کوبانی؛ جهانی دیگر

کوبانی حمایت

شهوتِ آدم‌کشی داعش، شهر کوچک کوبانی را از هر طرف محاصره کرده است. سران کشورهای قدرتمند و اربابان جهان ساکت‌اند و نوای مضحکِ حقوق‌بشرشان در این نقطه از تاریخ خفه شده. نیروهای موسوم به ائتلاف که قرار است به نمایندگی از کشورهای متمدّن به داد مردم منطقه برسند و دموکراسی و سرخوشی بیاورند، دست‌روی‌دست گذاشته‌اند و از چندصد متری حادثه نظاره‌گر وحشی‌گری داعش ‌هستند. یادمان هست که شکلِ دیگری از نیروهای ائتلاف در قالب ناتو و به سرکردگی آمریکا و بریتانیا، یک دهه پیش، دولت عراق و دستگاه عظیم نظامی-امنیتی‌اش را، در عرض ده روز از روی کره‌ی زمین محو کرد. آیا هم‌اینک نیروهای ائتلاف به‌لحاظ نظامی قادر نیستند در عرض یکی دو روز آدم‌کش‌های داعش را با خاک یکسان کنند؟ امّا هواپیماهای ائتلاف هر از گاهی بلند می‌شوند و کوه و صحرای خالی را به اسم مبارزه با داعش بمباران می‌کنند، فقط برای پرکردن ویترین رسانه‌های جریان اصلی و البتّه برای خوابی که بر فردای این منطقه دیده‌اند؛ تمامی جنبش‌های مترقّی منطقه به‌دستِ داعش از بین می‌روند، داعش اوج می‌گیرد و در گفتار رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی از «پیکارجو» به وحشی و تروریست استحاله می‌یابد. ناتو و کشورهای متمدّن برای دموکراسی و حقوق‌بشر به یاری مردم منطقه می‌آیند. ذکاوت چندانی نمی‌خواهد تا از پیشرفته‌ترین سلاح‌های نظامی و منابع مالی گیج‌کننده‌ای که داعش در اختیار دارد، بفهمیم این آدم‌کش‌ها از کجا و به‌دست چه کسانی پا گرفته‌اند، چگونه حمایت می‌شوند و ماجرا می‌خواهد به‌کدام سو برود.

کوبانی در محاصره‌ی آدم‌کش‌های داعش است و جنگ شهری در کوچه‌پس‌کوچه‌ها جریان دارد. مردم کوبانی همه‌با‌هم با دست‌های خالی و با ساده‌ترین سلاح‌ها بدون کوچکترین حمایت مستقیم خارجی، دلیرانه مقاومت می‌کنند. آن‌ها غذا ندارند، دارو ندارند، سلاح پیشرفته هم ندارند، امّا با ایمان و امید مقاومت می‌کنند. آن‌ها سرافرازانه به‌کام مرگ می‌روند، چون عاشق زندگی هستند.

