه از ترکها میخواهند به مغولستان به روند و یا بمیرند. اینکه دفاع از کمون ادعائی چپ ایرانی و حمایت از جریان خودمختار کردها این چنین زمینه ای برای همراهی و حمایت ارتجاعی ترین قشر نژاد پرستان ایجاد میکند قاعدتا باید برای کردها و چپ ایرانی هشدار دهنده باشد.

در باره سیاستی که کردها را در مقابل ترک ها قرار میدهد 
واقعیت اینست که کوبانی تنها نقطه ای نیست که کردها بر علیه مصالح خود کار میکنند. همراهی سخنگویان و احزاب کردی با تحرکات گاه بگاه محافل مشکوک در مناطق مختلف آذربایجان غربی مورد تاسف بار دیگری در این زمینه است. این تحرکات، هم از نقطه نظر تبلیغاتی و طرح نقشه های توسعه طلبانه ارضی در آذربایجان غربی و هم از نقطه نظر عملیات نظامی بر علیه نیروهای حکومت مرکزی در این مناطق، تاثیرات منفی در همبستگی ائتنیک های مختلف برای کسب حقوق ملی ایجاد میکند که در نهایت زیانش در درجه اول متوجه جنبش ملی کرد در ایران میشود.

تصور نمیکنم کسی در این شک داشته باشد که در آرایش کنونی نیروها -خواه از نظر نظامی و خواه از نظر اجتماعی و سیاسی- امیدی برای کسب خودمختاری مدنی و سیاسی کردهای ساکن ایران بدون حمایت جدی ترکها وجود داشته باشد. نه وزن جمعیتی، نه وزن سیاسی و نه وزن اجتماعی و نظامی آنها چنین امکانی را محتمل میسازد.

هم حکومت ایران و هم نیروهای پان ایرانیست نیز این مساله را میدانند و به همین دلیل نیز به هر اقدامی دست میزنند تا از اتحاد عمل ترکها و کردها در ایران برای کسب حقوق ملی اشان جلوگیری کنند. هر چند پان ایرانیستها در حرف، خود را دوستدار کردها وانمود کرده و ترکها را بیگانه حساب میکنند اما در اصل در مقابل هر گونه تمایل خود مختاری مدنی، فرهنگی و سیاسی حساس اند و به همین منظور با ایجاد نفرت بین ترکها و کردها بخصوص در منطقه غرب آذربایجان، در تشکیل یک جبهه متحد در مقابل خود مانع میتراشند. وقتی مساله به حکومت ایران مربوط میشود مساله از حالت تبلیغی با عمل نظامی نیز همراه میشود که تحرکات گروه کردی پژاک وابسته به پ ک ک در آذربایجان غربی نمونه بازر آن است.

این که ایجاد پژاک حاصل آزادی عمل پ ک ک در آذربایجان غربی است و اینکه حملات مسلحانه گاه بگاه این گروه که به عوض کردستان ایران در شهرهای آذربایجان غربی صورت میگیرد در خدمت اهداف حکومت ایران است راز سر به مهری نیست. انجام فعالیت مسلحانه در مناطق آذربایجان از طرف هر سازمان کردی نیز که صورت گیرد نه تنها کمکی به پیش برد مبارزه خود کردها نمیکند بلکه در اتحاد عمل مردم ایران در مبارزه برای حقوق ملی مانع ایجاد کرده و بصورت جدی به ایجاد شکاف بین ترکها و کردها خدمت میکند.

ترکها نه تنها این اقدامات را با توجه به سوابق تاریخی متعدد از جمله نمونه سولدوز که خاطرات تلخ آن هنوز در اذهان ترکها هنوز زنده است ارزیابی میکنند بلکه از آنطرف حکومت ایران نیز به سادگی کشته های نیروهای دولتی را به عنوان شهیدان مبارزه با توسعه طلبی کردی به مردم قالب کرده و چنین میشود که امام جمعه معلوم الحالی ملجا پناه بخشی از ترکها قرار میگیرد و سرهنگ پاسداری که در دیگر موارد خود در نقش یکی از مهره های سرکوب اهالی آذربایجان ظاهر میشود ناگهان شهید راه دفاع از خاک این خطه معرفی میشود.

سلسله جریانات عملیات روانی و ایذائی متعددی که حکومت ایران و همدستان پان ایرانیستش برای ایجاد شکاف و نفرت پراکنی دست میزند ابعاد دیگری را نیز شامل میشود. وقتی همین اواخر برخی اعضا مجلس اسلامی از مناطق کردنشین که خود در هر حال از صافی شورای نگهبان گذشته و چیزی جز منویات عالی نظام طرح نمیکنند، ناگهان نغمه تغییر نام استان آذربایجان غربی را ساز میکنند و از آنطرف عضو ترک مجلس شورا از اورمیه نیز شعار میدهد که مگر از روی جنازه وی رد شوند، خود نمونه نرم افزاری دیگری از جنس تحرکات پژاک به حساب میآید.

تاسف آور اینست که این قبیل شیوه های جنگ روانی و تخریبی که مانعی بر سر اتحاد عمل ترکها و کردها است و در نهایت آب به آسیاب محافلی میریزد که کوچکترین حقوق ملی ائتنیک های غیر فارس را نمی پذیرند، حتی از میان خود شخصیتها و احزاب کردی نیز حمایت میشود و چنین مینماید که گویا این اینان در سناریوئی که پان ایرانیسم تمامیت خواه در این زمینه نوشته است نقش خود را پذیرفته وبه خوبی ایفا میکنند.

نیروهای روشنفکر ترقی خواه ایرانی و بخصوص نیروهای جوان و فعال کرد بهتر است بخاطر سعادت همه مردم ایران و بخصوص به خاطر کسب حقوق ملی مردم خود، با تحلیل عمیقتر مسائل در دام پان ایرانیست ها قرار نگیرند. بدون اتحاد عمل همه نیروهای ملی و مترقی، بدون دور شدن از برخوردهای احساسی و بی منطق و بدون هشیاری در مقابل حوادث، صحنه سیاسی ایران همچنان بصورت بسته به نفع نیروهای توتالیتر باقی مانده و مرکز یکه تازی و حرکات ویرانگر نیروهای ارتجاعی خواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)