در کوبانی، سه سال است تجربه‌ی ویژه‌ای رقم می‌خورد؛ جامعه‌ای خودگردان و دموکراسی رادیکال. شوراهای مردمی که در آن هریک از اقشار جامعه نماینده‌ی مستقیم خود را دارد، بالاترین نهاد تصمیم‌گیری‌اند. مردم کوبانی ارباب ندارند و مستقیماً در تعیین سرنوشتشان سهیم‌اند. کوبانی تمامی مرزهای هویتی چون جنسیت و قومیت را درنوردیده و در مقیاس خود نمونه‌ای عالی از برابری انسان‌ها را تعیّن بخشیده است؛ نمونه‌ای که در تاریخ معاصر این منطقه کم‌نظیر و حتّی بی‌نظیر است. اینکه زندگی آدم‌ها می‌تواند جور دیگری هم باشد، زندگی برابر، آزاد و فارغ از هرگونه مرزبندی هویتی. شکلی از زندگی که در آن تک‌تک‌ افراد جامعه فارغ از نژاد، جنسیت یا مذهب، حقوق برابری دارند و در کنار هم جامعه‌ی خود را اداره می‌کنند. جایی که انسان‌ها فقط از حیث انسان‌بودنشان اهمّیت می‌یابند و نه هیچ‌چیز دیگر. از این زاویه کوبانی به‌عنوان سنگر مقاومت اهمّیت وافری می‌یابد. هراسِ دولت‌های مرتجعِ منطقه و دولت‌های استعماری، دقیقاً بسط و گسترش ایده‌ای از زندگی مردم است که در کوبانی جلوه یافته؛ ایده‌ای که رو به سمتِ فرودستان و بی‌صدایان دارد و به همگان اعلام می‌کند که آرمان برابری و آزادی همه‌ی انسان‌ها رویا نیست. حال چه خوب که این ایده‌ی بی‌نظیرِ زندگی مشترکِ انسان‌ها به‌دست آدم‌کش‌های داعش از بین برود. در آن‌ سو، کردهای متموّلی که از صدقه‌سر ناتو و استعمارنوین به مال‌و‌منال و مکنتی در عراق رسیده‌اند، از ترسِ تهدید منافع‌شان، در برابر عظمت مقاومتِ کوبانی خفه‌خون گرفته‌اند. اینجاست که داعیه‌ی لرزان قوم‌گرایی و ناسیونالیسم پوشالی فرو می‌پاشد و واقعیتِ عریانِ سیاست عیان می‌شود. مردم کوبانی و یگان‌های مدافع خلق در برابر توحّش آدم‌کش‌های داعش، حتّی اگر کرد هم باشند، باز اهمّیتی ندارند زیرا اینجا با جنگ منافع طرفیم و کوبانی مطلوب منافع نیست. در سوی دیگر دولت ترکیه ـ عالی‌ترین دولتِ ایده‌ال برای دول استعماری در منطقه ـ در مقام ژاندارم جدید خاورمیانه، تهدید کوبانی را فرصتی برای منافع ژئوپولیتیک‌اش کرده و در این کارزار آتش‌‌وخون، بر سر زندگی و مرگ مردم کوبانی معامله می‌کند.

کوبانی طنین صدایی است از اعماق تاریخ؛ استالینگراد، آشویتس، الجزایر، شیلی، خوجالی، حلبچه، غزه و …
کوبانی یک نام است برای رنجی که سال‌ها بر سر مردمان بی‌دفاع رفته است. نامی که چنان شکوه‌مندانه در سراسر خاورمیانه طنین‌انداز گشته، که حتّی اگر به‌دست آدم‌کش‌ها و حمایتِ استعمار و ارتجاع سقوط کند، همچون یک ایده‌ی مبارزه و مقاومت برای دنیایی بهتر برای همیشه با ما خواهد ماند؛ دنیایی عاری از تبعیض، استثمار و راسیسم؛ دنیایی آزاد و برابر. پس از کوبانی دیگر هیچ‌ استعمارگری جرأت دم‌زدن از حقوق‌بشر و دموکراسی را نخواهد داشت. کوبانی همچون شبحی است که حتّی اگر سقوط کند، برای همیشه و در همه‌جای منطقه و جهان گشت‌وگذار خواهد کرد. کوبانی، حتّی اگر سقوط کند، تاریخ را در لحظه‌ی پیش‌ِ روی‌مان متوقّف می‌کند، مظلومانه امّا باشکوه به چشمان ما خیره می‌شود و عرقی از شرم بر جبین و فوّاره‌ای از امید در دل‌های‌مان می‌نشاند.
کوبانی تاریخ ما را به دو بخش تقسیم کرده است: جهان، پیش و پس از تجربه‌ی مقاومتِ کوبانی.

کوبانی حتّی اگر سقوط کند، آرمانی که تحقّق بخشیده هیچ‌گاه سقوط نخواهد کرد.

—————————————————-

امضاکنندگان:

طاهره آزادفر، مهناز آزادفر، علیرضا آسمانی، فریبا آقابگلو، حسام آقاجمال، افشین آقایی، حسین آگاه، داود ابراهیم‌نژاد، محمود احدی، امید احمدی، حامد احمدی، مهرداد احمدی، ندا احمدی، حامد احمدیان، محمّد ارجمندی‌راد، ناصر اسداللهی، فیروز اسکندری، ناصر اسمعیلی، ندا اشجاری، ناصر اصغری، رامین اعلایی، امید اقدم، رحیم اکبری، مهرنوش اکبری، رحمان الیاسی، بابک امیری‌پویا، بتول انصافی، محسن ایرانزاد، حیدر ایمانی، الناز بابایی، فرشید باغشمال، شهاب برّی، افشین برزگر، بابک بقایی، نگین بناکار، مهرداد بنی‌بایرامی، احمد بنی‌حسن، بیوک بهاری، مهدی بهاری، مهرداد بهرامی، مازیار بهمنش، یعقوب پاشنگ، مجید پالوایه، علی پاینده، مهسا پناه‌شاهی، مهدی پناهی، احسان پورخیری، بهناز پوری، آرمان پیرانی، ابراهیم تفضلی، فرهاد ثابتی، سلیمان ثالث، اکبر جاوید، علی‌اصغر جاهد اورنگ، رضی جعفر‌زاده، امین جعفری، فاطمه جعفری، جمشید جلیل‌نژاد، سهند جمال‌زاده، ابوالفضل جمالی، کریم جمالی، امیر چمنی، محمّد چوبدار، سعید چوبانی، سمیّه حاجی‌زاده، غلام حداد، مانا حسینی، محمود حضوری، علی حقّی، هادی خان‌محمّدی، سپیده حیدرخانی، سحر حیدرخانی، حمید خرازی، سهیلا خراطیان، بهرنگ خرّم، افشین خطیبی، ابراهیم دارابی، پروین داوری، صبا دلخون، شهاب دولت‌آبادی، یاسمین دهقان، رحیم دینی، میثم ذاکری، حامد ذوالفقاری، رحیم رئیس‌نیا، پیمان رئیسی، هادی ربّی‌پور، علی رحیم‌پور، مهرداد رحیمی، سینا رضوان‌مهر، مینا رفیعی، شهین رنجبر، سوده زارع، سعید زارع‌محمّدی، حمید زارع محمّدی، نارین زارعی، تهمینه زاردشت، امین زرگرنژاد، امید زنوزی، نگار زهتاب، بابک زیدی، رضا زینالی، موسی ساکت، جلال سپهری، انیس سعادت، صدیقه سعادت، نسترن سلطان‌زاده، حاجی سلطانی، فتاح سلمان‌زاده، اشرف سلیمانی، پیمان سلیمانی، یونس سیف، نصرت‌اله شاهدی، نسیم شاهی، فهیمه شایق، محمّد‌علی شکرگذار، جلال شمع‌سوزان، نغمه شیرازی، احمد شیرین‌زاده، رضا شیشوانی، نیما صابری، زهرا صدیق، غلام‌حسین صدیق، محمّد صدیق، علی طباطبایی، مرتضی طوسی، بابک طهماسبی، مجید عابدینی، سامان عبّاسیان، قدرت عبّاسی، مهدی عبّاسی، فرح عبدالرحیم‌پور، عبّاس عبدالرحیمی، سحر عبدالله‌زاده، سحر عبدی، اکبر عسگری، صراف عظیمی، مریم علوی میلانی، عطا علیزادگان، امین علیزاده، سودا علی‌مدد‌نژاد، پیمان عیّاری، آیدین غلام‌زاده، علی فائض‌پور، رضا فاتح، میلاد فخرایی، نسرین فرشبافی درخشان، الشن فرشی، جعفر فروزان، سعید فرهودی‌نیا، بهروز فریدی، شاهین فضلی، سحر فکردار، نیلوفر فیروزمند، ولی فیضی، کریم قربان‌زاده، قاسم قربانی، علی قیالو، زهرا کاظمی، حسن کافی، مهرداد کامروز، شیدا کاویانی، بیتا کبیر، خاطره کلیبری، حسین کوشی، صیام گنجه‌ای، مجید محسنی، الناز محمّد‌پور، سودابه محمّد‌پور، آرش محمّدی، داود محمّدی، سیاوش محمّدی، هیمن محمّدی، اسماعیل محمودی، مهدی مددی، هاتف مدینه‌ای، محمّد‌علی مزیدی، حسن مسرتی، احسان مسلمی، کوروش مصطفی‌نژاد، جلیل مطلوبی، پگاه ملکی، اکبر مناف، فاطمه منوچهری، ائلدار موغانلی، میر سعید مولویان، ولی مهارتی، بهروز مهری، جعفر مهری‌اقدم، رحیم مهنما، آرزو میلانی، علیرضا مینویی، امین ناد‌علی‌زاده، امیر ناظری، همایون نخجوانی، فاطمه نصر، نادر نصیری، امیر نظری، یلدا نوایی، احمد نورانی، کاوه نورانی، شهلا نوری، حسن نویدی، امیر نیک‌نژاد، ساسان واهبی‌وش، بهرام وثوق، عبّاس وفایی، مجید ولی‌پور، شراره یعقوبی.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)